دانلود کتاب سیلماریلیون از جی. آر. آر. تالکین - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

یکشنبه , ۳ تیر , ۱۳۹۷
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک
سایت

دانلود کتاب سیلماریلیون از جی. آر. آر. تالکین
  کتاب سیلماریلیون از جی. آر. آر. تالکین

silmarillion

نام کتاب: سیلماریلیون

نویسنده: جی. آر. آر. تالکین

مترجم: مریم واثقی پناه

انتشارات: سبزان

سال نشر: ۱۳۸۵

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۴۵۵ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۰٫۵ مگابایت

 

معرفی کتاب

جی. آر. آر. تالکین بیشتر عمرش را بر روی داستانها و افسانه هایی سپری کرد که بعدها سیلماریلیون را تشکیل دادند و نیز او این مجموعه عظیم داستانهایش را بهترین کارهایش خوانده است. از سال ۱۹۱۷ نوشتن این داستانها شروع شدند، پیش از آنکه حتی نگارش هابیت آغاز شود. وقایع شگفت انگیز دنیای خلق شده تالکین، نقشی بزرگ در شکل گیری کتابهای هابیت و ارباب حلقه ها داشت.  با این حال، این داستانها تا سال ۱۹۷۷ (چهار سال پس از مرگ تالکین) منتشر نشدند؛ تا آنکه پسرش کریستوفر تالکین، نوشته های پراکنده پدر را جمع آوری کرد و کتابی منظم از آن ها تهیه نمود.

سیلماریلیون را در زمره فانتزی های حماسی و اساطیری آورده اند؛ اثری که پیشگام و یکه تاز عرصه اسطوره سرایی است که مرز خیال و رویا را در می نوردد و با کلمات و متون خود اساطیر می آفریند. سیلماریلیون را طرفداران عمقی نگر و محققین و پژوهشگران دنیای تالکین، به راستی انجیل تالکین نامیده اند. و به همین خاطر که این کتاب، تاریخ وار و به صورت موجز حوادث را روایت می کند، منتقدین پس از انتشار این کتاب به نام تالکین انتظار اثری مفصل و داستانی جذاب چون هابیت و ارباب حلقه ها را داشتند نقد هایی منفی روانه کارنامه تاریخی این کتاب کردند؛ اما مدت ها پس از انتشار به تدریج عظمت و ارزش این شاهکار تالکین از پس پرده بیرون افتاد و بسیاری را شیفته اساطیر دوران اول آردای تالکین کرد.

چیزی که بیش از همه حماسه “ارباب حلقه ها”ی تالکین را عظمت بخشیده، عمق بخشیدن به داستان با گوشه چشمی به تاریخچه سرزمین میانه است. سیلماریلیون به گذشته این دنیا می رود، به دوران اول و این تاریخچه را باز می کند و تاریخ دقیق این دنیای عظیم را بازگو می نماید. سیلماریلیون به ما داستان های روزگاران پیشین، دوران اول، داستان ساخت آردا، دنیا و قدرتهایی می گوید که آنرا ساختند. داستان نبرد خیر و شر در سرزمین میانه و جنگ با فرمانروای تاریکی ملکور، کسی که سائورون فریبنده تنها یکی از خدمتکارانش بود. داستان آمدن الف ها، ساخته شدن جواهرات مقدسشان، سیلماریل ها که مورگوت آنها را دزدید و به دنبال آن مجموعه ای از تراژدی های مختلف اتفاق افتاد و مرگ و نیستی، خیانت، پیروزی، امید و یاس، به همراه داشت. از تراژدی عاشقانه برن و لوتین، داستان فرزندان نفرین شده هورین، خیانتِ مایگلین و سقوط شهر صخره های پنهان، گوندولین. سیلماریلیون داستان آمدنِ آدمیان را بازمی گوید و رزم هایشان را و اینکه چگونه سرنوشت آدمیان و الف ها به هم گره خورد و نومه نوری ها را خلق کرد. نتیجه این داستانها، هم در لحن و هم در سبک نگارشی، بسیار متفاوت از هابیت یا ارباب حلقه ها است، تا حدی که برخی از طرفداران تالکین آنرا سخت می یابند، اما کسانی که به درکی عمیق از آن دست یابند می دانند که ارزش آن بسیار فراتر از ارباب حلقه ها است، چرا که بستری است برای خلق آن.

