دانلود کتاب سفرهای مارکوپولو - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

یکشنبه , ۳ اردیبهشت , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب سفرهای مارکوپولو
  کتاب سفرهای مارکوپولو

سفرهای مارکوپولو

 

نام کتاب: سفرهای مارکوپولو

مترجم: صفیه تقی خانی

مجموعه: رمانهای نوجوانان

انتشارات: ارغوان

سال انتشار: ۱۳۶۳

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۴۲ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۹٫۲ مگابایت

 

مقدمه

%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%be%d9%88%d9%84%d9%88

مارکوپولو تاجر و جهانگرد ایتالیایی بود که سفرنامه اش او را به شهرت رساند. مارکوپولو به شرق دور و چین سفر کرد. وی در راه بازگشت به خانه یک سال را نیز در ایران سپری کرد.

مارکوپولو در سال ۱۲۵۴ میلادی در ونیز ایتالیا و در یک خانواده اصیل و تاجرپیشه متولد شد. پدر او، نیکولو و عمویش، مافئو وقتی وی فقط شش سال داشت، ونیز را به قصد سفر به پکن در چین ترک کردند. در آن زمان جاده ای موسوم به “جاده ابریشم” وجود داشت. جاده ابریشم به شماری از مسیرهای تجاری که بین شهرهای عمده و مراکز تجاری، از شرق اروپا تا شمال چین وجود داشت اطلاق می شد. دلیل این که این جاده، جاده ابریشم” نامیده می شد این بود که پارچه ابریشمی که صادرات عمده چین بود، از این مسیر منتقل می شد. در آن زمان افراد زیادی پیدا نمی شدند که کل مسیر جاده ابریشم را بپیمایند. تجارت اغلب بین شهرها و یا بخش های کوچک مسیر صورت می گرفت و محصولات به آهستگی در مسیر راهشان را پیدا می کردند و چندین بار دست به دست می شدند. پدر و عموی مارکوپولو می خواستند کاری متفاوت انجام دهند. آنها می خواستند تمام مسیر سفر به چین را بپیمایند و کالاها را به طور مستقیم به ونیز ببرند. آنها فکر می کردند از این طریق می توانند ثروتی به هم بزنند. سفر اول آنها ۹ سال طول کشید. در طول ۹ سال غیبت پدر مارکو، وی به وسیله مادر و دیگر اعضای خانواده پرجمعیتش بزرگ شد و تبدیل به جوانی مشاهده گر و علاقه مند به ماجراجویی شد.

پدر و عموی مارکو در سال ۱۲۶۶ به دربار کوبلای خان، شاهزاده مغول رفتند و از سوی وی مورد استقبال قرار گرفتند. پولوها با هوش و دانش شان درباره جهان، کوبلای خان را تحت تأثیر قرار دادند، به همین دلیل کوبلای خان آنها را برای چندین سال نزد خود نگه داشت. در سال ۱۲۶۹ کوبلای خان، پولوها را به عنوان پیغام رسان به رم فرستاد با این تقاضا که پاپ، صد اروپایی را به نزد او بفرستد تا آنها دانش شان را در اختیارش قرار دارند. پاپ تقاضای کوبلای خان را برای فرستادن ۱۰۰ اروپایی رد کرد. پدر و عموی مارکو به ونیز برگشتند. اما پولوها در جست و جوی سود بیشتر و ماجراجویی دوباره تصمیم به بازگشت به چین گرفتند. از آن جایی که مادر مارکو به تازگی فوت شده بود، وی که اینک جوانی ۱۷ ساله بود همراه آنها راهی سفر شد. پولوها، ونیز را در سال ۱۲۷۱ به مقصد چین ترک کردند. آنها شریک تجاری یکدیگر بودند. سفر به مقصد چین که بر روی خشکی، دریا، بیابان و کوه ها انجام گرفت کمی بیش از سه سال به طول انجامید. در طول مسیر پولوها”از شهرهای بزرگ زیادی بازدید کردند و مکان های زیادی از جمله “بیت المقدس”، کوه های “هندوکش”، “ایران” و صحرای “گبی” را دیدند. مارکو با افراد زیادی با تیپ های مختلف ملاقات کرد و ماجراهای زیادی را پشت سر گذاشت. با وجود این که برادران پولو در مأموریتشان در بردن ۱۰۰ اروپایی از رم به دربار کوبلای خان شکست خوردند؛ اما باز هم کوبلای خان از آنها استقبال کرد و دوباره آنها را به خدمت خود گرفت. کوبلای خان این بار به طور فزاینده ای تحت تأثیر مارکو پولو قرار گرفت؛ نه فقط به خاطر توانایی هایش در سفر بلکه به خاطر دانشش درباره زبان مغولی و قدرت مشاهده گری قابل توجهی که داشت.

