دانلود کتاب آنی در گرین گیبلز از ال. ام. مونتگمری - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۵ خرداد , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب آنی در گرین گیبلز از ال. ام. مونتگمری
 کتاب آنی در گرین گیبلز از ال. ام. مونتگمری

%d8%a2%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d8%b2

نام کتاب: آنی در گرین گیبلز

نویسنده: ال. ام. مونتگمری

مترجم: محمد حفاظی

مجموعه: آنی شرلی

انتشارات: نقطه

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۳۷۳ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۲۹٫۲ مگابایت

 

مقدمه

%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b1%d9%86%d8%b3-%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-3

جزیره پرنس ادوارد (به انگلیسی: Prince Edward Island) کوچکترین ایالت کانادا است که متشکل از جزیره‌ای به همین نام و چند جزیرهٔ دیگر است. این جزیره در خلیج سنت لاورنس (که یکی از شاخه های بزرگ اقیانوس اطلس است) واقع شده و طول آن ۲۲۵ و عرض آن بین ۶ تا ۶۴ کیلومتر تغییر می کند. پرنس ادوارد به همراه نیوبرونزویک و نوا اسکوشیا سه ایالت ساحلی کانادا را تشکیل می دهند.

شارلوت تاون مرکز جزیره پرنس ادوارد و بزرگ ترین شهر آن است. اما این شهر کوچک ترین مرکز در میان تمامی ایالات کانادا به شمار می رود. سال هاست گذرگاه هایی جزیره پرنس ادوارد را به کانادا پیوند داده اند. در فصل زمستان آب خلیج یخ می بندد وباید از قایق های یخ شکن برای گذر از آن استفاده کرد. در سال ۱۹۹۷ پل کنفدراسیون میان پرنس ادوارد و نیوبرونزویک راهی ایجاد کرد که ماشین ها می توانند در عرض کمتر از ۱۵ دقیقه از آن عبور کنند. پرنس ادوارد دارای چندین نام است:

جزیره پرنس ادوارد که از نام “پرنس ادوارد” (۱۸۲۰-۱۷۶۷ میلادی)، فرزند چهارم “جرج سومِ” بریتانیا و پدر “ملکه ویکتوریا” گرفته شده‌ است.

باغی در خلیج که اشاره به مزارع سر سبز کشاورزی در کنار آب دارد.

محل تولد کنفدراسیون که بازگشت به جلسه برگزار شده در شهر “شارلوت تاون” در سال ۱۸۶۴ دارد و پرینس ادوارد طبق توافق در آن جلسه به کنفدراسیون پیوست و هفتمین استان کانادا شد.

اقتصاد آن مزرعه‌داری است که تولید ۲۵٪ سیب زمینی کانادا را بر عهده دارد. پرنس ادوارد محل مهاجران قدیمی کانادا است. طبق سرشماری سال ۲۰۱۱، پرینس ادوارد ۱۴۰٫۲۰۴ نفر جمعیت دارد. در ۲۰۰ کیلومتری شمال نواسکوشیا و ۶۰۰ کیلومتری شرق کبک سیتی قراردارد. از یک جزیره اصلی و ۲۳۱ جزیره کوچکتر تشکیل شده که روی هم ۵٫۶۸۵ کیلومتر مربع مساحت دارد. اکنون ۱۳۹۰۰۰ نفر در این جزیره زندگی می کنند

ماهیگیری و زراعت:

ماهیگیری یکی از صنایع مهم جزیره پرنس ادوارد است. خرچنگ دریایی باارزش ترین محصول این ناحیه و به قدری مردمی است که رستوران های مک دونالد در جزیره، تابستان ها ساندویچ این محصول، موسوم به مک لابستر (McLobster) را عرضه می کنند!

نزدیک به نیمی از مساحت این جزیره را مزرعه ها به خود اختصاص داده اند. تاکستان ها، سیب زمینی، حبوبات اعلا و شبدر سبز تابستان ها جزیره را می پوشانند. گل های وحشی و جنگل های کوچک نیز بخش دیگری از جزیره را به خود اختصاص داده اند. خاک حاصلخیز جزیره، نام های دیگری برای آن به ارمغان آورده: باغچه خلیج، مزرعه چند میلیون جریبی و جزیره سیب زمینی از این نام ها هستند.

