دانلود کتاب کنت مونت کریستو از الکساندر دوما - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

چهارشنبه , ۴ مرداد , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب کنت مونت کریستو از الکساندر دوما
  کتاب کنت مونت کریستو از الکساندر دوما

 

نام کتاب: کنت مونت کریستو

نویسنده: الکساندر دوما

مترجم: محمدرضا جعفری

مجموعه: کتابهای طلایی

انتشارات: امیرکبیر

سال نشر: ۱۳۵۴

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۳۲ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱٫۳۶ مگابایت

 

مقدمه

قلعه ایف:

قلعه ایف (Chateau d’If) یکی از زیباترین و قدیمی‌ترین بناهای فرانسه است که که در جزیره‌ ایف واقع در مجمع الجزایر فریول در نزدیکی شهر مارسی قرار گرفته است. از این قلعه در ابتدا به عنوان یک دژ نظامی استفاده می شده است و بعدها از آن به عنوان زندان استفاده می‌کرده‌اند. این قلعه ساختار مربعی شکل و سه بارو دارد و آنرا می توان نمونه بارز معماری فرانسوی دانست. ارتفاع این ساختمان مربعی شکل، ۲۸ متر است. نام این قلعه از درخت‌های سوزنی که در گذشته در آن اطراف می‌روییده، گرفته شده است و عمده معروفیت آن هم به این دلیل است که قهرمانِ رمانِ کنت مونت کریستو نوشته الکساندر دوما چهارده سال را در زندان مخوف این قلعه سپری کرد.

این قلعه در آن زمان برای دیده بانی و محافظت از مارسی در برابر تهدیدات دریایی ساخته شده بود. برای حفاظت مارسی در برابر خطر حمله دشمنان از دریا، انواع اسلحه های مختلف نیز در قلعه ایف وجود داشت. از آنجا که این قلعه بعدها به زندان تبدیل شده است، این استحکامات برای تامین امنیت بیشتر آن از بیرون و حتی داخل زندان اهمیت بالایی دارد. قلعه ایف، در حال حاضر زندانی برای انواع جرم هاست و انواع محکومین و زندانی های همچون جنایت کارهای حرفه ای وجود دارند. این زندان یکی از زندان های بسیار امن است که به خوبی از آن محافظت می شود. سلاح های جنگی اطراف این قلعه به گونه ای است که حس میدان جنگ را به بیننده القا می کند.

تاریخچه قلعه ایف:

جزیره ایف تا سال ۱۵۱۶ میلادی خالی از سکنه بود، اما پس از آن فرانسیوس اول، در قرن شانزدهم و برای اولین بار پی به موقعیت استراتژیک این جزیره که در ابتدای بندرگاه عظیم مارسی قرار دارد برد و تصمیم گرفت از آن برای حفاظت شهر استفاده کند. او در سال ۱۵۲۴ میلادی دستور ساخت قلعه ایف را برای جلوگیری از حمله دیگر فرمانروایی ها به این منطقه داد. این قلعه برای محافظت در برابر حملات دریایی در آن زمان ساخته شده است. هنگامی که بندر مارسی توسط پادشاه چارلز پنجم به نمایندگی از رم در سال ۱۵۳۱ میلادی مورد حمله قرار گرفت، به دلیل حفظ مراتب امنیتی و وجود قلعه شاتو با ناکامی مواجه شد و نیروهای پادشاه نتواستند وارد شهر مارسی شوند.

این قلعه مرموز بعدها کار کرد امنیتی خود را از دست داد و تبدیل به زندان شد. از سال ۱۶۳۴ تا قرن ۱۹ این قلعه به عنوان محلی برای زندانیان سیاسی و مذهبی در نظر گرفته شد. از آنجا که این قلعه در وسط آب قرار دارد و هیچ گونه دسترسی به خشکی های دیگر را بدون داشتن قایق ندارد، بهترین دلیل برای زندان شدنش بود. با اینکه این قلعه امنیت بسیار بالایی داشت اما باز برای حفظ امنیت بیشتر، از درون و بیرون به سلاح های امنیتی مجهز شده است. در این زندان، زندانیان ثروتمند از امتیازات بیشتری برخوردار بودند. با این حال، آن ها برای این امتیازات باید مبلغی را پرداخت می کردند.

این زندان جزو یکی از امن ترین زندان های کشور فرانسه طبقه بندی می شود. بسیاری از مذهبی های پروتساتان در طول تاریخ به این زندان تبعید شده اند. این زندان در سال ۱۸۹۰ میلادی غیرنظامی شد و در حال حاضر فقط جنبه تاریخی دارد و به یکی از جاذبه های شهر مارسی و کشور فرانسه بدل شده است.

زندانِ قلعه ایف در ادبیات داستانی:

در آثار نویسندگان بزرگی مانند ویکتور هوگو و الکساندر دوما به زندانِ قلعه ایف اشاره شده است. در این زندان بود که الکساندر دوما، شخصیت کنتِ مونت کریستو را در ذهن خود پرورش داد.

