دانلود کتاب خاقانی و آندرونیکوس کومنه نوس از ولادیمیر مینورسکی - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

شنبه , ۵ خرداد , ۱۳۹۷
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک
سایت

دانلود کتاب خاقانی و آندرونیکوس کومنه نوس از ولادیمیر مینورسکی
 کتاب خاقانی و آندرونیکوس کومنه نوس از ولادیمیر مینورسکی

خاقانی و آندرونیکوس کومنه نوس

نام کتاب: خاقانی و آندرونیکوس کومنه نوس

نویسنده: ولادیمیر مینورسکی

مترجم: عبدالحسین زرین کوب

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۷۶ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۲٫۷۳ مگابایت

 

خاقانی

“افضل‌الدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی” متخلّص به “خاقانی” (۵۲۰ قمری در شَروان – ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ نامدارترین شاعران ایرانی‌تبار و بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. وی به‌خصوص در قصیده، صاحب سبک و از قوت اندیشه و مهارت کم‌نظیری در ترکیب‌سازی و مضمون‌پردازی برخوردار است. از القاب مهم وی “حَسّان العجم” است. آرامگاهش در شهر “تبریز” است.

 زندگی

“افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی حقایقی شَروانی” در سال ۵۲۰ (قمری) در شهر “شَروان” به دنیا آمد. تاریخ تولد او از اشاره‌های موجود در دیوان به دست آمده است. پدرش، نجیب‌الدین علی مروی، درودگر بود. مادر او مسیحی نسطوری بود که به اسلام گرویده بود. عمویش، “کافی‌الدین عمر”، طبیب و فیلسوف بود و “خاقانی” تا بیست و پنج سالگی در سایهٔ حمایت او بود و در نزد او انواع علوم ادبی و حکمی را فرا گرفت. چندی نیز در خدمت “ابوالعلاء گنجه‌ای” شاعر بزرگ معاصر خود که در دستگاه شروانشاهان به سر می‌برد، کسب فنون شاعری کرد. پس از آنکه “ابوالعلاء” وی را بخدمت “خاقان منوچهر شروانشاه” معرفی کرد لقب «خاقانی» بر او نهاد. از ان پس “خاقانی” نزدیک به چهل سال وابسته به دربار شروانشاهان و در خدمت “منوچهر شروانشاه”، و پسر و جانشین او، “اخستان شروانشاه” بود. در حدود سال ۵۵۰ به امید دیدار استادان “خراسان” و دربارهای مشرق، روی به “عراق” نهاد و تا ری رفت. در آنجا بیمار شد، و والی “ری” او را از ادامه سفر بازداشت و “خاقانی” مجبور به بازگشت به «حبسگاه شروان» گشت. پس از مدتی توقف در شروان به قصد حج و دیدن امرای “عراقین” از “شروانشاه” اجازهٔ سفر گرفت و در زیارت “مکه” و “مدینه” چندین قصیده سرود. در حدود سال ۵۵۱ یا ۵۵۲ سرگرم سرودن مثنوی “تحفةالعراقین” بود. در راه سفر به “بغداد”، از “ایوان مدائن” گذر کرد و قصیدهٔ غرای خود را در باره آن ساخت. در بازگشت به “شروان”، باز “خاقانی” به دربار “شروانشاه” پیوست. لیکن میان او و “شروانشاه” به علت نامعلومی کدورت ایجاد شد، و آنچنانکه از قصیده‌های حبسیه که در دیوانش ثبت است برمی‌آید، یک سالی را در حبس گذراند. بعد از چندی در حدود سال ۵۶۹ قمری به سفر حج رفت و بعد از بازگشت به “شروان” در سال ۵۷۱، فرزندش بیست سالهٔ خود، “رشیدالدین” را از دست داد و بعد از آن مصیبت مرگ همسر و مصائب دیگر دیگر بر او وارد شد. از آن پس میل به عزلت یافت و خدمت دربار شروانشاهان کناره گرفت. در اواخر عمر در “تبریز” به سر می‌برد و در همان شهر درگذشت و در “مقبرةالشعرا” در محله “سرخاب تبریز” مدفون شد. سال وفات او را ۵۹۵ و هم ۵۸۲ نوشته‌اند.