استراحتگاه:

پرنس ادوارد یک استراحتگاه پرطرفدارست. جاده های رویایی در میان چشم اندازهای بدیع و روستایی آن پیچ و تاب می خورند، جاده هایی که هرگز از دریا دور نمی شوند. در این جزیره مسیرهای دریایی فراوانی وجود دارد. در پارک ملی جزیره، سواحلی شنی در مجاورت خلیج سنت لاورنس وجود دارد. پارک فوق در ناحیه ای خوش منظر با صخره های ماسه سنگی ، تل های شنی و مرداب های نمکی واقع شده و خاک سرخ جزیره حاصل وفور این تل های شنی است.

نام جزیره:

مدت ها پیش از پیداشدن سروکله اروپاییان در جزیره پرنس ادوارد، این جزیره محل زندگی میک مک های سرخپوست بود. آنان جزیره را اپک ویتک (Epekwitk ) می نامیدند که به معنای “گهواره موج ها” ست. کاوشگران فرانسوی نام سن ژان را بر آن نهادند و مهاجران انگلیسی آن را به انگلیسی برگرداندند. به این ترتیب این جزیره به نام سنت جان خوانده شد.سپس اهالی سنت جان به این فکر افتادند مکان های زیادی در ایالات دریایی به نام سنت جان نامیده شده. از این رو در سال ۱۷۹۹ تصمیم گرفتند نام جزیره را به پرنس ادوارد تغییر دهند که نام یکی از پسران جرج سوم پادشاه بریتانیا بود. شارلوت تاون نیز به نام ملکه شارلوت، همسر جرج سوم نامگذاری شد.

زادگاه کانادا:

جزیره پرنس ادوارد در تولد کشوری به نام کانادا نیز نقش داشت. در سال ۱۸۶۴ مقاماتی از ایالات دریایی و برخی ایالات دیگر کانادا (اونتاریو و کبک) در شارلوت تاون با یکدیگر دیدار کردند. آنان بر سر امکان واحد سازی ایالات بریتانیایی شمال آمریکا و ایجاد کشوری واحد به بحث پرداختند. این دیدار که به نام کنفرانس شارلوت تاون معروف است، نخستین گام به سمت ایجاد کشور کانادا به شمار می رفت. اتحاد چهار ایالت فوق سرانجام در سال ۱۸۶۷ به صورت کامل انجام شد. مردم کانادا این مجموعه را کنفدراسیون می نامند. ایالات اصلی کنفدراسیون فوق، نیوبرونزویک، نوااسکاتیا، اونتاریو و کبک بودند. روز اول جولای ۱۸۷۳ جزیره پرنس ادوارد به عنوان هفتمین ایالت به کنفدراسیون پیوست.

جزیره پرنس ادوارد در دنیای ادبیات:

%da%a9%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4

جزیره پرنس ادوارد بستر حوادث یکی از کلاسیک های مشهور جهان به نام آنه شرلی نوشته ال. ام. مونتگمری می باشد. این کتاب درباره ماجراهای دختر یتیمی به نام آن شرلی نوشته شده که اواخر سال های ۱۸۰۰ در جزیره پرنس ادوارد زندگی می کند. خانه او، در مزرعه گرین گیبلز در دهکده ای خیالی به نام آوونلی واقع شده است.

مزرعه گرین گیبلز حقیقی در کاوندیش، اجتماع کوچک مزرعه داری در بخش شمالی جزیره پرنس ادوارد قرار دارد و به بستگان نویسنده تعلق داشت.  برخی این بخش از جزیره را سرزمین آنی می نامند. مزرعه گرین گیبلز اکنون به یک موزه تبدیل شده و بخشی از پارک ملی جزیره پرنس ادوارد محسوب می شود. علاقمندان از سراسر دنیا برای دیدن این نواحی به این محل می آیند. دیگر جاذبه های این ناحیه از جمله زادگاه مونتگومری و نیز مدرسه یک کلاسه ای که در آن تدریس می کرد، نیز در همین محل واقع هستند.

