دانلود کتاب میدل مارچ (جلد دوم) از جورج الیوت - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۲۷ مرداد , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب میدل مارچ (جلد دوم) از جورج الیوت  
  کتاب میدل مارچ (جلد دوم) از جورج الیوت

%d9%85%db%8c%d8%af%d9%84-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%86

نام کتاب: میدل مارچ (جلد دوم)

نویسنده: جورج الیوت

مترجم: مینا سرابی

انتشارات: دنیای نو

سال نشر: ۱۳۶۹

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۶۰۱ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۷٫۲۹ مگابایت

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۸۳۲-۱۸۲۹ میلادی

مکان: انگلستان، شهر میدل مارچ

“دورتا بروک” دختر جوانی است که با کشیشی فرتوت و علیل به نام “ادوارد کازوبن” ازدواج می‌کند، کشیشی که می‌توانست جای پدر او باشد. با این همه، یک سال و اندی پس از مرگ او، از ثروتش دست کشید تا با پسرخاله شوهرش ازدواج کند. این جوان که بسیار کم سن و سال است، نه دارای ثروت است و نه خانواده‌ای با اسم و رسم. بدین ترتیب، ازدواج بحث برانگیز دورتا در میان اطرافیان با واکنش‌های گوناگونی روبه‌رو می‌شود و به عمق احساس دورتا توجه‌ای نمی‌گردد؛ زیرا اطرافیان او محصول جامعه‌ای هستند که در آن عواطف بزرگ و انسانی جنبه اشتباه به خود می‌گیرند، حال آن که هیچ روح بزرگی نیست که از محیط خارجی تاثیر نپذیرد و دورتا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است …

 

معرفی کتاب

جورج الیوت یکی از پایه گذاران رمان روانشناسانه است و شاهکار عظیم او میدل مارچ شاخص ترین اثر وی و یکی از بهترین رمان های همه ی زمان هاست. نام اصلی او، ماریان ایوانز بود، اما نام مستعار مردانه‌ی جورج الیوت را برای خود برگزید تا اطمینان یابد آثارش مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرند. او مایل بود نگاهی جدی‌تر به آثارش شود و تنها یک نویسنده‌ی داستان‌های عاشقانه محسوب نشود.

از این نویسنده انگلیسی ۷ رمان و ۱۱ کتاب شعر منتشر شده است. در میان این آثار، “میدل مارچ” شاهکار او به حساب می‌آید. این رمان زندگی چند خانواده ساکن “میدل مارچ” را روایت می‌کند و قهرمان آن “دورتا بروک” دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام “ادوارد کازوبن” پاسخ مثبت می‌دهد. الیوت این ازدواج را نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی دورتا می‌داند که باعث می‌شود زنی جوان از خانواده‌ای محترم چنین خطای وحشتناکی مرتکب شود. اليوت در اين كتاب ۶ ازدواج موفق و ناموفق را مورد بررسي قرار مي‌دهد. او با واقع‌بینی دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله “رزاموند” زیبا و دکتر “لایدگیت”، “فرد وینسی” و “مری گارت” و در نهایت “لادیزلا” و “دورتا” را بررسی می‌کند.

میدل مارچ، اوج نبوغ جورج الیوت بوده و در تاریخ ادبیات انگلیسی برای خود جایگاهی مستحکم دارد. این کتاب نخستین بار در سال ۱۸۷۱ منتشر شد و پس از آن بارها از سوی ناشران مختلف به چاپ مجدد رسید. این رمان كه ويرجينيا وولف، آن را يكي از نادرترين رمان‌ها برای بزرگسالان توصیف می کند، در سال ۲۰۰۷ به عنوان يكي از ۱۰ رمان برتر تمام اعصار شناخته شد.

نام اصلی کتاب Middlemarch: A Study of Provincial Life (به فارسی: میدل مارچ: مطالعه زندگی شهرستانی) است و به صورت داستانی دنباله‌دار منتشر شد. قهرمان این مجموعه داستانها “دورتا بروک”، دختر جوان و خيال‌پردازي بود كه جلوه‌اي از خصوصيات اخلاقي نويسنده را در خود داشت.

