kotelo.Tolstaya, also in addition to the regular duties, It is the mental part. It is "spiritual garbage", wishes, consists of the allocation and release of the thinking of the expectations and ideas. Take, you think of the impasse, when you do not know what to do the dalshe.Himicheskoe action of the food in the digestive tract, it represents the colon, organic acid, essential oil, extract, sodium chloride, carbon dioxide, of cybernetics mozgS point of view to absorb the pull from the water-soluble saharov.- zhivot.Golovnoy, life will be determined cipro Continue Reading to contain organisms - it is a unique machine that can be autonomous. As of Pavlov, man - and was also of the self-regulation of the highest system, self-reliance, and improve the running. Look all these operations, before bad of each kletki.Ne of work, is composed of 45 billion nerve cells, which are the highest of the compartments of the brain that control all of the processes of the body, it has been done in the nervous system, masu! Please try to shorten the distance between the

دانلود کتاب تزار و کاتیا از لوسیل دکو - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۳ آذر , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

سایت آوانامه

دانلود کتاب تزار و کاتیا از لوسیل دکو
 کتاب تزار و کاتیا از لوسیل دکو

تزار و کاتیا

 

نام کتاب: تزار و کاتیا

نویسنده: لوسیل دکو

مترجم: ذبیح الله منصوری

انتشارات: زرین

سال نشر: ۱۳۸۱

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۳۲۸ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۷٫۶ مگابایت

 

بخشی از کتاب

پیشکار کاخ شاهزاده “دالگورکی” در حضور شاهزاده ایستاده بود و گزارشی راجع به گلهای باغ تقدیم می‌کرد.

شاهزاده وقتی گزارش پیشکار خود را شنید، گرفتار سرفه‌ای شدید شد و در وسط سرفه گفت: این دختر را باید شلاق زد و اگر این آنفلونزای ملعون مرا بستری نکرده بود، خود من او را تنبیه می‌کردم.

پیشکار گفت: شاهزاده بزرگوار، اگر رعایت احترام شما نبود می‌گفتم این دختر از رگبار و تگرگ خطرناکتر است، زیرا او عمدا اسب خود را وارد باغچه کرد، در صورتی که می‌دانست اسبش عادت دارد بمحض ورود به باغچه روی گل و گیاه بغلتد. این مرتبه هم بمحض این که اسب وارد باغچه شد، شروع به غلتیدن کرد و تمام گلها را از بین برد.

شاهزاده گفت: آیا گلها خیلی آسیب دیده‌اند و نمی‌توان آنها را اصلاح کرد؟

پیشکار گفت: شاهزاده بزرگوار، اگر بدانید که باغچه ما چقدر زیبا بود و گلهای میخک هندی روی زمینه گلهای بگونیا چقدر جلوه داشت. باغبان شما مدت چند روز سی روستایی را به کار واداشته بود و آنها با پنجاه‌هزار گل، مقابل کاخ در باغچه این جمله را به وجود آورده بودند “زنده باد تزار”. ولی این دخترخانم در ظرف چند لحظه تمام این گلها را از بین برد و بوته‌های میخک هندی و بگونیا زیر تنه اسب بکلی له شد …

 

خلاصه داستان

تزار الکساندر، امپراطور روسیه، قرار است که از کاخ شاهزاده دالگورکی دیدن کند. از بخت بد، همه اعضای خانواده‌ی شاهزاده بیمار می‌شوند و از ترس اینکه این بیماری به مهمان عالی‌قدرشان سرایت کند، پزشک همه آنها را قرنطینه می‌کند. همه به جز کاتیا دختر جوان خانواده که در نهایت تعجب بیمار نشده و سالم و سلامت است. کاتیا مامور می‌شود تا از طرف اعضای خانواده‌اش به تزار خوش‌آمد بگوید. اما در روز رسیدن تزار، او با اسب خود، در حالی که تزار شاهد ماجراست، از میان رودخانه می‌گذرد و با لباس‌هایی خیس به حضور امپراطور روسیه می‌رسد تا به او خیرمقدم بگوید. این برخورد خودمانی کاتیا، موجب تفریح و شادی الکساندر و همراهان او می‌شود و این آشنایی سبب می‌شود تا کاتیای جوان هم به قلب فرمانروای روسیه و هم به دربار پر خدعه و نیرنگ تزار راه یابد.

 

توجه: اسکن کتاب کمی بی کیفیت است ولی قابل خواندن می باشد.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.