دانلود کتاب مارکوی رومی از میکا والتاری - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

سه شنبه , ۳۰ آبان , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

سایت آوانامه

دانلود کتاب مارکوی رومی از میکا والتاری
 کتاب مارکوی رومی از میکا والتاری

 

نام کتاب: مارکوی رومی

نویسنده: میکا والتاری

مترجم: مریم صالحی

انتشارات: دبیر

سال نشر: ۱۳۸۷

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۵۰۸ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۸٫۸۰ مگابایت

 

خلاصه داستان

زمان: ۳۰ میلادی

مکان: اسرائیل باستان (سرزمین یهودا: شهر اورشلیم)

“مارکو” جوان رومی در پی تحصیل فلسفه راهیِ “اسکندریه” شده است. در آنجا پس از برخورد با علمای یهود، درمی‌یابد که ناجی جهان در “اورشلیم” (بیت المقدس) ظهور خواهد کرد. او در پی این باور با دشواری‌های فراوان راهی آن دیار می‌شود، اما افسوس که رسیدن او همزمان با مصلوب شدن عیسی ناصری، مسیح موعود و پادشاه یهود است. مارکو پس از آن برای دستیابی به تعالیم مسیح در پی دوستان و پیروان او روان می‌گردد و …

 

معرفی کتاب

رمان مارکوی رومی (که با عنوان مردی بالای صلیب نیز به فارسی ترجمه شده است) اثریست تحقیقی از میکا والتاری (نویسنده و پژوهشگر مسائل تاریخی و خالق کتاب معروف سینوهه). این رمان در مورد روزهای آغازین مسیحیت و پیامبری حضرت عیسی (ع) می باشد.

مطالعه سرگذشت فرستادگان الهی به خصوص پیامبران مرسل موید آن است که آنان در ابلاغ رسالت خود و تحقق بخشیدن به فرامین الهی، صدمات و مشقات سختی را متحمل شده و راههای دشواری را پیموده و از آنجا که رسالت جدید ناسخ ادیان پیشین بود؛ با عناد، سرسختی و خصومت پیروان ادیان قبلی رویرو بوده اند. سرگذشت حضرت مسیح نیز از این دشواری ها، ناکامی ها و دشمنی ها به دور نبوده است؛ به ویژه آنکه دوران رسالت این پیامبر الهی بسیار کوتاه بوده و پیش از آنکه بنیاد دین مسیح و تعالیم وی در حیات جسمانی او بر نظام دقیق و اصول محکمی استوار گردد، از قید حیات رسته و به ملکوت اعلی پیوسته است.

محتوای کتاب:

وقایع تاریخی که در این کتاب به رشته تحریر درآمده، به دوران رسالت عیسای مسیح در سزمین فلسطین اختصاص دارد و محتوای آن بر شالوده استنتاجی استوار است که نویسنده از انجیل های چهارگانه (مرقس، لوقا، متی و یوحنا) به دست آورده و بر مبنای اصول داستان نویسیِ روایی، آنرا از زبان روایتگر بیان داشته است. داستان از زبان یک شهروند رومی به نام مارکو (از خانواده ای سرشناس به نام مزن تیوس) روایت می شود که همزمان با مصلوب شدن حضرت عیسی به اورشلیم می رسد و خود ناظر و شاهد عینی رویدادهای آخرین روز حیات جسمانی عیسی مسیح بوده است.

والتاری در این کتاب تعلیمات مسیح را به زبان ساده البته از دیدگاه یک مسیحی بیان می کند. این نکته از دید بیشتر منتقدین آثار والتاری پذیرفته شده است که امانتداری و پایبندی او به صحت روایات و رخدادهای تاریخی و در پی آن میزان دقت در اسامی افراد و اماکن به اندازه ای است که خواننده ی کتابهای او را بیش از یک رمان تاریخی با واقعیت های تاریخی روبه رو می کند.

نویسنده کتاب کوشیده است تا با ارائه شواهد معتبر تاریخی و بر پایه اقوا حواریون و متون اناجیل، تصویر روشنی از سرگذشت دوران رسالت عیسای مسیح را بدانگونه که در منابع مسیحیت وجود دارد، در قالب داستانی دلکش و گیرا و با زبانی ساده و عاری از پیرایه و آرایه ادبی ارائه دهد. لیکن گفتنی است که درباره نبوت مسیح و رسالت او، کتابهای بسیاری نوشته شده و هر نویسنده و پژوهشگری بر مبنای بینش، برداشت و دانش و باور خود داوری ویژه ای نموده است.
با اینحال می توان گفت والتاری تمام چیره دستی و هنرمندی خود را به یاری قلمی شیوا در نگارش این اثر به کار گرفته است و بی دخل و تصرف در تاریخ و حشو و زواید بیهوده و یا کتمان حقایق و واقعیت ها به دقیقترین شکل ممکن به شخصیت کاویِ افراد و کنکاش در روابط اجتماعی آن روزگار پرداخته است. او در این رمان، روایتگر رخدادهای ۲۰۰۰ سال پیش از این است، اما خواننده هیچگاه این فاصله زمانی را احساس نکرده و خود را همراه و همگام شخصیت های آن می یابد.