زمانی که انتشار رمان میدل مارچ به صورت داستانی دنباله دار در مجله بلک وود آغاز شد، توانست توجه خوانندگان بسیاری را به خود جلب کند و آنها را وا دارد بی‌صبرانه در انتظار چاپ قسمت بعدی داستان باشند؛  اما هیچ کدام از آنها نمی‌دانستند نویسنده‌ چیره دست این رمان زنی به نام ماریان ایوانز که از نام مستعار مردانه جورج الیوت استفاده می‌کند. حتی گذشت زمان نیز چیزی از جذابیت‌های این رمان کم نکرده است. با وجود آن‌که حدود ‌صد و پنجاه سال از نوشته شدن میدل مارچ می‌گذرد، اما هنوز هم می‌تواند خوانندگانش را با خود همراه کند. همچنین فیلم‌ها و سریال‌های متعددی براساس این رمان ساخته شده است.

نگارش و انتشار داستان:

در ژانویه سال ۱۸۶۹، جورج الیوت در دفتر یادداشتش برنامه های سال پیش روی خود را لیست می کند، از جمله نوشتن رمانی به نام میدل مارچ. الیوت در ماه آگوست نوشتن میدل مارچ را آغاز کرد. فرآیند نوشتن داستان به کندی پیش میرفت، هر جند که همین روند کُند هم با بیماری مرگبار تورین لوئیس، دومین پسر جورج هنری لوئیس، وکیل ادبی و معشوقه طولانی مدت الیوت، قطع می شود. تا ماه سپتامبر ۱۸۶۹ فقط سه فصل از داستان کامل شده بود و تا نوامبر ۱۸۶۹ که سرانجام تورین از دنیا می رود، الیوت نگارش رمان خود را (که در این مرحله فقط به صورت مطالعه ای در جامعه میدل مارچ با شخصیت های اصلی دکتر لایدگیت و همسرش، رزاموند وینسی درآمده بود) کاملا متوقف کرد.

یک سال بعد در نوامبر ۱۸۷۰ الیوت شروع به نگارش داستان جدیدی تحت عنوان دوشیزه بروک کرد که در آن شخصیت دورتا معرفی می شود. در طول ماه های آغازین سال ۱۸۷۱ الیوت به تدریج شروع به ترکیب ماجراهای دورتا (از داستان دوشیزه بروک) و زوج لایدگیت-وینسی (از داستان میدل مارچی که در ۱۸۶۹ ناتمام ماند) کرد و شاهکار باشکوه میدل مارچی که امروز در دست داریم شروع به ظهور نمود. تا ماه می ۱۸۷۱ حجم زیاد داستان، باعث نگرانی الیوت برای انتشارش شد. تا اینکه جورج هنری لوئیس، وکیل ادبی او راهی جدید برای انتشار آن ابداع کرد.

در قرن نوزدهم رمان ها معمولا به دو طریق منتشر می شدند:

• رمان های بلند بصورت “یک فصل یک فصل” یا “دو فصل دو فصل” تقسیم شده و  به صورت سریالی در بازه های زمانی ثابت (معمولا ماهیانه) در یک مجله منتشر می شدند. (مثل رمانهای چارلز دیکنز)

• رمان به صورت کتاب در سه جلد با عنوان سه گانه منتشر می شد.

اما در این مورد خاص، رمان الیوت به علت حجم زیاد در سه جلد که استاندارد انتشار رمانهای دوره ویکتوریا بود، نمی گنجید؛ از طرفی انتشار هر یک فصل یا دو فصل از آن به صورت سریالی، مدت زیادی به طول می انجامید؛ به گونه ای که خوانندگان این مدت طولانی را برنمی تافتند.

برای رفع این مشکل به پیشنهاد لوئیس، کل داستان به هشت بخش تقسیم شد (صرفنظر از تعداد فصول) و در هر دو ماه یکبار قسمتی از آن منتشر می شد. الیوت با تقسیم و انتشار رمانش به این فرم مخالفتی نکرد و بدین ترتیب کل داستان در شانزده ماه توسط انتشارات William Blackwood and Sons در قالب هشت بخش منتشر شد. بنا به درخواستِ لوئیس از جان بلک وود (مسئول کمپانی انتشار)، انتشار کتابها از دسامبر ۱۸۷۱ شروع شد و تا پایان سال ۱۸۷۲ هر هشت کتاب منتشر شدند. (سه بخش آخر کتاب به صورت ماهیانه منتشر شدند) در نهایت نیز پس از اینکه مردم درگیر داستان شدند، کل داستان در یک مجموعه چهار جلدی (متشکل از هشت کتاب) روانه بازار کتاب شد. اولین نسخه تک جلدی کتاب نیز در سال ۱۸۷۴ منتشر شد.

