دانلود کتاب رابین هود از کارلا امن - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

دانلود کتاب رابین هود از کارلا امن - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۲۹ تیر , ۱۳۹۷
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک
سایت

دانلود کتاب رابین هود از کارلا امن
  کتاب رابین هود از کارلا امن

رابین هود

 

نام کتاب: رابین هود

نویسنده: کارلا امن

مترجم: سهیلا احمدی

مجموعه: رمان های نوجوانان

انتشارات: توسن

سال نشر: ۱۳۶۸

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۶۶ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱٫۲۷ مگابایت

 

مقدمه

خاندان پلانتاژنت:

خاندانِ پلانتاژنت (خاندان آنژو) پس از انقراض حکومت خاندانِ نورمن، به سلطنت انگلستان رسید. بین این دو خاندان تا حدودی وابستگی فامیلی وجود داشت. در سلسله پلانتاژنت ۸ تن بین سالهای ۱۳۹۹- ۱۱۵۴ میلادی حکمرانی نمودند.

هانری دوم فرزند ماتیلدا، سردودمان پلانتاژنت در انگلستان است. پس از هانری دوم، از ۱۱۸۹ تا ۱۱۹۹، پسرش ریچارد به پادشاهی رسید. شرکت ریچارد در جنگهای صلیبی، فرنام شیردل را برای او به ارمغان آورد و نشستن برادر کوچکترش جان به جای او، دست‌مایه پیدایش داستان‌ها و افسانه‌هایی شد که از این میان “رابین هود”، آوازه ای جهانی یافت.

برجسته‌ترین و تاریخ‌سازترین رخداد روزگار پادشاهیِ جان، همانا “مگناکارتا” یا منشور کبیر را امضا کردن بود. مگناکارتا، پیمان نامه‌ای بود که اشراف انگلیسی بر شاه تحمیل کردند و به موجب آن اختیارات پادشاه محدود شد. پادشاه بعدی از این سلسله، هانری سوم بود که در دوره زمامداری وی، مجلس عوام در کنار مجلس اعیان تاسیس گشت. شهرهای کمبریج و آکسفورد نیز در سده ۱۳ شکل گرفتند. در زمان ادوارد اول، پنجمین شاه پلانتاژنت، ولز به تصرف انگلستان درآمد.

طی سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳، جنگ‌های معروف به “جنگ‌های صدساله” بین انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها روی داد. زمینه اصلی جنگ، اختلاف بر سر مالکیت سواحل دریای مانش بود که از زمان “ویلیام اول” (پادشاه انگلستان از خاندان “نورمن”) بروز کرده بود؛ اما جرقه شروع رسمی نبرد، ادعای ادوارد سوم مبنی بر تملک بر فرانسه بود. در جنگ دریایی سال ۱۳۴۰، فرانسه به سختی شکست خورد. در سال ۱۳۴۶، بار دیگر فرانسویان در ناحیه کرسی شکست خوردند و سال بعد بندر کاله به دست انگلستان افتاد. در جنگی که طی سال ۱۳۵۶، در ناحیه پواتیه رخ داد، ژان دوم پادشاه فرانسه، مغلوب و اسیر شد. دوره اول جنگ‌ها، در حالی در سال ۱۳۶۰ پایان یافت که فرانسوی‌ها شکست خوردند، و به موجب پیمان بریتانی، زمین‌های بسیاری را در ناحیه کاله و نواحی غربی و جنوب غربی فرانسه، به انگلستان واگذاردند. در دوره دوم، فرانسویان با فداکاری‌های ژاندارک و کمک‌های دوک بورگونی پیروز شدند؛ و بیش تر سرزمین‌هایی را که در دوره نخست از دست داده بودند، پس‌گرفتند. جنگ‌های صد ساله همچنین باعث رشد هویت ملی و تقویت میهن‌پرستی انگلیسیان و فرانسویان شدند.

طی سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ میلادی، بیماری طاعون از اروپا به انگلستان راه پیدا کرد و بسیار شایع شد؛ تا حدی که پس از مهار بیماری، جمعیت انگلستان تا نصف کاهش یافته بود. این واقعه در تاریخ اروپا به “مرگ سیاه” شهرت دارد. در سال ۱۳۹۹ ریچارد دوم از سلطنت خلع شد و “هانری چهارم” از خاندانِ لنکستر به سلطنت رسید.
 

henry 2 en

هانری دوم پادشاه انگلستان، پسرِ جفری پلانتاژنت، کنتِ آنژو بود. مادرش ماتیلدا، دخترِ هانری اول (پادشاه انگلستان از خاندان نورمن) بود. وی در ۱۱۳۳ میلادی به دنیا آمد و در سال ۱۱۵۴ پس از فوت استفان (آخرین پادشاه انگلستان از خاندان نورمن) به پادشاهی انگلستان رسید.

ماتیلدا، نوه پسریِ ویلیام اول (بنیانگذار خاندان نورمن معروف به ویلیام فاتح) و استفان، نوه دختری او بود. پس از مرگ هانری اول (پدر ماتیلدا) جنگ های آنارشی بین طرفداران ملکه ماتیلدا و استفان درگرفت. سرانجام استفان پس از ۱۸ سال جنگ داخلی و به‌دنبال مرگ پسر و وارث خود، یوستاس در سال ۱۱۵۳، با ملکه ماتیلدا طی عهدنامهٔ ولینگفورد مصالحه نمود و فرزند او، هانری دوم را جانشین خود معرفی کرد. بدین ترتیب با تاجگذاری هانری دوم شاخه ای جدید از خاندان نورمن، به نام خاندان پلانتاژنت سلطنت خود در انگلستان را آغاز نمود.

