دانلود کتاب The Aquariums of Pyongyang از Kang Chol-hwan - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

سه شنبه , ۳۰ آبان , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

سایت آوانامه

دانلود کتاب The Aquariums of Pyongyang از Kang Chol-hwan
  کتاب The Aquariums of Pyongyang از Kang Chol-hwan

The Aquariums of Pyongyang

 

نام کتاب: The Aquariums of Pyongyang

نویسنده: Kang Chol-hwan, Pierre Rigoulot

مترجم: Yair Reiner

انتشارات: Basic Books

سال نشر: ۲۰۰۱

زبان: انگلیسی

تعداد صفحات: ۱۶۶ صفحه

فرمت: EPUB

حجم: ۴۲۴ کیلوبایت

 

مقدمه

نظام های اردوگاهی در کره شمالی کمونیست (دوران خاندان کیم) و چین کمونیست (دوران مائوتسه تونگ)، تقلیدی از نظام “گولاگِ استالینی” است. خبرهای مربوط به بازداشتگاه‌های زندانیان سیاسی كره‌ شمالی كه همچون اردوگاه های مخوف روسیه کمونیست (دوران ژورف استالین) با نام گولاگ شناخته می‌شوند، هر از چندگاهی به سان باران‌های موسمی كه سیل‌آسا می‌آیند و خیلی زود می‌روند، در رسانه‌ها درج شده اما به سرعت به فراموشی سپرده می‌شوند. اتحادیه حمایت از زندانیان سیاسی كره‌ جنوبی با استناد به شهادت زندانیان آزاد شده و نگهبانان پیشین گولاگ از جزییات بیشتری از نحوه نگاهداری حدود ۲۰۰ هزار زندانی سیاسی در این اردوگاه‌های كار اجباری پرده برداشت.

زندانیان گولاگ‌ با جیره‌ای از ذرت و نمك زندگی می‌كنند و به دلیل عدم دسترسی به ویتامین‌های ضروری و فقدان خدمات بهداشتی خیلی زود دندان‌هایشان را از دست می‌دهند، لثه‌های ورم كرده و بیمار دارند و با پشت خمیده روزانه ۱۰ تا ۱۲ ساعت كار می‌كنند تا عاقبت بر اثر سوء تغذیه و بیماری جان بدهند. آنان سالانه یك دست لباس دریافت می‌كنند و شب‌ها در آلونك‌هایی فاقد ساده‌ترین امكانات رفاهی سر بر بالین می‌گذارند و با همین لباس و در همین آلونك‌ها گرمای تابستان و سرمای زمستان را تحمل می‌كنند.

دولت كره‌ شمالی به رغم درخواست‌های مكرر جامعه بین‌الملل، تاكنون به هیچ‌كس اجازه نداده است از گولاگ بازدید به عمل آورد؛ بنابراین هر‌آنچه در مورد این بازداشت‌های مخوف گفته می‌شود بر شنیده‌ها و گمانه‌زنی‌ استوار است. طی سال‌های اخیر عكس‌های ماهواره‌ای به نسبت دقیق وجود اردوگاه‌های كار اجباری بزرگی را در مناطق كوهستانی شمال كره‌شمالی ثابت می‌كند. این عكس‌ها تاحدود زیادی با داستان‌هایی كه توسط شاهدان عینی نقل می‌شود، همخوانی دارد.

گولاگ‌ها برای جلوگیری از فرار زندانی‌ها معمولا با میدان‌های مین احاطه شده‌اند. از زندانیان به عنوان برده استفاده می‌شود. نگاهبانان آن دسته از زندانیانی را كه فرمانبردار نیستند به وحشیانه‌ترین شكل ممكن شكنجه كرده و سپس در برابر چشمان سایر زندانیان اعدام می‌كنند، محوطه زندان با برج‌های مراقبت همیشه تحت نظر بوده و اطراف زندان با سیم‌های خاردار احاطه شده است. اكثر زندانی‌ها در همان دوره بازجویی می‌میرند. آنانی كه زنده می‌مانند بر اثر سوءتغذیه، كار طاقت‌فرسا یا شكنجه نگاهبانان گولاگ‌ها جان می‌دهند و تعداد كمی تا پایان دوره محكومیت‌شان زنده می‌مانند