کتاب بسیار پرفروش شد و پس از آن بارها از سوی ناشران مختلف (از جمله پنگوئن) به چاپ مجدد رسید. میدل مارچ آنچنان محبوبیتی برای الیوت به ارمغان آورد که پس از مرگ ویلیام تاکری (۱۸۶۳) و چارلز دیکنز (۱۸۷۰)، از جورج الیوت به عنوان بزرگترین رمان نویس انگلیسیِ در قید حیات یاد می شد.

ساختار داستان:

“میدل مارچ” که عنوان فرعی آن مطالعه زندگی شهرستانی است رمانی است شامل هشت کتاب (در ترجمه ی فارسی دو جلد)  متشکل از یک پیش درآمد، ۸۶ فصل میانی و یک فصل پایانی در باره ی زندگی ساکنین شهر تخیلی میدل مارچ در انگلستان و در اوایل دهه ۳۰ قرن نوزدهم.

زمان و مکان وقوع داستان:

حوادث رمان میدل مارچ در بازه سپتامبر ۱۸۲۹ تا می ۱۸۳۲ به وقوع می پیوندند.

مکان وقوع این حوادث شهری تخیلی به نام میدل مارچ در انگلستان است. با توجه به اشاراتی که در داستان می شود این شهر شباهت های زیادی به شهر کاونتری در شهرستان میدلندز غربی انگلستان دارد؛ جایی که جورج الیوت قبل از رفتن به لندن در آنجا زندگی می کرد. جورج الیوت در کتاب خود از شهر میدل مارچ بعنوان شهر تولید کننده روبان ابریشمی نام می برد؛ نامی که در انگلستان به شهر کاونتری اختصاص دارد.

%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%84%d9%86%d8%af%d8%b2-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c

%d8%b4%d9%87%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%aa%d8%b1%db%8c

درونمایه داستان:

موضوع اصلی رمان میدل مارچ اصلاحات سیاسی و اجتماعی است؛ ولی در کنار آن موضوعات کلیدی همچون عشق و ازدواج، تلاش و شکست، فرصت های دوباره و … نیز نقش ایفا می کنند. “میدل مارچ” وضع زنان، طبیعت ازدواج، ایده‌آل‌گرایی، منفعت گرایی، مذهب، آموزش، اصلاحات سیاسی و اجتماعی، ظهور پزشکی جدید، احداث خط راه آهن و … را در روستایی کوچک و در قالب ۸۶ فصل به نمایش می‌گذارد. درونمایه داستان، آنطور که جرالد بورلت در کتاب جورج الیوت: زندگی و کتابهایش (۱۹۴۸) می گوید: “گوناگونی رفتارهای مردم در شهرستان و اهمیت زندگی معمولی” است.

عنوان فرعی A Study of Provincial Life (به فارسی: مطالعه زندگی شهرستانی) به این مفهوم است که میدل مارچ روایتگر داستان زندگی مردم عادی است؛ نه ماجراهای بزرگ از شاهزادگان و پادشاهان. میدل مارچ نمایانگر روح انگلستان قرن نوزدهم از طریق مردمی ناشناخته و (از لحاظ تاریخی) عادی می باشد.

جورج الیوت مانند زنان دیگری چون جین اوستین، لوسی مود مونتگومری و جین وبستر زیبایی‌های زندگی را می‌بیند و با قلمی جادویی به ما ارزش زندگی و چگونه زیستن را یادآوری می‌کند. میدل مارچ از چنان جاذبه‌ای برخوردار است که روی برخی از جمله‌هایش توقف می‌کنی و دوباره و دوباره تکرارشان می‌کنی. ژرفای اندیشۀ جورج الیوت و نبوع خارق‌العاده‌اش در به تصویر کشیدن افکار شخصیت‌ها یکی از نکات برجسته این رمان بلند کلاسیک است. این سبک تجزیه و تحلیل روانشناسانه را الیوت خود بنا نهاد.