هانری دوم از طرف پدر و همسرش الینور، دختر دوک اکیتن، ممالک وسیعی چون نورماندی، آنژو، تورن، پواتیه، اوورنی و بریتانی در فرانسه به دست آورد و با چنین متصرفاتی می‌توانست سیاستی قوی در مقابل لوئی هفتم پادشاه فرانسه اتخاذ کند، ولی نتوانست از موقع و قدرت خود استفادهٔ کامل بنماید و علاوه بر آن، با روحانیون انگلیس که قدرتی بسزا داشتند و برای خود امتیازاتی قائل بودند، درآویخت و این مبارزات به قتل توماس بکت، کشیش بزرگ کلیسای کانتربری منجر گشت (۱۱۷۰ میلادی) و در نتیجهٔ آن توفان نارضایتی عمومی برانگیخته شد.

پادشاه فرانسه که موقع را مناسب می دید شروع به تحریکات بر ضد وی کرد و سرانجام سه پسر هانری دوم؛ ریچارد، جفری و هانری که متصرفات او را در فرانسه داشتند بر ضد پدر برانگیخت و ایشان نیز سر به شورش و عصیان برداشتند و هانری دوم برای سرکوبی آنان لشکر کشید و جنگ بین پدر و پسران درگرفت و ادامه داشت تا سال ۱۱۸۹ میلادی که هانری دوم درگذشت. پس از وی، پسرش، ریچارد اول به جای او نشست.

 

richard 1 en

ریچارد اول ملقب به ریچارد شیردل پادشاه انگلستان، پسر هانری دوم و الینور د آکیتن بود. او با وجود شجاعت و دلاوری بسیار در میدان نبرد برای تقویت حکومتش در انگلستان هیچ کاری نکرد و در طول پادشاهی ۱۰ ساله‌اش کمتر از شش ماه را در انگلستان سپری کرد و در طول زندگی خود با ناکامی‌های فراوانی روبرو گشت.

ریچارد در سومین جنگ صلیبی شرکتی مؤثر داشت و یکی از سرداران صلیبیون علیه صلاح‌الدین ایوبی بود که به شکست انجامید و خزانه به جا مانده از هانری دوم را به کلی تهی کرد. بعداً در هنگام بازگشت به وطن در آلمان اسیر لئوپولد پنجم، دوک اتریش گردید، و برای آزادیش بیش از دو برابر درآمد سالانه خزانه‌داری انگلستان درخواست شد. در جریان جنگ صلیبی سوم سه هزار نفر از اسرای مسلمان را در پای دیوارهای عکا و پیش چشم صلاح الدین ایوبی قتل‌عام کرد. پس از آزادی به جنگی پرهزینه علیه پادشاه فرانسه فیلیپ دوم معروف به “فیلیپ اوگوست” (ستایش شده) دست زد که حاصلی در پی نداشت.

سرانجام این پادشاه ولخرج و ماجراجو در جریان محاصره قلعه‌ای در فرانسه در اثر اصابت تیری زهرآلود کشته شد.او تنها یک فرزند داشت که نام او فیلیپ کنیاکی بود. فیلیپ پسر نامشروع ریچارد بود. افسانه رابین‌هود و راهزنان جنگل شروود در زمان یکی از سفرهای ریچارد اتفاق می‌افتد که حکومت در اختیار برادر ریچارد یعنی جان بوده است.

 

john en

جان، پادشاه انگلستان که با نام جان لکلند (جان بی زمین) نیز شناخته می‌شود، پسرِ هانری دوم و الینور د آکیتن و برادر ریچارد اول از شاهان سلسله پلانتاژنت انگلستان بود که در سال ۱۱۹۹، پس از برادرش ریچارد، به پادشاهی رسید. شهرت وی بیشتر بخاطر افسانه رابین هود و امضای مگنا کارتا – سندی فئودالی که شاه را محدودتر کرده و به بارون‌های شاه حق مشورت در شورای کبیر انگلستان را می داد – می‌باشد. وی در سال ۱۲۱۶ درگذشت و سلطنتش را برای فرزندش، هانری سوم به ارث گذاشت.

کودکی:

کودکی جان دوران پرتلاطمی بود. از یک طرف برادران بزرگترش به تحریک برخی از جمله مادرشان، الینور د آکیتن علیه شاه هانری دوم (پدرشان) شورش کرده بودند و از سوی دیگر الینور به دستور هانری در سال ۱۱۷۳، زمانی که جان ۵ سال بیشتر نداشت، زندانی شد.

غیبت ریچارد:

پس از عزیمت ریچارد اول، برادر جان و پادشاه وقت انگلستان، جان کوشش زیادی برای برکناری ویلیام لانگچمپ (دادرس عالی لندن) که از گماشتگان ریچارد بود، کرد. ریچارد در راه بازگشت به انگلستان توسط لئوپولد پنجم گروگان گرفته شد و به هانری ششم (فرمانروای امپراتوری مقدس روم) تحویل داده شد. هانری ششم درخواست غرامتی دو برابر درآمد سالانه انگلستان کرد. جان و فیلیپ اوگوست از هانری تقاضا کردند که تا حد ممکن در آزادی ریچارد تعلل کند، ولی هانری نپذیرفت و به محض دریافت غرامت از الینور د آکیتن، مادر ریچارد و جان ( که هزینه را از طریق جواهرات سلطنتی‌اش تامین کرده بود ) ریچارد را آزاد کرد. این ماجراها تاثیر زیادی در بدنمایی جان در داستان رابین هود گذاشته است.

