دانلود کتاب ادیسه 3001 از آرتور سی کلارک - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

شنبه , ۲۷ مرداد , ۱۳۹۷
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک
سایت

دانلود کتاب ادیسه ۳۰۰۱ از آرتور سی کلارک
  کتاب ادیسه ۳۰۰۱ از آرتور سی کلارک

ادیسه 3001-رضا فاضل

 

نام کتاب: ادیسه (جلد چهارم) – ادیسه ۳۰۰۱

نویسنده: آرتور سی کلارک

مترجم: رضا فاضل

انتشارات: مرکز

سال نشر: ۱۳۷۸

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۳۰۳ صفحه

فرمت: DJVU

حجم: ۳٫۸۰ مگابایت

 

خلاصه داستان

در سال ۳۰۰۱، نوع بشر بیمناک از سه “تکسنگ” (مونولیت) که به منظوه شمسی سلطه افکنده اند، به بقای خود ادامه می دهد. پیکرِ “فرانک پول” که گمان می رفت هزار سال پیش مرده است، از اعماق منجمد کهکشان پیدا می شود. پول به زندگی هشیارانه بازگردانده می شود تا سفری را که هزار سال پیش، ابررایانه “هال” به طور ناگهانی پایان داد از سرگیرد. او در می یابد که بدون “دیوید بومن” نمی تواند کار را به ثمر رساند، اما نخست باید به این حقیقت هراسناک پی ببرد که هال و بومن در درون تکسنگ به چه سرنوشتی دچار شده اند …

 

معرفی کتاب

کتاب ادیسه ۳۰۰۱، چهارمین و آخرین داستان از مجموعه داستان های علمی-تخیلی آرتور سی کلارک است. داستان که از پنج بخش تشکیل شده، ماجراجوهایی “فرانک پول” را دنبال می کند، فضانوردی که بوسیله ابررایانه هال در کتاب ادیسه ۲۰۰۱ (جلد اول مجموعه ادیسه) کشته شده است. یک هزار سال بعد، بدن خشک و منجمد شده فرانک، در کمربند “کوپیر” بوسیله یک یدک کش فضایی جمع کننده ستاره دنباله دار به اسم “گولیاث” کشف و دوباره احیا می شود. پول به خانه برده می شود و در مورد وضعیت زمین در سال ۳۰۰۱ می آموزد و …

این کتاب تصویری از هزار سال آینده در پیش روی خواننده مجسم می سازد، زمانی که در آن، نوع بشر به گونه ای باور نکردنی به رغم حوادث مرگ زا، به زندگی خود ادامه می دهد. آرتور سی کلارک در ادیسه ۳۰۰۱، بزرگترین و موفق ترین مجموعه علمی-تخیلی دوران را به پایانی باشکوه و فراموش نشدنی می رساند. او هوشمندانه به هزار سال آینده پرش می کند تا حقیقتی را که ما اکنون فقط استنباط می کنیم آشکار سازد. ادیسه ۳۰۰۱، یک شاهکار حماسی آمیخته با واقعیت علمی، خیره کننده، خلاق و بنیانمند است که فقط کسی چون آرتور سی کلارک می تواند آنرا بسراید.

 

اطلاعات کتاب

• کتاب ادیسه ۳۰۰۱ ترجمه است از کتاب The Final Odyssey – 3001 (به فارسی: ۳۰۰۱ – ادیسه نهایی) که در سال ۱۹۹۷ توسط انتشارات HarperCollins در انگلستان منتشر شد.

• این کتاب با عنوان آخرین اودیسه (با ترجمه پیمان اسماعیلیان) نیز به فارسی برگردانده شده است.

 

مجموعه ادیسه

ادیسه نام یک مجموعه چهار جلدی و مشهور، نوشته آرتور سی کلارک است. در این مجموعه شما با تخیل باور نکردنی نویسنده در قالب “تکسنگ سیاه” که با آموزش خود به آدم-میمون‌ها، نسل در حال انقراض آنها را هدایت کرده و به پیش می‌راند، آشنا می شوید.