شخصیت های داستان:

میدل مارچ ۹ شخصیت محوری دارد که درطول داستان چهار زوج را تشکیل می دهند و دارای تعداد زیادی شخصیت فرعی است. حجم زیاد کتاب ناشی از تعدد اشخصاص داستان و تنوع سرنوشت آنهاست و نه زیاده گویی از انواعی که رمان های کلاسک پیش و پس از آن مرسوم بوده است. خود الیوت در جایی از کتاب (در یکی از معدود مواردی که به عنوان نویسنده با خواننده روبرو می شود) ضمن مورخ (و نه داستان نویس) خواندن خود، در مقام مقایسه ی شیوه ی کارش با شیوه ی داستان نویسی هنری فیلدینگ که یکی از برجسته ترین نویسندگان متقدم هموطن اوست، در این باره می گوید:

«هنری فیلدینگ در زمانی می زیست که روزها بلندتر بودند (چه زمان را مانند پول، بر حسب نیازهایمان اندازه گیری می کنیم)، بعد از ظهر ها دیرتر می گذشتند، و در شبهای زمستان ساعت دیواری کند تر تیک تاک می کرد. ما مورخین دیر از راه رسیده نمی توانیم مانند فیلدینگ آهسته و بی درنگ گام برداریم، اگر چنین کنیم، گفته هایمان سرد وبی روح و طوطی وار خواهد بود. من خود برای شرح سرگذشت چند انسان و چگونگی بافته شدن و در هم بافته شدن این سرگذشت ها آن قدر کار دارم که باید در برابر وسوسه پراکنده ساختن نیروهایم در گستره[ای] عظیم  که جهان می خوانندش ایستادگی نشان دهم و هرچه روشنایی در چنته دارم به روی این موضوع بتابانم …»

داستان شامل چهار خط روایی مختلف است که جابجا با یکدیگر تلاقی می کنند و در هرکدام به تناوب سرگذشت یکی از اشخاص اصلی و تعدادی از افراد مرتبط با او پرداخته می شود. “جورج الیوت” از میان اشخاص محوری داستان بیشترین همدلی را با “دورتا بروک” دارد که در تشکیل دو زوج مشارکت می کند. داستان با دورتا آغاز می شود و با او پایان میابد و از رهگذر عقاید و زندگی اوست که نویسنده فلسفه ی خود را در باب زندگی که متأثر از نظرات اسپینوزا است بیان می دارد. خلاصه ی این فلسفه که در فصل پایانی کتاب آمده این است که دیگر قهرمانانی نظیر سنت ترزا (که در مقدمه ی کتاب نیز از او یادشده است) و آنتیگون زاده نخواهند شد، زیرا شرایطی که اعمال قهرمانانه آنها را سبب می شد، از بین رفته است. اما ما انسان های کوچک می توانیم با گفته ها و کرده های روزانه خود راه را برای آمدن امثال دورتا هموار کنیم که گرچه بزرگی روحشان به چشم نمی آید؛ اما تأثیر وجودشان بر دیگران بیکران است و گرایش جهان به سوی نیکی تا اندازه ای مدیون کارهای کوچک آنان است.

دورتا، دختر جوانی است که بخش بزرگی از کتاب اندیشه های پاسکال و جرمی تیلر را از بر می داند. او صاحب ذهنی اندیشمند است و رویای رفعت و بزرگی جهان را در سر می پروراند که می بایست دهکده ی کوچک محل زندگی و شیوه و رفتار خود او در تحقق آن نقش بزرگی داشته باشد. او مدرسه ای برای کودکان راه می اندازد و طرح هایی برای خانه های روستاییان کشاور اجاره نشین تهیه می کند. دورتا نسبت به مادیات بی توجه است و هر کجا که امکانش باشد دارایی خود را در راه خیر و صلاح دیگران به مصرف می رساند.

الیوت هر فصل را با سرفصلی از جملاتی حکمت آمیز و مرتبط با اتفاقات آن فصل، عمدتاً به نقل از دیگران شروع می کند. جمله ی سرآغاز فصل اول که دقیقاً بیانگر وضعیت دورتاست چنین است:

«از آنجایی که زن هستم و ناتوان، پیوسته در انجام کار نیک ناکامم.»

دورتا به طور خلاصه می خواهد زندگی خود را وقف کاری بزرگ کند؛ اما به دلیل محدودیت هایی که زن بودن در روزگار وی به او تحمیل می کند، ناگزیر خود را وقف کشیشی به اسم “کازوبن” می کند که به مراتب مسن تر از اوست و سالهاست که مشغول کار بزرگ تألیف کتابی با عنوان دهان پر کن “کلید همه اسطیر” است.