شورش بارون‌ها:

شاه جان، در هزینه زیاد جنگ با فیلیپ دوم ( ملقب به فیلیپ اوگوست، شاه فرانسه) و خزانه خالی به جا مانده از ریچارد اول، شروع به جمع آوری مالیات زیاد از واسال‌هایش کرد. بارون‌ها که از این امر ناخشنود بودند، نارضایتی خود را پس از شکستِ جان از فیلیپ، با شورششان نشان دادند. شاه جان سرانجام مغلوب بارون‌ها شده و مگنا کارتا (منشور کبیر) را امضا کرد.

 

henry 3 en

هانری سوم پادشاه انگلستان و لرد ایرلند از ۱۲۱۶ تا زمان مرگش در ۱۲۷۲ بود. او در سال ۱۲۰۷ میلادی در قلعه وینچستر واقع در همپشایر زاده شد. او بزرگترین پسر جان، پادشاه وقت انگلستان بود که پس از پدرش در سال ۱۲۱۶ بر تخت پادشاهی نشست.

از آنجا که هنری ۹ سال بیشتر نداشت، ادارهٔ امور کشور را ویلیام مارشال، ارلِ اول پمبروک و هیوبرت دی برگ، ارلِ اول کِنت به عنوان نایب‌السلطنه بر عهده گرفتند. ویلیام مارشال در ۱۲۱۹ درگذشت و هنری در ۱۲۲۷ با اعلام اینکه دیگر به سن بلوغ رسیده است، ادارهٔ تمام امور کشور را خود به عنوان پادشاه در دست گرفت. او هیوبرت دی برگ را در سال ۱۲۳۲ از قدرت خلع نمود و بر حق پادشاهی خود و قدرت مطلق بودنش اصرار ورزید. این پافشاری مستبدانه، او را در تقابل با منشور کبیر که در زمان پادشاهیِ جان به امضا رسیده بود، قرار داد و زمینه‌ساز ضدیت بسیاری از نجیب‌زادگان با او شد.

شورش بارون‌ها:

در ۱۲۵۴، هانری سوم در صدد حمله به پادشاهی سیسیلی و گرفتن آنجا برای دومین پسرش، ادموند برآمد. او برای انجام این کار به حمایت بارون‌ها نیاز داشت و مجبور به کمک گرفتن از آنان شد. بارون‌ها که هنری را دنباله‌روی پدرش جان می‌دیدند، مصمم به کنترل قدرت مطلق پادشاه شدند و در ۱۲۵۸ مفادنامهٔ آکسفورد را که اختیارات پادشاه را محدود و ادارهٔ امور دولتی را به یک شورای بارونی می‌سپارد به هانری سوم تقدیم داشتند. اما مخالفت هنری با این مفادنامه و تلاش او برای اعادهٔ قدرت پادشاهیش منجر به شورش بارون‌ها به رهبریِ سیمون دو مانفور علیه او شد و جنگی داخلی معروف به دومین نبرد بارون‌ها آغاز گردید.

آنها بسیاری از مناطق جنوب شرقی انگلستان را به تصرف خود درآوردند و در نبرد لوئس (۱۲۶۴) موفق به دستگیری هانری سوم شدند. اما یک سال بعد در نبرد ایوشام (۱۲۶۵) از نیروهای شاهزاده ادوارد شکست خوردند، سیمون دو مانفور کشته شد و هانری سوم بار دیگر به قدرت بازگشت. در ۱۲۶۶ توافقنامه‌ای به نام قرارداد کنیلورث نوشته شد که مورد قبول هانری نیز واقع گردید؛ هرچند که این قرارداد نیز او را به رعایت مفاد منشور کبیر فرا می‌خواند. شورش‌ها و مقاومت سازمان‌یافته علیه هانری سوم در سال ۱۲۶۷ پایان یافت و او تا پایان عمرش تقریباً دوران آرامی را سپری کرد.

مرگ:

هانری سوم پس از ۵۶ سال سلطنت در ۱۶ نوامبر ۱۲۷۲ در لندن و در سن ۶۵ سالگی درگذشت. پیکر او را در کلیسای وست‌مینستر به خاک سپردند. جانشین او پسر بزرگش، ادوارد بود که با عنوان ادوارد اول پس از هانری سوم بر تخت پادشاهی انگلستان نشست.

 

edward 1 en

ادوارد اول ملقب به ادوارد درازقد یا ادوارد پادراز، پادشاه انگلستان، پسر و جانشین هانری سوم بود. شهرت وی بخاطر تسخیر ویلز و نگه‌داشتن اسکاتلند بعنوان جزئی از انگلستان است. او همچنین یهودیان را از انگلستان بیرون راند و چون به آزادی پارلمانی احترام می‌گذاشت، به او لقب ژوستینینِ انگلستان داده شد.

 

edward 2 en

ادوارد دوم ملقب به ادوارد کِرنارْوِن نخستین شاهزادهٔ ولز و پادشاه انگلستان از ۱۳۰۷ تا ۱۳۲۷ بود. او با اسکاتلند وارد جنگ شد و به آنجا لشکر کشید اما در ۱۳۱۴ و طی نبرد بَنِکبرن از رابرت بروس، پادشاه اسکات شکست خورد. ادوارد دوم در عین‌حال پادشاهی ضعیف بود که ناامیدی بارونهای انگلیسی را باعث گردید و در ۱۳۲۷ پسرش، ادوارد سوم جانشین او شد. ادوارد دوم کمی بعد در همان سال در قلعه برکلی به قتل رسید.