شَروان، زادگاه خاقانی

زبان محاورهٔ مردم “اران” و “شروان”، مثل ساکنان سایر نواحی شمال غرب ایران، گونه‌ای از زبان پهلوی (یا فهلوی) بوده است. جغرافی‌نویسان قدیم آن زبان را “ارّانی” نامیده‌اند. “ابن حوقل” می‌گوید: «مردم بردعه (مرکز قدیم اران) به ارّانی سخن می‌گویند». “مقدسی” در “احسن‌التقاسیم”، توضیح بیشتر در بارهٔ آن زبان دارد و می‌گوید: «در ارّان به ارّانی سخن می‌گویند و فارسی ایشان قابل فهم است، و در پاره‌ای حرف‌ها به زبان خراسانی نزدیک است.» اما زبان نوشتاری شاعران و نویسندگان آن دیار را «فارسی ارانی» نامیده‌اند (در برابر فارسی دری). آمیزش لهجه‌ها و زبان‌های نواحی مختلف ایران، و رواج سخن “خاقانی” و “نظامی” به مدت هشتصد سال در سراسر ایران، موجب شد که بسیاری از تعبیرهای خاص آنان وارد فرهنگها یا زبان شاعران و نویسندگان دیگر شده و جزو فارسی دری درآید. اما مهم‌ترین ویژگی “نزهةالمجالس” تا آنجا که به تاریخ ادبیات ایران مربوط می‌شود، ضبط و حفظ آثاری از حدود ۱۱۵ شاعر از شمال‌غرب ایران، از “ارّان”، “شَروان” و “آذربایجان” است که دیوان‌های آنها از بین رفته‌است. از این رو، “نزهةالمجالس”، آیینه‌ای از محیط ذوقی و ادبی و فرهنگی آن نواحی در قرن هفتم، و نموداری از حوزهٔ گستردهٔ زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است. کاربرد فراوان تعبیرهای گفتاری در رباعی‌های “نزهةالمجالس”، موجب شده که تأثیر زبان پهلوی شمال‌غربی که زبان گفتاری مردم بوده‌است به‌روشنی قابل مشاهده باشد. برخلاف شاعران اهل دیگر مناطق ایران در آن دوران که غالباً از طبقات بالای جامعه چون ادیبان، دیوانیان و دبیران بودند، در نواحی شمال غرب ایران بسیاری از شاعران از مردم عادی و پیشه‌وران و کارگران بودند و نام‌های آنها چون سقّا، عصفوری (گنجشک‌فروش)، سرّاج، جاندار، لحافی و نظایر آن گواه این امر است. این شاعران غالباً تعبیرهای محاوره‌ای را در شعر خود به کار می‌بردند و از این طریق بسیاری از لغات و اصطلاحات فارسی خاص آن سامان را در اشعار خود به یادگار گذاشته‌اند. علاوه بر این، وجود آگاهی‌هایی از آداب و رسوم، زندگی روزمره، پوشاک، بازی‌ها و سرگرمی‌های مردم در آن دوران از جمله فواید جانبی نزهةالمجالس است. “شروان” در زمان “خاقانی”، زیر نظر شروانشاهان بوده است. نیاکان شروانشاهان، عرب‌تبار بودند، اما با وصلت با خاندان‌های محلی، از قرن دهم میلادی به بعد، شروانشاهانه هویت ایرانی گرفتند و اصلیت خود را به ساسانیان می‌رساندند.

آثار خاقانی

دیوان، شامل قصاید، ترجیعات، مقطعات، غزلها و رباعیات است. دیوان خاقانی به تصحیح “سید ضیاءالدین سجادی”، در سال ۱۳۳۸ در “تهران” به چاپ رسیده است و بخش عمدهٔ پژوهش‌هایی که در بارهٔ “خاقانی” انتشار یافته بر پایهٔ همین چاپ از دیوان خاقانی بوده است. “تحفةالعراقین”، مثنوی در سه هزار و دویست بیت است که در سال ۵۵۱ تألیف شده است. “تحفةالعراقین” در شرح نخستین سفر خاقانی به مکه و «عراقین» است و در ذکر هر شهر از رجال و معاریف آن نیز یاد کرده و در آخر هم ابیاتی در حسب حال خود آورده است. “تحفةالعراقین” به تصحیح “یحیی قریب”، در سال ۱۳۳۰ در تهران به چاپ رسید. پس از آن، چندین نسخه معتبر از “تحفةالعراقین” شناسایی شد که در این میان نسخه “وین” (با عنوان ختم‌الغرایب) تاریخ ۵۹۳ هجری را دارد. “منشآت” خاقانی، چند نامه از “خاقانی” است که به بزرگان زمان خود نوشته، و غالباً مشحون از کلمات و جملات عربی دشوار و مترادف و گاهی از اشعار خود “خاقانی” در آنها هست. قصاید خاقانی به نسبت در مرتبه‌ای بالا قرار دارد. از او قطعات بسیار خوبی نیز دردست است اما غزلیاتش در سطح قصاید او نیستند. شعر “خاقانی” سبکی دیریاب و بغرنج دارد و بیشتر، نظمی است هنرمندانه با گرایش‌های سخنوری و دقایق لفظی.

 

 

درباره زندگی و آثار “خاقانی”، نکات بسیاری هست که هنوز روشن نشده است. نه فقط ممدوحان او امرای نسبتا کم اهمیت محلی بوده اند، بلکه در حوادث مهم تاریخ اسلامی آن عصر، چندان دخالت نداشته اند و در آثار مورخان، مورد توجه قرار نگرفته اند. اما درست همین نکته، از قدیم همت و توجه عده ای از محققان و منتقدان را به شرح و تفسیر اشعار “خاقانی” و تبیین موارد مهم آن واداشته است. رساله حاضر نیز که اصل آن به زبان انگلیسی نوشته شده است، نتیجه کوششی است که مینورسکی، خاورشناس و محقق معروف در این راه مبذول داشته است. موضوع این رساله، شرح و تفسیر قصیده “ترسائیه” خاقانی و تحقیق در هویت “عزیزالروم عزالدوله مخلص المسیحا”، ممدوح این قصیده است و دقت و ریزسنجی مولف به خوبی این معما را روشن ساخته است.

 

 


اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

کتاب های مشابه با این کتاب

ارسال دیدگاه جدید

2 نظر ارسال شده
  1. بهنام گفت:

    برا کتاب های زرین کوب دستتون درد نکنه
    اقا من دیگه روم نمیشه بگم کتاب در پی فیثاغورس را نیز بگذارید
    شادکام باشید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.