خط سیر داستان:

مارکو، جوان سرشناس رومی پس از فراغت از تحصیل برای تکمیل مطالعات و بهره گیری از کتابخانه بزرگ اسکندریه به مصر سفر می کند و مشاهدات خود را نیز ضمن نامه هایی به نامزد خود در شهر روم به تفصیل شرح می داده است.

او در کتابخانه اسکندریه بر اثر آشنایی و مراوده با برخی از دانشمندان و متفکران به این راز پی می برد که پیشگویی منجمان دوران گذشته تحقق یافته و علائم ستارگان نشان می دهد که جهان، بدون تردید وارد دوره جدیدی شده و شخصیتی که رسالت جهانی دارد متولد شده است.

وی پس از وقوف بر چنین امری، روزی در یکی از خیابانهای اسکندریه متوجه می شود که مردی با صدای بلند بانگ می زند: «سلطان جهان در بیت المقدس بوجود آمده است.» مارکو به آن مرد نزدیک می شود و از وی می پرسد: «تو چگونه مطلع شدی که سلطان جهان در بیت المقدس در بیت المقدس بوجود آمده؟» و آن مرد بی آنکه به سئوال او پاسخ دهد، همچنان با صدای بلند این جمله را تکرار می کرد که سلطان جهان در بیت المقدس بوجود آمده است.

انعکاس بشارت ظهور شخصیتی که رسالت جهانی دارد، همچنین تقارن فرارسیدن عید بزرگ یهودیان با تحقق پیشگویی منجمان و حکیمان ادوار گذشته و تایید آن توسط پیشگویان معاصر وی، چنان هیجان زایدالوصفی برای دیدار شهر اورشلیم در وجود مارکوی رومی بوجود آورد که او بلافاصله و بدون برنامه قبلی همراه گروه کثیری از یهودیان برای شرکت در مراسم عید بزرگ یهود عازم بیت المقدس (اورشلیم) بودند، راهی آن دیار مقدس شد.

حضور مارکو در بیان وقایع تاریخی از لحظه ای آغاز می شود که هنگام ورود به شهر بیت المقدس در دروازه شهر جمعیتی را می بیند که در نقطه ای اجتماع نموده اند. غوغای اجتماع مردم او را به سوی جمعیت می کشاند و از آنچه می بیند به هراس و وحشت می افتد؛ او با پیکر به صلیب کشیده سه مرد روبه رو می شود. مصلوب وسطی با تاجی از خار که بر سرش نهاده اند به وضع جانگدازی بر صلیب میخکوب شده و شدت جراحات وارده مچ و پای او را خونین نموده است.

وی به زودی درمی یابد این صحنه دلخراش که دژخیمان رومی در اجرای حکم تکفیر شورای عالی یهود و فرمان والی حکومت روم بوجود آورده اند، همان شخصیتی است که بشارت ظهور او را در اسکندریه از زبان مرد یهودی شنیده بود.

مارکوی رومی که به تبعیت از سنت مذهبی رومیان به پرستش خدایان ساختگی اعتقاد داشته، تحت تاثیر مظلومیت و بیگناهی مصلوب، و نورانیت و صفای چهره تابناک وی و رفتار موقرانه و برخورد شجاعانه در برابر مرگ، همچنین وقار گرویدگان او که در پیرامون محل اعدام، اشکریزان نظاره گر قساوت دژخیمان رومی بودند، دچار تحول روحی شده، پرتویی از ایمان الهی بر دلش می تابد و او را شیفته بی قرارِ حقیقت رسالتی می کند که عیسای مصلوب دعوت آنرا از جانب حق بر عهده داشته است؛ و بر آن می شود که تا پایان کار در همانجا بماند و برای کشف حقیقت و آشنایی با رموز رسالت و اسرار ملکوت عیسی دست به تلاش گسترده ای بزند.

او به سبب سابقه روابط دیرین خانوادگی با نماینده دولت روم پونتیوس پیلات، به دیدار وی می شتابد و از سخنان همسر او کلودیا درمی یابد که او نیز عمیقا دل در گرو محبت عیسای مسیح دارد و از اینکه شوهرش نسنجیده تسلیم تصمیم شورای عالی یهود شده، و دستور اجرای حکم اعدام بیگناهی را داده است، به سختی افسرده و غمگین است، و شوهرش را بدین جهت که به عواقب چنین زشتکاری نیندیشیده، و نفرین ابدی را نصیب خود و خانواده اش کرده، سرزنش می نماید.