“کنت مونت کریستو” داستان دریانورد جوان و شایسته‌ای به نام ادموند دانتس است که درست در آستانه ازدواج و ارتقای شغلی، قربانی توطئه دو رقیبش در عشق و کار می‌شود و بدون آنکه بداند، به اتهام واهیِ طرفداری از ناپلئون، درگیر پرونده‌ای سیاسی شده و به خاطر گناه ناکرده، به حکم دادستانی فریبکار، ۱۴ سال در زندان مخوف قلعه ایف در جزیره ایف باقی می‌ماند. در زندان پیرمردی به نام پدر آبه‌فاریا، پیش از مرگ، به او نه تنها راهی برای فرار از زندان که نقشه یک گنج فراموش‌شده را می‌دهد. به این ترتیب ادموند پس از مرگ آبه‌فاریا از زندان فرار می‌کند. او ابتدا خود را به جزیره تیبولن در همسایگی جزیره ایف می رساند و سپس از آنجا با کشتی قاچاقچیان کالا خود را به جزیره مونت کریستو جایی که گنج در آنجا مخفی است می رساند. با اینکه شخصیتِ “کنت” خیالی بود، اما دوما فرار او را از زندان قلعه ایف، به واقعی ترین صورت ممکن ترسیم کرده است.

 

جزیره مونت کریستو:

جزیره مونت کریستو با نام قبلی اُگلاسا بخشی از مجمع الجزایر توسکان است که در دریای مدیترانه قرار دارند. این جزیره به ایتالیا تعلق داشته و مساحت آن ۱۰٫۳۹ کیلومتر مربع و عرض آن (در عریض ترین نقاط) به ۴٫۱ کیلومتر رسیده و طول آن ۳٫۴ کیلومتر می باشد. سواحل این جزیره شیبدار بوده و تا ۱۶ کیلومتری از آن گسترش یافته اند.

جزیره مونت کریستو در ادبیات داستانی:

عمده شهرت جزیره مونت کریستو به خاطر رمانِ کنتِ مونت کریستو نوشته الکساندر دوما است.

ادموند دانتس (شخصیت اصلی این رمان) پس از فرار از زندانِ قلعه ایف و رفتن به جزیره تیبولن، با کشتیِ قاچاقچیان کالا خود را به جزیره مونت کریستو می رساند. او در جزیره مونت کریستو، گنجی را که پدر آبه‌فاریا به او وعده داده بود می یابد و با آن ثروت افسانه‌ای عنوان کنتِ مونت کریستو را صاحب می‌شود و از بدخواهان خود انتقامی سخت می گیرد. به همین خاطر گاهی این جزیره را جزیره گنج توسکان می نامند.

 

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۸۴۴-۱۸۱۵ میلادی

مکان: فرانسه (شهر مارسی، جزیره ایف، جزیره تیبولن، شهر پاریس)، ایتالیا (جزیره مونت کریستو، شهر روم)

“ادموند دانتس”، دریانوردی زندانی و مسافری مرموز با چندین چهره، می‌خواهد با ثروت‌های افسانه‌وار خود طبقه اشراف پاریس را به هم بریزد. دانتس در ۱۸۱۵، در روز ازدواجش، به اتهام دروغین طرفداری از “ناپلئون” در زندانی مخوف در نزدیکی بندر مارسی زندانی می‌شود و بر اثر سعایت رقیب عشقی‌اش، “فرنان”، و رقیب تجاری‌اش، “دانگلار”، مدت چهارده سال در این زندان محبوس می‌ماند و این واقعه، در عین حال، به نفع مقاصد سیاسی یک قاضی جوان و جاه‌طلب به نام “ویلفور” است که در زندانی‌ شدن او دست دارد.

دانتس در سیاهچال پس از چندین سال از زندانی شدنش، متوجه می‌شود که زندانیِ دیگری مشغول حفر تونل برای فرار کردن از زندان است. سرانجام او نیز مشغول به کار می‌شود و متوجه می‌شود که او “آبه‌فاریا” یک کشیش و دانشمندِ ایتالیایی است. آبه‌فاریا، نقشه گنج سرشار جزیره‌ی مونت‌کریستو را در اختیار او می‌گذارد. ولی درست قبل از اینکه بتوانند نقشه فرار خود را نهایی کنند، آبه می‌میرد. دانتس با طرح بسیار ماهرانه‌ای از زندان می‌گریزد، گنج را به دست می‌آورد، به پاریس می‌رود و از سه دشمن خود انتقام وحشتناکی می‌گیرد. دانتس از حد همه قوانین انسانی و الهی فراتر می‌رود و مانند تقدیر، بی‌رحم و تزلزل‌ناپذیر می‌شود …

 

معرفی کتاب

الکساندر دوما که ژنرالی فرانسوی بود بر اساس اسناد بسیاری که به دست آورد، رمان های ماندگاری خلق کرد که زمینه همه آنها تاریخ فرانسه است. کنت مونت کریستو یکی از مشهورترین آثار کلاسیک جهان است. ادموند دانتس، دریانوردی جوان، به خاطر حسادت بدخواهانش، سال های تلخی را در جزیره ای وحشتناک زندانی می شود و از عشقش دور می افتد. روزی در زندان راز گنجی در جزیره مونت کریستو بر او فاش می شود، اما او نخست باید از آن زندان مخوف بگریزد.