آنی شرلی به شخصیت مشهوری در ادبیات مردم کانادا بدل شد و شهرت او خیلی زود به دیگر کشور ها رسید و این داستان ها به هفده زبان دنیا ترجمه شد. همین باعث شد که محل زندگی او به جاذبه توریستی بدل شود. هر سال این جزیره میزبان جشنواره تئاتر موزیکال طرفداران آنی شرلی است. جزیره پرنس ادوارد تا حدود زیادی به سفر طرفداران آنشرلی به این منطقه وابسته است. در ژاپن، آنی شرلی طرفداران زیادی دارد به طوری که ازدواج زوج های ژاپنی در این جزیره و در مزرعه گرین گیبلز، برای اهالی جزیره به امری عادی بدل شده است.

مزرعه حقیقی گرین گیبلز از بیرون

%da%af%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-1

%da%af%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-2

مزرعه حقیقی گرین گیبلز از داخل

%da%af%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-1

%da%af%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-2

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۸۸۵-۱۸۸۰ میلادی

مکان: کانادا، جزیره پرنس ادوارد، دهکده آوونلی

“ماریلا” و “متیو کاتبرت”، خواهر و برادری مزرعه‌دار و مالک مزرعه “گرین گیبلز” در دهکده “آوونلی”  محسوب می‌شوند. آنها تصمیم می‌گیرند سرپرستی پسربچه ۱۱ ساله‌ای را به عهده بگیرند؛ اما مسئولین یتیم خانه “هوپ تاون” در “نوا اسکوشیا”، به اشتباه دختربچه‌ای به نام “آنی شرلی” را که والدینش را در سه ماهگی از دست داده، به گرین گیبلز می فرستند.

این خواهر و برادر از آنجا ‌که نیاز به نیروی کار داشتند، از پرورشگاه خواسته بودند تا یک پسر برای آنها بفرستد و با دیدن آنی، ابتدا ‌تصمیم می‌گیرند او را پس بفرستند؛ ولی بعد به دلیل احساس تنهایی دخترک، او را می‌پذیرند. آنی در آنجا ماندگار می‌شود و به جای کمک به متیو در کشاورزی، در خانه‌داری به ماریلا کمک می‌کند و …

 

معرفی کتاب

کتاب آنی شرلی در گرین گیبلز اولین جلد از مجموعه هشت جلدی آنی شرلی شاهکار ال. ام. مونتگمری و بی شک محبوب ترین آنهاست. این کتاب سرشار از توصیفات زیبا و احساسی هست که روح را نوازش می دهند. داستان زندگی آنی در گرین گیبلز و اتفاقات جالبی که برای او پیش می آید، احساسات کودکانه زیبای آنی، ابتکارات و خلاقیت های هوشمندانه او؛ همه و همه دست به دست هم می دهند تا این کتاب برای تمام خواننده هایش فراموش نشدنی بشود.

کاراکترهای اصلی داستان:

آن شرلی: دخترک لاغر خیالباف و پر حرف با صورت کک مکی که دو دسته موی ‌بافته ضخیم قرمزرنگ از زیر کلاهش آویزان است و اصرار دارد همه او را “آنی” صدا بزنند، دختری کله شق و در عین حال مهربان.

متیو: پیرمرد کم‌حرف، جدی و مهربان.

ماریلا: زنی ‌قدبلند با موهای خاکستری، که آنها را به صورت گره کوچکی پشت سرش جمع می‌کند و چهره‌ای ‌متعصب و سختگیر دارد.

خط سیر داستان:

متیو و ماریلا در مزرعه گرین گیبلز زندگی می‌کنند و منتظر رسیدن پسر‌بچه یازده ساله‌ای هستند تا در کارهای مزرعه به آنها کمک کند و آنها هم سرپرستی او را به ‌عهده بگیرند. اما خانم اسپنسر به اشتباه این دخترک موقرمز پرحرف احساساتی به نام آنی شرلی را برایشان آورده است. هنگامی که آنی وارد مزرعه گرین گیبلز می شود، متوجه می شود که کاتبرت ها یک پسر می خواستند تا در کارهای مزرعه کمکشان کند، نه یک دختر.