پادشاهی و درگیری با بارون‌ها:

ادوارد دوم، چهارمین فرزند ادوارد اول از همسر اسپانیاییش اِلِنور کَستیل بود. ادوارد اول در ۷ ژوئیه ۱۳۰۷ درگذشت و ادوارد دوم جانشین او شد. او کمی پس از برتخت نشستنش اقدام به واگذاری بیشتر مقام‌های بالا به مخالفان برجستهٔ پدرش کرد و سپس با اعطای مقام “ارلِ کُرنوال” به سوگلی محبوب (و عاشق احتمالیش) پیرس گِیوستون، نفرت بارون‌ها را نسبت به خود برانگیخت. ادوارد دوم در ۱۳۰۸ با ایزابلا، دختر فیلیپ چهارم، پادشاه فرانسه ازدواج کرد.

در ۱۳۱۱ کمیته‌ای بارونی متشکل از ۲۱ نفر از بارون‌ها، پیش‌نویس سندی معروف به احکام را ارائه کردند و در آن خواستار تبعید گیوستون و محدودیت قدرت پادشاه در امور مالی و انتصابات شدند. ادوارد چنین وانمود کرد که به درخواست آنان گردن نهاده است و گیوستون را به خارج از کشور فرستاد، اما چندی نگذشت که به او اجازهٔ بازگشت داد. این موضوع خشم بارون‌ها را برانگیخت و به تلافی، گیوستون را هنگام بازگشت دستگیر نموده و در ژوئن ۱۳۱۲ اعدام کردند. ۱۱ سال بعد ادوارد به خونخواهی گیوستون برخاست و حکم به لغو “احکام” داد.

جنگ با اسکاتلند و شکست انگلستان:

در ۱۳۰۶ رابرت بروس به پادشاهی اسکاتلند رسید و علیه سلطهٔ انگلیسی‌ها به پا خاست. با این حال از نیروهای شاه ادوارد یکم شکست خورد و مجبور به فرار به ایرلند شد. پس از مرگ ادوارد یکم او به اسکاتلند بازگشت و بار دیگر برای استقلال اسکاتلند علیه انگلیسی‌ها وارد پیکار شد.

ادوارد دوم در ۱۳۱۴ به سوی اسکاتلند لشکر کشید اما طی نبرد بنکبرن که در مکانی به همین نام روی داد در ۲۴ ژوئن همان سال به سختی از رابرت بروس شکست خورد و مجبور به بازگشت به انگلستان شد. با این شکست، اسکاتلند عملاً استقلال خود را به‌دست آورد و ادوارد دوم پس از بازگشت در مقابل هیأتی بارونی به سرکردگی عموزاده‌اش، تامس لانکستر قرار گرفت. لانکستر که نقش مؤثری در تبعید و اعدام پیرس گیوستون و اجرای سند “احکام” داشت در ۱۳۱۵ عملاً به گردانندهٔ اصلی قدرت در انگلستان بدل شده بود؛ اما او سرانجام نشان داد که فردی بی‌کفایت و جاه‌طلب است که تنها به منافع خود می‌اندیشد. بدین ترتیب در ۱۳۱۸ گروهی از بارون‌های میانه‌رو به رهبری آیمر دو والنس، ارل پمبروک به میانجی‌گری بین لانکستر و شاه ادوارد پرداختند.

روی کار آمدن دسپنسرها:

بارون هیو دسپنسر معروف به هیوی پدر، مشاور ارشد شاه ادوارد اول بود و از معدود کسانی بود که در ۱۳۰۸ از پیرس گیوستون حمایت کرد. دسپنسر پس از مرگ گیوستون در ۱۳۱۲ مشاور ارشد ادوارد دوم شد؛ اما تامس لانکاستر در فوریهٔ ۱۳۱۵ توانست حکم اخراج او از دربار و از شورای بارونی را بگیرد. با این حال هیوی پدر توانست پسرش، هیوی جوان را که پیشتر در دوران شاهزادگی ادوارد در ویلز در ملازمت او بود را وارد دربار کند و ادوارد او را در ۱۳۱۸ به مقام پیشکاری خود منصوب نمود.

چندی نگذشت که هیوی پدر و هیوی پسر جزو خاصگان پادشاه درآمدند و این موضوع باعث بروز درگیری مجدد بین ادوارد و لانکاستر شد. در عین حال دسپنسرها مورد نفرت دیگر بارون‌ها نیز قرار داشتند؛ زیرا ثروت عظیمی در دستان آنها قرار گرفته بود و گستاخی و یغماگری دسپنسر جوان نیز قابل تحمل نبود. همین موضوع سبب شد تا دسپنسرها به هنگام ورود به پارلمان در ۱۳۲۱ مورد حمله قرار گیرند و ادوارد با اجبارِ بارون‌ها حکم به ضبط اموال و تبعید آنها دهد. دسپنسرِ پدر به خارج از کشور رفت؛ اما دسپنسر جوان در سینک پورتس مستقر و مشغول دزدی دریایی شد.

اما دیری نپایید که ادوارد به انتقام دسپنسرها وارد جنگ با بارون‌های مخالف شد و توانست آنها را در مارس ۱۳۲۲ در نبرد بروبریج در منطقه‌ای به همین نام در یورکشایر شکست دهد. تامس لانکاستر دستگیر و کمی بعد اعدام شد. با فروپاشی اتحاد بارون‌های مخالف و مرگ لانکاستر، دسپنسرها بار دیگر به قدرت بازگشتند و عنوان اِرلِ وینچستر به هیو دسپنسرِ پدر داده شد. هیو دسپنسر پسر نیز به توسعه و افزایش اهمیت دفتر پیشکاری خود پرداخت و درآمدهای حاصل از برخی زمین‌ها را از خزانهٔ سلطنتی به دفتر خود منتقل کرد. او سپس برای خود مهری مخصوص ساخت و درآمدهایی خصوصی را برای پادشاه ایجاد نمود.