خلاصه داستان:

برای شروع ابتدا خلاصه ای کوتاه از داستان سیلماریلیون را با هم می بینیم تا به قول گاندلف کمی این قضیه را روشن کنیم. کتاب سیلماریلیون که نگارش و انتشار آن چیزی در حدود یک قرن به طول انجامید و آخر سر هم آن مرحوم به چشم خودش موفقیت فراگیر آن را ندید و پسرش “کریستوفر تالکین” و “گای گاوریل کای” که خود بعدها به فانتزی نویسی قابل توجه مبدل شد، کار چاپ آن را در انتشارات جرج آلن و آنوین پی گرفتند، کتاب عجیبی است که مطمئن باشید با یک بار و دو بار خواندن چیزی از آن نخواهید فهمید.

داستان در کل به چگونگی شکل گیری جهانی می پردازد که بعده ها دو کتاب دیگر تالکین یعنی هابیت و ارباب حلقه ها در بطن آن پردازش می شوند. سیلماریلیون به ۵ قسمت مجزا تقسیم می شود که هر کدام از این قسمت ها کتابی مستقل هستند. ولی آن پیر بیشه ی فانتزی نویسی وصیت کرده بود که آرزو دارد این ۵ کتاب در یک کتاب تحت عنوان سیلماریلیون به چاپ برسند. این ۵ کتاب عبارت اند از:

آینور لینداله که به فارسی یعنی موسیقی آینور کتابی است که به چگونگی خلقت جهان و مکاشفه ایلوواتار می پردازد.

والار کوئنتا یا اعمال والار که توصیفی است از اعمال والار و مایار، قدرت های مافوق الطبیعه “اِئا” یا همان جهان.

کوئنتا سیلماریلیون یا تاریخ سیلماریل ها که ماجرای سیلماریل هاست. اینکه چگونه “فئانور” آن گوهر های بی همتا را می سازد و چه بر سر آنها می آید. کتاب البته ابعاد گسترده تری دارد و تمامی اتفاقات مهم دوران اول را بیان می دارد.

آکلابث یا هبوط که تاریخ ظهور و سقوط نومه نور و وارثان تارمینیاتور است. که همه این اتفاقات در دوران دوم صورت می گیرد.

حدیث حلقه های قدرت و دوران سوم آخرین کتاب است که به شرح جریاناتی می پردازد که به جایی ختم می شود که پس از وقفه ای کوتاه (تقریبا ۲۵۰۰ سال!) ماجراهای هابیت کوچولو شروع می شود. این وقفه همان شکافی است که به قول گاندالف در دانش خردمندان در باب تاریخ حلقه به وجود آمده است، آن زمان که حلقه ناپدید شد و بعده ها توسط گالوم پیدا شد.

البته پروفسور تالکین پیش از آن که این کتاب ها را واقعا تمام کنند، در گذشتند و آنچه ما امروز به عنوان سیلماریلیون در دست داریم توسط کریستوفر تالکین و بر اساس نامه های پدرش تکمیل شده است. البته تالکین عادت به پراکنده نویسی نداشت. به طور مثال کتاب هایی چون هابیت و تریلوژی ارباب حلقه ها از انسجام چشم گیری برخوردارند. اما با توجه به حجم بالا و سنگین بودن پروسه ی نگارشی سیلماریلیون که همه و همه به خاطر عظمت این کتاب که به انجیل فانتزی معروف است، می باشد، تالکین مجبور شد بارها و بارها در نوشته های پیشین خود تجدید نظر کند و حتی در بعضی از این باز بینی ها چیزی دقیقا خلاف نوشته های قبلی خود بنویسد. این است که مسلما کریستوفر برای تکمیل کار ارزشمند پدرش به کتابچه های یادداشت و نامه های پدرش سری زده است. ولی در عین حال باید توجه داشته باشیم که برخی از شکاف های موجود در داستان ناکامل پدر توسط خود پسر و بدون مراجعه به منابع نوشته شده توسط پدر (از آنجا که به هیچ روی در برخی موارد منبعی وجود نداشته جز ذهن خود پدر که مسلما از دست رس دور بوده است.) تکمیل شده است. یعنی کریستوفر تالکین در برخی موارد از سر ناچاری نظر خود را برای پر کردن شکاف های داستان به کار بسته است. از این رو چه بسا در مورد برخی اتفاقات نظر خود پروفسور تالکین چیز دیگری بوده باشد ولی عملا در داستان چیز دیگری را مشاهده کنیم. که البته این بعید به نظر می رسد. چرا که کریستوفر تالکین عمیقا در جریان نگارش سیلماریلیون بوده است. در هر صورت سیلماریلیون نیز چون داستان دیگر تالکین، “ارباب حلقه ها” ماجرای گذشته ی زمین است، بنابراین به تبعیت از آن باید ترجمه کتاب سه گانه بیلبو یعنی برگردان هایی از الفی باشد که او در املادریس یا همان ریوندل نوشته است.

