دانلود کتاب غروب فرشتگان از پاسکال چکماکیان - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۳۱ شهریور , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب غروب فرشتگان از پاسکال چکماکیان

  کتاب غروب فرشتگان از پاسکال چکماکیان

 

نام کتاب: غروب فرشتگان

نویسنده: پاسکال چکماکیان

مترجم: محمد قاضی

انتشارات: ثالث

سال نشر: ۱۳۸۵

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۷۰۰ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۸٫۷۳ مگابایت

 

مقدمه

نسل کشی ارامنه:

در سال ۱۹۱۵ میلادی (برابر با ۱۲۹۴ شمسی) در خلال جنگ جهانی اول و با فرصتی که جنگ فراهم آورده بود، امپراتوری عثمانی با برنامه‌ای از پیش تعیین شده در شب ۲۴ آوریل صدها تن از رهبران سیاسی و روشنفکران ارمنی را دستگیر و به قتل رساند.

بنابر برخي اقوال تاريخي، پس از آن در فاصله سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳ میلادی (برابر با ۱۲۹۴ تا ۱۳۰۲ شمسی) بیش از ۱٫۵ میلیون ارمنی ساکن ارمنستان غربی بر پایه طرح و برنامه‌ریزی مسنجم سردمداران امپراتوری عثمانی و در اجرای سیاست‌ نژادپرستانه حزب حاکم در آن زمان به نام اتحاد و ترقی، ملقب به ترک‌های جوان به قتل رسیدند. صدها هزار ارمنی با برنامه‌ریزی قبلی به بی‌رحمانه‌ترین شکل کشته یا تبعید شدند و بايد گفت ارمنیان ارمنستان غربی در داخل سرزمین اجدادی خود قربانی اولین نسل‌کشی قرن بیستم هستند که به فجیع‌ترین شکل ممکن به‌وقوع پیوست. قتل‌عام، قرار دادن در معرض اوضاع زندگی نامناسب، تقسیم اطفال ارمنی بین گروه‌های دیگر، کوچ اجباری و مهاجرتی که منتهی به زوال قوای جسمی کلی و جزئی آنان شد از جمله اتفاقاتي بود که براي ارمنيان در اين زمان افتاد.

نسل‌کشی یک و نیم میلیون ارمنی در راستای تحقق اهداف ملی‌گرایانه پان ترکیستی همچنان از سوی دولت‌های متوالی ترکیه انکار می‌شود. اما ارامنه جهان که همواره متأثر از تأثیرات و پیامدهای این فاجعه بود‌ه‌اند، تمامی تلاش خود را وقف اثبات واقعیت تاریخی نسل‌کشی ارامنه و جلوگیری از تحریف تاریخ توسط دولت‌های متوالی ترکیه کرده‌ و خواسته ارامنه همواره احقاق حقوق حقه خود و اجرای عدالت بوده و است.

بايد بر اين نکته تاکيد کرد که در پي بی‌کیفر ماندن نسل‌کشی ارامنه زنجیره کشتارهای جمعی در سرتاسر دنیا استمرار یافت که از نمونه‌هاي آن مي‌توان به قتل‌عام در تیمور شرقی در سال ۱۹۷۸، قتل‌عام کردها در سال ۱۹۸۸، قتل‌عام در کامبوج در اواخر دهه ۱۹۷۰، نسل‌کشی در رواندا در اواسط دهه ۱۹۹۰ اشاره کرد.

در طی این سالیان میلیون‌ها کودک، زن و مرد قربانی فجایع و ددمنشی‌های غیرقابل تصوری شده‌اند که وجدان بشریت از آن به شدت یکه خورده است میلیون‌ها انسان بی‌گناه در سرتاسر دنیا قربانی جنایت فجیع نسل‌کشی گشته‌اند که اثرات و عواقب جبران‌ناپذیر آن در نسل‌های بعدی نیز در ابعاد مختلف روان‌شناختی، اجتماعی، فرهنگی و غیره ظاهر می‌شود بنابراين بايد گفت این اثرات مخرب همواره زندگی میلیون‌ها انسان را نسل اندر نسل به مخاطره انداخته است.