این رمان داستانی چنان پرحادثه را روایت می کند که در آن هر ثانیه آبستن اتفاقی تازه و چرخشی دیگر در مسیر داستان است. اگر در فاصله سالهای ۱۸۴۴ تا ۱۸۴۶ کسی به دفتر الکساندر دوما در پاریس سر می‌زد می‌دید که همه نویسندگان جوان به سختی مشغول نوشتن‌اند و خود دوما از سر این میز به سر آن یکی می‌رود و برای هر نویسنده با آب و تاب قسمتی از داستان را که باید بنویسد تعریف می‌کند. داستان آنقدر پرماجرا و پر شخصیت بود که هیچ‌یک از نویسندگان جوانتر نمی‌توانستند حدس بزنند در حال نوشتن قسمتی از کدام بخش داستان هستند یا حتی سرانجام داستان به جایی خواهد رسید یا نه. خود دوما اما مدام می‌گفت: «این بهترین داستان ما خواهد بود دوستان! بهترینشان.» آن داستان بعد از اتمام به پیشنهاد ناشر، کنت مونت کریستو نامیده شد.

شگرد دوما این بود که حوادث سیاسی تاریخ فرانسه را دستمایه اتفاقات رمانهای دنباله‌دار و بلندش کند. “کنت مونت کریستو” هم داستان دریانورد جوان و شایسته‌ای به نام ادموند دانتس است که درست در آستانه ازدواج و ارتقای شغلی، قربانی توطئه دو رقیبش در عشق و کار می‌شود و بدون آنکه بداند، درگیر پرونده‌ای سیاسی می‌شود و به خاطر گناه ناکرده، به حکم دادستانی فریبکار، ۱۴ سال در زندانی مخوف باقی می‌ماند. در زندان پیرمردی به نام پدر فاریا، پیش از مرگ، به او نه تنها راهی برای فرار از زندان که نقشه یک گنج فراموش‌شده در جزیره مونت کریستو را می‌دهد. به این ترتیب ادموند از زندان فرار می‌کند و با آن ثروت افسانه‌ای عنوان کنتِ مونت کریستو را صاحب می‌شود. کنت درست مانند صاعقه بر سر زندگی سه تنی که با خیانت و دروغ جوانی او را تباه کردند نازل می‌شود و با نقشه‌هایی هوشمندانه و حساب شده برای هر یک از آنان، که اکنون موقعیت اجتماعی و مالی بالایی دارند، عاقبتی هولناک تدارک می‌بیند، بدون آنکه دستش را به خون هیچ یک آلوده کند.

“کنت مونت کریستو” بر اساس يک واقعيت جنایی -تاريخي در فرانسه نوشته شده و تنها در برخي موارد اسم افراد يا مکان ها عوض شده است. الکساندر دوما با توجه به قدرت نويسندگي و سبک کاري خاص خود، شخصيت هاي واقعي را در قالب رماني جذاب براي خوانندگان در آورده است. اين رمان مهيج عشقي-ماجراجویی در اواخر دوران سلطنت ناپلئون روي مي دهد و ماجراهاي شگفت آور آن خواننده را چنان جذب مي کند که متوجه گذر زمان نمي شود. این کتاب، به سبب غنای ابداعات عجیب و غریبش و به لطف صفا و صداقت بیانش، هنوز هم می‌تواند برای خوانندگان جالب باشد. عجیب‌ترین ماجراها در این اثر نقل می‌شود. نویسنده پروای حقیقت‌نمایی ندارد. سبکش روی هم رفته روان و پویاست. با این همه، بسیاری از بخش‌های کتاب با حقیقت روان‌شناختی شخصیت‌ها و امکان وقوع ماجراها مغایرت دارد. شهرت کم نظیر این رمان با نمایشی که خود نویسنده بر اساس آن تنظیم کرد و در سال ۱۸۴۸ بر صحنه آورد، دامه یافت.

زمان و مکان وقوع حوادث داستان:

رمان “کنت مونت کریستو” بر بسترِ تاریخِ فرانسه ی ۱۸۱۵ میلادی (که لویی هجدهم و ناپلئون بناپارت در حال کشمکش بر سر حکومت بودند) نگاشته شده است. داستان در سال ۱۸۱۵ میلادی شروع شده و در ۱۸۴۴ میلادی خاتمه می یابد. در اوایل سال ۱۸۱۵ میلادی، ناپلئون بناپارت که قبلاً حکمران مطلق فرانسه بود، در جزیره الب (جزیره کوچکی از مجمع الجزایر توسکان در نزدیکی سواحلِ توسکانیِ ایتالیا) در تبعید به سر می برد. اما در خاک فرانسه، خاندان سلطنتی بوربون ها چندی پس از گردن زدن لویی شانزدهم،‌ دوباره بر سر کار آمدند و لویی هجدهم برادر کوچکتر لویی شانزدهم به سطنت رسیده بود. با این حال، هواداران ناپلئون در پاریس، پیوسته نقشه‌ها می‌کشیدند تا او را به فرانسه برگردانند.