کتاب “سیلماریلیون” همانند کتاب هایی چون ماجراهای تام بامبادیل، داستان های ناتمام و می رود راه پیوسته تا آن سو کتب ناتمامی از تالکین هستند که به توصیف گذشته و تاریخ موجودات و نژاد های زمین میانه می پردازند. ولی البته سیلماریلیون تنها کتاب تاریخ زمین میانه محسوب نمی شود. کریستوفر تالکین نیز بر اساس سیلماریلیون و تریلوژی ارباب حلقه ها، دوازده گانه ای تحت عنوان تاریخ سرزمین میانه را نوشته است که البته به نوعی نشر کارهای گذشته و تایید نشده پدرش است. لازم به ذکر است که داستان های کتاب سیلماریلیون بر داستان های کتاب تاریخ سرزمین میانه ارجعیت دارد. چه از لحاظ صحت و دقت و چه از لحاظ محتوایی.

از قابل توجه ترین داستان های سیلماریلیون باید به آینور لینداله، داستان برن و لوثین، تورین تورامبار (که داستانی است بسیار نزدیک به داستان “فرزندان هورین” نوشته کریستوفر تالکین) ، داستان تور و سقوط گوندولین و ماجرای سفر دریایی ارندیل و جنگ خشم اشاره کرد.

عنوان داستان:

نام کتاب برگردانی است به زبان الفی از داستان ها و حوادث کتاب. فئانور، بزرگترین الف زمانه در هنر و معرفت بود. نیز همو بود که سیلماریل ها را ساخت، جواهرات مقدس. و آنها را با پرتو دو درخت والینور آکند؛ دو درختی که ساخته و پرداخته والار بودند؛ قدرت های جهان. آخرین میوه و شکوفه آن دو درخت بعد ها خورشید و ماه شد. اما ملکور، قدرتمندترین والار و اولین فرمانروای تاریکی، سیلماریل ها را دزدید و به دنبال آن مجموعه ای از داستان ها، حوادث و تراژدی های مختلف اتفاق افتاد. محور اصلی کتاب سیلماریلیون حول این سه سیلماریل می گردد و داستان‌های قبل از هابیت و ارباب حلقه‌ها را توضیح می‌دهد، از ایلوواتار و ملکور تا به وجود آمدن الف ها و انسان‌ها.

ساختار داستان:

سیلماریلیون شامل پنج بخش است:

آینور لینداله: کتاب آینور لینداله در قالب افسانه ای، ماجرای آغازِ آفرینش توسط ایلوواتار را بازگو می کند. او آینور (والار و مایار) را می آفریند؛ عناصری از روح که به فرزندان تفکر معروف اند و برای آنان موسیقی می نوازد که اولین صداست و بر اثر آن عظمت خود را به عنوان بر انگیزاننده کائنات به نمایش می گذارد. و بعد آینور به نوا در می آیند و چون در ابتدا هر یک به درکی از خود رسیده و از درک برادران خود عاجز است، تک نوازی می کنند. بعد ایلوواتار ایشان را جمع می کند و سمفونی آغاز می شود؛ ولی ملکور که ایلوواتار به او بیش از هر آینوری دانش و قدرت داده بود، منحرف شده موسیقی خود را می نوازد. برخی دیگر از آینور نیز به همنوایی ملکور می پردازند؛ در حالی که بقیه ی آینور همچنان با ایلوواتار همنوا می مانند. و چون موسیقی پایان می یابد ایلوواتار بر آینور مکاشفه ای را ظاهر می کند که پس از چندی ناپدید می شود. چون ایلوواتار شوق آینور به مکاشفه را در می یابد آن را به عالم واقع وارد می کند. و آینور به قصد تحقق بخشیدن به مکاشفه به چیزی وارد می شوند که پهنه ی زمین است و شروع به خلقت می کنند. ولی ملکور که در صدد تصاحب جهان است، به نابودی کار ایشان می پردازد. این خلقت و نابودی تا آنجا ادامه پیدا می کند که بلاخره جهان آنگونه که هست شکل می گیرد.