کاتبرت ها تصمیم می گیرند آنی را به یتیم خانه برگردانند؛ ولی آنی با گریه التماس می کند که او را نگه دارند چون “شما هم اگر یک یتیم بودید و به جایی می رفتید که فکر می کردید قرار است خانه شما باشد، ولی بعد می فهمیدید که آنها شما را نمی خواهند، چون پسر نیستید؛ حتما گریه می کردید”. بالاخره متیو که از آنی خوشش آمده، ماریلا را راضی می کند تا دخترک با آنها زندگی کند؛ به این شرط که آنی قول بدهد دختر خوب و مودبی باشد و به حرفهای کاتبرت ها گوش کند.

این کتاب، داستان زندگی آنی را از یازده سالگی تا شانزده سالگی تعریف می کند. در این کتاب مى بینیم که آنیِ یتیم (که به قول خودش هیچکس او را نمی خواهد و زیبایی چندانی هم ندارد) چطور صاحب خانه و خانواده مى شود، دوست پیدا می کند، مدرسه می رود، در امتحانات یکی از معتبرترین کالج های دنیا قبول مى شود و استعدادهایش (مخصوصا در زمینه ادبیات) کشف می شود. آنی ای که در کودکی، یا در یتیم خانه بوده و یا در خانه مردم از بچه ها نگهداری می کرد، پیش مردم آنقدر محبوب و دوست داشتنی می شود که حتی رضایت خانم “لیند” مشکل پسند را هم می گیرد!

 

اطلاعات کتاب

• کتاب آنی شرلی در گرین گیبلز ترجمه ای است از کتاب Anne of Green Gables (به فارسی: آنی ساکن گرین گیبلز) نوشته L. M. Montgomery که نخستین بار در ژوئن سال ۱۹۰۸ توسط انتشارات .L. C. Page and Co در ایالات متحده آمریکا منتشر شد.

 

مجموعه آنی شرلی

مجموعه ۸ جلدی آنی شرلی نوشته لوسی ماد مونتگمری، نویسنده معروف کانادایی است که او را در عالم مطبوعات با نام ال. ام. مونتگمری می‌شناسند. این مجموعه، قصه زندگی و ماجراهای دختری به نام آنی شرلی است که در اواخر سالهای ۱۸۰۰ میلادی و در سن یازده سالگی، بعد از سالها زندگی در یتیم خانه بالاخره خواهر و برادری مسن به نام ماریلا و متیو کاتبرت او را به مزرعه گرین گیبلز در نزد خود می آورند و سرپرستی او را به عهده می گیرند. آنی به عمارت گرین گیبلز در روستای آوونلی می‌رود و ماجراهای او شروع می شود: آنی بزرگ می‌شود، دوستان زیادی پیدا می‌کند، به دانشگاه و کالج می‌رود، ازدواج می‌کند و …

داستانهای این مجموعه با ورود آنی به‌ ‌گرین گیبلز‌ در جلد اول ‌شروع می‌شود و در ‌‌کتاب هشتم با ازدواج هفتمین فرزند آنی تمام می‌شود. از کتاب ۶ به بعد بیشتر داستان حول و ‌حوش بچه‌های آنی می‌چرخد و به شرح وقایع زندگی آنها می‌پردازد. ‌