اگرچه عمده حوادث داستان در فرانسه (شهر مارسی، جزیره ایف، جزیره تیبولن و شهر پاریس) و ایتالیا (جزیره مونت کریستو و شهر روم) به وقوع می پیوندند، اما بخشی از آنها نیز در یونان و ترکیه (شهر قسطنطنیه) واقع می شوند.

خط سیر داستان:

ادموند دانتس، دریانورد ۱۹ ساله و با استعداد اهل “مارسی” با وجود سن کم، ناخدا می شود و ثروتی برای خود جمع کرده و می خواهد با دختر زیبا و جوانی به نام مرسدس ازدواج کند. مرسدس در روستایی نزدیک بندر مارسی زندگی می‌کرد و سخت مورد علاقه پسر عمویش فرنان موندگو نیز بود. اما مرسدس که نامزد ادموند دانتس بود، همواره به اظهار علاقه پسرعمویش پاسخ منفی می‌داد.

فرنان به خاطر اینکه دانتس می خواست با مرسدس ازدواج کند، به او حسادت می ورزید. دانگلار نیز یکی از رقبای تجاری او بود. آن ها هر دو می خواستند دانتس را از پیش رو بردارند. دانتس در ۱۸۱۵، در روز ازدواجش، توسط سربازان لویی هجدهم دستگیر شده به اتهام دروغین طرفداری از ناپلئون (که در زمان وقوع حوادث داستان یک تبعیدی شکست خورده بود) در زندانی مخوف در جزیره “ایف” (در نزدیکی بندر مارسی) که مخصوص زندانیانِ سیاسی و خطرناک بود، زندانی می‌شود و بر اثر سعایت رقیب عشقی‌اش، فرنان، و رقیب تجاری‌اش، دانگلار، مدت چهارده سال (از سال ۱۸۱۵ تا ۱۸۲۹) محبوس می‌ماند و این واقعه، در عین حال، به نفع مقاصد سیاسی یک قاضی جوان و جاه‌طلب به نام ویلفور است که در زندانی‌ شدن او دست دارد.

پس از گذشت شش سال در زندان در حالیکه دانتس تصمیم می گیرد (با گرسنگی دادن به خود) خودکشی کند، با یک کشیش و دانشمند ایتالیایی به نام آبه‌فاریا که در خلال حفر یک تونل برای فرار از سلول او سر درآورده، آشنا می شود و طی هشت سال آتی بواسطه او به بسیاری از علوم روز همچون فلسفه، تاریخ، زبان، فرهنگ و … مسلط شده و تبدیل به فردی بافرهنگ و آموزش دیده می شود. آبه‌فاریا چون خود را نزدیک به مرگ می بیند، نقشه گنجی بزرگ در جزیره “مونت کریستو” را که متعلق به یکی از ثروتمندترین خانواده های ایتالیایی بود، در اختیار دانتس قرار می دهد.

پس از مرگِ آبه‌فاریا، دانتس خود را به جای او در کفنش پنهان می کند، با این تفکر که به جای آبه‌فاریا به خاک سپرده خواهد شد و خواهد توانست با حفر زمین راه خود را به بیرون باز کرده و نجات پیدا کند. اما نگهبانان در حالی که یک توپ آهنین به پاهایش بسته اند، از بالای دیوار زندان او را به دریا می اندازند و دانتس موفق می شود با کمک نوک یک صلیب تیز که بعنوان چاقو از آن استفاده می کرد، خود را از شر گلوله آهنین خلاص کرده و با شنا کردن خود را به جزیره کوچک “تیبولن” در آن نزدیکیها برساند. همزمان با رسیدن او به جزیره، طوفانی درگرفته و یک قایق کوچک به همراه تمام سرنشینانش به صخره ها خورده و تکه تکه می شود. پس از آن دانتس یک کشتی را در نزدیکی جزیره می بیند و تصمیم می گیرد برای تکمیل نقشه فرار خود از خدمه آن درخواست کمک کند. او کلاه یکی از سرنشینان قایق خرد شده را بر سر گذاشته و به وسیله یک تکه چوپ از قایق خود را به کشتی می رساند و به آنها می گوید که او تنها نجات یافته قایقی است که به صخره ها خورده و تکه تکه شد. خدمه کشتی او را سوار کرده و با خود همراه می سازند. بزودی دانته متوجه می شود که آن کشتی متعلق به قاچاقچیان است، اما چون دانته برای آنها مفید بود و در کارها به آنها کمک می کرد، او را در میان خود می پذیرند. دانتس منتظر فرصتی برای پیاده شدن در جزیره مونت کریستو بود و این فرصت، زمانی که کاپیتان کشتی قاچاقچیان تصمیم می گیرد از این جزیره متروک بعنوان مکانی برای معاملات قاچاق و غیرقانونی استفاده کند، پیش می آید.