آن میونگ‌ چول، از نگاهبانان سابق یكی از گولاگ‌ها كه به كره‌ جنوبی پناهنده شده است، می‌گوید: «این بازداشتگاه‌ها دور از چشم جهانیان به صحنه جنایات بیمارگونه علیه زندانیان تبدیل شده است.» او با اشاره به این كه هیچ كشوری به تنهایی نمی‌تواند مانع از ادامه فعالیت گولاگ‌ها شود، می‌افزاید: «ایالات‌ متحده ‌آمریكا باید زمامداران كره‌ شمالی را وادار كنند در مذاكرات گروه ۶ در مورد گولاگ‌ها هم پاسخگو باشند.»

با این حال وجود اردوگاه‌های كار اجباری هیچ‌گاه در دستور كار نشست‌های نمایندگان ایالات‌ متحده با دیپلمات‌های كره‌ شمالی قرار نداشته است. حاكمیت كمونیستیِ كره‌ شمالی با آزمایش بمب‌های هسته‌ای و پرتاب‌های آزمایشی موشك‌های بالستیك آنچنان غرب را مشغول دغدغه‌های امنیتی كرده كه دیگر جایی برای طرح مبحث حقوق بشر در مذاكرات باقی نمانده است.

مقامات امنیتی كره‌شمالی طی سال‌های اخیر تعداد بازداشتگاه‌ها را با وسعت بخشیدن به چند گولاگ، از حدود ۱۴ به ۵ واحد كاهش داده‌اند. اردوگاه شماره ۲۲ كه در نزدیكی مرزهای چین قرار گرفته، ۴۵ كیلومتر طول و در حدود ۳۸ كیلومتر عرض دارد و نزدیك به ۵۰ هزار نفر در آن دوران محكومیت خود را پشت سر می‌گذارند. زندانی‌‌ها از حق برقراری هرگونه ارتباط با دنیای خارج محروم هستند. نظامیان اجازه دارند به زندانیان زن تعرض كرده و مردها را شكنجه دهند و چنانچه زنان بدون مجوز باردار شوند، مجبور به سقط جنین می‌شوند. زندگی در گولاگ‌ها به داستانی وحشت‌آور می‌ماند كه گویی پایان ندارد و هیچ كس هم در خارج از كره‌شمالی از آن مطلع نمی‌شود.

اولین نشانه‌ها:

با گذشت ربع قرن و به یمن فناوری‌های جدید امروز می‌توان وضعیت این بازداشتگاه‌های مخوف را روی Google Earth مشاهده كرد. براساس اكثر گمانه‌زنی‌ها پیشینه گولاگ‌ها به نیم قرن قبل می‌رسد كه ۱۲ برابر عمر اردوگاه‌های كار اجباری آلمان نازی و حداقل ۲ برابر دوران فعالیت گولاگ‌های روسیه است. اگرچه در عمل هیچ آماری در مورد تعداد كسانی كه در این اردوگاه‌ها جان باخته‌اند، در دست نیست اما منابع غربی ادعا دارند طی نیم قرن گذشته صدها هزارنفر در گولاگ مرده‌اند.

مقامات كره‌شمالی وجود گولاگ‌ها را از بیخ و بن منكر هستند. تعداد كم‌شمارِ گردشگران خارجی كه اجازه سفر به كره‌شمالی را دریافت می‌كنند، حق سرك كشیدن به نقاط مختلف این كشور را ندارند و هر كس از این اصل سرپیچی كند مجازات سختی در انتظارش خواهد بود. ۲۵ سال پیش بود كه رسانه‌های غرب برای اولین بار داستان‌هایی پیرامون زندگی دلهره‌آور زندانیان سیاسی كره‌شمالی در گولاگ‌ها منتشر كردند. فضای رسانه‌ای بسته كره‌ شمالی موجب شده عملا هیچ اطلاعاتی پیرامون وضعیت مخالفان حاكمیت كمونیست این كشور در دست نباشد و از آنجا كه اپوزیسیون رسمی و حتی غیررسمی شناخته شده‌ای در این كشور وجود ندارد، كسی از محكوم شدن چهره‌های مخالف به حبس در گولاگ‌ها مطلع نمی‌شود.