خانم مونتگمری در اولین کتاب از این مجموعه، زمانی آنی شرلی را به خواننده معرفی می‌کند که او ۱۱ ساله است و به عنوان یک بچه یتیم از سوی پرورشگاه به “گرین گیبلز” فرستاده می‌‌شود. گرین گیبلز که نام یک مزرعه در جزیره “پرنس ادوارد” کاناداست، به زودی به خانه اصلی ‌‌آنی بدل می‌شود و خانواده کوچکی که از یک خواهر و برادر مسن به نام ماتیو و ماریلا تشکیل‌شده او را به عنوان جزیی از خودشان می‌پذیرند. البته برای این که این مراحل طی شود، باید ‌ماجراهای متعددی را پشت‌سر گذاشت و مهم‌ترین آنها این است که این خواهر و برادر از آنجا ‌که نیاز به نیروی کار دارند از پرورشگاه خواسته‌اند تا یک پسر به آنها بدهد و با دیدن آنی ابتدا ‌تصمیم می‌گیرند او را پس بفرستند و بعد به دلیل احساس تنهایی دخترک که آن را خیلی راحت ‌بیان می‌کند، او را می‌پذیرند. اینجاست که آنی اولین بار زندگی در یک خانواده را تجربه ‌می‌کند و با عشق آشنا می‌شود.

مونتگمری، برای چاپ اولین کتاب این مجموعه (آنی شرلی در گرین گیبلز)، به زحمت توانست ‌ناشری پیدا کند، اما این کتاب به محض انتشار با چنان استقبالی روبه‌رو شد که نویسنده تصمیم ‌به ادامه ماجرا گرفت و جلدهای بعدی را درباره این دخترک کله شق و در عین حال مهربان نوشت. ‌ایده نوشتن این داستان را از یک خبر روزنامه گرفت. خبری که در آن از ‌فرستادن یک دختر یتیم به جای یک پسر یتیم برای کمک به خانواده‌ای کشاورز سخن رفته بود. ‌براساس آن خبر، زوج کشاورز تصمیم گرفته بودند که آن دختر را نگه دارند و بزرگ کنند. سپس بخش زیادی از داستان را با الهام از دوران کودکی زندگی خود در حومه جزیره پرنس ادوارد نوشت. جالب است که بسیاری از ماجراهای زندگی آنی شرلی با توجه به دیگر تجربیات ‌زندگی خانم مونتگمری شکل گرفته است؛ بزرگ‌شدن با پدربزرگ و مادربزرگ، مراحل تحصیل، عاشق‌شدن، ازدست‌دادن پدربزرگ، مرگ فرزند و …

مونتگمری در دوره‌ای از زندگی خود به جوانی علاقه‌مند ‌شد (درست مثل علاقه‌ی آنی به گیلبرت)، اما از ازدواج با او سر باز زد؛ زیرا معتقد بود در مقام زنی که حرفه خاصی دارد مشکل می‌تواند با کسی که از نظر فکری از او پایین‌تر است ازدواج کند. با این حال سال‌ها بعد زمانی که این پسر جوان در زمستانی سخت بر اثر ابتلا به بیماری سینه پهلو درگذشت، لوسی به شدت به هم ریخت. (بیماری گیلبرت در داستان با این تفاوت که گیلبرت نمی‌میرد.)

لوسی برای نوشتن مجموعه ماجراهای آنی شرلی، تصویر یک دختر موقرمز را که از مجله‌ آمریکایی متروپولیتان ‌بریده بود، جلوی چشمش گذاشته بود تا تصویر درست‌تر و باورپذیرتری از آنی ارائه کند و هرگز ‌هم فراموش نکند که این دختر چه احساسات عمیقی دارد.‌ این خانم نویسنده با آن شرلی زندگی کرد و آخرین کتابی که نوشت جلد آخر زندگی آنی شرلی در ‌سال ۱۹۳۹ بود.