زندگي اسفناك ارامنه در قلمرو امپراتوري عثماني:

از اواخر سده نوزدهم میلادی، ظلم و ستم دولت عثمانی نسبت به اتباع ارمنی آن امپراتوری شدت یافت. عبدالحمید دوم می‌کوشید ارمنستان غربی را از سکنه بومی آن خالی سازد. خط مشی ای که زمامداران عثمانی دنبال می‌کردند بیش از پیش بر شدت وضع دردناکی که ارمنیان درآن بسر می‌بردند افزود. مالیاتهای غیرقانونی، چپاولها، خلع ید از اراضی ملکی، سوءقصدها، کشتارها، تجاوزها و تعدیها و آدم‌ربایی‌ها اعمال اصلی رژیم و وحشت و ستمی بود که ارمنی‌ها در زیر یوغ آن بسر می‌بردند. زجر و آزارها و ستمهایی که یک حکومت فاسد و عاری از هر گونه احساس مسئولیت در حق ملت ارمنی روا می‌داشت، حکومتی که تعصب تند ساکنان غیرمسیحی را تحریک می‌کرد و از کردها برای عملی کردن نظرات خود سوءاستفاده می‌نمود.

یکی دیگر از روشهای مورد استفاده امپراتوری عثمانی، تحریک احساسات مذهبی مردمان کُرد و چرکِس، که در آن زمان جزو سپاهیان عثمانی محسوب می‌شدند، علیه ارمنی‌ها و تشویق آنها به حمله به روستاهای ارمنی‌نشین و غارت و چپاول سکنه ارمنی، قتل و یا وادار کردن آنها به کوچ اجباری بود. البته بسیاری از کُردها نیز که مخالف نسل‌کشی بودند از شرکت در کشتار و غارت سرباز زدند و در عوض با پنهان کردن و یا با گرفتن حضانت کودکان ارمنی به آنها کمک کردند.

علاوه بر مالیاتهای سنگینی که مقامات دولتی عثمانی از ارمنیان می‌گرفتند این ملت مجبور بود باجهای غیرقانونی هم به بزرگان عشایر کُرد بپردازد. اگر در کشورهای متمدن دو نوع مالیات متمایز به نام مستقیم و غیرمستقیم گرفته می‌شود. برای دهقانان ارمنی ترکیه این تقسیم‌بندی به صورت دیگری بود؛ بدین معنی که آنان نیز دو نوع مالیات می‌پرداختند، مالیاتهای قانونی و غیرقانونی. علاوه بر این روستاهای ارمنی‌نشین مجبور بودند زمستانها افراد عشایر کُرد را که در آخر پاییز چراگاههای کوهستانی را ترک می‌گفتند و به دشت می‌آمدند، بی‌بها در خانه‌های خود مسکن بدهند. بعدها وقتی سیاست دولت عثمانی در ضدیت با توده‌های ارمنی به اوج شدت خود رسید عمل دراگوناد یا تحمیل سرباز صورت گرفت، بدین معنی که دولت سربازان تُرک را به زور در خانواده‌های ارمنی سکنی می‌داد.

این وضع از سال ۱۸۷۸ تا ۱۸۹۴ میلادی موجب شد که ده‌ها هزار ارمنی به سرزمین قفقاز جنوبی و به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کنند. لیکن توده انبوه ملت ارمنی که سخت به سرزمین زادگاهشان دلبسته بود، در کشورش باقی ماند. ارمنیان حس می‌کردند که این مهاجرت مسلماً همان هدفی است که سیاست عثمانی دنبال می‌کند و آنان باید با ماندن و آویختن به خانه و زمین خود نقشه آنان را نقش بر آب کنند. نارضایی عمیقی در میان ارمنیان پیدا شد و موجب بوجود آمدن انجمن‌ها و حزب‌های ارمنی گردید که هدف و مرام همه آنها بهبود بخشیدن به وضع زندگی ارمنیان ترکیه و دفاع از ملیت ارمنی بود.