واژه اُدیسه، که تلفظ یونانی آن ادسئوس است، امروزه در متون ادبی زبان انگلیسی به معنای سفری بلند و پر از تجربه به‌کار می‌رود. اصلیت این واژه به منظومه “ادیسه” اثر “هومر”، شاعر یونانی که ده قرن پیش از میلاد می زیسته است، باز می‌گردد. وی این منظومه را در شرح مراحل سفر بازگشت اولیس تنظیم کرد که او را فرزند خدایان می دانستند. آرتور سی کلارک از این نام برای مجموعه داستان های ادیسه خود استفاده کرده است. این مجموعه روایت یک سفر فضایی است، اما این سفر بیشتر جنبه استعاره‌ای دارد. نام ادیسه، به خودیِ خود پرده از محتوای اسطوره‌ای درونش برمی‌دارد و نام ادیسه هومر را به یاد می‌آورد. هر دو اثر (ادیسه هومر و ادیسه کلارک)، نمایشی از سفر یک قهرمان و همراهانش به دنیایی ناشناخته هستند، سفرهایی که هر یک به مقتضای فناوری زمان خود انجام می‌شوند. هر دو در بازگشت به خانۀ پروتاگونیستی به اوج می‌رسند، چرا که تنها بازماندۀ سفر ماجراجویانه خود هستند. کلارک در مصاحبه ای گفته است: «ادیسه فضایی با ادیسه هومر قابل مقایسه است.» در ادیسه هومر، اولیس که از زادگاه خود،”ایتاک” دور مانده است، به جرم حقه ای که به مردم “تروا” می زند، محکوم به سرگشتگی در دریاها می شود. سرگشتگیِ اولیس در دریاها با سرگشتگیِ “دیوید بومن”، شخصیت اصلی ادیسه های کلارک قابل مقایسه است.

از نظری دیگر این مجموعه، یادآور نظریه تکامل داروینی نیز است، به گونه ای که تکامل را تا سه مرحله دنبال کرده است:

۱- انسان نخستین

۲- انسان مدرن (انسانهایی که به کره ماه رسیدند و تکسنگ را پیدا کردند)

۳- اَبَرانسان (بیگانگانی که تکسنگ را آنجا گذاشته بودند)

به گفته آرتور سی کلارک، ماجرای پر پیچ و خم نوشتن این مجموعه، از کریسمس ۱۹۴۸ آغاز شد. در آن زمان، آرتور سی کلارک برای شرکت در مسابقه داستان نویسی “بنگاه سخن پرکنی بی بی سی”، داستانی چهار هزار کلمه ای به نام “The Sentinel” (به فارسی: نگهبان) نوشت. مضمون این داستان به کشف یک هرم کوچک، ساخته موجودات فضایی مربوط می شد. موجوداتی که گویا روزگاری منتظر ظهور نوع بشر در زمین بوده اند. بی بی سی نگهبان را رد کرد و داستان در سال ۱۹۵۱ در شماره آخر مجله نه چندان معروفِ “ده داستان تخیلی”، منتشر شد. داستان موفقیت چندانی برای نویسنده اش به ارمغان نیاورد تا زمانی که استنلی کوبریک، کارگردان معروف آمریکایی به صحنه آمد و در سال ۱۹۶۴ به کلارک پیشنهاد ساختن یک فیلم علمی-تخیلی بینظیر را بر اساس داستانش به او داد. فیلمبرداری فیلم شروع می شود و نهایتا در سال ۱۹۶۸ فیلم آمریکایی-بریتانیاییِ ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی در سبک علمی-تخیلی و به کارگردانی و تهیه‌کنندگی استنلی کوبریک پرده سینماها را تسخیر می کند. فیلمنامه این فیلم توسط کوبریک و آرتور سی کلارک و براساس داستان کوتاه نگهبان نوشته شد. کلارک همزمان با این فیلم، اولین رمان از مجموعه ادیسه خود یعنی ادیسه ۲۰۰۱ را نیز نوشت که پس از پخش شدن فیلم آن را منتشر کرد و نهایتا آخرین جلد این مجموعه را پس از تقریبا سی سال با عنوان ادیسه ۳۰۰۱ منتشر کرد و شاهکار خود را تکمیل نمود.