سال ها در چین:

با تأیید کوبلای خان، پولوها تجارت گسترده خود در امپراطوری چین آغاز کردند. مارکو زبان چینی را آموخت. طی سفرهای تجاری ای که پولوها در سراسر امپراتوری انجام می دادند، مارکو ذهن سریع و توانایی اش برای برقراری ارتباط را به نمایش گذاشت. او به عنوان پیام رسان و جاسوس کوبلای خان در سراسر چین سفر کرد. در طول این بازدیدها او درباره فرهنگ ها، غذاها، شهرها و مردم مختلف چیزهایی آموخت و مکان ها و چیزهای زیادی را دید که هیچ اروپایی دیگری پیش از آن ندیده بود. مارکو گزارش هایی از سفرهایش تهیه می کرد که اطلاعاتی درباره آداب و رسوم محلی، شرایط کسب و کار و وقایع گوناگون بود. مارکوپولو علاوه بر این که به مأموریت هایی در داخل چین رفت، به مرز تبت و شمال برمه هم فرستاده شد. در طول ۱۶ سالی که مارکو در چین بود به عنوان نماینده شخصی کوبلای خان در شهرستان “یانگ شو” هم به خدمت گرفته شد. کوبلای خان گزارش های مارکو را می خواند و با استفاده از آنها از تحولات درون امپراتوری اش اطلاعات کسب می کرد. مارکو شیفته ثروت و تجمل شهرهای چین و دربار کوبلای خان بود. هیچ چیز شبیه آن چیزهایی نبود که او در اروپا تجربه کرده بود. پایتخت یعنی “کینزی” بزرگ بود؛ اما به خوبی سازمان دهی شده بود و تمیز بود. جاده ها عریض بودند و پروژه های بزرگ مهندسی ای فراتر از آن چه او در کشورش تجربه کرده بود در چین به اجرا درمی آمدند. همه چیز از غذاها گرفته تا مردم و جانوران مثل “اورانگوتان” و “کرگدن”، جدید و جالب بودند.

ترک دربار گوبلای خان:

اگر چه پولوها از تجارتشان سود زیادی می بردند ولی اشتیاق زیادی برای بازگشت به ونیز پیدا کرده بودند. اما یک مانع برای بازگشت آنها وجود داشت و آن این که کوبلای خان تمایلی به مرخص کردن شان از خدمت نداشت تا این که فرصت بازگشت به ونیز در سال ۱۲۹۲ به وجود آمد. این فرصت از این قرار بود که آنها در این سال برای انجام یک مأموریت به ایران و سپس رم فرستاده شدند. راهی که گوبلای خان برای مرخص شدن آنها پیش پایشان گذاشت انجام یک تعهد بود و آن این که در ایران ترتیب ازدواج بین یکی از حاکمان محلی کوبلای خان و یک شاهزاده مغولی را بدهند. به همین دلیل نزدیک به یک سال را هم در ایران سپری کردند چراکه مردی که قرار بود ازدواج کند درگذشت و باید یک داماد جدید پیدا می شد. “پولوها” پس از انجام مأموریشتان در ایران، سفرشان را به سوی خانه ادامه دادند. مارکو، هفده سال را در حیطه امپراتوری کوبلای خان سپری کرد و در سال ۱۲۹۵ به ونیز بازگشت. غیبت آنها از خانه تقریباً ۲۵ سال به طول انجامیده بود. مارکوپولو دیگر به آسیا بازنگشت. او در جنگی که بین ونیز و شهر رقیبش “جنوا” درگرفت وارد شد. وی در سال ۱۲۹۸ در مقام فرمانده نجیب زاده یک کشتی در نیروی دریایی خدمت کرد. مارکو در سپتامبر سال ۱۲۹۸ دستگیر شد و در جنوا زندانی شد.  مارکوپولو به خاطر ماجراجویی هایش، فرد مشهوری بود؛ در نتیجه با حسن نیتی که برای یک زندانی غیر معمول بود با او رفتار شد و پس از یک سال هم آزاد شد و به ونیز بازگشت.