در ماه ژوئن ۱۸۹۰ حادثه خونینی در ارزروم به وقوع پیوست. ماموران انتظامی عثمانی بر مبنای یک گزارش بی اساس و دروغین در کلیسای حواری ارمنی ارزروم برای کشف اسلحه به تجسس و تحقیق پرداختند. ارمنیان که از این هتک حرمت و تجاوز به مکان مقدسشان به خشم آمده بودند، به رهبری یکی از مردان سرشناس خود به نام هاروتیون پاسدرماجیان در صدد دفاع از کلیسای خود برآمدند، ولی نیروی مسلح ترکان همه آنان را درجا تیرباران کردند. ویکتور برار در کتاب خود می‌نویسد:

«تفتیش و بازرسی در کلیسا با ناشیگری و خشونتی که عمال تُرک معمولاً در این گونه عملیات از خود نشان می‌دهند انجام گرفت. کلیسای جامع که ارمنیان از آن دفاع می‌کردند به زور تسخیر شد و از طرف سربازان تُرک مورد بی حرمتی و توهین قرار گرفت. بازرسی و تفتیش ثابت کرد که نه اسلحه‌ای در کار بوده و نه باروتی، ولی بیست ارمنی به قتل رسیده و بیش از سیصد نفر مجروح شده بودند.»

مسیحیان در معرض تحقیر و توهین نیز قرار داشتند. آنان از برگزاری مراسم دینی شان به گونه‌ای که مسلمانان را ناراحت کند منع شده بود. به صدا درآوردن ناقوس کلیسا و ساخت کلیسا یا کنیسه ممنوع بود. تعمیر کلیساهای موجود به اخذ مجوز حکومت نیاز داشت. علاوه براین، مسیحیان از اسب سواری و حمل اسلحه منع شده بودند، و هنگام عبور مسلمانان باید کنار می‌کشیدند. رنگ لباس و کفش مسیحیان و کیفیت جنس آنها باید قابل تشخیص از مسلمین می‌بود. از چندین حکم حکومتی که به دست ما رسیده است، مثل این نمونه از سده شانزدهم پیداست که زمانی پوشیدن خفتان های یقه دار، پارچه‌های گران‌قیمت، برای غیر مسلمانان ممنوع بود. همچنین رنگ لباس مسیحیان متفاوت بود، کفش و سربند ارمنی‌ها باید قرمز باشد، در حالی که یونانیان سیاه و یهودیان فیروزه‌ای می‌پوشیدند. باید خانه‌های آنان رنگ متفاوتی از مسلمانان می‌داشت و حتی در حمام‌های عمومی غیر مسلمانان باید زنگوله‌ای به لنگ حمام خود وصل می‌کردند.

برابر اسناد و مدارک تاريخي، پيش از آغاز جنگ جهاني اول (۱۹۱۴ ميلادي) حدود ۲٫۵ ميليون ارمني در قلمرو امپراتوري عثماني در شرايطي اسفناک زندگي مي‌کردند. روزي نبود که در هر شهر و آبادي ارمني‌نشين چند نفري به دست ترک‌ها کشته نشوند؛ حتي کردها که قبايلي چادر‌نشين بوند هر از گاهي از کوه پايين مي‌آمدند و پس از قتل و غارت روستاهاي ارمني‌نشين بار ديگر به کوه‌ها باز مي‌گشتند.

در چنين اوضاع و احوالي که کردها و ترک‌هاي اطراف روستاهاي ارمنيان مسلح بودند و دولت نيز هر روز آنها را مسلح‌تر مي‌ساخت به ارمنيان اجازه نگهداري اسلحه براي دفاع در برابر متجاوزان کرد و ترک داده نمي‌شد. هنوز کشتارهاي جمعي آغاز نشده بود اما کشتارهاي پراکنده و پي‌درپي ارمنيان ترس و وحشتي را در دل‌ها به وجود آورده بود.