قالب داستان‌های کلارک، بخصوص ادیسه‌ها، قالبی اساطیری و نمادین است، دارای ابهام و ایهامی است که تنها می‌تواند از ذهنی پیشرس نسبت به وقایع آینده نشات گیرد. بیان نویسنده گاه به نظر می‌آید که برگرفته از عرفان اساطیری، اساطیر یونان، عرفان بودیسم و هند است. کلارک انسان را به ماوراء ماده می‌برد. شیوهٔ کلارک منحصر به فرد است، علم را در قالب اسطوره بیان می‌کند و اسطوره را چنان لباس علم می‌پوشاند که دیگر اسطوره به نظر نمی‌رسد. علم و نظریه‌های علمی را چنان می‌شکافد که خواننده عامی به باغ باورها می‌رود و عالِم به گلزار اندیشهٔ ژرف. عناوین این مجموعه چهار جلدی عبارتند از:

ادیسه ۲۰۰۱ (ترجمه شده با عناوین راز کیهان و راز کیهان یک)

ادیسه ۲۰۱۰

ادیسه ۲۰۶۱

ادیسه ۳۰۰۱ (ترجمه شده با عناوین ادیسه ۳۰۰۱ و آخرین اودیسه)

 


اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک
نویسنده کتاب
زندگینامه آرتور سی کلارک

زندگینامه آرتور سی کلارک

 

سر آرتور چارلز کلارک، نویسنده و مخترع انگلیسی در ۱۶ دسامبر سال ۱۹۱۷ در “ماینهد” در “سامرست” انگلستان متولد شد و در سحرگاه ۱۹ مارس سال ۲۰۰۸ درگذشت. او بیشتر با رمان علمی-تخیلی معروفش، ۲۰۰۱ ادیسه‌ی فضایی و همکاری با استانلی کوبریک در ساخت فیلمی به همین نام شناخته شده‌است. کلارک آخرین عضو باقی مانده از گروهی بود که زمانی به سه غول علمی-تخیلی مشهور بودند. دو عضو دیگر این گروه که آنها نیز در قید حیات نیستند عبارتند از: آیزاک آسیموف و رابرت هاین‌لاین.

 

تولد و سال‌های نخست زندگی:

کلارک، برادر بزرگتر سه فرزند دیگر در “ماینهد”، در سامرست انگلستان متولد شد. در دوران کودکی از خیره شدن به ستارگان لذت می‌برد، و مجله‌های قدیمی علمی-تخیلی آمریکایی را می‌خواند. کلا‌رک که از همان دوران کودکی به دایناسور‌ها و فسیل‌ها علا‌قه مند بود، در ادامه به ستاره‌شناسی علا‌قه پیدا کرد و در اوایل نوجوانی‌اش چند تلسکوپ با مقوا و لنز درست کرد. او اولین مجله علمی‌-تخیلی زندگی‌اش را در ۱۱ سالگی دید، اسم این مجله “داستان‌های اعجاب انگیز” (شماره نوامبر ۱۹۲۸) بود. ولی با خواندن شماره سال ۱۹۳۰ یک مجله دیگر به نام “داستان‌های حیرت‌انگیز” بود که بنا به گفته خودش زندگی‌اش از این رو به آن رو شد. کلا‌رک کتاب‌های داستان “اچ. جی. ولز” و “ژول ورن” و “اولا‌ف استپلدون” و سایر نویسندگان علمی‌-تخیلی را می‌بلعید و در نوجوانی برای مجله مدرسه‌اش داستان‌های کوتاه نوشت. در سال ۱۹۳۶ بعد از اتمام دبیرستان به لندن رفت و به عنوان مامور حسابرسی در بخش خزانه‌داری اداره‌ی آموزش مشغول به کار شد. در جنگ جهانی دوم به عنوان متخصص رادار مشغول به کار شد و درجه‌ی ستوانی نیروی هوایی را دریافت کرد. تنها رمان غیر تخیلی او که “مسیر فرود” نام دارد، مربوط به دوران خدمت او در ارتش است.