پایان زندگی:

در سال ۱۳۲۳ پولو را به‌دلیل بیماری بستری کردند. او در ۹ ژانویهٔ ۱۳۲۴ با وجود تلاش پزشکان برای درمانش، از دنیا رفت. خانوادهٔ پولو از یک کشیش “سن پروکولو” به نام “جیوانی جوستینیانی” درخواست کردند که وصیت‌نامه و درخواست‌های پس از مرگ مارکو را قانونی کند. همسر و سه دختر او به عنوان اجراکنندگان وصیت‌نامه تعیین شدند. طبق قانون آن دوران، بخشی از دارایی پولو به کلیسا می‌رسید. پولو این مطلب را پذیرفته بود و خواسته بود که علاوه بر آن در آینده هم مقداری پول به کلیسای “سن لورنزو”، جایی که قرار است او در آن به خاک سپرده شود، پرداخت شود. همچنین او برده‌ای از قوم تاتار را که از آسیا با خود به ونیز آورده بود، آزاد کرد.

درباره زندگی مارکو بعد از آزاد شدن از زندان و بازگشت به ونیز اطلاعات کمی وجود دارد. به نظر می رسد که وی به زندگی خصوصی و کسب و کار مشغول بوده تا این که در سال ۱۳۲۴ در گذشته است.

سفرنامه مارکوپولو:

وقتی مارکو در جنوا زندانی بود، داستان سفرهایش را برای زندانی دیگری به نام روستیکلو که اهل پیزای ایتالیا بود تعریف کرد. روستیکلو این داستان ها را به سبک رمانتیک ادبیات قرن سیزدهم می نوشت. ماحصل ترکیب گفته های مارکوپولو از مشاهداتش و سبک نوشتن راستیسیانو، کتابی به نام سفرهای مارکوپولو بود. این کتاب همچنین داستان های مربوط به مارکوپولو که به وسیله دیگران تعریف شده بود را نیز در بر می گرفت و حاوی اطلاعاتی دربارهٔ دربار، کاخ‌ها، لشکریان و شکوه امپراتور مغول کوبلای‌خان، مردم و رسوم آن‌ها، معابد، باغ‌های خیره‌کننده، صحراها و کویرهای آسیا از خاور دور تا خاورمیانه بود. کتاب وی به زبان های زیادی ترجمه شد. پس از سقوط کوبلای خان، سلسله “مینگ” حکومت چین را در دست گرفت. سلسله مینگ نسبت به خارجی ها محتاط بودند. به خاطر همین اطلاعات کمی درباره چین آن دوران در دسترس بود. همین امر کتاب مارکو را باز هم محبوب تر کرد. داستان های سفر او تا سال ها اساس دانسته های بیشتر اروپایی ها از چینی ها را تشکیل می داد. اطلاعات این کتاب با روش های جدید مورد بررسی و آزمون قرار گفته و درستی شان با پژوهش به اثبات رسیده است. نسخهٔ اصلی و معتبر کتاب سفرهای مارکوپولو در دسترس نیست، آنچه امروز وجود دارد با نوشتار نخست بسیار متفاوت است. کتابی که منتشر شده و در دسترس قرار گرفته، آمیزه‌ای از چند نسخه از این کتاب است و حتی در جاهایی نوشته‌هایی هم به آن اضافه شده تا مطلب کتاب روشن تر شود. برای نمونه، نسخهٔ انگلیسی که هنری یول آن را ترجمه کرده‌ است چنین است. نسخهٔ دیگری که توسط ای. سی. مول و پل پلیو در سال ۱۹۳۸ ترجمه شده، برپایهٔ نسخهٔ لاتین کتاب است که در سال ۱۹۳۲ در کتابخانهٔ کلیسای جامع “تولدو” پیدا شده، این نسخه خود ۵۰ درصد از دیگر نسخه‌های این کتاب بلندتر است. می‌توان گفت ۱۵۰ گونه از این کتاب در زبان‌های گوناگون در دسترس است که به دلیل نبود ابزارهای مناسب چاپ در بازهٔ ترجمه تا پخش هر کتاب ایرادهای زیادی در آن‌ها پدیدار گشته‌است و باعث بوجود آمدن اختلاف‌هایی در نسخه‌های گوناگون شده‌است. دیگر جهانگردان اروپایی مانند جیوانی دا پیان دل کارپینه که آوازهٔ کمتری داشتند، هم پیشتر به چین سفر کرده بودند، اما در این میان، کتاب پولو ویژگی‌هایی داشت که باعث شد تنها سفرهای او، اینچنین در سراسر اروپا شناخته شد. کریستف کلمب از کسانی بود که سفرهای پولو بسیار برایش الهام‌بخش و تاثیرگذار بود؛ تا آنجا که بر آن شده بود تا خود به خاور دور سفر کند و آن سرزمین‌ها را از نزدیک ببینید. همچنین یک نسخه از کتاب پولو در میان دارایی‌های شخصی کریستف کلمب هم پیدا شده بود که در گوشه‌های آن خود کلمب یادداشت هایی را افزوده بود. از مطالعه این یادداشت ها به اثبات می رسد که کلمب، در نتیجه بررسی کتاب مارکوپولو توانسته است دنیای جدید (آمریکا) را کشف کند.