حملهٔ ملکه ایزابلا و راجر مورتیمر به انگلستان:

ایزابلا همسر ادوارد دوم و ملکهٔ انگلستان بود و به هنگام درگیری ادوارد و بارون‌ها تلاش نمود تا آنها را به آرامش دعوت نماید. اما روی کار آمدن دسپنسرها در دههٔ ۱۳۲۰ و رفتارهای ناشایستِ هیو دسپنسرِ جوان، سبب خصومت او با دسپنسرها شد. در ۱۳۲۵ ایزابلا راهی فرانسه شد تا شاید بتواند به نزاعی طولانی مدت بر سر گاسکونی پایان دهد. هنگامی که پسرش ادوارد سوم نیز در فرانسه به او ملحق شد، ایزابلا اعلام کرد تا زمانی که دسپنسرها بر سر کار هستند به انگلستان باز نخواهد گشت. ملکه ایزابلا سپس به راجر مورتیمر پیوست و معشوقهٔ او شد. راجر مورتیمر، ارلِ اول مارس و هشتمین بارونِ ویگمور، از جمله بارون‌های مخالف دسپنسرها بود. در ۱۳۲۱ او و عمویش همراه با دیگر لردهای مارس، وارد درگیری‌ای خونین با دسپنسرها در جنوب ویلز شدند. اما هنگامی که دیگر دشمنان ادوارد به کمک آنها نیامدند، او و عمویش در ژانویهٔ ۱۳۲۲ خود را تسلیم کرده و در برج لندن زندانی شدند. با این حال راجر مورتیمر توانست در ۱۳۲۳ بگریزد و به فرانسه برود.

در سپتامبر ۱۳۲۶ ایزابلا، راجر مورتیمر و دیگر بارون‌هایی که در تبعید به سر می‌بردند به انگلستان حمله کرده، وارد اسکس شدند و توانستند نیروهای ادوارد و دسپنسرها را تار و مار کنند. پادشاه و دسپنسرها به سوی غرب به ویلز گریختند. هیوی پدر سپس برای دفاع از بریستول به آنجا فرستاده شد؛ اما در برابر نیروهای ایزابلا نتوانست مقاومت کند و خود را در ۲۶ اکتبر ۱۳۲۶ تسلیم او کرد. فردای آن روز هیو دسپنسر پدر را پس از محاکمه‌ای مختصر به دار آویختند. یک ماه بعد، هیو دسپنسر پسر را نیز همراه با شاه ادوارد دوم دستگیر نموده و او را نیز همچون پدرش پس از محاکمه اعدام نمودند.

برکناری و مرگ ادوارد دوم:

ادوارد دوم پس از دستگیری، زندانی و مجبور به کناره‌گیری از قدرت به نفع پسرش شد. بدین ترتیب او در ژانویهٔ ۱۳۲۷ از سلطنت کنار رفت و پسر بزرگش با عنوان شاه ادوارد سوم به عنوان پادشاه جدید انگلستان تاجگذاری نمود. سرانجام ادوارد دوم در سپتامبر ۱۳۲۷ و هنگامی که در قلعهٔ برکلی در گلوسترشر زندانی بود با دسیسهٔ ایزابلا و راجر مورتیمر به قتل رسید.

 

edward 3 en

ادوارد سوم پادشاه انگلستان و فرمانروای ایرلند از ۱۳۲۷ تا ۱۳۷۷ بود. او یکی از موفق‌ترین فرمانروایان انگلیسی در قرون وسطی به شمار می‌آید که پس از حکومت فاجعه‌بار پدرش ادوارد دوم، بار دیگر قدرت را به خاندان سلطنتی باز گرداند و پادشاهی انگلستان را به یکی از کارآمدترین قدرت‌های نظامی اروپا بدل ساخت.

سال‌های نخستین زندگی و رسیدن به قدرت:

ادوارد سوم در ۱۳ نوامبر ۱۳۱۲ در قلعه ویندسور واقع در برکشر زاده شد و ادوارد ویندسور نام گرفت. او بزرگترین پسر ادوارد دوم و ایزابلای فرانسوی (دختر فیلیپ چهارم فرانسه) بود. حکومت ادوارد دوم موفقیت‌آمیز نبود و او به دنبال کودتایی در ۱۳۲۷ توسط ملکه ایزابلا و معشوقه‌اش، راجر مورتیمر از سلطنت خلع و پسرش ادوارد جانشین او شد. ادوارد جوان با عنوان ادوارد سوم در ۱ فوریه ۱۳۲۷ تاج‌گذاری نمود و از آنجا که ۱۴ سال بیشتر نداشت، مادرش ملکه ایزابلا و راجر مورتیمر به عنوان نایب‌السلطنه، ادارهٔ امور را در دست گرفتند.

ادوارد سوم در ۱۳۲۸ با فیلیپای اِنو ازدواج کرد و فرزندشان، ادوارد که بعدتر با عنوان شاهزادهٔ سیاه شهرت یافت در ۱۳۳۰ به دنیا آمد. ادوارد سوم در اکتبر همان سال علیه مادرش ملکه ایزابلا و راجر مورتیمر دست به کودتایی موفقیت‌آمیز زد. مورتیمر به دار آویخته شد و ایزابلا به کسل رایزینگ تبعید گردید. ادوارد کنترل کامل دولت را در دست گرفت و توانست قدرت و اعتبار خاندان سلطنتی را بار دیگر به آن بازگرداند. او از ادوارد بالیو در گرفتن تخت پادشاهی اسکاتلند از دیوید دوم حمایت نمود و سپاهیان انگلیسی موفق به شکست نیروهای اسکاتلندی در نبرد هالیدون هیل در ۱۳۳۳ شدند. به دنبال شکست اسکات‌ها، دیوید دوم به فرانسه گریخت و تا سال ۱۳۴۱ در آنجا پناه جست.