سوزان شولتر، از فعالان حقوق بشر آمریكا كه زندانیان پیشین گولاگ‌ها را برای سخنرانی و تشریح خاطرات‌شان به این كشور دعوت می‌كند، می‌‌گوید: «تبتی‌ها “دالایی‌ لاما” و “ریچارد گیر” را دارند تا دنیا را از وضعیت‌شان مطلع ‌سازند، مخالفان حاكمیت برمه با “آن‌سان سوكی” صدایشان را به گوش جهانیان می‌رسانند و دارفوری‌ها، “یانمار” و “جورج كلونی” را دارند؛ اما در كره‌شمالی هیچ چهره شناخته شده‌ای وجود ندارد.» او می‌افزاید: «در چنین شرایطی طبیعی است كه جهانیان از وضعیت گولاگ‌ها بی‌اطلاع بمانند.»

درس‌های فراموش نشدنی:

نگاهبانان گولاگ‌ها قبل از اعدام زندانیان نافرمان یا كسانی كه درصدد فرار برآمده‌اند، هریك از محكومان به اعدام را به درس فراموش نشدنی برای سایرین تبدیل می‌كنند. همه محكومان بالای ۱۶ سال باید در مراسم اعدام شركت كنند. آنان باید در شعاع ۵ متری فرد محكوم به اعدام بایستند. كلاهی كاغذی روی سر اعدامی می‌گذارند و سه نگهبان هر كدام ۳ گلوله از فاصله كمتر از ۳ متری به او شلیك می‌كنند. خون از بدن اعدامی فواره می‌زند و همه زندانیان را غرق در وحشت می‌كند.

آنچنان كه اكثر زندانی‌های پیشین می‌گویند وحشتناك‌ترین بخش محكومیت‌شان نه زندگی در گولاگ‌ها بلكه جلسات اعتراف‌گیری و بازجویی بوده است. مونگ گوانگ ایل ۴۷ ساله كه پس از پایان محكومیت ۲ ساله‌اش در گولاگ شماره ۱۵ به چین گریخته و در حال حاضر در سئول، پایتخت كره جنوبی به زندگی مشغول است با اشاره به بازجویی ماموران بوبیلو (آژانس اطلاعاتی كره‌ شمالی) می‌گوید: «آنها می‌خواستند كه من به جاسوسی اعتراف كنم.» او با اذعان به اعتراف پس از ۹ ماه شكنجه می‌افزاید: «وقتی بازداشت شدم ۷۰ كیلو داشتم؛ اما در پایان بازجویی وزنم از ۴۰ كیلوگرم هم كمتر بود.»

اكثر زندانی‌ها در همان دوره بازجویی می‌میرند. آنانی كه زنده می‌مانند بر اثر سوءتغذیه، كار طاقت‌فرسا یا شكنجه نگاهبانان گولاگ‌ها جان می‌دهند و تعداد كمی تا پایان دوره محكومیت‌شان زنده می‌مانند.

جایگاه گولاگ در رژیم کره شمالی امروزی:

از راست به چپ: کیم ایل سونگ، کیم جونگ ایل، کیم جونگ اون

khandane kim

نظام توتالیترِ خاندان کیم با دو حربه ترور دولتی و گرسنگی دادن به مردم ( ناشی از قحطی و سوء مدیریت در امر کشاورزی) پایه های قدرت خویش را محکم ساخت. کیم ایل سونگ، رهبر کبیر کره شمالی، فقط یک رهبر سیاسی نیست؛ بلکه قدیسی است که گویی خداوند در او حلول کرده و مقامی فراانسانی یافته است. بی شک بهترین تمثیل برای ناظر کبیرِ “جورج اورول” کسی نیست جز “کیم ایل سونگ” که در جایگاه خدایگانِ مردم کره شمالی، مورد پرستش واقع شده و به درجه الوهیت رسیده است.