والار کوئنتا: در والاکوئنتا به توصیف ۱۴ والار و برخی از مایار پرداخته می شود (کسانی که کتاب را نخوانده اند باید گفت که آینور شکل فیزیکی نداشتند و چون از خدمت ایلوواتار خارج شدند، ۱۴ تن از آنان که قدرتمند ترین آینور بودند به نام “والار” معروف شدند و آینور پست مرتبه تر به “مایار” و این عده از آینور تحت تاثیر مکاشفه بر حسب میل خود به شکل الف ها یا موجودات دیگری در آمدند) و از ملکور سخن به میان می آید که سائرون و بالروگ ها را با خود همراه می سازد. سائرون و بالروگ ها که به شکل مایار از نزد ایلوواتار خارج شدند، همان آینوری بودند که قبل از آن در طی سمفونی خلقت با ملکور هم نوا بودند.

کوئنتا سیلماریلیون: کوئنتا سیلماریلیون که بخش عمده ی کتاب سیلماریلیون را شامل می شود به شرح ماجراهای دوران اول می پردازد و تراژدی سرگذشت سه گوهر سیلماریل را بیان می کند. والار به شکل دادن جهان برای اقامت فرزندان ایلوواتار (الف ها و انسان ها) ادامه می دهند؛ در حالی که ملکور همچنان به نابودی آن می پردازد. از این رو والار سرزمین زیبای خود، آمان را از جهان جدا می کنند و تا زمان بیدار شدن الف ها منتظر می مانند.

زمانی که الف ها در بیرون از آمان بیدار می شوند، والار از ترس این که مبادا ملکور ایشان را نابود یا منحرف کند، به سختی به نبرد با او می پردازند و او را در آمان زندانی می کنند و سپس از الف ها دعوت می کنند که با آنها به آمان بیایند. در حالی که برخی از الف ها با والار همراه شدند، برخی دیگر در زمین میانه ماندگار شدند و برخی نیز در بین راه متوقف شدند. آن عده از الف ها را که با والار به آمان رفتند (که شامل قبیله وانیار و برخی از قبایل نولدور و تله ری بودند) را کالاکوئندی می نامند؛ یعنی آن هایی که نور درختان را دیده اند. و آن عده که دعوت والار را نپذیرفتند و نور دو درخت را ندیدند را موریکوئندی می نامند.

بعد در آمان، الفی از نولدور به نام فئانور از نور درختان سه گوهر سیلماریل را می سازد. ملکورِ به ظاهر پشیمان از بند والار آزاد شده و در تلاش برای تصاحب سیلماریل ها، پدر فئانور را می کشد و سیلماریل ها را دزدیده، دو درخت را نابود کرده و سپس می گریزد. فئانور و پسرانش قسم می خورند که از ملکور یا هر کسی که سیلماریل ها را از ایشان دور نگاه دارد، انتقام بگیرند. فئانور بسیاری از هم نژادان نولدوری خویش را به سوی زمین میانه رهبری می کند و در لنگرگاه ها بر سر کشتی هایی که به وسیله ی آن ها بتواند ملکور را تعقیب کند با سیندارین، درگیر شده بسیاری را قتل عام می کند.

ملکور به مجرد ورود به بلریاند، به پادشاهی الفی دوریات یورش می برد؛ ولی به سختی شکست می خورد. این اولین جنگ از چنگ های پنج گانه الف ها و ملکور است، جنگ هایی که به جنگ گوهر ها معروف اند. پس از ورود ملکور، نولدور از پی او وارد بلریاند شده، با او به نبرد می پردازند و هر چند فئانور کشته می شود، الف ها پیروز می شوند. جنگ های بعدی ملکور و الف ها گاهی با کمک دورف ها و انسان ها همراه بوده است. ملکور بار دیگر به الف ها حمله کرد و این بار نیز به سختی شکست خورده، محاصره شد. ولی نزدیک به چهارصد سال بعد حصر را شکسته، نولدور را عقب راند.