ایران در سفرنامه مارکوپولو:

در سفرنامهٔ مارکو پولو، صفحات بسیار کمی (جمعاً سیزده صفحه) به ایران اختصاص دارد، اما همین توصیف‌های کوتاهش از ایران، نکات بسیاری از حیات اجتماعی ایران را روشن می‌کند.

شهر تبریز نخستین شهر بزرگ منطقه است که مارکو پولو از آن دیدن می‌کند، مارکو شهر تبریز را به نام کهن و رایج آن روز، “توریز” می‌خواند. او این شهر را ناحیه‌ای از عراق عجم می‌پندارد که دارای قلاع بزرگ و مرکز تجارت و هنر در آن منطقه است. همچنین یادآور می‌شود که شهر موقعیتی عالی دارد و کالاهای تجارتی بسیاری از هندوستان، بغداد، موصل، هرمز و دیگر نواحی به آنجا وارد می‌شود. در بند سی و یکم سفرنامه، او شرح می‌دهد که تصادفاً به قلعه‌ای بر می‌خورد که به “قلعهٔ آتش‌پرستان” معروف بوده است. با توجه به اینکه در نواحی مرکزی ایران، “زرتشتیان” ایران سکونت دارند، چنین برمی‌آید که مارکو با برخی از پیروان زرتشت ملاقات کرده‌ است؛ و در بند سی و دوم نیز به ادامهٔ همین مطلب می‌پردازد و این‌که ایرانیان همواره کوشش می‌کردند تا “آتش مقدس” را روشن نگاه دارند.

مارکو در بند سی و چهارم، شهر یزد را بزرگ، زیبا و پر رونق توصیف می‌کند، بویژه پارچه‌های ابریشمی موسوم به “یزدی” نزد بازرگانان شهرت فراوانی داشته‌ است. مارکو وسعت منطقهٔ یزد را “هفت روز راه‌پیمایی” دانسته و خود نیز ظرف همین مدت به قلمرو کرمان رسیده است. نخلستان‌های زیاد و وجود شکار مانند بلدرچین و کبک برای مارکو بسیار جالب بوده‌ است. یزد در آن ایام از شهرهای مشهور و از حیث بازرگانی بسیار پر رونق بوده‌ است. در توصیف کرمان، وی به حکومت تاتارها اشاره می‌کند و این سرزمین را مرکز سنگ‌های قیمتی مانند فیروزه و سنگهای صنعتی مانند آهن می‌داند. علاوه بر آن زنان هنرمند کرمانی در نقش آفرینی پارچه‌های ابریشمی و تولید صنایع دیگر دستی نقش فعال خود را داشته‌اند. در این منطقه نیز پرندگانی مانند شاهین و کبک مورد توجه مارکو قرار گرفته‌ است.