در جریان این دیدار، افسر مسئول اجرای حکم به حضور پونتیوس پیلات می رسد و گزارشی را ارائه می دهد که سخت ناباورانه و حیرت انگیز به نظر می آید. گزارش افسر مسئول حاکی از این بود که نگهبانان مراقب محل دفن مرد مصلوب، پست نگهبانی را رها کرده و احتمالا هواداران عیسی جنازه را از محل دفن ربوده و به نقطه نامعلومی برده اند!

پونتیوس پیلات که از چنین واقعه ای یکه خورده و نگران اغتشاش عمومی بود، از مارکوی رومی می خواهد که به همراه افسر مسئول و چند سرباز به محل دفن جنازه برود و شخصا داخل قبر را ببیند، صحت و سقم شایعه را دریابد و محل اختفای دو نگهبان فراری را پیدا کند و نتیجه را به اطلاع وی برساند.

همین که مارکو به محل دفن جنازه می رسد، داخل گور می شود؛ آنچه را می بیند به نظرش عجیب و باورنکردنی می آید، زیرا کفن مصلوب دست نخورده در کفِ قبر بود، بی آنکه جنازه ای در جوف آن باشد. او برای تایید مشاهدات خود افسر رومی را نیز به داخل قبر فرا می خواند تا او نیز آنچه را که وی دیده، از نزدیک ببیند. مشاهده این وضع غیرعادی و اعجاب انگیز، او را متقاعد می سازد که شایعه ربودن جسد پایه و اساس معقولی ندارد، و چه بسا که ساخته و پرداخته اعضای شورای یهود است که حکم تکفیر را صادر کرده اند. وضع دست نخورده کفن نشان می داد که عیسی به نحو معجزه آسایی حیات جسمانی دوباره یافته و از قبر خارج شده است.

درک این نکته اوج هیجان و تجلی ایمان باطنی به مسیح را در وجودش بارور می سازد و مارکو را در این اعتقاد راسختر می نماید که عیسی، فرستاده خدا و همان مسیحی است که منجمان و حکیمان ادوار گذشته، ظهور وی را پیشگویی کرده اند و رستاخیز جسمانی او بعد از مرگ، معجزه الهی و امری حتمی و واقعی می باشد.

از این به بعد تمام اندیشه مارکوی رومی، مصروف کشف حقیقت و درک معمای رسالت مسیح می شود، با بسیاری از شفایافتگان مسیح ملاقات می کند، سراغ حواریون مسیح را می گیرد، حتی دو بار نیز مسیح خود را به او می نمایاند، بی آنکه مارکو در آن لحظه قادر به شناسایی فرستاده خدا باشد.

سرانجام نیز هدایت معنوی و ایمان باطنی، مارکوی رومی را به همراه عده ای از اصدقا (صادقترین پیروان مسیح) به سوی شهر طبریه در منطقه جلیلیه رهنمون می گردد و همانجا بشارت حضور جسمانی را در “کوه میعاد” در جمع پیروان، پیش از عروج به آسمان می شنود و از مسرت چنین بشارتی سر از پا نمی شناسد؛ در روز معین به سوی کوه میعاد حرکت می کند و شبانگاه به قله این کوه می رسد و در جمع یاران مسیح و پیروانِ از جان گذشته وی در سکوت معنوی و روحانی به انتظار لحظه موعود می ماند و در نیمه های شب به آخرین و مهمترین آرزوی قلبی خود که آیتی از مهر خدایی و رستگاری ابدی داشت، می رسد؛ دستیابی به چنین معنویتی نقطه اوج داستان است.

 

اطلاعات کتاب

• کتاب مارکوی ترجمه ای است از کتاب Valtakunnan salaisuus (به فارسی: رازِ اقلیم) نوشته میکا والتاری که نخستین بار سال ۱۹۵۹ توسط انتشارات WSOY در فنلاند منتشر شد.

• این کتاب در سال ۱۹۶۰ با عنوان The Secret of the Kingdom (به فارسی: رازِ اقلیم) به انگلیسی ترجمه شد.

• این کتاب با عنوان مردی بالای صلیب نیز به فارسی ترجمه شده است.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های مشابه با این کتاب

تاریخ اسرائیل باستان در ادبیات داستانی

تاریخ روم باستان در ادبیات داستانی

دین و مذهب در ادبیات داستانی

پیامبران در ادبیات داستانی

تحول شخصیت در ادبیات داستانی

ارسال دیدگاه جدید

1 نظر ارسال شده
  1. زهرا گفت:

    اسم این کتاب مردی بالای صلیبه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.