دانلود کتاب فلسفه فلوطین از سلطان حسین تابنده گنابادی - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۳۱ فروردین , ۱۳۹۷
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک
سایت

دانلود کتاب فلسفه فلوطین از سلطان حسین تابنده گنابادی
کتاب جنایت در مجتمع مسکونی از آگاتا کریستی

فلسفه فلوطین

 

نام کتاب: فلسفه فلوطین

نویسنده: سلطان حسین تابنده گنابادی

انتشارات: صالح

سال نشر: ۱۳۶۰

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۸۶ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۶۵۵ کیلوبایت

 

مقدمه

“پلوتينوس” (Plotinous)، “افلوطين” يا “فلوطين” (Plotin) كه ترجمه عربي نام اوست و در اصطلاح ملل و نحل اسلامي، “شيخ يوناني” ناميده شده است، در سال ۲۰۵ ميلادي در شهر “لوكوپوليس” در مصر عليا، يعني “اسيوط” متولد شد، اما برخي از محققان، اسكندريه را زادگاه وي دانسته‌اند و عده‌اي ديگر اظهار داشته‌اند كه وي اصلا رومي بود و در خانواده‌اي رومي متولد شد و در مصر اقامت گزيد. بعضي نيز اظهار داشته‌اند كه وي در يك خانواده رومي، در مصر به دنيا آمد و حتي ـ‌ شايد به دليل وجود گزارش‌هاي متعدد‌ ـ گفته شده كه زادگاه “افلوطين”، نامعلوم است. برخي او را يوناني تبار مي‌پندارند و نويسندگان اروپايي او را يوناني‌الاصل مي‌شمارند. سبب اشتباه اينان نام يوناني (رومي) اوست و حال آن كه تسلط نزديك به يك قرن اسكندر و مقدونيان و يونانيان به مشرق، از اين قبيل تاثيرات بسيار است و داشتن نامي به يوناني، دليلي بر يوناني‌الاصل بودن نمي‌شود. حتي برخي از مورخان غربي به صراحت اظهار داشته‌اند كه پلوتينوس در مصر به دنيا آمد، در اسكندريه تحصيل كرد و در رم به تدريس پرداخت. بنابراين فلوطين، مصري‌الاصل و رمي‌المقيم است. از زندگي و سرگذشت او ـ‌ بنابر اعتراف همه مورخان و محققان‌ ـ تا پيش از سفر وي به شهر اسكندريه براي تحصيل فلسفه و كسب حكمت الهي، آگاهي دقيق و اطلاع چنداني در دست نيست، زيرا او هرگز درباره زادگاه، قوم و حتي والدين خود سخني به زبان نياورد تا كسي از سرگذشت او اطلاعي داشته باشد و وي اصولا و هرگز نمي‌خواست و يا خودش خوش نمي‌داشت كه درباره تبار، پدر و مادر يا كشور زادگاهش سخن گويد. بنابراين “فلوطين” ـ‌ بنا به دلايلي كه گفته شد‌ ـ نه زندگي‌نامه خود نوشت دارد و نه چيزي از سرگذشت خود را براي ديگران بيان كرده است، اما “فرفوريوس صوري” كه يكي از برجسته‌ترين شاگردان و ملازمان او بود، حدود ۳۰ سال پس از درگذشت او، زندگي‌نامه و ترتيب رسائل‌اش را در پايان مجموعه آثار او يعني «انئادس» در ۲۶ فصل بيان مي‌كند.

سفر به ايران و هند

“فلوطين” پس از اتمام دروس فلسفه و حكمت كه توسط حكيم الهي و فيلسوف رباني يعني “آمونيوس ساكاس” تدريس مي‌شد، به تعلم و آموزش فلسفه ايراني و حكمت هندي مشتاق شد. از اين‌رو، براي دسترسي به آثار فلسفي و كتاب‌هاي حكمي ايراني و هندي و آشنايي با فلاسفه و حكماي ايراني و هندي، داوطلب حضور در جنگي شد كه در سال ۲۴۳ ميلادي بين “آنتونيوس گريانوس” سوم، امپراتور روم و شاپور بن اردشير ساساني، پادشاه ايران درگرفت تا بلكه بتواند از اين طريق و با به خطر انداختن جان خود با حكمت الهي ايران و هند و حكماي هندي و ايراني و آثار و كتاب‌هاي آنها آشنا شود. “فلوطين” همراه لشكريان امپراتوري روم، عازم ايران و وارد امپراتوري بزرگ ايران شد، اما وي پس از كشته شدن امپراتور روم به دست فيليپ عرب (ماركوس جوليوس فيليپوس) در بين‌النهرين در سال ۲۴۴ ميلادي از صحنه نبرد و مبارزه ـ‌ به دليل آن كه قصد و هدف او از همراهي لشكر روم جنگ و نبرد با ايران نبود‌ ـ گريخت و در سن ۴۰ سالگي به جاي اين كه به كشور خود مصر و محل تحصيل‌اش اسكندريه بازگردد، به شهر انطاكيه كه شهري باستاني در جنوب تركيه و مركز استان اختاي كنوني است، سفر كرد. گفته شده است كه “فلوطين” در سال ۲۴۳ ميلادي در سپاه امپراتوري به نام «گورديان» عازم ايران شد تا به قول خودش با فلسفه ميترايي ايراني و فلسفه برهمايي هندي آشنا شود، ولي بعد از به قتل رسيدن فرمانده سپاه مهاجم آنان در بين‌النهرين، او به روم بازگشت تا در آن جا به تقليد از افلاطون، «شهر فيلسوفان» را پايه‌گذاري كند.