ستیز با فرانسه:

ادوارد سوم نمی‌توانست خطر فرانسه را نادیده بگیرد. آنها متحد اسکاتلند بودند و به آنها یاری می‌رساندند. فیلیپ ششم (بنیانگذار خاندان والوای فرانسه) به دیوید دوم در خاک کشورش پناه داده بود و از حملهٔ اسکات‌ها به شمال انگلستان حمایت می‌کرد. به علاوه نیروهای فرانسوی چندین دهکدهٔ ساحلی انگلیسی را مورد حمله قرار داده بودند و بیم تهاجمی گسترده‌تر می‌رفت. همچنین متصرفات انگلستان در خاک فرانسه به دنبال تصرف دوک‌نشین آکیتن توسط فیلیپ ششم در ۱۳۳۷ مورد تهدید قرار گرفته بود. از آنجا که ایزابلا مادر ادوارد سوم، دختر فیلیپ چهارم بود، ادوارد سوم خود را تنها وارث مذکر زنده و قانونی پدربزرگ خود نامید و مدعی تاج و تخت فرانسه شد. اما فرانسویان با رد این ادعا، فیلیپ ششم را وارث حقیقی تاج و تخت فرانسه دانسته و از او به عنوانِ نخستین پادشاه دودمان والوا حمایت کردند.

این اختلاف، موجب درگیری بین دو خاندان سلطنتی والوای فرانسوی و خاندان سلطنتی پلانتاژنت انگلیسی شد و جنگ صدساله آغاز گردید. در آغاز نبرد برتری با فرانسویان بود اما ادوارد سوم موفق شد در نبرد اسلایز (۱۳۴۰)، ناوگان فرانسویان را در هم شکسته و خطر تهاجم آنان به انگلستان را از بین ببرد. با این وجود به دلیل هزینهٔ سنگینی که این نبردها بر خزانهٔ انگلستان وارد ساخته بود، ادوارد مجبور به بازگشت به کشورش شد. اما او بار دیگر در ۱۳۴۶ تصمیم گرفت تا حمله‌ای گسترده را به فرانسه آغاز کند.

ادوارد سوم به سمت نورماندی حرکت کرد و با بهره‌جویی از عدم آمادگی نورمن‌ها برای این حمله، به پیشروی در شمال فرانسه و غارت و سوزاندن شهرها پرداخت. فیلیپ ششم سراسیمه لشکری فراهم آورد و برای مقابله با ادوارد سوم حرکت کرد. دو لشکر در منطقهٔ کرسی در شمال فرانسه با یکدیگر رودررو شدند و نبرد کرسی آغاز شد. لشکر فیلیپ نامنظم و غیرقابل کنترل بود و به سختی از ادوارد سوم شکست خورد. پس از آن نیروهای انگلیسی شهر کاله در شمال فرانسه را به محاصرهٔ خود درآوردند. فیلیپ بار دیگر لشکری فراهم آورد؛ اما برتری با ادوارد سوم بود و او مجبور به عقب نشینی و تسلیم شهر کاله به نیروهای انگلیسی شد.

در ۱۳۴۸ مرگ سیاه در اروپا همه‌گیر شد و در حدود یک سوم و یا بیشتر از مردم انگلستان بر اثر ابتلا به طاعون مردند. این میزان بالای مرگ و میر سبب شد تا لشکرکشی‌ها برای مدتی متوقف شود. در ۱۳۵۶ پسر بزرگ ادوارد سوم معروف به شاهزادهٔ سیاه پیروزی چشمگیری در نبرد پواتیه به دست آورد. نیروهای انگلیسی نه تنها لشکریان فرانسوی را شکست داده بودند؛ بلکه توانسته بودند ژان دوم، پادشاه فرانسه را نیز دستگیر نمایند. دولت مرکزی فرانسه تقریباً به طور کامل از هم پاشیده بود و انگلستان توانسته بود متصرفات مهمی را در آن کشور به دست آورد. بدین ترتیب در ۱۳۶۰ ادوارد عهدنامه بریتینی را پذیرفت و ادعای خود بر تاج و تخت فرانسه را پس گرفت.

سال‌های پایانی و مرگ:

برخلاف سال‌های نخستینِ فرمانروایی ادوارد سوم که با پرکاری و موفقیت همراه بود، سال‌های پایانی حکومت او با سکون، شکست‌های نظامی و دعواهای سیاسی همراه شده بود. رسیدگی به امور روزانهٔ کشور در مقایسه با لشکرکشی‌های نظامی از جذابیت کمتری برای ادوارد سوم برخوردار بود و او در طول دههٔ ۱۳۶۰ بیشتر به کمک زیردستانش برای ادارهٔ امور وابسته بود. همچنین درگذشت قابل اعتمادترین مردان پادشاه بر مشکلات ادوارد سوم می‌افزود؛ زیرا بدین ترتیب بر تعداد درباریان جوانی که با شاهزادگان تعامل بیشتری داشتند تا با پادشاه افزوده می‌شد.

از سوی دیگر ژان دوم به هنگام اسارت در انگلستان در ۱۳۶۴ درگذشت و شارل پنجم که فرمانروایی نیرومند بود، جانشین او شد. در ۱۳۶۹ بار دیگر جنگ با فرانسه از سر گرفته شد و ادوارد سوم مسئولیت لشکرکشی به فرانسه را به به جوانترین پسر خود، جان گانت سپرد. جان در این نبرد شکست خورد و در ۱۳۷۵ عهدنامه‌ای با عنوان عهدنامه بروژ بین دو کشور منعقد شد که به موجب آن، انگلستان بخش عظیمی از متصرفات خود درخاک فرانسه را از دست داد و تنها شهرهای ساحلی کاله، بوردو و بایون برای آن باقی‌ماند.