دولت‌هاي اروپايي بارها به سلطان ترک تذکر داده بودند، تذکراتي که هيچ‌گاه از حد حرف تجاوز نمي‌کرد و سلطان ترک نيز هر بار قول اصلاحات مي‌داد ولي زمان اصلاحاتي که از ۴۰ سال پيش وعده داد شده بود هيچ‌گاه فرا نمي‌رسيد. کشتارهاي محدود و پراکنده ارمنيان سرانجام در ۱۸۹۴ ميلادي ابعاد وسيعي يافت و شکل قطعي و کامل يک کشتار دسته جمعي را به خود گرفت و در سرتاسر آناتولي گسترش يافت. شمار قربانيان ناگهان به مرز بي‌سابقه‌اي رسيد و قتل‌عام ارمنيان عموميت يافت و به سرعت از منطقه‌اي به منطقه‌ ديگر سرايت کرد.

در پي مداخله‌ قدرت‌هاي اروپايي براي پايان دادن به کشتار ارمنيان، سلطان ترک با حيله‌گري خاص خود اجراي طرحي اصلاحي را به اطلاع دول اروپايي رساند اما کشتارها نه تنها پايان نيافت بلکه شدت و سرعت بيشتري گرفت. قتل عام ارمنيان طي سال‌هاي ۱۸۹۶-۱۸۹۴ ميلادي ساکنان ارمني آناتولي (قسمت‌هاي شرقي ترکيه)، ترابوزان، ارزنجان، بيتليس، وان، ماراش، اورفا، بابيورت، ساسون، دياربکر، موش، ارزروم، آدانا و… را يکي پس از ديگري به کام مرگ فرستاد.

در اين دوره حدود ۳۰۰ هزار ارمني به طرز فجيعي سلاخي شدند؛ از جمله جنايت‌هاي عثماني‌ها در اين مقطع مي‌توان ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ ميلادي در اورفا را نام برد. در اين واقعه بيش از ۲۵۰۰ زن، مرد و کودک ارمني که از ترس جان خود به داخل کليسا پناه برده بودند با آتش کشيدن کليسا به دست ماموران دولت عثماني زنده زنده سوزانده شدند.

روي کار آمدن ترکان جوان:

احزاب و گروه‌هاي گوناگون ارمني که از سياست‌هاي خشن و کشتارهاي سلطان عبدالحميد به تنگ آمده بودند به کمک گروه‌هاي انقلابي ترک، معروف به ترک‌هاي جوان، شتافتند. ترکان جوان که کميته‌اي به نام کميته اتحاد و ترقي تشکيل داده بودند و عليه سلطان عبدالحميد مبارزه مي‌کردند سرانجام در ۱۹۰۸ ميلادي طي کودتايي سلطان را به پذيرش مشروطيت و تشکيل مجلس ملي واداشتند و خود راسا زمام امور را در دست گرفتند.

يک سال بعد (۱۹۰۹ ميلادي) سلطان دست به ضدکودتايي زد و مدتي نيز موفق شد تا بر اوضاع مسلط شود، اما بار ديگر ترک‌هاي جوان زمام امور را دست گرفتند و اين بار سلطان عبدالحميد براي هميشه از سلطنت خلع شد. زماني که ارمنيان مي‌پنداشتند با برکناري سلطان عبدالحميد، همه بدبختي‌ها و دوران ترس و وحشت به پايان رسيده ناگهان يک بار ديگر در ۱۹۰۹ ميلادي سيماي خشونت بر آنان ظاهر شد. اين بار صحنه کشتار شهر آدانا بود که قريب به ۳۰ هزار تن از ارمنيان آن قرباني شدند.

شيوه کشتار و جنايت کاملا شبيه به موارد قبلي بود؛ تيراندازي، تجاوز به زنان ارمني، همکاري نيروهاي منظم ارتش با جنايتکاران و غارتگران در کشتار و در پايان باز هم هيچ کس به جرم آدم‌کشي، غارت و آتش‌سوزي محاکمه و مجازات نشد. اين کشتار بازتاب گسترده‌اي در اروپا داشت و لطمه شديدي به حيثيت سلطان وارد آورد و القابي مانند سلطان سرخ، هيولاي ايلديز و … به او داده شد؛ سياستمداران و روشنفکران اروپا نيز کشتار ارمنيان عثماني را به شدت محکوم کردند.