دانتس در جزیره مونت کریستو، گنجی را که آبه‌فاریا به او وعده داده بود، می یابد و با ثروت بدست آمده که آنرا هدیه ای از طرف خداوند می دانست، جزیره مونت کریستو را از دولت ایتالیا می خرد و کاخ بزرگی برای خود می سازد. او با پناه دادن به قاچاقچیان و زورگیران، تمام خرابکارهای منطقه را مدیون و مطیع خود کرده و با کمک آنها از مسببان زجرهای چندین ساله خود انتقام می گیرد و در پایان با هایده، دختری نوجوان که در سال ۱۸۳۲ در قسطنطنیه از سلطان محمود خریده بود، ازدواج می کند.

شخصیت کنتِ مونت کریستو:

تصور کنید نوزده ساله هستید و یک دنیا زندگی در پیش رو دارید. شغل رویاهایتان به شما پیشنهاد شده است، و در شرف ازدواج با عشق دوران کودکی خود هستید که ناگهان با نقشه چند مرد کینه توز با قلب هایی آکنده از حسادت، به شما اتهام بناپارتیستی (طرفداری از ناپلئون جرمی که سزای آن اعدام یا حبس ابد است) زده شده و به قلعه جزیره ای که در آن در انتظار محقق شدن آرزوهایتان هستید، فرستاده می شوید تا در آن بپوسید. این مصیبت تلخی است که شما طعم آن را به جای خوشبختی، خواهید چشید.

این چیزی است که برای ادموند دانتس جوان نوزده ساله (متولد ۱۷۹۶) رخ می دهد. او توسط به اصطلاح دوستانِ خودخواهِ خود، و سپس، توسط مرد سیاستمداری که سعادت خود را در محبوس ماندن دانتس می بیند، محکوم به سپری کردن چهارده سال از بهترین سال های جوانی خویش در سیاهچال غم انگیز زندان دیف می گردد. و در نهایت فرصتی معجزه وار می یابد برای فرار و به دنبالِ آن، طرح نقشه انتقام از کسانی که با ستمشان زندگی او را به یغما بردند؛ و در عین حال پاداش دادن به کسانی که به بی گناهی او باور داشته و برای آزادی و بازگشت او از هیچ تلاشی دریغ نکردند.

ادموند دانتس، شخصیت خلق شده توسط الکساندر دوما، این نویسنده زبانزد فرانسوی، پیش از دوران زندان، شخصیتی است جدی، در عین حال با متانت، مهربان، صادق، دوست داشتنی و چابک و چالاک در حرفه دریانوردی. اما چهارده سال اندیشه انتقام از او مردی می سازد با هویتی عجیب و ناشناختنی. آگاهی به دست آمده او پس از سال ها هم نشینی با یک زندانی دانشمند، در کنار ثروت باد آورده اش، به او در طراحی یک نقشه ی فوق العاده حرفه ای-اجتماعیِ انتقام یاری می رساند. او در اوج وقار، با کارهای خود همگان را شیفته می کند. و دشمنان دیرینه او نیز از این قائله مستثنی نیستند. ادموند دانتس در عین لذت بردن از لحظه لحظه زندگی خود پس از رهایی جستن از زندان، ساعاتی را که برای دیگران ساعات کاری محسوب می شوند، بر روی طرح انتقام خود سپری می کند. و ذکاوت الکساندر دوما در به قلم آوردن جزئیات این انتقام، به اندازه ای تاثیرگذار است که خواننده به سختی می تواند خواندن این رمان بلند را برای ساعاتی متوقف کند.

در تمام فرهنگ های متمدن دنیا، انتقام عملی پسندیده نبوده و به هیچ وجه توصیه نمی شود. اما می توان گفت تقریبا محال است که کسی این کتاب را بخواند و از این انتقام، با عنوان عادلانه یاد نکند! از اتفاق انتقام ادموند دانتسِ یا کنتِ جزیره مونت کریستو، جزیره ثروت های تمام نشدنی، انتقامی است بسیار لذت بخش که خواننده را بیشتر و بیشتر در طول داستان مجذوب این شخصیت اسرار آمیز می کند.

کنتِ مونت کریستو یا کنت دومونت کریستو؟

عنوان اصلی فرانسوی کتاب Le Comte de Monte-Cristo است. حرف de در فرانسوی مثل of در انگلیسی عمل می کند و عنوان فارسی به صورت کنتِ مونت کریستو درمی آید. اما اگر بخواهیم عنوان را عیناً شبیه خودش تلفظ کنیم، باید بگوییم کونت دومونت کریستو که البته زیاد صحیح نیست.