ادوارد سوم در ۲۹ سپتامبر ۱۳۷۶ به سختی بیمار شد و پس از آنکه برای مدت کوتاهی در فوریه ۱۳۷۷ بهبود نسبی یافت، بر اثر سکته مغزی در ۲۱ ژوئن ۱۳۷۷ و در سن ۶۴ سالگی درگذشت. از آنجا که پسر بزرگ ادوارد سوم، شاهزاده سیاه خود در ۸ ژوئن ۱۳۷۶ درگذشته بود، نوهٔ ۱۰ ساله‌اش با عنوان ریچارد دوم جانشین او شد.

 

richard 2 en

ریچارد دوم هشتمین پادشاه انگلستان و فرمانروای ایرلند از خاندان پلانتاژنت بود که از ۱۳۷۷ میلادی تا زمان برکنار شدنش از سلطنت در ۱۳۹۹ بر آن کشور فرمانروایی نمود.

سال‌های نخستین:

ریچارد دوم در ششم ژانویه ۱۳۶۷ میلادی در بوردو زاده شد. او جوانترین فرزند ادوارد، شاهزاده سیاه و نوهٔ ادوارد سوم، پادشاه وقت انگلستان بود که در سن ۴ سالگی و به دنبال مرگ برادر بزرگش، به عنوان دومین وارث تاج و تخت معرفی شد و پس از مرگ ادوارد سوم در ۱۳۷۷، بر تخت پادشاهی انگلستان نشست. از آنجا که ریچارد هنوز خردسال بود، عمویش جان گانت، نخستین دوکِ لانکستر به عنوان نایب‌السلطنه انتخاب شد و ادارهٔ امور سیاسی را بر عهده گرفت.

شورش دهقانان و درگیری با پارلمان:

نخستین رویداد مهم دوران حکومت ریچارد دوم، شورش دهقانان بود که در ۱۳۸۱ اتفاق افتاد. ریچارد با وجود سن کمش به خوبی از عهدهٔ مقابله با این شورش برآمد و نقشی تعیین‌کننده در سرکوب آن داشت. با این حال او هنوز با پارلمان درگیر بود چون ریچارد تنها تعداد کمی از درباریان را در امور کشور دخالت داده بود و همین مسئله سبب شده بود تا در این مدت، بین او که می‌خواست مستقل عمل نماید و نجیب‌زادگانی که خواهان محدود کردن قدرت پادشاه بودند درگیری به‌وجود آید.

ریچارد در ۱۳۸۷ و پس از درگیری با عمویش جان گانت، کنترلش بر دولت را از دست داد و گروهی از نجیب‌زادگان که شورای پژوهش دادرسی را تشکیل داده بودند، زمام امور را در دست گرفتند. همچنین پارلمانِ سال ۱۳۸۸ که به پارلمان بی‌رحم شهرت یافت، تمامی پشتیبانان اصلی پادشاه را خائن تشخیص داد و حکم اعدام آن‌ها صادر شد.

بازگشت به قدرت و بحران ۱۳۹۹-۱۳۹۷:

در سال ۱۳۸۹ و به دنبال برطرف شدن اختلافات پادشاه و پارلمان با یکدیگر، ریچارد بار دیگر قدرت را در دست گرفت و اعلام نمود که دیگر نیاز به قیم ندارد. او توانست پشتیبانان نیرومندی را پیرامون خود گرد آورد و سپس طی سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ شروع به گرفتن انتقام از نجیب‌زادگان شورای استیناف نمود. به فرمان ریچارد دوم، ارلِ آراندل اعدام شد، دوک گلاستر به قتل رسید و بسیاری از دیگر نجبا از جمله هانری بولینگبروک، پسر گانت (که بعدها با نام هانری چهارم سرسلسله خاندان لنکستر شد) تبعید شدند و درنهایت تمام اموال و دارایی‌های خاندان لانکستر پس از مرگ جان گانت در ۱۳۹۹ توقیف شد.

خلع از پادشاهی و مرگ:

به دنبال کارهای ریچارد و پس از آنکه نجیب‌زادگان نتوانستند او را با ابزار قانونی مهار کنند، تصمیم به برکناری ریچارد دوم از پادشاهی گرفتند. در همین زمان هانری بولینگبروک نیز که به پاریس تبعید شده بود، با گردآوری لشکری کوچک وارد خاک انگلستان شد. ریچارد دوم همراه با بیشتر شوالیه‌ها و درباریانش به ایرلند رفته بود و هانری بدون دشواری در انگلستان پیشروی نمود و بسیاری از نجیب‌زادگان به او پیوستند. ریچارد در ۲۴ ژوئیه ۱۳۹۹ به انگلستان بازگشت و در نوزدهم اوت، با این شرط که اگر جانش در امان بماند به نفع هانری از پادشاهی کنار خواهد کشید، تسلیم او شد.

ریچارد در ۱ سپتامبر ۱۳۹۹ در برج لندن زندانی شد. در ۲۹ سپتامبر ۱۳۹۹ چنین ادعا گردید که ریچارد دوم داوطلبانه تاج پادشاهی را به هانری واگذار نموده‌است و پارلمان در ۳۰ سپتامبر با استعفای ریچارد موافقت کرد. بدین ترتیب هانری در ۱۳ اکتبر همان سال با عنوانِ هانری چهارم تاج‌گذاری نمود و بعنوان اولین پادشاه از خاندان لنکستر، سلطنت خود در انگلستان را آغاز نمود.