وقوع جنگ جهاني اول و غافل شدن كشورها از كشتار ارامنه:

براي روشن شدن ابعاد اين فاجعه لازم است بدانيد پادشاهان امپراتوري عثماني که همواره به دنبال سياست پان ترکيسم بودند و روياي تشکيل يک حکومت بزرگ ترک را از غرب آناتولي تا ترکستان چين را در سر مي‌پروراندند، ارمنيان را همچون سدي در راه پيوستن ترک‌هاي عثماني به ترک زبانان قفقاز (که هيچ گونه پيوند نژادي با آنان ندارند) و ترکان آن سوي درياي خزر مي‌پنداشتند.

هنگامي که در تابستان ۱۹۱۴ ميلادي آتش جنگ جهاني اول شعله‌ور و توجه اروپاييان به رويدادهاي جنگ معطوف شد، دولت وقت ترکيه فرصتي مناسب يافت تا مسئله ارمنيان را براي هميشه حل کند، اما لازم به يادآوري است که در آن زمان ترکان جوان تحت نام کميته اتحاد و ترقي زمام امور را در دست داشتند. ترکان جوان با علم به این موضوع، درصدد برآمدند که مسئله ارمنی را با قلع و قمع کامل آنان درسطح امپراتوری حل نمایند، به نحویکه به زعم خودشان دیگر مدعی و موجبی برای درخواست اصلاحات وجود نداشته باشد. عاملی که به ویژه آنها را به سوی این راه حل سوق می‌داد، این بود که سردمداران حزب اتحاد و ترقی، با الهام از ایده‌های پان‌ترکیسم، هدف دوردست احیای امپراتوری عثمانی را دنبال می‌کردند.

ترکان جوان در سال ۱۹۱۵ میلادی طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نسل‌کشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند. برنامه‌ای که الگویی برای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شد. سه تن از رهبران اصلي اين حزب به نام‌هاي محمد طلعت پاشا وزير اعظم وقت عثماني، اسماعيل انور پاشا وزير جنگ و احمد جمال پاشا وزير درياداري که در راس امور قرار گرفتند، از انديشه‌هاي پان ترکيستي و نژاد‌پرستانه استفاده مي‌کردند و انهدام کامل نژاد ارمني به‌دست اين کميته و به ويژه سه شخص فوق به شکلي دقيق و محرمانه برنامه‌ريزي شد.

آنان براي اجراي سياست‌هاي غيرانساني خود ابتدا مردان بين ۱۵ تا ۵۰ ساله را به بهانه اعزام به جبهه‌هاي نبرد به ارتش فراخواندند و همچنين دستور صادر شد که هر کس اسلحه دارد، بايد آن را به ارتش تحويل دهد و هر آنچه که ممکن است در خلال جنگ مورد نياز ارتش واقع شود، نظير لباس، قاطر، غذا و غيره نيز ضبط خواهد شد. اما جالب اينجاست که دولت تنها اموال ارمنيان را به نفع ارتش ضبط مي‌کرد و ماموران جمع آوري اموال هنگامي که به خانه‌هاي ارمنيان وارد مي‌شدند، همه چيز را اعم از اينکه مورد نياز ارتش باشد يا نه، نظير لباس‌هاي زنانه، اشياي زينتي و غيره را جمع‌آوري مي‌کردند و با خود مي‌بردند.

سرانجام در روز ۲۴ آوريل ۱۹۱۵ ميلادي به دستور دولت عثماني حدود ۳۰۰ تن از رهبران،‌ روحانيون،‌ انديشمندان،‌ نويسندگان و سياستمداران ارمني دستگير و پس از انتقال به کشتارگاه همگي به طرز فجيعي سلاخي شدند و اين سرآغاز قتل‌عام بود چرا که در همان روز حدود پنج هزار تن از ارمنيان استانبول نيز در کوچه‌ها و منازلشان به قتل رسيدند. ۲۴ آوريل همان روزي است که ارمنيان همه ساله به ياد قربانيان آن مراسمي به پا مي‌دارند.