جوانی از انسان ها به نام برن از این جنگ جان سالم به در برد و در کوه و دشت آواره شد تا آنکه بالاخره به سرزمین دوریات رسید، جایی که دیوانه وار عاشق لوثین، دختر پادشاه الف ها شد. پادشاه فقط در صورتی راضی به ازدواج آن دو بود که برن برای او یک سیلماریل بیاورد. و این گونه برن و لوثین به دژ ملکور وارد می شوند و یکی از سیلماریل ها را می دزدند و برن سیلماریل را به پادشاه تقدیم می کند. الف ها که متوجه می شوند ملکور شکست ناپذیر نیست، بار دیگر به او حمله می کنند؛ ولی باز هم شکست می خورند. پادشاهی های الفی یکی پس از دیگری به دست ملکور سقوط می کنند تا آنکه ارندیل نیمه الف به همراه سیلماریلی که برن آورده بود، به قصد آمان به دریا می زند تا از والار کمک بخواهد. والار این درخواست را قبول می کنند و به بلریاند حمله کرده، دژ ملکور را با خاک یکسان می کنند و این بار او را به زندان بی بازگشت تبعید می کنند. و این گونه بلریاند به قعر دریا فرو می رود و عصر اول به پایان می رسد.

آکالابث: آکلابث کتابیست کوتاه در باب ظهور و سقوط نومه نور. پس از نابودی بلریاند، والار به سه قبیله وفادار انسانی که در جنگ گوهر ها به الف ها کمک کرده بودند، این اجازه را دادند که در جزیره “نومه نور” ساکن شوند و بدور از وحشیگری های زمین میانه در آرامش زندگی کنند. البته سرنوشت ایشان در سایه ی قدرت طلبی های مایاری به نام سائرون قرار می گیرد که پیش از آن فرمانده ارتش های ملکور بود. نومه نور بر علیه سائرون که در پی تصرف زمین میانه است، قیام می کنند و سائرون که متوجه می شود نخواهد توانست با زور بر نومه نور پیروز شود، با زیرکی اجازه می دهد به عنوان اسیر به نومه نور برده شود. جایی که آرفارازون، پادشاه نومه نور را به پرستش خدایی تاریکی ملکور متقاعد می کند. او همچنین شاه را به حمله به خودِ آمان و جنگ با والار ترغیب می کند. ولی ارتش دریایی آرفارازون نابود و نومه نور توسط خود ایلوواتار به جرم حمله به والینور و به چالش کشیدن حق حاکمیت والار بر سرزمین میانه، غرق می شود. هر چند سائرون از این ماجرا جان سالم به در برد و به سرزمین میانه بازگشت. عده ای از نومه نور نیز که به والار وفادار مانده، در جنگ علیه ایشان وارد نشده بودند نیز به سرزمین میانه بازگشتند و پادشاهی های آرنور و گوندور را پایه نهادند.

حدیث حلقه‌های قدرت و دوره سوم: این کتاب که حتی کوتاه تر از آکلابث است به ماجراهای دوران دوم و حکومت سائرون بر سرزمین میانه به عنوان یک قدرت اصلی می پردازد. داستان ساخته شدن سه حلقه الفی توسط سلبریمبور و تک حلقه توسط سائرون بیان می شود. و در آخر ماجرای جنگ آخرین اتحاد بازگو می شود. جنگی که در آن الف های نولدوری و نومه نوری ها و دورف های موریا بر علیه سائرون به پا می خیزند و او را نابود می کنند.

دوران سوم با رسیدن حلقه به ایسیلدور آغاز می شود؛ ولی چندی بعد ایسیلدور در گلادد فیلدز توسط اورک ها مورد حمله قرار می گیرد و حلقه گم می شود. کتاب در ضمن خلاصه ای از حوادث عصر سوم را تا مقطعی از زمان که داستان تریلوژی “ارباب حلقه ها” در آن رخ می دهد، شرح می دهد. همچنین در داستان، از حصر گوندور و شکل گیری شورای سپید بازگشت سائرون و نابودی نهایی او و حلقه نیز صحبت به میان آورده می شود.