سفر به روم

“فلوطين” پس از مدتي اقامت در شهر انطاكيه، آن جا را به قصد سفر به روم و رحل اقامت در آن سرزمين ترك كرد و وارد روم شد، اما اظهار شده است كه فلوطين در سال ۲۴۴ ميلادي به وطن بازگشت و سپس روم را كه نوخاسته و آماده پذيرش بيشتر آموزش‌هاي او بود، برگزيد و ديدگاهي را با خود به روم آورد كه به رقيبي جدي براي آنچه امروزه مسيحيت ناميده مي‌شود، مبدل شد. البته ديدگاه نوافلاطوني بر مسيحيت تاثير فراواني گذاشته است. وي پس از ورود به روم و بعد از استقرار، مدرسه‌اي را براي تدريس و آموزش فلسفه رباني و تعليم حكمت الهي و احياي فلسفه افلاطوني و انتقال آراي استاد خود آمونيوس ساكاس تاسيس كرد و شاگردان زيادي گرد او جمع شدند. حتي گفته شده است كه امپراتور «گالينوس» و همسرش شاگرد او شدند و از التفات و توجهات آنها و ساير مقامات دولتي برخوردار شد.

زندگي ساده

“فلوطين” زندگي ساده و زاهدانه‌اي داشت و خود سالكي مرتاض بود و به زندگي دنيوي توجهي نداشت، به طوري كه حتي از خوردن گوشت شكار امتناع مي‌ورزيد و از خوردن گوشت حيوانات اهلي نيز امساك مي‌كرد. وي مزاجي سالم نداشت و بارها بيمار مي‌شد به ويژه از بيماري روده بسيار رنج مي‌برد و براي مداواي آن اقدامي نمي‌كرد و از خوردن دارو امتناع مي‌ورزيد و معتقد بود كه دارو براي مرد سالمندي مانند او مناسب نيست. وي گياه‌خوار بود و غذا به مقدار ناچيز صرف و در حد نياز استراحت مي‌كرد تا به مسائل مادي در اين جهان فاني اهميت نداده باشد. او حتي در دوره رونق كالاهاي لوكس اطرافش، در زندگي به طور عارفانه زيست و مي‌كوشيد تا هستي ظاهري خود را در زمان و مكان بي‌اهميت و فراموش كند. وي هرگز ازدواج نكرد، زيرا تمايلاتي مانند زناشويي و تعلق به فرزند، اعمال ناشي از خشم و ميل، فعاليت‌هايي مانند مقام‌جويي و جاه‌طلبي را از امور منفي به حساب مي‌آورد! در مجموع، وي انسان خيرخواه و نيكوكاري بود كه به حمايت از بچه‌هاي بي‌سرپرست نيز مي‌پرداخت. در كلاس‌هاي درس او نخستين بار زنان و دختران نيز مي‌توانستند بدون مزاحمت شركت كنند.