با تصویری که الیوت از دورتا می سازد، نباید انتظار داشت سرنوشت او با کازوبن به انتها برسد و چنین نیز نمی شود. دورتا فراتر از حدودی است که کازوبن برای او در نظر گرفته است. او در زندگی بیشتر اشخاص محوری داستان نقشی مثبت و تعیین کننده ایفا می کند. این نقش گاهی مثل مورد “رزاموند وینسی” صرفا جنبه ی معنوی و اخلاقی دارد؛ زمانی همچون مورد دکتر “لایدگیت” حمایت از طریق ایجاد فرصت کسب درآمد است و گاه همچون مورد “ویل لادیزلا” شامل انواع حمایت های عاطفی و مالی،همراه با چشم پوشی فداکارانه از ثروت و مکنت خویش است.

میدل مارچ حاصل ترکیب شناخت عمیق الیوت از انسان و تسلط بی چون و چرای او بر داستان نویسی است. از جمله نقاط قوت این اثر جاودانی، شخصیت پردازی های آن است. شخصيت‌هاي جورج اليوت، مرتكب خطاهاي وحشتناكي مي‌شوند؛ اما هرگز حس همدردي‌مان را با آنها از دست نمي‌دهيم. میلان کوندرا در جایی می گوید در رمان برای آن که شخصیتی زنده، قوی و از لحاظ هنری موفق از کار درآید نیازی نیست اطلاعات زیادی در موردش داده شود، تنها لازم است آن شخصیت تمامی فضایی را که نویسنده به او اختصاص داده پر کند. اشخاص محوری و حتی فرعی میدل مارچ از چنین ویژگی برخوردارند و از همین روست که به چهره هایی ماندگار در عالم ادبیات تبدیل شده اند.

زمینه تاریخی داستان:

علیرغم در بر داشتن عناصری از طنز، میدل مارچ رمان رئالیستی (واقع گرایانه) است که اشارات تاریخی فراوانی در آن به چشم می خورد از جمله:

مرگ پادشاه جرج چهارم: در ۲۶ ژوئن ۱۸۳۰ جرج چهارم از خاندان هانوور از دنیا رفت و برادرش، دوک کلارنس با عنوان ویلیام چهارم به جای او بر تخت نشست.

قانون اصلاحات ۱۸۳۲: در قرن نوزدهم تا سال ۱۹۲۸ حق رأی برای عموم مردم جامعه در انگلستان وجود نداشت و از سال ۱۶۸۸ تا ۱۸۳۲ میلادی کمتر از ۱۵ درصد از جمعیت مردان فقط حق رأی داشتند. نخستین قانونی که به تعداد بیشتری حق رأی داد قانون اصلاحات سال ۱۸۳۲ بود که به قانون اصلاحات بزرگ (Great Reform Act) مشهور است. “قانون اصلاحات بزرگ” قانون قبلی را که روتن باروتس (Rotten Boroughs) نام داشت و بر اساس آن ۱۱۲ نماینده برای پارلمان انتخاب می­ شدند ملغی کرد و صلاحیت شرکت در انتخابات را که بر اساس میزان ثروت افراد بود، کاهش داد. این قانون برای اولین بار به شهرهای صنعتی نیز حق انتخاب نمایندگانی را برای پارلمان واگذار کرد. تعداد نمایندگان به ۱۴۲ نفر افزایش یافت و روش ثبت نام انتخاباتی ایجاد شد تا توزیع نمایندگان را در مناطق مختلف متناسب سازد. یکی دیگر از دست آوردهای این قانون افزایش ۱۴ درصدی مردان بزرگسال برای شرکت در انتخابات بود. هرچند میزان این افزایش ناچیز بود ولی در بررسی سیر تحول نظام انتخاباتی انگلیس از آن به عنوان گامی مهم به سوی برابری حق رأی یاد می­ کنند.

احداث خط راه آهن

ظهور پزشکی جدید

و …

دلیل محبوبیت داستان:

دلیل محبوبیت میدل مارچ برای بریتانیایی ها چه بود؟

عمده ترین دلیل محبوبیت “میدل مارچ” برای بریتانیایی ها انطباق موضوع کتاب با شرایط اجتماعی و سیاسی کشورشان بود. این رمان در سالهای ۱۸۷۲-۱۸۷۱ منتشر شد؛ یعنی نزدیک به چهار سال بعد از دومین دوره اصلاحات پارلمانی در سال ۱۸۶۷ در انگلستان. قانون اصلاحات سال ۱۸۶۷ (پس از قانون اصلاحات ۱۸۳۲) مجدداً اصلاحاتی را در زمینه قانون انتخابات به وجود آورد که به موجب آن توزیع نمایندگان در نواحی مختلف گسترش یافت و صلاحیت مالی را کاهش داد. به موجب این قانون برای اولین بار تعدادی از افراد طبقه کارگر می­توانستند رأی دهند و در نهایت میزان شرکت مردان را در انتخابات به ۳۲ درصد افزایش داد.