نحوه نگارش و تکمیل کتاب:

تالکین کار روی کتاب سیلماریلیون را در ۱۹۱۴ با این هدف آغاز کرد که یک میثولوژی انگلیسی را ایجاد کند تا در آن چگونگی شکل گیری فرهنگ و میثولوژی انگلستان را شرح دهد. بخش عمده داستان وقتی نوشته شد که تالکین (که در آن زمان یک افسر انگلیسی بود) از فرانسه باز گشته و در بیمارستان بستری بود.

اولین داستان سیلماریلیون، سقوط گوندولین در ۱۹۱۶ به پایان رسید. تالکین نام نوشته های خود را داستان های ناتمام گذاشت. نامی که بعدها هم روی دو جلد اولیه ی دوازده گانه ی تاریخ سرزمین میانه ماند. داستان ها از زبان دریانوردی به نام اریول (که بعدها به “الفوینگ” تغییر داده شد که ریشه ی آنگلوساکسونی دارد) تعریف می شدند که به جزیره ارسی می رسد. جایی که الف ها برای او از سرگذشت شان می گویند. با این وجود تالکین هرگز کتاب داستان های ناتمام را به سرانجام نرساند و به سرودن اشعار و قصایدی چون “لیثین” و “فرزندان هورین” پرداخت.

اولین نسخه ی کامل سیلماریلیونی که تالکین نوشت اسکچ نام داشت. اسکچ که در ۱۹۲۶ نوشته شده بود کتابی ۲۸ قسمتی و دنباله دار بود که در آن تالکین تلاش کرده بود پس زمینه و بستر داستان تور را برای دوستش آر. دابلیو. رینولدز (که تالکین معمولا برای او کارهایش را می فرستاد) شرح دهد. بر اساس اسکچ، تالکین کتابِ کوئنتا نولدورینوا را که نسخه ی کامل تری از سیلماریلیون بود نوشت، آخرین نسخه کامل سیلماریلیون که تالکین در زمان حیات خود به اتمام رساند. در ۱۹۳۷ و در پی فروش فوق العاده ی هابیت، تالکین به خود جرات داد تا نسخه ای پایان نیافته و با این حال کامل تری از سیلماریلیون به نام کوئنتا سیلماریلیون را به ناشر خود “جرج آلن و آنوین” ارائه دهد. ولی به نظر ناشران او کتاب به شکل غیر قابل انکاری سلتیک بود. (یعنی بر گرفته از افسانه های سلتی بود) ناشران ترجیح می دادند که او ادامه ای برای ماجرای جذاب هابیت بنویسد که فروش خوبی داشت. بنابراین تالکین کار روی سیلماریلیون را به بعد از اتمام تریلوژی ارباب حلقه ها موکول کرد. البته او به شدت علاقه مند بود که سیلماریلیون و ارباب حلقه ها همزمان به چاپ برسند؛ ولی زمانی که متوجه شد ناشران تحت هیچ شرایطی حاظر به تقبل این ریسک نیستند، توجه خود را به طور کامل معطوف به نوشتن تریلوژی کرد.

در سال ۱۹۵۰ تالکین بار دیگر کار روی سیلماریلیون را آغاز کرد؛ اما این بار بیش از آن که به جنبه ی ماجرایی داستان بپردازد، به جنبه های روحانی و فلسفی سیلماریلیون پرداخت. اما در بازبینی های خود از سیلماریلیون قدیمی به این موضوع رسید که در نوشته های قدیمی و کارهای جدید ترش مانند هابیت، تناقضاتی وجود دارد که لازم است حل شوند. از این رو تصمیم گرفت پیش از انتشار آخرین نسخه ی سیلماریلیون بر روی این نا همخوانی ها کار کرده و آن ها را تصحیح کند. او همچنین در طی نگارش آخرین نسخه ی سیلماریلیون، به موضوعاتی چون طبیعت اهریمن در آردا، چگونگی به وجود آمدن اورک ها، فرهنگ الفی، طبیعت و دلایل تجدید حیات الف ها، داستان های جهان صاف (در مقابل جهان کروی) و داستان ماه و خورشید پرداخت. در سالیان باقیمانده از عمر تالکین به پیرایش و جمع بندی سیلماریلیون پرداخت.