بند سی و هفتم به هرمز اختصاص دارد. دشت هرمز و رودخانه میناب را مارکو، منطقهٔ سرسبز و پر میوه‌ای می‌داند که بسیار متنوع است. هرمز که ناحیه‌ای قدیمی است، محل دادوستد بازرگانان خلیج فارس و کیش بوده‌است. مارکوپولو به موقعیت بندری هرمز و رونق آن در رابطه با تجار هندی اشاره می‌کند، کشتی‌های بزرگ مملو از ادویه و مروارید این منطقه بین عامهٔ مردم به “شهر دقیانوس” معروف است و امروزه نیز خرابه‌های آن را در بخش شمالی جیرفت دانسته‌اند. علاوه بر آن مارکو به صنعت کشتی‌سازی ایران در آن ایام اشاره می‌کند و شیوهٔ ساخت آن را مورد انتقاد قرار می‌دهد و قیر اندود نکردن کشتی‌ها را از معایب آن می‌داند؛ زیرا که بسیاری از آنها غرق می‌شده‌اند. نکتهٔ جالب دیگری که مارکوپولو به آن اشاره می‌کند، بادهای گرم موسمی و گاه کشندهٔ این منطقه‌ است.

مارکو پولو هنگام گذشتن از دشت کویر برای اولین‌بار با قنات مواجه می‌شود و از آن به عنوان رودی یاد می‌کند که در مسیر آن غارهایی کنده شده و آب، گاه در بستری زمینی و گاه زیرزمینی جاری می‌شود.

حقایقی درباره مارکوپولو:

• کتاب سفرهای مارکوپولو، میلیون هم نامیده می شود.

• سفر بازگشت مارکوپولو به کشورش در ناوگانی از کشتی ها انجام گرفت. این ناوگان حامل شاهزاده خانمی بود که قرار بود با یک شاهزاده در ایران ازدواج کند. این سفر خطرناک بود و از مجموع ۷۰۰ مسافر تنها ۱۱۷ نفر جان سالم به در بردند. شاهزاده خانم هم از این سفر جان سال به در برد.

• برخی بر این باورند که مارکو بیشتر ماجراها را از خودش ساخته است. اما چنان که گفته شد محققان حقیقت آنها را بررسی کرده و معتقدند اکثر آنها درست است.

• در طول مدتی که مغول ها و کوبلای خان بر چین حکومت می کردند، بازرگانان توانستند سطح خود را در جامعه چین بالا ببرند؛ اما در نظر خاندان های دیگر چینی، تاجرها پست و انگل اقتصادی در نظر گرفته می شدند.

• مارکو برای رسیدن به چین باید در سراسر صحرای بزرگ گبی سفر می کرد. عبور از صحرای گبی که شایع بود به وسیله ارواح تسخیر شده، ماه ها طول کشید.

 

معرفی کتاب

کتاب نایاب سفرهای مارکوپولو از انتشارات محبوب و قدیمی ارغوان به صورت کاملا مصور و گویا به بررسی سفرها و جهانگردی این سیاح مشهور می پردازد. در هر صفحه تصاویر رنگی با جزئیات مربوط همراه شده است که لذت خواندن کتاب را دو چندان می کند.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

کتاب های دیگر این مجموعه

کتاب های مشابه با این کتاب

ارسال دیدگاه جدید

2 نظر ارسال شده
  1. امیررضا گفت:

    وای خدای من …. چقد دنبال این کتاب گشتم …..

    پاسخ دادن
  2. مسعود گفت:

    با ديدن اين كتاب سال هاي ٦٥ و ٦٦ واسم زنده شد…

    پاسخ دادن


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.