ریچارد دوم سپس به دژ پونتفرکت در یورکشایر برده و در آن‌جا زندانی شد. تاریخ و دلیل مرگ او به‌خوبی آشکار نیست؛ اما گمان اینست که بر اثر گرسنگی در تاریخ ۱۴ فوریه ۱۴۰۰ و یا در حدود آن درگذشته باشد.

 

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۲۰۰-۱۱۹۰ میلادی

مکان: انگلستان، شهر ناتینگهام، جنگل شروود

پس از اینکه شاه “ریچارد شیردل”، رهسپار جنگ می‌شود برادرش، “جان” تخت شاهی را غصب می‌کند و مالیات‌های سنگینی را برای مردم مقرر می‌کند. ریچارد شیردل در این فاصله به اسارت پادشاه اتریش در می‌آید. “رابین‌ هود” که یکی از تیراندازان زبردست است، از دادن مالیات سر باز می‌زند و به جنگل شروود پناه می‌برد. او به همراه همدستانش دارایی‌های ثروتمندان را می‌دزدند و میان تهیدستان تقسیم می‌کنند …

 

معرفی کتاب

رابین‌ هود، یک شخصیت داستانی و کهن‌الگو در فرهنگ فولکلور و اساطیری انگلستان است. ریشهٔ داستان رابین‌ هود به سده‌های میانه باز می‌گردد. در فرهنگ عمومی، رابین هود نماد حق‌طلبی، ستیز با ستم و بخشش دارایی‌های ستمکاران به مردم نیازمند و دردمند است. تاکنون فیلم‌های پویانمایی و کارتونی بسیاری از این داستان توسط ژاپنی‌ها و یا انگلیسیها ساخته شده که در بعضی از آنها شخصیت‌های داستان به صورت حیوانات طراحی شده‌اند. مثلاً رابین هود به صورت یک گربه نمایش داده می‌شود. در بعضی نسخه‌های انیمیشنی هم، داستان تا حدودی تغییر داده شده‌است. بیشتر این انیمشین‌ها برای گروه سنی کودک می‌باشند و فیلم‌های سینمایی هم دربارهٔ این داستان عامیانه و اساطیری ساخته شده‌ است.

زمان و مکان وقوع داستان:

Nottinghamshire map

“افسانه رابین‌هود و راهزنان جنگل شروود” یک افسانه تاریخی از دوران سلطنت خاندان پلانتاژنت در انگلستان است و در اواخر قرن دوازدهم میلادی و در هنگام عزیمت پادشاه ریچارد اول (معروف به ریچارد شیردل) برای شرکت در سومین جنگ صلیبی اتفاق می‌افتد. در این زمان حکومت در اختیار برادرِ ظالمِ ریچارد، پرنس جان (معروف به جان لکلند) قرار می گیرد. رابین هود و دوستانش از ظلم و ستم های او دست به یاغیگری زده و به جنگل شروود پناه می برند. البته رابین هود در دسته یاغیان قهرمان قرار می گیرد؛ چرا که هر آنچه ثروت که از ثروتمندان بدست می آورد به مردم نیازمند و دردمند می بخشد.

حوادث داستان نیز در جنگل شروودِ به وقوع می پیوندند. این جنگل در ناتینگهام شایر، در نواحی میانی انگلستان، قرار گرفته و از زمان عصر یخبندان، در‌ این منطقه تشکیل شده است. در قرن دوازدهم میلادی،‌ این جنگل شکارگاهی سلطنتی و مکان زندگی قهرمان افسانه‌ای انگلستان، رابین هود و گروهش بود. در سال ۲۰۰۷، قسمتی از جنگل به وسعت ۲۲۰ هکتار، زیرنظر سازمان مناطق طبیعی انگلستان (Natural England) قرار گرفت. در نتیجه برنامه‌های حفاظتی‌ این سازمان، اکنون وسعت‌ این قسمت به ۴۲۳ هکتار افزایش یافته است.

در منطقه‌ای از جنگل، به نام دوکریز (Dukeries) که در گذشته اقامتگاه ۵ دوک در همسایگی هم بوده است، هنوز درختان بلوط قدیمی بسیاری وجود دارد. بزرگ‌‌ترین و معروف‌‌ترین‌ این درختان، به بلوط بزرگ (Major Oak) معروف است.‌ این درخت بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ سال عمر و ۱۰ متر قطر دارد و در سال ۲۰۰۲، به عنوان درختی ملی در بریتانیای کبیر ثبت شد. شهرت دیگر‌ این درخت به دلیل‌ این است که گویا زمانی پناهگاه رابین هود و گروهش بوده است. در فصل تابستان هر سال، به مدت ۱ هفته، جشنواره رابین هود در جنگل شروود برگزار می‌شود که شهرت بسیاری دارد. مردم در‌این جشن، لباس‌های دوره قرون وسطی و شوالیه‌ها یا لباس‌های شخصیت‌های افسانه رابین هود را می پوشند و با تفریحات آن زمان مانند تماشای تردست‌ها، دلقک‌ها، کیمیاگرها و نبرد شوالیه‌ها، خود را سرگرم می‌کنند.

جنگل شروود

sherwood-forest 1

sherwood-forest

درخت معروفِ “بلوط بزرگ” که گویا زمانی پناهگاه رابین هود و گروهش بوده است

Major-Oak-Sherwood-Forest

 


اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

کتاب های دیگر این مجموعه

کتاب های مشابه با این کتاب

ارسال دیدگاه جدید

1 نظر ارسال شده
  1. بهنام گفت:

    وقت بخیر
    با سپاس از اینکه کتاب های داستان برا نوجوانان می گذارید
    بی زحمت اگه مقدوره کتاب قصه ها و افسانه های برادران گریم را بگذارید
    سپاس

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.