از فرداي ۲۴ آوريل سربازان عثماني به شهرها و روستاهاي ارمني‌نشين رفتند و آنها را به اين بهانه که در منطقه جنگي قرار دارند و بايد به مکان‌هاي امن منتقل شوند از خانه‌هايشان بيرون کشيدند اما آنان گروه‌هاي ارمنيان را که بيشتر شامل زنان،‌ کودکان و سالخوردگان بودند به صورت کاروان‌هايي به طرف تبعيدگاه روانه‌ مي‌ساختند و اين تبعيدگاه صحراي مرکزي سوريه واقع در منطقه ديرالزور در نزديکي حلب بود. جهان که در آن زمان دستخوش جنگ جهاني اول بود، ظاهرا از وقايع و عمق فجايعي که در ترکيه در حال وقوع بود بي‌اطلاع بود. طرح نژادکشي و قتل عام ارمنيان تا آنجا که ممکن بود مخفيانه و از روي برنامه اجرا شد.

بخشي از ارمنياني که امروزه در سرتاسر جهان پراکنده شده‌اند،‌ از فرزندان يا نوادگان همين نسل هستند و هنوز هم شماري از بازماندگان آن جنايات در بين ما زندگي مي‌کنند. ارمنياني که موفق به فرار از اين قتل عام شدند به کشورهايي مانند سوريه، لبنان،‌ روسيه، آمريکا و کشورهاي اروپايي روي آوردند. شماري نيز به ايران پناه بردند و زندگي جديدي را آغاز کردند.

امروزه دولت ترکيه نژادکشي ارمنيان را تکذيب و ادعا مي‌کند که ارمنيان تنها از منطقه جنگي شرقي منتقل شده‌اند و در خصوص کشته‌شدگان با ناچيز خواندن شمار قربانيان،‌ مدعي است که آنها در طي جنگ و درگيري‌هاي قومي کشته‌ شده‌اند.

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۹۸۰-۱۹۱۵ میلادی

مکان: ترکیه، ایالات متحده آمریکا

“آرام” در هجده سالگی احساس کرد که باید تصمیم خود را در انتخاب یکی از دو راه بگیرد. یعنی یا کشیش بشود و یا از “آراکسی” که از دل و جان به او عشق می ورزید، خواستگاری کند. او پیش از اینکه سری به خانه “وارتابد سرکیس” بزند تا درباره مسائل زندگی خود با وی به مشورت بپردازد، نخست تا مدتی به تماشای “مرعش”، شهر زادگاه خویش مشغول شد.

مرعش با اینکه ترکان عثمانی گروهی از کردها و چرکس ها را مخصوصا به آنجا منتقل کرده و نشانده بودند، شهر خوبی بود. این اقوام و ارمنیان نزدیک به چهار قرن در کنار هم در صلح و صفایی نسبی زیسته بودند و به اعتقادات مذهبی یکدیگر که مغایر با هم بود، تا حدی احترام می گذاشتند …

 

معرفی کتاب

غروب فرشتگان نوشته پاسکال چکماکیان نویسنده ارمنی مقیم فرانسه است. این کتاب که در سال ۱۹۸۴ از طرف مؤسسه‌ی بنیاد فرانسه، جایزه‌ ادبی شارل اولمون را دریافت کرد، درباره حق دفاع و احترامی است که اقلیت‌های نژادی یا مذهبی هر کشور برای حفظ هویت یا معتقدات خویش قایل هستند.

مزیت بزرگ این کتاب در این است که نویسنده همه صحنه ها و مطالب مربوط به این مسئله را با تعادل و آرامش خاص و بدون ندای توسل به زور و خشونت عرضه کرده است و این خود در اوضاع و احوال فعلی حاکم بر جهان کاملا نمونه و استثنایی است.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

کتاب های مشابه با این کتاب

امپراتوری عثمانی در ادبیات داستانی

دین و مذهب در ادبیات داستانی

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.