“کنت مونت کریستو” بر پرده سینما:

تا بحال اقتباسات زیادی از رمان “کنت مونت کریستو” در قالب فیلم، سریال تلویزیونی و نمایشنامه در کشورهای مختلف صورت گرفته است که معروفترین آنها عبارتند از:

 

اطلاعات کتاب

• کتاب کنت مونت کریستو ترجمه ای است از کتاب Le Comte de Monte-Cristo (به فارسی: کنت مونت کریستو) نوشته الکساندر دوما که نخستین بار بصورت سریالی از آگوست ۱۸۴۴ تا ژانویه ۱۸۴۶ در فرانسه منتشر شد.

 

مجموعه کتابهای طلایی

کتاب های طلایی، مجموعه ای از کتابچه هایی کوچک بود که با زبانی بسیار ساده شده داستان های مشهور ادبیات کلاسیک غرب را برای کودکان بازگو می کرد. این کتاب ها توسط انتشارات امیر کبیر در طول سال های دهه ی ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ منتشر می شد. قیمت ارزان کتاب های “طلایی” و شهرت آثاری که معرفی می شدند این کتاب ها را در میان کودکان محبوب کرده بود. برای بسیاری از این کودکان خواندن کتاب های “طلایی” اولین تماس با ادبیات جهان بود.آنها که دوران کودکی و نوجوانی‎شان مصادف بود با سالهای آغازین دهه چهل و یا دو دهه بعد از آن، کتابهای طلایی را به‎خوبی به یاد دارند و احتمالا خاطره دمخور بودن با این کتابهای دوست داشتنی و جذاب، حالا جزو یادبود‎های نوستالژیک آنها از روزگار کودکی‌شان به حساب می‎آید. کتابهایی که بالای جلد همه‎ی آنها نواری طلایی بود و طرح دایره‎ای که نام کتاب درآن حک می‎شد؛ صفحه آخر و پشت جلد آن نیز دو کودک در حال کتابخواندن داشت. دختربچه‎ای نشسته روی صندلی، دربالای صفحه و پسربچه‎ای نیز در پایین صفحه. کتاب را که ورق می‎زدی صفحه اول تصویر سه بچه بود که همیشه در حال آویختن پرده‎ای بودند! به مانند پرده سینما شاید، یکی‎شان دختر بچه‎‎ای بود که گوشه پرده را گرفته، و آنطرف تصویر هم دو پسر بودند، یکی دربالای نردبان و در حال محکم کردن پرده و دیگری هم همیشه نردبان را نگاه داشته بود. روی پرده اما هربار نام داستان تازه‎ای نقش می‎بست. این تصویر نقاشی شده، پرده‎ی اول همه‎ی کتابهای طلایی بود… و این شاید برای شما نیز تصویری آشنا باشد که آن را بارها در دوره کودکی دیده‎ و دوره کرده اید، اگر اینطور نیست حکایتش را بخوانید که خواندنی‎ست…

همنسلان ما که  کودکی و نوجوانی خود را در میانه دهه شصت گذرانده‎اند، یعنی در سال‎های جنگ و سپس موشک‎باران شهرها،  بسیاری تنگنا‎های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را از نزدیک تجربه کردند. روزگاری که نه از برنامه‎های سرگرم‎کننده در رسانه‎ها خبری بود، نه سینما‎ها دارای آن فیلم‎های متنوع سالهای پیش از انقلاب بودند و نه حتی نشریات حضوری پررنگ بروی پیشخوان دکه روزنامه فروشی‎ها داشتند. در این ایام بچه‎ها بودند و یک هفته نامه «کیهان بچه‎ها» که با وجود بی‎رمقی، مخاطبان فراوان داشت و یکسری کتابهای قصه برای کودکان و نوجوانان می نوشت، کتابهایی کهنه که نه به تنهایی توان پاسخگویی به نیاز بازار کتاب کودک را داشتند و نه از کیفیت قابل قبولی در متن، طراحی جلد و تصویرسازی‎های داخلی برخوردار بودند و نه حتی از کیفیت چاپ و کاغذ خوبی بهره می‎بردند.

درچنین اوضاع و احوالی دور از انتظار نبود که بسیاری از کودکان اهل کتاب، دمخور همان کتابهایی باشند که یکی دو دهه پیش از آن چاپ شده بودند و هنوز در دسترس. کتابهایی که در دست دوم فروشی‎ها به وفور یافت می‎شدند و تغییر و تحولات سالهای انقلاب و تخلیه انبار برخی کتابفروشیها یا ناشران هم در این زمینه بی‎تاثیر نبود و البته در بسیاری خانواده‎ها نیز هنوز این کتابها که خیلی از عمر آنها نمی‎گذشت، مستهلک نشده و دست به دست می‎شد. به این ترتیب و در این میان، همنسلان ما از این شانس برخوردار شدند که از بقایای کتابهایی که تولیدات یکی از طلاییترین دوران نشر کتاب کودک (و چه بسا کل حوزه نشر) در ایران بهرمند شوند. دورانی که با وجود همه پیشرفت‎های کنونی تکنولوژی چاپ هنوز به ندرت ناشرانی یافت می‎شوند که آثاری در سطح کیفی مشابه آن ارایه کنند. این سالها طلایی ثمره تلاش مردی به نام عبدالرحیم جعفری بود که در سال  ۱۳۲۸ انتشارات خود را پایه‎گذاری کرد و تکانی بزرگ به صنعت نشر ایران داد و از این سبب علاوه بر پیشرفت‎های این حوزه دین بزرگی برگردن فرهنگ، ادبیات و یا خوراک فرهیخته‎ترین مردم این دیار یعنی کتاب، دارد که پرداختن به آن مجالی دیگر را می طلبد.