بنابراین این پروفسور تالکین نبود که کتاب سیلماریلیون را به چاپ رساند، در واقع او هرگز به آرزوی خویش نرسید. و این کریستوفر تالکین بود که بر اساس کار های پدر به خصوص نوشته های قدیمی تر او حالا چه داستان های ناتمام ۱۹۱۷ و یا نسخ ابتدایی سیلماریلیون و تریلوژی، سیلماریلیون را چنان که امروز هست به چاپ رساند. اولین چاپ سیلماریلیون که شامل اصل شناسی ها، نقشه ها، یک مقدمه و حتی یک دایره المعارف اسامی و لغات الفی (که برای اولین بار منتشر می شد) بود، به سال ۱۹۷۷ توسط انتشارات جرج آلن و آنوین منتشر شد.

بر اساس توضیحات جناب کریستوفر تالکین او تا آنجا که می توانسته تلاش خود را کرده است که سبک محکم و غنی پدر را در نسخه ی منتشر شده سیلماریلیون رعایت کند. طبق گفته او، تمامی سیلماریلیون فعلی تا جای ممکن بر اساس نوشته های پدر پردازش شده است. ولی در توضیحاتی که وی در مقدمه های کتب تاریخ سرزمین میانه می دهد، معلوم می شود که در برخی مواقع نوشته های مربوطه دیگر تحت تملک خانواده تالکین نبوده است و یا مثلا در جایی دیگر می گوید اگر وقت بیشتری به او داده می شد و فشار خوانندگان و طرفداران تالکین و ناشرین مبنی بر انتشار کتابی بر اساس نوشته های پروفسور تالکین نبود، کتابی که تحت عنوان سیلماریلیون چاپ می شد متفاوت از چاپ ۱۹۷۷ می بود. از این رو بسیاری معتقداند بخش هایی از سیلماریلیون بیش از آنکه محصول قلم گیرای پدر باشد محصول تفکر پسر است.

در اکتبر ۱۹۹۶ کریستوفر تالکین و تد ناسمیت (ایلوستریتور و نقاش)، کتاب تمام رنگی و مصور سیلماریلیون را طراحی کردند. این کتاب در ۱۹۹۸ به چاپ رسید و چاپ دوم آن به همراه تصحیح های متنی و نقاشی ها و کارهای هنری مرتبط متعدد از تد ناسمیت در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. کریستوفر تالکین بسیاری از کار های مرتبط به سرزمین میانه ی پدرش را در یک دوازده گانه به نام تاریخ سرزمین میانه به چاپ رساند. داستان های کتاب در مواردی با سیلماریلیونی که بر اساس منابعی چون تریلوژِی نوشته شده است، به شدت فرق می کند. کتاب در ضمن نشان می دهد که داستان های ناتمامی که به برخی از آن ها اشاره کردیم، واقعا چقدر ناتمام اند. (برخی از آن ها از ۱۹۱۷ تا به حال دست نخورده مانده اند.)

منابع کتاب:

سیلماریلیون کتابی است ترکیبی که سازگاری های بسیاری یافته است و منابع بسیاری را می توان برای آن در نظر گرفت و می توان گفت تالکین از این منابع برای نگارش کتاب خود بهره جسته است. (با در نظر گرفتن این موضوع که او یک تاریخدان و زبان شناس بوده است و پروفسور رشته زبان آنگلوساکسونی بوده است.)

یکی از این منابع را می توان حماسه فنلاندی کاله والا دانست. به خصوص داستان کولروو که شباهت های انکار ناپذیری با داستان تورین تورامبار دارد. چنانکه خود تالکین هم اشاره می کند به این موضوع که میثولوژی فنلاند به خصوص شخصیتِ “کولروو” بر روی داستان های او تاثیر به سزایی داشته است و حتی در ابتدا او مایل بوده از شخصیت “کولروو” به عنوان قهرمان داستان های خودش استفاده کند و صرفا محیط تازه ای برای به چالش کشیدن این قهرمان افسانه های فنلاندی بسازد. هر چند او هرگز چنین کتابی ننوشت؛ ولی اثرات این ایده در کارهای او دیده می شود.