دیکتاتوری خشن خاندان کیم (اعم از کیم ایل سونگ، کیم جونگ ایل و اخیرا کیم جونگ اون) دوست و دشمن نمی شناسد و برای بسط حوزه نفوذ و قدرت خود از همه عبور می کند حتی از انقلابیونی که از تمام ثروت خود در چهارگوشه جهان بخصوص ژاپن، چشم پوشی کردند تا حکومت نوپای خلق کره شمالی را در مبارزه با امپریالیسم غرب پشتیبانی کنند. حکومت بی رحم دموکراتیک خلق، برای خرید صددرصدی وفاداری توده های مردم کره شمالی به هر شکل ممکن، هر کسی را که اندک ظنی نسبت به مخالفت او با حکومت داشت، تارومار کرد و آنهایی را که از اعدام رهایی یافتند، راهی اردوگاه های کار اجباری کرد. هر چند مدتهاست که نظام های اردوگاهی در چین و شوروی سابق برچیده شده است و این مکانیسمِ تنبیهیِ وحشیانه و غیر انسانی هیچ سنخیتی با جهان معاصر ندارد؛ اما کره شمالی همچنان اردوگاه های خود را حفظ کرده است. عزلت گرایی رژیم کره شمالی و پرده آهنینی که به دور این کشور کشیده شده، عملا باعث گردیده تا جهانیان از وجود این اردوگاه ها بیخبر بمانند.

ابعاد فاجعه نظام های اردوگاهی کره شمالی فراتر از حد تصور است. حتی در نظام اردوگاهی استالین، اصل فردیت کیفرها به طور نسبی رعایت می شد و مجازات تمامی افراد خانواده رویه غالب نبود. اما در کره شمالی امروزی تمامی اعضای خانواده به خاطر جرمی که یکی از اعضای خانواده مرتکب شده، مجازات می شوند. در این نظام حتی “نوزاد شیرخواره” هم مجرم و مقصر است چرا که “خون ضد انقلابی” در رگهایش جاری است. یکبار تئودور آدورنو، فیلسوف و نویسنده آلمانی گفت: «پس از آشوویتس دیگر بربرصفتیست که کسی شعر بگوید» و این وصف حال اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی امروز است.

الکساندر سولژنیتسین در یکی از کتابهایش می نویسد: «تصور و نیزوی روحی تبهکارانِ آثار شکسپیر حداکثر به ده دوازده جسد بسنده می کرد؛ چون آنها ایدئولوژی نداشتند.» وجه خوف انگیز ایدئولوژی کمونیستی در کره شمالی، رگه های نژادپرستانه آن است. مجازات و امحای تمامی اعضای یک خانواده “ضد انقلاب” با این توجیه که همه آنها از نوزاد شیرخواره تا پیرمرد هشتاد ساله دارای “ریشه های فاسد ضدانقلابی” اند، برآمده از همین ایدئولوژی کمونیستی-نژادپرستی است. ایدئولوژی کمونیسم گوش دادن به رادیوهای بیگانه، ترک محل سکونت بدون اجازه رئیس اتحادیه کارگری محل، عدم احترام هر روزه به تمثال رهبر کبیر و … را نشانه ضدانقلابی بودن شخص دانسته و فرد خاطی اگر اعدام نشود، حداقل به ده سال تحمل اردوگاه های کار اجباری و مصادره کلیه اموال و املاک به نفع رژیم دموکراتیک خلق محکوم می شود.

کره شمالی از حیث اقتصادی و از حیث مکانیسم های تنبیهی اش یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان است. بنا به گفته روشه و کیرشهایمر «در دوران فئودالیسم که در آن پول و تولید توسعه چندانی نیافته بود، شاهد رشد ناگهانی مجازات های بدنی بودیم؛ گویی در بیشتر موارد بدن تنها چیز قابل دسترس بود. در دوران آغازین توسعه اقتصادی تجاری، دارالتادیب ها و اردوگاه های کار اجباری ظاهر شدند؛ اما از آنجا که نظام صنعتی نیازمند بازار آزاد نیروی کار بود، سهم کار اجباری در مکانیسم تنبیهی سده نوزدهم کاهش یافت و بازداشت و توقیف با هدف اصلاح، جای آنرا گرفت.» اما در کره شمالی امروز، استفاده از نیروی کارِ مجانیِ محکومین همچنان رایج است. به عبارت دیگر وجود این بهره کشیِ بدنی خود گواهیست بر اقتصادِ ماقبلِ سده هایِ نوزدهمیِ کره شمالی.

میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی می نویسد: «اعمال قدرت بر انسان ها، کنترل روابطشان و جدا کردن درهم آمیختگی های خطرناکشان، در یک اردوگاه یا شهر طاعون زده که با یگان بندی، نظارت و مراقبت سرتاسر آنرا در می نوردد، آرمانشهرِ حاکمان توتالیتر است. نظام اردوگاهی به عبارت دیگر، بازتاب دهنده علاقه شدید و همواره فزاینده حکومت های توتالیتر به دخالت عمیقترِ حکومت در تمام جزییات و تمام روابط زندگی اجتماعی مردم است.  فردِ محکوم در تیره ترین محدوده قلمرو سیاسی، سیمای قرینه و وارونه فرد حاکم را تصویر می کند.»

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۹۹۲-۱۹۶۸ میلادی
مکان: کره شمالی
در دهه ۱۹۶۰ مصیبت کره شمالی هنوز در افق پدیدار نشده بود. در این هنگام کشور از حیث شرایط اقتصادی در یک رقابت شانه به شانه با جنوب به سر می برد. نخبگانِ رژیمِ “پیونگ یانگ” که از امتیازات ویژه ای برخوردار بودند، چنین جلوه می دادند که گویا وعده های حزب به بار نشسته و اکنون پیروزی نهایی در آستانه تحقق است. می دانم که دارم درباره چه چیزی حرف می زنم؛ پیونگ یانگ جایی است که من در آن متولد و بزرگ شده ام. من حتی سالهای خوشی را در این شهر، زیر چشمان مراقب “کیم ایل سونگ” (رهبر “کبیر”مان) و پسرش “کیم جونگ ایل” (رهبر “عزیز”مان) سپری کردم …

 

معرفی کتاب

کانگ چول هوان در کتاب The Aquariums of Pyongyang (به فارسی: آکواریوم های پیونگ یانگ) قصه واقعی زندگی خود را تعریف می کند. این مرد جوان، زاده (سال ۱۹۶۸) شهر “پیونگ یانگ” کره شمالی، زمانی که نه سال بیشتر نداشت، همراه دیگر اعضای خانواده خود شامل مادربزرگ، پدر، عمو و خواهرش محکوم به اقامت در یکی از اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی شد (سال ۱۹۷۷). جرم این خانواده، خطای بزرگی بود که پدربزرگِ کانگ چول هوان، یکی از مدیران بلند پایه حکومت کمونیستیِ کره شمالی، مرتکب شده بود. کانگ چول هوان، و خانواده اش پس از تحمل ده سال سختی های اردوگاه، آزاد شدند (سال ۱۹۸۷). اما این مرد جوان کره ای چند سال بعد از آزادی اش تصمیم گرفت از کره شمالی فرار کند؛ زیرا به اتهام گوش دادن به رادیوهای غیر مجاز در آستانه ی دستیگری و اعزام دوباره به اردوگاه کار اجباری بود. کانگ چول هوان سرانجام از طریق چین به کره جنوبی گریخت (سال ۱۹۹۲). وی یکی از معدود جان به در بردگان از اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی است که موفق شده صدای خود را به گوش جهانیان برساند. او در حال حاضر در یکی از روزنامه های کره جنوبی به نام چوزان ایلبو به عنوان نویسنده کار می کند.

کانگ چول هوان در کتاب خود برای اولین بار از راز سر به مهر اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی پرده برداشت. اهمیت این کتاب از حیث افشای شبکه اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی برابر با کتاب یک روز در زندگی ایوان دنیسوویچ نوشته الکساندر سولژنیتسین است؛ کتابی که برای اولین بار در سال ۱۹۶۲ جزییات نظام اردوگاهی در شوروی سابق را افشا کرد. کانگ چول هوان با بیان سرگذشت دردبار خود و خانواده اش بر این سخن معروف سولژنیتسین صحه می گذارد که: «تئوری و عمل کمونیسم هر دو ضد بشری است.» بنابه گفته او، اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی در حال حاضر حدود ۲۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است. با این حال هیچ آمار دقیقی از تعداد قربانیان نظام اردوگاهی در کره شمالی طی پنجاه و اندی سال حیاتش در دست نیست.