جعفری در مدت سه دهه‎ای که «مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر» را در اختیار داشت، آن را به بزرگترین سازمان انتشاراتی کشور بدل ساخت که به چندین نشر زیر مجموعه تقسیم می‎شد: امیرکبیر، جیبی(فرانکلین)، پرستو، سیمرغ، کتابهای طلایی و…

اما در هیاهو و آشفتگی‎های سالهای آغازین انقلاب، به پاس همه ‎این خدمات، مؤسسه امیرکبیر مصادره شد تا با مدیریت دولتی، در طول سه دهه نزول تنها به سایه‎ای از آن امیرکبیر سابق بدل شود که  با وجود تلاش‎های برخی مدیران دلسوزتر، امکان دمیده شدن روحی تازه در کالبد این سازمان در حال احتضار وجود نداشته باشد. یادگارهای پرشمار این بزرگ مرد، با وجود اینکه سه دهه از زمان آخرین تولیدات او در حوزه نشر می‎گذرد، انقدر فراوان است که محال است به کتابخانه اهل فرهنگ و سواد این دیار قدم بگذارید و بخشی از ارزنده ترین کتابهای آن‎ها، حاصل دسترنج جعفری در آن سالها نباشد.

بگذریم همه این‎ها  گفته شد تا برسیم به سری کتابهای طلایی که در سالهای میانی دهه شصت، ته مانده آن از سالهای قبل، همدم ساعاتهایی طولانی در اوغات فراغت ما بودند. کتابهایی که با آنها قدم به دنیای رنگین قصه‎ها می‎گذاشتیم، همراه قهرمانانشان ماجراها و حوادث پر هیجان یا پند آموزی را شت سر می‎گذاشتیم. قصه‎هایی که هنوز رد آنها در ذهن و خاطر ما محو نشده‎اند و همچون خاطراتی شیرین از آنها سالها به یاد می‎آوریم، همچنان که چندین نسل پیش از ما نیز در این خاطرات سهیم بودند.

سری کتابهای طلایی از نظر سرو شکل، طراحی روی جلد، جذابیت‎های بسیاری برای بچه‎ها داشت، روی جلد اغلب این کتابها را نقاشی‎های رنگی بسیار زیبایی تشکیل می‎داد. در لابلای متن داستان نیز چند موقعیت به صورت نقاشی شده(سیاه و سفید)، چاپ شده بود که در محکم‎تر  شدن ارتباط خواننده‎ی کم سن و سال کتاب، با داستان و حال و هوای آن نقش تعیین کننده‎ای داشت، چرا که تجسمی عینی از شخصیت‎ها، فضا و مکان را نیز در اختیارش می‎گذاشت تا در طول داستان، آنها را بدین شمایل در ذهن مجسم کند. وجالب اینکه نگارنده پس از همه ی این سالها و با وجود دیدن فیلم دن‎کیشوت و یا خواندن کتاب آن، هنوز که هنوز است هروقت اسم دن‎کیشوت و دیگر شخصیت‎های این رمان را می‎شنوم، به همان شکل که در کتابهای طلایی نقاشی شده بود در ذهن مجسم می کنم.

انتخاب لگویی ثابت که در ذهن مخاطبان به سرعت جا افتاده و حک می‎شود، تنوع عناوین، جذابیت مضامین و البته چاپ بسیار خوب آن در آن زمان که حتی از بسیاری تولیدات امروزی نیز (با وجود تمام پیشرفت‎های تکنولوژیک) بهتر به نظر می‎رسد؛ این مجموعه را حاصل کاری به تمام معنا حرفه‎ای در زمان خود به نمایش می‎گذارد. رویکردی که حتی امروز نیز  به ندرت در میان ناشران شاهد آن هستیم. بی‎شک این حرفه‎ای‎گری در کار، کیفیت بالا تولیدات و پیشگام بودن در حوزه نشر؛ که در همه سازمانهای مرتبط به امیرکبیر شاهد بودیم حاصل بکارگرفتن چهره‎هایی مستعد و توانمند این حوزه از نویسندگان، مترجمان و حتی ویراستاران بود.