فلسفه فلوطین

در اواخر دوره امپراتوری روم و فلسفه اروپای مسیحی تا قرن سیزدهم میلادی، فلسفه ای مطرح گشت که اخت شدن و درک آن نیازمند تقلای قوای ذهنی است، این فلسفه حاصل جو عمومی و اوضاع خاصی که به دلایل سیاسی بر جامعه غرب حاکم گشته بود و هم اکنون به فلسفه نوافلاطونی مشهور است، آمیزه ای از نظام های فلسفی پیش از خود، جز فلسفه اپیکوری است، از این رو فلسفه جدیدی به حساب نمی آید، بلکه ترکیبی از آموزه های فلسفه باستان جز نظریات مکتب اپیکوری است. کهن ترین اثری که بیان فلسفه نوافلاطونی است، مجموعه رساله هایی است که فلوطین نوشته و شاگردش آن را تدوین کرده است. نام این مجموعه نه گانه ها است. با خواندن این کتاب در می یابیم که چرا فلوطین یکی از پر تاثیرترین فیلسوفان بوده است. قرن سوم میلادی عصر ویرانی کامل امپراتوری روم است. تفکر عمومی جامعه، که آشوب و انحطاط آن را فرا گرفته بود، چیزی جز نا امیدی و بیزاری نبود. چاره رهایی از این اوضاع و اندیشه های پوچ گرا، فلسفه‌ای بود که عالم حقیقی را قلمرو زیبایی و نظم نشان می داد که انسان با تلاش اخلاقی و کوشش فکری می توانست به این عالم حقیقی دست یابد. این چکیده فلسفه مابعد‌الطبیعی فلوطین و علت تاثیر گسترده آن بود. برداشت مسیحی از چیستی واقعیت تا اندازه زیادی برگرفته از فلسفه نوافلاطونی است. بویژه مفهوم عالم حقیقی در این فلسفه، همان ملکوت آسمان مسیحی و نقطه مقابل دنیای مادی است. این دنیا خانه غم و ناامیدی است ولی عالم حقیقی منزل امید و شادی است. این دیدگاه مستقیماً از فلسفه فلوطین گرفته شده است.‏ فلسفه فلوطین به پرسش اساسی مابعد الطبیعی در باب چیستی هستی پرداخته است. و به چنین تعریفی پرداخته است: فراسوی همه چیز و جهان مادی، “احد” است و تمام هستی از او صادر می شود، معرفت احد معرفت به خود است. عقل، نفس و انسان از او صادر می‌شود و شر حاصل کم و کاستی هایی است که در دنیای مادی وجود دارد. از دید مردم غرب فلوطین یگانه و بارزی از آمیختگی مابعد الطبیعه و عرفان است. فلسفه فلوطین در عمق نظام فلسفی بس زیبایش روی از این جهان نتافته است، بلکه درصد ستردن ظلمت و آلودگی از آن بوده است. اما در خصوص برتری جهان دیگر آن قدر اصرار ورزیده است که زیبایی و نکویی اش را با چنان شور و اغراقی تعریف می نماید که به نظر پیروانش موضوعی را که در عرصه تفکر طرح کرده که آنها را به عالمی ورای ظلمت و فساد وجود دنیاییشان برکشیده است. فلسفه نوافلاطونی که به عنوان مکتبی که در میان مردم از نفوذ برخوردار بود، همه عناصر دین را داشت، جز خدا. و آن گاه که مسیحت این کاستی را جبران کرد، پیوند این دو، تومار همه فلسفه های باستان را پیچید و نزدیک به هزار سال به عنوان تنها حقیقت بر اندیشه انسان غربی حکم راند. در حقیقت فلسفه نوافلاطونی از بخش بزرگی از آنچه به نظر ما در فلسفه یونان و بویژه در فلسفه افلاطون ارزشمند است، یعنی از فلسفه ای که نوافلاطونیان به زعم خود در اصل به زنده ساختن آن اهتمام کرده بودند، غفلت ورزیده است. نظریه مثل افلاطون و گرایش او به عرفان تقریباً تنها چیزی است که نوافلاطونیان از افلاطون گرفتند. دیالکتیک افلاطون، بحث او درباره چیستی فضیلت و تحلیلش از مفاهیم، در فلسفه نوافلاطونی نادیده گرفته شده است. شکاکیت فلسفه یونانی که پیشینه اش به کسنوفانس باز می‌گردد و گاه ارزشمند ترین بنیاد فلسفه جلوه می کند، همچنان که به یقین امروزی ترین رهاورد فکری یونانیان است، هیچ جایی در فلسفه نو افلاطونی ندارد. با توجه به این واقعیت‌‌ها می توان دید که واپسین فلسفه دوره باستان در اصل چیزی جز تعلق خاطرهای آن جهانی افلاطون و پافشاری در رسیدن به بی نیازی در دنیای آکنده از شر نیست. و این دو از ویژگی های جنبش های فلسفی پس از ارسطو است که در فلسفه نوافلاطونی به حد افراط رسیده است.‏