خط سیر داستان:

خانواده کانگ چول هوان از اعضای بلندپایه حزب کمونیست کره شمالی بودند و پدربزرگ و مادربزرگش به نوعی جزو حلقه اول انقلابیونی محسوب می شدند که به کیم ایل سونگ پیوسته بودند و در راه آرمانهایش جانفشانی ها کردند و حتی تمام ثروت خود را به حکومت انقلابی تقدیم کرده بودند؛ اما با اتخاذ روش های مستبدانه از سوی کیم ایل سونگ، آنها از وی فاصله گرفتند و این باعث شد پدربزرگش ناگهان غیب شود و پاسخ ماموران حکومتی تنها سکوت بود و پس از مدت کوتاهی چون پدربزرگش یک “جرم ضدانقلابی مهم” مرتکب شده بود و آنها هم در خانه اجناس لوکسی شبیه “دوربین عکاسی” و “آکواریوم” داشتند و مضنون به آلودگی به خوی امپریالیستی بودند، همگی برای مدت ده سال به اردوگاه کار اجباری یودوک تبعید شدند.

رژیمی که در آن معلمش، کلت به کمر در کلاس درس حاضر می شود و کودکان مقطع ابتدایی را این چنین آموزش میدهد، وضعیت اردوگاه کار اجباری آن مشخص است! کار طاقت فرسای مداوم، طبق سهمیه ای که برای هر زندانی تعیین شده، مهمترین چیزی است که زندان بانان به اجرای درست آن اهتمام دارند. البته مراقب هستند که زندانی از فرط شدت کار نمیرد و دردسری درست نشود اما گرسنگی دائمی، تنبیهات بدنی، زندان های انفرادی، نبود لباس و کفش کافی، عدم وجود لوازم گرمایشی در سرمای خشک و چند درجه زیر صفر یودوک و البته وجود تهدید دائمی خبرچین ها، جزء لاینفک زندگی در اردوگاه یودوک بود.

در مجموع یودوک منطقه وسیعی شامل ده دهکده و تپه ماهورهای فراوان و جنگل های انبوه و رودخانه ها و پرتگاه های گریزناپذیر است. زندانیان به دو گروه عمده زندانیان  اصلاح پذیر و اصلاح ناپذیر تقسیم می شوند که گروه اول در ۴ دهکده و گروه دوم در شش دهکده بعدی ساکن هستند. گروه اول افرادی هستند که جرم مشهود سنگینی ندارند و پس از طی ۱۰ تا ۱۵ سال زندگی در یودوک، امید به آزادی از اردوگاه و زندگی به عنوان شهروند عادی را دارند اما دسته دیگر که شامل زندانیان اصلاح ناپذیر است و خود به درجات متعددی تقسیم می شوند، افرادی هستند که اگر چه از تیغ اعدام جسته اند؛ اما محکوم به حبس ابدند و تا آخر عمر باید در یودوک بمانند و هرگز نمی توانند به شرایط زندگی عادی برگردند و حتی کودکان این افراد هم که در دوره حبس به دنیا می آیند هم به علت وجود “خون ضد انقلابی” در رگهایشان محکوم به زندگی تا پایان عمر در این اردوگاه هستند. منفعت بزرگ این دسته از زندانیان برای رژیم کره شمالی در اینست که صاحب کارگران تقریبا مجانی برای کار در کارخانجات و مراکز حساس و فوق العاده سری شامل کارخانه های اسلحه سازی و موشک سازی می شود و چون این افراد هرگز نمی توانند از یودوک و سایر اردوگاه های مشابه خارج شوند، امکان افشای اطلاعات ذی قیمت نظامی و هسته ای کره شمالی هم وجود ندارد.

کانگ چول هوان از معدود افرادی است که پس از طی مدت زندان، توانست زنده از آن خارج شود و علی رغم اینکه از دید حزب، او شهروند عادی شده بود اما سابقه نشان داده بود که رژیم کره شمالی این دسته از افراد را همچنان تحت نظر قرارداده و مجددا به بهانه ضدانقلاب، بازداشت می کند و البته این بار دیگر بازگشتی در کار نخواهد بود. از این رو کانگ برای اینکه به این سرنوشت دچار نشود ابتدا راهی شمال شده و با عبور از رودخانه مرزی بین کره شمالی و چین، وارد چین شده و سپس از طریق چین و پس از طی دوره ای پر التهاب به کره جنوبی پناهنده می شود تا برای همیشه از شر رژیم خطرناک کمونیستی کره شمالی که حتی کمک های سخاوتمندانه و بلاعوض سازمان ملل و اتحادیه اروپا را که برای رفع مشکلات قحطی و سوءتغذیه مردم کره شمالی به آن اعطا می شود، صرف پیشبرد برنامه های نظامی و هسته ای خود می کند، خلاص شود و شرح رنج بی پایان مردم کره شمالی را به گوش همگان برساند.