 

تحصیلات:

بعد از جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۸ به کالج کینگ لندن وارد شد و مدارک درجه اول در فیزیک و ریاضی اخذ کرد. علاقه او به مرزهای دانش بشری از همان دوران آشکار بود. او در سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷ و ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳، رییس انجمن میان سیاره‌ای بریتانیا بود. مهمترین عملکرد او در این انجمن، ارایه‌ی ایده‌ی ماهواره‌های مخابراتی بود. او فکر می‌کرد این ماهواره‌ها بهترین گزینه برای ارتباطات مخابراتی هستند. این ایده ابتدا در سال ۱۹۴۶ در نشریه درون سازمانی همان انجمن منتشر شد و در اکتبر همان سال در نشریه دنیای بی‌سیم به چاپ رسید. کلارک چندین کتاب غیرداستانی نوشته و در آنها به شرح جزییات فنی و تأثیرات اجتماعی سفرهای فضایی پرداخته. مهم‌ترین این آثار اکتشاف فضا (۱۹۵۱) و نوید فضا (۱۹۶۸) هستند.

 

ازدواج:

او در سال ژوئن سال ۱۹۵۳ با ماریلین میفیلد ازدواج کرد و در دسامبر همان سال هم از همسرش جدا شد. او در این باره گفته‌است: «ازدواج من از همان ابتدا نامناسب بود. این بهترین دلیلی است که نشان می‌دهد، من اهل ازدواج نیستم، اما من فکر میکنم هر شخصی باید حتماً یکبار ازدواج کند.»

 

مهاجرت به سری لانکا:

او اولین بار در سال ۱۹۵۴ به کلمبو سریلانکا رفت. در سال ۱۹۵۴ توجه کلارک از فضا به سمت دریا معطوف شد. او گفته‌است: «حالا می‌فهمم که علاقه‌ی من به فضانوردی بود که مرا به سوی اقیانوس هدایت کرد. در هر دوی آنها اکتشاف هست، اما این تنها دلیل نیست. هنگامی که اولین تجهیزات غواصی در اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰ به بازار آمد، من ناگهان متوجه شدم، راهی آسان و ارزان برای تجربه کردن شگفت‌انگیزترین جنبه‌ی پروازهای فضایی وجود دارد و آن شگفت‌انگیزترین جنبه، بی‌وزنی است.»

کلارک در سال ۱۹۵۶ به کلمبو در سریلانکا مهاجرت کرد و از آن زمان تا هنگام مرگ در انجا اقامت داشت. کلارک هم شهروند انگلستان بود و هم شهروند سریلانکا. او در سریلانکا به اکتشافات زیر دریا رفته و عضو کلوپ اکتشافات زیر دریا نیز بوده‌ است. کلارک که مبتلا به بیماری عصبی سندرم پست پلیو بود و نزدیک به نیم قرن با بیماری خویش دست و پنچه نرم می کرد، در ساعت ۱:۳۰ بامداد به وقت محلی، در روز ۱۹ مارس سال ۲۰۰۸، بعد از یک حمله شدید تنفسی، درگذشت.

 

سابقه‌ی نگارش:

اولین داستان علمی-تخیلی او که منتشر شد، روزنه نام داشت. این داستان در آوریل ۱۹۴۶ در مجله‌ی “داستان‌های حیرت انگیز علمی-تخیلی” به چاپ رسید. اما اولین داستان علمی-تخیلی که فروخت، گروه نجات بود که در می‌ سال ۱۹۴۶ در همان مجله به چاپ رسید. در سالهای اولیه نویسندگی‌اش، سه بار از نام مستعار “چارلز ویلیس” و یک بار از نام مستعار “ای. جی. اوبرین” استفاده کرد. داستان‌هایی که با استفاده از این اسامی مستعار نوشته، بین سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۵۱ در مجله‌های انگلیسی به چاپ رسیدند. کلارک با نوشتن داستان نیمه بلندِ در برابر سقوط شب در سال ۱۹۴۸ نام خود را به عنوان نویسنده داستانهای علمی-تخیلی بر سر زبان ها انداخت. کلارک همچنین مدت کوتاهی ویراستار مجله‌ی “گزیده‌های علم” بود.