داستان زیبا، ملموس و همیشه سبز آنی شرلی، آن‌قدر تازه است که این تصور به انسان دست می‌دهد که یکی از تین‌ایجرهای یکی دو دهه پیش آن را نوشته باشد، اما واقعیت این است که این خانم نویسنده که ‌بیش از ۷۰ سال از مرگش می‌گذرد، آن‌قدر خوب زندگی را می‌شناخت و می‌توانست شخصیت‌‌پردازی کند که شخصیتی را شکل داد که هنوز جوان مانده‌ است.‌ رمان های آنی شرلی در عین سادگی و قابل فهم بودن براى هر مخاطبی، بسیار جذاب، شاعرانه، و هنرمندانه نوشته شده اند. وقتی یک فصل را تمام مى کنیم، مشتاقانه دوست داریم فصل بعدی را بخوانیم و کنجکاو مى شویم که ادامه داستان چطور پیش می رود. چون قصه آنی، قصه یکنواختی نیست که تمامش غم یا تمامش شادی باشد. در یک فصل، ماریلا بالاخره به آنی مى گوید که اجازه دارد در گرین گیبلز بماند. ما هم با آنی خوشحال می شویم و در پایان آن فصل، نگاه خیالپردازانه آنه به ما هم آرامش مى دهد. اما در فصل بعدی که آنه به خاطر رنگ موهایش با خانم لیند بحث مى کند، این آرامش به هم می خورد و ما هم ناخواسته خودمان را در مشاجره و مشکل آنی درگیر مى بینیم. کتابهای آنی، مخصوصا کتاب اول آن کاملا مثل یک زندگی واقعی، فراز و نشیب دارد و تکراری نمی شود.

یکی از دلایل دیگری که به سختی می توانیم کتابهای آنی شرلی را زمین بگذاریم این است که ایجازها و اطناب ها کاملا به جا هستند. خیلی سخت است که داستانی بنویسید که هم حوصله مخاطب را سر نبرد، هم به اندازه کافی کشش داشته باشد. اما ال. ام. مونتگومری توانست چنین داستانی بنویسد. طولانی شدن یا کوتاه شدن اتفاق های داستان با وسواس خاصی انتخاب شده اند و شما تقریباً نمی توانید جایی را در قصه پیدا کنید که کسل کننده باشد یا قصه، با عجله تعریف شده باشد و شما آن بخش از داستان را متوجه نشوید. مثلاً وقتی آنی برای عذرخواهی بابت مهمانی چای به خانه باری ها می رود، مونتگومرى حرفی از مسیری که آنه از گرین گیبلز تا خانه باری ها (و برعکس) طی می کند، نمی زند. فقط مواردی را روایت می کند که گفتن آنها واقعا لازم است.

داستانهای آنی شرلی همانطور که به ما یاد می دهد که با تلاش و امید می توانیم رویاهایمان را به حقیقت تبدیل کنیم، به ما می آموزد که قدرشناس هم باشیم. آنی به خوبی می داند که اگر ماریلا و متیو نبودند، هیچوقت نمی توانست اینقدر پیشرفت کند. او قدر زحمت هایی که کاتبرت ها برایش کشیده اند، می داند؛ پس ترجیح می دهد به جای اینکه زندگی با ثروت را انتخاب کند، زندگی با عشق را برگزیند. اگر پول کمی داشته باشیم اما همدیگر را دوست داشته باشیم، تحمل سختی ها راحت تر می شود و خوشحالیم که حداقل در این راه دشوار، تنها نیستیم. اما اگر ثروتمندترین انسان دنیا باشیم ولی همه از ما فراری باشند، تحمل دشواری های زندگی خیلی سخت تر خواهد شد.

در کل اگر در این دنیای کسل کننده (که همیشه بدی هایش بیشتر از خوبی هایش بوده و هست) به دنبال داستان شاعرانه و چفت و بست داری می گردید که شما را وارد قلمرو خیال کند و براى لحظاتی مشکلاتتان را فراموش کنید، کتابهای آنی شرلی مى تواند یکی از بهترین انتخاب ها باشد. همچنین به قول یکی از دوستان، کتابهای آنی شرلی از صدها کتاب “رمزهای موفقیت در زندگی” بهتر است؛ چون مونتگومرى علاوه بر اینکه امید به زندگی را در کتابهایش نهفته، سعی کرده اتفاقات داستانش را طوری بنویسد که بتوانیم مشابه آنها را در زندگی خودمان پیدا کنیم و امیدوار باشیم که ما هم می توانیم مثل آنی به موفقیت های زیادی دست پیدا کنیم.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های دیگر این مجموعه

کتاب های مشابه با این کتاب

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.