انتشار کتاب:

آکواریوم های پیونگ یانگ ابتدا در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسوی و تحت عنوان Les Aquariums de Pyongyang (به فارسی: آکواریوم های پیونگ یانگ) منتشر شد. پیر ریگولت نویسنده فرانسوی و نگارنده کتاب معروف کتاب سیاه کمونیسم در نگارش کتاب “آکواریوم های پیونگ یانگ،” همکار کانگ چول هوان بوده است. این کتاب در سال ۲۰۰۱ به انگلیسی ترجمه و توسط انتشارات Basic Books (بیسیک بوکس) چاپ و منتشر شد.

واکنش هایِ پس از انتشارِ کتاب:

خاطرات کانگ چول هوان از دوران دهشتناک زندگی اش در اردوگاه‌های کار اجباری حکومت کره شمالی جذاب و البته تکان‌دهنده است. کتاب او و پیر ریگولت اهی شکل داستانی دارد؛ در بخش‌هایی مثل سند تاریخی است؛ و گاه به خاطره نگاری شباهت پیدا می‌کند؛ و البته خیلی‌ها معتقدند این کتاب یکی از وحشتناک‌ترین کتاب‌های خاطراتی است که تاکنون منتشر شده است. هوان -که روزنامه‌نگار و رئیس گروه مبارزه با گولاگ‌های کره شمالی است- می‌گوید انتشار کتابش باعث شده که جهانیان نسبت به مردم کره شمالی و رنجی که می‌برند بی‌تفاوت نباشند.

با این وجود، سر و صداهای زیادی که پس از انتشارِ “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” بلند شد نشان داد از طرفی حق با اوست و از طرف دیگر، هوان به هر حال باید شرط عقل را در موضع گیری‌هایش در نظر بگیرد! ماجرا از آنجا شروع شد که جورج بوش در اوج درگیری‌های کاخ سفید با حکومت کره شمالی، کتاب “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” را خواند و به شدت هم آن را پسندید. رئیس‌جمهور آمریکا معمولا عادت ندارد کتاب‌های زیادی را مورد توجه قرار دهد و خواندن آن را هم به دیگران توصیه کند؛ اما این بار او به مقامات ارشد آمریکایی هم توصیه کرد کتابی را که در خصوص یکی از کشورهای عضو محور شرارت نوشته شده، بخوانند! اما این تازه اول ماجرا بود. روز ۱۳ ژوئن سال ۲۰۰۵ میلادی، کانگ چول هوان به کاخ سفید دعوت شد تا با جورج بوش در خصوص این کتاب به تبادل نظر بپردازد. کاخ سفید هم در ابتدا دیدار بوش و هوان را به صورت عمومی‌مطرح نکرده بود اما بعد این دیدار تایید شد و عکس‌هایی نیز از آن به نمایش گذاشته شد.

دیدار ۴۰ دقیقه‌ای آنها با این سوال بوش آغاز شد که: «اگر رئیس‌جمهور آمریکا بودی در مورد کره شمالی چه کارهایی صورت می‌دادی؟» پاسخی هم که شنید این بود: «اول از همه، چین را متقاعد می‌کردم که از استرداد اتباع فراری کره شمالی دست بردارد. بعد بستن اردوگاه‌ها در کره شمالی را مورد توجه قرار می‌دادم و سپس بحران هسته‌ای را حل می‌کردم.» ترکش‌های ناشی از دیدار بوش و هوان خیلی زود آشکار شدند. فورا مقامات کره شمالی پا به صحنه گذاشتند و نویسنده کتابِ “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” را “آدم منفوری” خواندند که طی دیدارش با بوش «تمام تلاش‌ها برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با آمریکا را نقش بر آب کرده است».