آثار فلوطين

“فلوطين” حدود ۲۶ سال در روم به تعليم فلسفه و تربيت شاگردان خود اشتغال داشت. وي همراه با دو فيلسوف ديگر به نام‌هاي “ارنيوس” و “اريگنس”، عهد كردند كه هرگز در درس‌هاي خود، چيزي از عقايد “آمونيوس ساكاس” را آشكار نكنند. “فلوطين” بر عهد خود باقي ماند، اما آن دو عهد خود را شكستند و عقايد فلسفي “آمونياس ساكاس” را آشكار ساختند. همچنين گفته شده است كه “اوريگن” و “فلوطين” و “آرينوس” عهد كرده بودند كه ـ‌ بنا به سنت قديم مغان و سيره فيثاغوري‌ ـ چيزي درباره اسرار حكمت ننويسند، ولي “آرينوس” عهد را شكست. از اين‌رو، آن دو نيز براي پيش‌گيري از تحريف حكمت، اجازه نشر درس‌هاي خود را دادند. “فلوطين” در ۱۰ سال نخست سال‌هاي اقامتش در روم، فلسفه الهي را به طور شفاهي ـ‌ جز دو رساله به نام‌هاي «رساله‌اي در باره ديوها و جن‌ها» و «پادشاه تنها سازنده است»‌ـ  به شاگردان خود تعليم مي‌داد، زيرا انديشمندان مكتب اسكندريه بر خلاف يونانيان، اصرار چنداني بر مكتوب كردن عقايد خود نداشتند چون اكثرا هدف از علم را نه آموزش، كه يك رهايي فردي مي‌دانستند و در نتيجه، ديگر نيازي به نوشتاري كردن نتيجه انديشه خود نمي‌ديدند. در ميان همه آنان، “فلوطين” يك استثناست. او به اصرار شاگردان خود دست به نوشتن زد. “فلوطين” پس از ۱۰ سال از امتناع نوشتن آثار و نظريات فلسفي خود، سرانجام در سال ۲۵۳ يا ۲۵۴ ميلادي يعني در سن ۴۹ سالگي يا به گفته برخي در سن ۴۸ سالگي، كتابت رسائل فلسفي خويش را آغاز كرد. “فلوطين” به زبان يوناني نوشت و چنان پياپي مي‌نوشت كه گويي از روي كتابي مي‌نويسد. وي تا سال ۲۶۳ ميلادي يعني قبل از آن كه فرفوريوس صوري وارد روم شود و به حلقه درس وي بپيوندد، ۲۱ رساله در باب فلسفه الهي تاليف كرد. “فرفوريوس” در اين باره مي‌گويد: «فلوطين، وقتي كه من با او آشنا شدم، اين ۲۱ رساله را نوشته بود.» مورخان تاريخ فلسفه، فلسفه “فلوطين” را ـ‌ به دليل آن كه اساس هستي‌شناختي، روح‌شناسي و عرفاني وي پيش از هر چيز افلاطوني است‌ ـ فلسفه “نو افلاطوني فلوطين” ناميده‌اند. از اين جهت، مي‌توان گفت فلسفه نوافلاطوني، مابعدالطبيعه افلاطوني است و “فلوطين”، جوهر فلسفه افلاطون يا دست‌كم يك جنبه از آن را به خوبي روشن ساخته است. گفته شده است كه فلسفه “فلوطين” تركيبي از فلسفه “افلاطون”، “ارسطو”، “زنون” و “ماني” بود. مي‌خواست “ماترياليسم اپيكور” را نفي كند و حكمت را به خدمت الهيات درآورد. همين‌طور برخي معتقدند كه اگر گفته شود كه فلسفه “افلوطين”، فلسفه شرقي است، سخني گزاف نخواهد بود.

وفات فلوطين

“فلوطين” پس از سال‌ها تدريس و تعليم و تربيت شاگردان، دچار گلو درد شديد شد، به طوري كه صدايش گرفت و به سختي قابل شنيدن بود و همين‌طور بينايي‌اش ضعيف و دست و پاهايش زخم شده بود و به همين دليل، دوستان و شاگردانش از ديدار با او اجتناب مي‌كردند. “فلوطين” پس از سال‌ها تدريس فلسفه و تدوين آثار فلسفي، سرانجام بنابر گزارش “استوخيوس” در سال ۲۷۰ ميلادي و در سن ۶۶ سالگي و بنابر گزارش مترجم “انئادس” به زبان عربي، در سن ۶۸ سالگي ديده از جهان فاني فروبست. با مرگ وي بنابر اجماع همه تاريخ‌نگاران فلسفه يونان، حيات و رشد و نوآوري در فلسفه يونان هم به پايان مي‌رسد.

 

معرفی کتاب

اثر حاضر براي آشنايي دانشجويان و طلاب با انديشه‌ها و افكار فلسفي و عرفاني “فلوطين”، طي چهار مرحله به تبيين نظريات وي در باب فوق هستي يا خدا، هستي حقيقي يا عقل، هستي واسطه يا نفس و هستي ظاهري يا ماده مي‌پردازد. اين كتاب به سبب جامعيت، خواننده خود را تا حدودي از مراجعه به ساير آثاري كه درباره “فلوطين” تاليف شده، بي‌نياز مي‌سازد.

 


اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.