او از سال ۱۹۵۱ به طور تمام وقت به نوشتن پرداخت و رمان شنزار های مریخ را نوشت که از نثری خشک برخوردار بود و چندان با استقبال روبه رو نشد. در همین سال، داستان کوتاه نگهبان را برای شرکت در مسابقه‌ای که از طرف BBC برگزار شده بود نوشت. اگرچه داستان برای مسابقه پذیرفته نشد، اما بر نحوه‌ی نگارش و سمت و سوی زندگی حرفه‌ای کلارک تاثیر گذاشت. داستان درباره‌ی کشف ابزاری است که نژادی قدیمی و پیشرفته میلیونها سال قبل آن را ساخته‌اند. این شی، تک‌سنگی است که در ماه کار گذشته شده. سنگ نوعی جعبه‌ی اسرار است. در این داستان مفاهیمی معنوی مطرح می‌شوند، که بعدها در بسیاری دیگر از داستان‌های کلارک دیده می‌شوند. می‌توان گفت این پرداخت به معنویت، یک نوع دغدغه‌ی خاطر برای کلارک بوده و تقریباً در تمام آثارش نمود می‌یابد. زاویه‌ی دید کلارک نسبت به امور ماورایی، رها از قید و بند مذاهب خاص است و در برگیرنده‌ی نگرش خاص خود کلارک است. شاید هم بتوان گفت کمی متأثر از عرفان شرق دور است.

در سال ۱۹۵۲ رمان جزایری در آسمان را به رشته تحریر درآورد که جزء کارهای کمتر شناخته شده اوست. این رمان علمی-تخیلی مخصوص نوجوانان نوشته شده بود و قهرمان آن نیز نوجوانی شانزده ساله و شیفته فضا به نام “روی مالکولم” است. در سال ۱۹۵۳ رمان پایان طفولیت را نوشت که با استقبال خوانندگان و تحسین منتقدین روبه رو شد. تمام نسخه های کتاب به فروش رفت و جایگاه کلارک را به عنوان یک علمی-تخیلی نویسِ قدرتمند تثبیت شد. پایان طفولیت اولین رمان موفق و پرفروش کلارک شد و به آثار کلاسیک ادبیات علمی-تخیلی پیوست. مجموعه ای از داستانهای کوتاه او در کتابی تحت عنوان سفر اکتشافی به زمین در همین سال چاپ شد. در مجموعه داستان کوتاه “سفر اکتشافی به زمین”، نوعی نگرش جدید دیده می‌شود. این مجموعه در سال ۱۹۵۳ منتشر شده‌است. داستان “نگهبان” نیز در همین مجموعه به چاپ رسیده‌است. داستان نگهبان راه را برای ورود عناصر اسرارآمیز و ماورایی به داستان‌های کلارک باز کرد. کلارک در سال ۱۹۵۵ رمان روشنایی زمین را نوشت که در آن به رابطه علم و سیاست و دانشمندان و سیاستمداران پرداخت. در سال ۱۹۵۶ با بسط دادن داستان نیمه بلندِ “در برابر سقوط شب”، آنرا به صورت رمانی درآورد و با عنوان شهر و ستارگان منتشر کرد که محبوبیت او را دو چندان کرد. “شهر و ستارگان” از دید برخی منتقدان به یادماندنی‌ترین اثر کلارک است.

از دیگر آثار او به سوی فردا در سال ۱۹۵۶، اعماق در سال ۱۹۵۷، سوی دیگر آسمان در سال ۱۹۵۸، ریزش غبار ماه در سال ۱۹۶۱، داستان‌های ده دنیا در سال ۱۹۶۲، جزیره‌ی دلفین و مسیر فرود در سال ۱۹۶۳ منتشر شدند. داستان کوتاه “ستاره” برنده‌ی جایزه‌ی هوگو شده‌ است. ستاره داستان تبدیل شدن یک ستاره به ابرنواختر و نابود شدن تمدن سیاره‌ای است که حول آن ستاره می‌گردد. این ستاره همان ستاره‌ای است بشارت‌ دهنده‌ی تولد عیسی مسیح شد.