انتشار  یکسری کتابهای ترجمه‎ای برای کودکان و نوجوانان را که بعدا به علت نام ناشر آن  یعنی «سازمان کتابهای طلایی» وابسته به مؤسسه امیرکبیر، به کتابهای طلایی نیز معروف شد (البته استفاده از رنگ غالب طلایی در یونیفرم ثابت این کتابها نیز در این زمینه بی‎تاثیر نبود)، از ابتدای دهه چهل آغاز شد. اولین کتاب از این مجموعه «اردک سحر آمیز» نام داشت که مجموعه چهار داستان کوتاه بود ( گربه چکمه‎پوش، سفید برفی و هفت کوتوله و مارو لاک‎پشت) به سال ۱۳۴۲ منتشر شد. مترجم کتاب محمد رضا جعفری که بعدها ترجمه تعداد زیادی از این کتابها را بر عهده گرفت در مقدمه‎ای کوتاه اشاره به انتخاب این داستانها از میان داستانها و حکایت‎های خارجی کرده که بعید نیست نمونه‎های مابه در ادبیات فارسی هم داشته باشند. و در آخر نیز عنوان می‎کند که ترجمه‎اش تحت اللفظی نیست و سعی کرده مطابق ذوق بچه‎های ایرانی اندکی تغییر داده و ساده کند.

جالب اینکه روی جلد این کتابها، دریکی از اولین نمونه‎ها در حوزه نشر کتاب، هر کتاب دارای شماره ردیفی بود که این شماره‎ها و انتشار کتاب در قالب یک‎سری نقش تاثیرگذاری در خریداری و آرشیو کردن آنها  در میان مخاطبان آن سالها داشت. انتشار این کتابها که در نهایت به قریب هشتاد عنوان رسید تا نیمه دوم دهه چهل ادامه داشت و استقبال از نها باعث شد که تا میانه دهه پنجاه نیز مرتبا تجدید چاپ شوند. عناوین کتابها به گونه‎ای‎ست که در میان آنها هم آثاری برای مخاطبان کودک و هم مخاطبان نوجوان می‎توان یافت. تنوع این مجموعه به گونه‎ای‎ست که در آنها هم شاهد کتابهایی هستیم که حاصل ترجمه‎ و بازنویسی حکایت‎ها و داستان‎های کودکانه‎ هستند (پشه بینی دراز، گنجشک زبان بریده) و یا داستانهای اساطیری و فلکلوریک (اولیس و غول یک چشم، سندبادبحری، جک غول‎کش) و هم داستانهای نام آشنای نوجوانان که خاصه و ساده شده‎اند (هایدی، امیل و کاراگاهان،  شاهزاده و گدا) و یا آثار کلاسیک بزرگ ادبیات که آنها هم خلاصه و ساده شده‎اند (آیوانهو، دن کیشوت، دیوید کاپرفیلد) و نهایتا نمونه‎هایی انگشت‎شمار از فرهنگ و ادبیات خودمان (امیر ارسلان نامدار، ملا نصرالدین).

مترجمان مختلفی در این مجموعه همکاری داشتند که ناشر در این زمینه از برخی چهره‎های جوانی استفاده کرده بود که در سالهای بعد به نام‎هایی معتبر در حوزه ترجمه بدل شدند، نظیر “ابراهیم یونسی”، “ایرج قریب”، “حسن پستا”، “محمد رضا جعفری” و … هرچند که برخی از این مترجمان نیز ترجیح داده‎ بودند از نام مستعار استفاده کنند. مجموعه کتابهای طلایی دربرگیرنده آثاری بود اغلب جذاب، که بارها می‎شد آنها را خواند و درمیان آنها هر سن و هرسلیقه‎ای کتابهایی خورند خود می یافت. چه بسا بسیاری از بچه‎های این نسل‎ها ازطریق همین کتابها برای اولین بار با نام‎های برگ حوزه ادبیات آشنا شدند و اولین جرقه‎های میل اشتیاق آنان برای کتابخوانی زده شد. و جالب این که اکثریت قریب به اتفاق کتابهای طلایی از نثری بسیار پاکیزه برخوردارند، که در عین سادگی، نشان از تبحر مترجمان، نویسندگان و ویراستاران این مجموعه دارد. واقعیتی که در همه کارهای منتشر شده توسط امیرکبیر آن زمان می‎توان دید. چرا که این ناشر بود که برای اولین‎بار رویکردی حرفه‎ای به کیفیت ترجمه و به ویژه کار ویرایش از خود نشان داد.

شاید امروز نتوان به راحتی کتابهای طلایی را حتی در کهنه‎کتاب‎فروشان خیابان انقلاب پیدا کرد، اما خاطره‎ی شیرین و طلایی‎رنگ آن با ما که در دوره کودکی با آنها زندگی کردیم در اذهانمان باقی مانده. کتابهایی که هنوز وقتی انها را ورق می‎زنی کهنه نشده‎اند و چه بسا تازگی و طراوت آنها به مراتب بیش از بسیاری تولیدات کتاب کودک امروز احساس می‎شود.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های دیگر این مجموعه

کتاب های مشابه با این کتاب

زندان در ادبیات داستانی

گنج در ادبیات داستانی

انتقام در ادبیات داستانی

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.