قانون اصلاحات در انگلستان قرن نوزدهم مسئله حیاتی بود. چه کسانی می توانند رای بدهند؟ حداقل حقوق چقدر باید باشد؟ مسئول نگهداری از افراد فقیر کیست؟ هر شخصی در آن جامعه، خواه ناخواه، مستقیم یا غیر مستقیم درگیر چنین مسائلی بود. اما الیوت نمی خواست رمانی بنویسد که حوادث آن مربوط به وقایع اخیر و تازه اتفاق افتاده در کشورش باشد، بنابراین با زبردستیِ تمام، وقایع داستان را چهل سال به عقب تر برمی گرداند، به سال های ۱۸۳۲ و اولین دوره قانون اصلاحات پارلمانی.

الیوت معتقد بود درک دقیق حوادث تاریخی نیازمند یک زمان طولانی است و شناخت تمام عواقب و اثرات یک حادثه تاریخی بلافاصله پس از وقوع آن، امری غیرممکن و نشدنی است. از نظر الیوت یک بازه چهل ساله برای درک تمام جنبه های حوادثی که قبلا اتفاق افتاده بودند، کاملا کافی بنظر می رسید.

وقوع ماجراهای داستان همزمان با اولین دوره اصلاحات پارلمانی (معروف به قانون اصلاحات بزرگ)، به این رمان هم رنگی “تاریخی” و هم رنگی “کنونی” و “واقع گرایانه” می بخشد. تاریخی از این جهت که حوادث آن مربوط به چهل سال قبل تر می باشد و کنونی به خاطر اینکه هنوز هم این حوادث موضوع داغ روز هستند و دوره دوم این اصلاحات نیز در حال انجام است. تضاد بین قدیم و جدید، تجربیات فردی و جهانی چیزی است که به کرات در رمان الیوت خود را نشان می دهد.

دلیل محبوبیت میدل مارچ برای ما چیست؟

میدل مارچ کتاب حجیمی است. در واقع طولانی ترین رمان در ادبیات انگلیسی به شمار می رود. ولی دلیل اینکه علیرغم حجم زیاد این رمان برای خوانندگان تمام زبانها محبوب بوده و همچنان هم محبوب هست، چیزی نیست جز اینکه چیزی مشترک در درون آن برای همه ما وجود دارد. بله، ازدواج!

علاوه بر آن داستان حس مشترکی از همه ما را نیز در بر دارد. احساس غربت! غریبه ای که اهل مکانی دیگر است همچون “ویل لادیزلا”، غریبه ای که اهل زمانهای گذشته است همچون “ادوارد کازوبن”، غریبه ای که اهل زمانهای آینده است همچون “لایدگیت”.  دورتا، قهرمان اصلی داستان نیز در زمان خود احساس غربت می کند. او بیشتر شبیه یک قدیسه قرون وسطی است تا یک قهرمانِ داستانیِ سنتیِ دوره ویکتوریا! حتی رزاموند که سطحی ترین شخصیت رمان است نیز احساس غربت می کند. او احساس می کند که به شهر میدل مارچ تعلق ندارد؛ زیرا برای بودن در چنین شهری زیادی خوب است!

آیا تابحال احساس غربت ناشی از نقل مکان به یک محل جدید به شما دست داده است؟ آیا تا بحال در مهمانی که کسی را نمی شناسید، احساس تنهایی کرده اید؟ مسلما بله! احساس غربت چیزی است که همه ما در شرایط مختلف تجربه کرده ایم و با آن آشنایی داریم. احساسی که جزئی از وجود انسان است و دستیابی الیوت به هسته چنین تجربیات انسانی مشترکیست که رمان او را در زمره برترین ها و شخصیت های او را در قالب همدردترین شخصیت های داستانی با خواننده قرار می دهد.

 

اطلاعات کتاب

• کتاب میدل مارچ ترجمه ای است از کتاب Middlemarch: A provincial life که نخستین بار به صورت سریالی در هشت بخش از دسامبر ۱۸۷۱ تا پایان سال ۱۸۷۲ توسط انتشارات William Blackwood and Sons در انگلستان منتشر شد.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

کتاب های دیگر این مجموعه

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.