در سال‌های دهه ۱۹۶۰ کلارک، بیشتر وقت خود را صرف نگارش داستان‌های غیرتخیلی کرد. بیشتر این کتابها درباره اکتشافات زیردریا بودند. او به غواصی و کشف شگفتی‌های زیر دریا علاقمند بود، و این یکی از دلایل سکونت او در سریلانکا بود. کلارک در سال ۱۹۶۴ همکاری را با کارگردان مشهور هالیوود، “استنلی کوبریک” برای ساخت فیملی بر اساس داستان کوتاه “نگهبان” آغاز کرد. حاصل این همکاری، فیلم مشهور”۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی” بود که در سال ۱۹۶۸ اکران شد و با استقبالی بینظیر هم از طرف تماشاگران و هم از طرف منتقدان روبه رو شد. او و استانلی کوبریک برای ساخت این فیلم، جایزه‌ی اسکار دریافت کردند. کلارک همزمان با اکران فیلم، رمان ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی را که براساس فیلمنامه نوشته بود نیز منتشر کرد و طی سی سال آنرا به چهار گانه ای مشهور و محبوب تبدیل کرد. داستان‌های “پایان طفولیت”، “شهر و ستارگان” و مجموعه “ادیسه” نمونه‌هایی هستند که نمایانگر دغدغده‌ها و اندیشه‌های ماورایی کلارک هستند. آرتور سی. کلارک یک نویسنده‌ی علمی-تخیلی سخت به شمار می‌آید و به نوشته “دایره‌المعارف علمی-تخیلی” با داستان نگهبان، برای نخستین بار تناقضی درباره اندیشه‌های کلارک آشکار می‌شود. کلارک نویسنده‌ای که بیش از تمام نویسندگان علمی-تخیلی به داشتن معلومات و دانش تکنیکی مشهور است، به شدت مجذوب متافیزیک و امور اسرارآمیز است. کلارک مردی که در دنیای علمی-تخیلی عقایدش، نمایانگر اعتقاد خوش‌بینانه او به بلندپروازی روح انسان است و این ایده که چیزی وجود ندارد که بشریت از پس آن برنیاید، متعلق به اوست، بیشتر به خاطر ارایه‌ی تصویری از بشریت، که در کنار تمدن کهن بیگانه و فرزانگی و دانش نژادی ناشناخته، کودکی بیش نیست، شناخته شده‌ است. شاید این نژاد فرزانه و پیشرفته‌ی بیگانه نزدیک ترین چیز به مفهوم مذهبی خدا باشد. اعتقادات فرویدی بر این است که بشریت ناشاد است و همیشه به دنبال پدری گمشده می‌گردد و می‌توان گفت این تلاش برای جایگزین کردن این پدر، در برخی نوشته‌های علمی تخیلی، بسیار نمایان است. سرآغازِ چنین درون‌مایه‌ای را می‌توان در داستان “نگهبان” مشاهده کرد.

در سال ۱۹۷۲، کتاب ملاقات با مدوزا را نوشت که برنده جایزه‌ی “نبیولا” شد. بعد از انشار کتاب ادیسه ۲۰۰۱ او بسیار مشهور شد و چند سال بعد از آن قراردادی بست که سه داستان بلند دیگر بنویسد و طبق این قرارداد مبلغی دریافت کرد که تا آن زمان برای انتشار هیچ داستانی پرداخت نشده بود. این سه داستان، میعاد با راما (۱۹۷۳)، امپراتوری زمین: فانتزی عشق و نفاق (۱۹۷۵) و فواره‌های بهشت (۱۹۷۹) بودند. هر سه کتاب، در سال انتشارشان، پرفروش‌ترین شدند. او به خاطر کتاب میعاد با راما، سه جایزه “هوگو”، “نبولا” و “جان کمپبل” را دریافت کرد و فواره‌های بهشت نیز برنده‌ی جایزه‌ی “هوگو”ی بهترین داستان در سال ۱۹۸۰ شد. ادیسه ۲۰۱۰ را که ادامه‌ی ادیسه ۲۰۰۱ بود در سال ۱۹۸۲ منتشر ساخت. ۲۰۶۱: ادیسه‌ی سه، که ادامه‌ی ادیسه‌ی ۲۰۱۰ بود در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و داستان همچنان ناتمام به نظر می‌رسید. سرانجام در سال ۱۹۹۷ کتاب ۳۰۰۱: ادیسه‌ی نهایی را نوشت واین مجموعه را به بهترین نحو ممکن به پایان برد.