اما در شرایطی که جورج بوش، کره شمالی را عضو محور شرارت قلمداد می‌کرد و به سیاست‌های مشابه “بیل کلینتون” در قبال کره شمالی هم علاقه‌ای نشان نمی‌داد، توجه خاص او به کتابی انتقادی نسبت به حکومت کره شمالی غیرعادی نبود. جورج بوش نمی‌خواست در جریان مذاکرات هسته‌ای با کره شمالی هم امتیازی به این کشور بدهد و این کتاب انتقادی به او کمک می‌کرد که موضع خود در مورد کره شمالی را راحت‌تر توجیه کند. از سوی دیگر، خیلی از صاحبنظران هم کره شمالی را با آلمان شرقی مقایسه می‌کردند و به همین جهت، به شدت از انتشار “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” راضی بودند.

صاحبنظرانی که تعلق خاطر خاصی به ایده‌های راست‌گرایانه و چپ‌گرایانه نداشتند، تاکید می‌کردند هرکس که در عرصه سیاسی یا تجاری با کره شمالی مراوده دارد باید این کتاب را بخواند؛ زیرا “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” به همه یادآوری می‌کند که در پشت موضع‌گیری‌ها و ژست‌های سیاسی، میلیون‌ها نفر از مردم حضور دارند که فقط به تامین نان شبشان راضی‌اند. برخی صاحبنظران مثل کریستوفر هیچنز از مجله سالن معتقد بودند که “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” باید خیلی معروف‌تر از اینها می‌شد. روزنامه انگلیسی فایننشیال‌تایمز هم این کتاب را پیروزی بر سکوت لقب داده و نوشته بود: «کیم جونگ ایل هنوز بر سر قدرت است و اردوگاه یودوک هم سر جایش است. به همین جهت فقط خواندن این کتاب هم به مثابه حمله‌ای به این وضعیت غیرانسانی در کره شمالی است.»

از سوی دیگر، طبیعی بود که چنین انتقاد شدیدی از یک حکومت کمونیستی به کام چپ‌ها چندان خوش نیاید. شاید به همین جهت بود که ایزابل هیلتون در نشریه انگلیسی و چپ گرای نیو استیتزمن یادداشت خود در مورد “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” را چنین آغاز کرد: «واقعیت این است که در بسیاری از کتاب‌ها، داستان‌های مشابهی نقل می‌شود. اگر آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ را هم جزو همین دسته کتاب‌ها قرار دهیم، بدان معنی نیست که می‌خواهیم بسبت به رنج و عذاب انسان‌ها بی‌تفاوت باشیم. موضوع این است که این نوع از خاطره‌نویسی دیگر اصالت قبلی‌اش را ندارد.» هیلتون ترجیح داده بود برای نشان دادن رنج و عذاب‌های انسانی به شکنجه شدن زندانیان توسط سربازان آمریکایی در ابوغریب اشاره کند!

در مقابل، راست‌ها و برخی میانه‌روها نیز با انتشار “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” خود را در موقعیت خوبی برای انتقاد از حکومت کمونیستی یافتند. مثلا دیلی‌تلگراف – روزنامه راست‌گرای انگلیسی- از انتشار کتاب “آکواریوم‌های پیونگ یانگ” استقبال کرد و نوشت: «داستانی که هوان تعریف می‌کند، نشان می‌دهد تصمیم‌گیری‌های ما انسان‌ها چه عواقب غیرقابل‌پیش‌بینی می‌تواند به همراه داشته باشد.» و این موضوعی بود که درواقع به بازگشت خانواده هوان به کره شمالی و سرنوشت سخت آنها در این کشور کمونیستی اشاره داشت. به قول روزنامه دیلی‌تلگراف، حقایق در این کتاب فریاد می‌زنند. به همین خاطر نیازی به توجیه و تفسیر بیشتر وجود ندارد.

 

اطلاعات کتاب

کتاب The Aquariums of Pyongyang ترجمه ای است از کتاب Les Aquariums de Pyongyang (به فارسی: آکواریوم های پیونگ یانگ) نوشته کانگ چول هوان و پیر ریگولت که نخستین بار سال ۲۰۰۰ در فرانسه منتشر شد.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های مشابه با این کتاب

اردوگاه‌های کار اجباری

اردوگاه‌های کار اجباری در ادبیات داستانی

توتالیتاریسم در ادبیات داستانی

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.