تاثیر پذیرفتن او از میثولوژی یونان نیز دور از ذهن نیست. جزیره نومه نور به طور مثال، آتلانتیس را به یاد خواننده می آورد. حتی خود او صریحا نام آتلانتیس را به الفی برگردانده به آتالانته تبدیل می کند و آن را به عنوان نام الفی نومه نور مورد استفاده قرار می دهد تا شاید بار دیگر به ما یادآوری کند که او در حال شرح تاریخ و میثولوژی زمین خودمان است. از دیگر تاثیرات میثولوژی یونان بر سیلماریلیون می توان به والار و خدایان کوه المپ اشاره کرد. والار نیز چون خدایان المپ در همین جهان، ولی در بالای کوهی بلند و جدای از فانیان زندگی می کنند. اولمو شباهت بسیاری به پوسایدن (الهه آب اساطیر یونان) و مانوه (پاکترین والار و پادشاه والار) شباهت هایی به زئوس (خدایِ خدایانِ اساطیر یونان) دارد. ولی این شباهت ها در حد اشاراتی سطحی اند و تالکین تماما ماهیت الهه های یونانی را به شکل کلیشه ای و تقلیدی وارد داستان نمی کند؛ برای مثال والار به هیچ وجه مانند الهه های المپ صفاتی منفی چون خودخواهی و حسادت ندارند و در کار فانیان هم چندان دخالتی نمی کنند.

ماهیت والار همچنین تا حدودی تحت تاثیر میثولوژی اسکاندیناوی است. بسیاری از والار همچون دگر شکلی از خدایان شمالی هستند. تور (بزرگ ترینِ خدایانِ شمال در قدرت) را می توان در وجود اورومه (که با هیولاهای ملکور مبارزه می کرد) و همچنین تولکاس (قدرتمند ترین والار) نیز دید. مانوه (پاکترین والار و پادشاه والار) همچنین شباهت هایی با اودین (پدر خدایان شمال) دارد. خود تالکین بیان می دارد که گاندالف، مایا را همانند یک ساحر اودینی خلق کرده است. ماجرای کالاکوئندی و موریکوئندی نیز می تواند متاثر از افسانه های شمال باشد. چون در افسانه های شمال نیز ما الف های روشن و الف های تاریک را داریم که الف های روشن همانند کالاکوئندی که در ارتباط نزدیک با والار هستند، با خدایان در ارتباط اند.

اما انجیل و داستان های مسیحی بی شک عمیق ترین تاثیرات را بر سیلماریلیون تالکین داشته است. (در نظر داشته باشیم که تالکین یک کاتولیک رومی بوده است.) تقابل میان ملکور و ایلوواتار که یادآور تقابل لوسیفر (نام انجیلی شیطان) و خدا است؛ کوئنتا سیلماریلیون از “ظهور و سقوط الف ها” می گوید و ژنه سیس از “ظهور و سقوط انسان” و فینرود (که می دانیم منشا و خاستگاه او از “ارو” یا همان “ایلوواتار” است) که می آید تا انسان ها را نجات دهد، قابل مقایسه با مسیح (پسر خدا) است که برای نجات انسانها برگزیده شد.

با این که خود تالکین بیان می دارد که علاقه ی چندانی به افسانه های سلتی ندارد؛ ولی می دانیم که این افسانه ها بر بخش هایی از کوئنتا سیلماریلیون تاثیر گذاشته اند. مهاجرت و تبعید نولدورین به طور مثال شباهت هایی با افسانه ی سلتی توتا دو دانن دارد. افسانه نام برده شده بیان می دارد که موجودات نیمه الهی، ایرلند را مورد حمله قرار می دهند و به مجرد ورود به این سرزمین کشتی های خود را پشت سر خود آتش می زنند و با ساکنان کنونی آن وارد نبردی خونین می شوند. نولدورین نیز پس از خروج از والینور و ورود به بلریاند، کشتی های سینداری را می سوزانند و به جنگ با ملکور مبادرت می کنند. همچنین تالکین می نویسد که برای سیندارین زبانی نزدیک به لهجه ی ولشی -بریتیشی در نظر گرفته است؛ زیرا به نظر خودش این زبان با توجه به شباهت هایی که افسانه ها و داستان های سیندارین و سلتیک با هم دارند مناسب ترین زبان برای آن هاست!

 

اطلاعات کتاب

• کتاب سیلماریلیون ترجمه ای است از کتاب The Silmarillion (به فارسی: سیلماریلیون) که اولین بار در سال ۱۹۷۷ توسط انتشارات George Allen and Unwin در انگلستان منتشر شد.

 


اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های مشابه با این کتاب

ارسال دیدگاه جدید

2 نظر ارسال شده
  1. shevre گفت:

    سلام
    لینک دانلود را نگذاشتید.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.