در سال‌های دهه‌ی ۱۹۸۰ کلارک به بیماری مبتلا شد که سیستم عصبی او را به تدریج تحت تأثیر قرار می‌داد، اما به فعالیت‌هایش ادامه داد. اما بیماری به این معنی بود که بسیاری از کارهای او باید به صورت اشتراکی انجام می‌شد. این امر تاحدودی باعث ناامیدی منتقدان شد. کلارک سه داستان در ادامه‌ی “میعاد با راما” نوشته‌ است و در هر سه‌ی آنها با “جنتری لی” همکاری کرده‌ است. در این داستان‌ها ایده‌ی اصلی از کلارک و پرداخت داستان با جنتری لی بوده‌ است. راما دو درسال ۱۹۸۹، باغ راما در سال ۱۹۹۱ و راز راما در سال ۱۹۹۳ منتشر شدند. نحوه‌ی نگارش لی متفاوت از کلارک است و این نکته در مجموعه‌ی راما به وضوح قابل مشاهده‌است. آخرین اثر کلارک که آخرین قضیه نام دارد در ۸ اوت ۲۰۰۸ منتشر شد. کلارک تا قبل از مرگش، آن را همراه “فریدریک پول” می‌نوشت.

 

افتخارات:

• در سال ۲۰۰۰ از سوی ملکه‌ی انگلستان لقب شهسوار پادشاهی انگلستان با خطاب سر به او اعطا شد. اما به دلیل وضعیت جسمانی نتوانست به انگلستان سفر کند تا شخصاً آن را از ملکه دریافت کند.

• یک سیارک به افتخار او، کلارک ۴۹۲۳ نام‌گذاری شده‌است. آثار او چندین بار برنده‌ی جوایز مختلف شده‌اند، از جمله جایزه‌ی اسکار برای فیلم ۲۰۰۱ ادیسه‌ی فضایی همراه استنلی کوبریک.

• او پس از جنگ جهانی دوم، طی مقاله‌ای با محاسبه دقیق نشان داد که اگر سه ماهواره در ارتفاع ۳۶ هزار کیلومتری زمین قرار گیرند، می‌توانند تمام سطح کره را تحت پوشش خود قرار داده و امر مخابرات از هر نقطه زمین به نقطه دیگر را به راحتی انجام دهد .این نظریه زمانی مطرح شد که موشکها حتی قادر نبودند به ارتفاعات پایین در مدار دست یا بند و اصولا پرتاب ماهواره یک رویا به شمار می‌رفت. اینک این مدار به افتخار او به نام مدار کلارک نام گذاری شده‌است.

 

نقل قول‌ها:

• «هر فن‌آوری که به حدی از پیشرفت رسیده باشد، از جادو غیر قابل تشخیص است.»

• «حقیقت همیشه عجیب‌تر از هر چیزی است.»

• «تنها راه برای کشف مرزهای ممکن، این است که جرات کنیم قدری آنها را پشت سر گذاشته و به طرف ناممکن پیش برویم.»

• «هنگامیکه دانشمندی معروف و سالخورده بگوید چیزی امکان‌پذیر است، می‌توان احتمال داد حق با اوست. اما هنگامیکه بگوید چیزی غیرممکن است، به احتمال قریب به یقین اشتباه می‌کند.»

• «بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم در جهان تنها هستیم، بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم تنها نیستیم. در مورد هر دو ایده، یک جای کار می‌لنگد.»

• «چقدر نام زمین برای این سیاره نامناسب است، وقتی به وضوح می‌توان دید که این سیاره اقیانوس است.»

• درباره‌ی یوفو (UFO): «آنها چیزی درباره حیات هوشمند فرازمینی به ما نمی‌گویند، بلکه ثابت می‌کنند تعدادشان روی زمین چقدر کم است.»

• درباره‌ی پیشتازان فضا: «پیشتازان فضا که در چنان روزگاری در تاریخ بشری ظاهر شد، دورنمای تمدن‌های فضایی دوردست را بسیار عامه‌پسند ساخت. قسمت بعد از قسمت، تصور رویارویی با تمدن‌های بیگانه و احترام گذاردن به تمامی اشکال حیات را که آن زمان هیچ محبوبیتی میان مردم نداشت، ارتقاء بخشید. این‌کار را هم بدون وعظ و خطابه و با حس شوخ‌طبعی همیشگی انجام داد.»

بیشتر بخوانید

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های دیگر این مجموعه

برچسب ها

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.