دانلود کتاب سه تفنگدار از الکساندر دوما - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

سه شنبه , ۲۸ دی , ۱۳۹۵
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب سه تفنگدار از الکساندر دوما
 کتاب سه تفنگدار از الکساندر دوما

کتابهای طلایی-سه تفنگدار

 

نام کتاب: کتابهای طلایی ۲۲ – سه تفنگدار

نویسنده: الکساندر دوما

مترجم: پ. سیروان

مجموعه: کتابهای طلایی

انتشارات: امیرکبیر

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۳۶ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۸٫۳۳ مگابایت

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۶۲۵ میلادی

مکان: فرانسه، شهر مونگ

اصیل زاده ای جوان به نام دارتانیان، در آرزوی پیوستن به گارد تفنگداران سلطنتی لویی سیزدهم از ولایت گاسکونی به سمت پاریس حرکت می کند. دارتانیان ۱۹ ساله از پدر خود یک شمشیر خانوادگی، یک اسب فرسوده و پیر زردرنگ، مقدار ناچیزی پول و یک توصیه نامه برای تره وی فرمانده گارد تفنگداران سلطنتی به عنوان توشه راه دریافت کرده است. وی که آماده است به کوچکترین مسئله ای جنجال به پا کند، بین راه با شوالیه روشفورت از عمال “کاردینال دوریشلیو” صدراعظم فرانسه ، به دلیل این که به اسب وی توهین کرده! درگیر می شود و ضربه سختی می خورد. به این ترتیب فراز و نشیب ها از همان ابتدای داستان آغاز می شود. دارتانیان در پاریس طبق توصیه پدرش، به تره وی مراجعه می کند و تره وی قول می دهد که در صورت اثبات لیاقت و توانایی جنگی اش به زودی یک تفنگدار شود. دارتانیان در همان روز به صورت اتفاقی خشم سه نفر از تفنگداران سلطنتی به نامهای مستعار “آتوس” ، “پورتوس” و “آرامیس” را بر می نگیزد و با تک تک آنها در یک محل با فاصله زمانی کم قرار دوئل می گذارد. سه دوست با هم سر قرار دوئل حاضر می شوند. اما هنوز مبارزه شروع نشده که چند نفر از سربازان گارد کاردینال ریشیلیو سر می رسند و به بهانه غیرقانونی بودن دوئل برای چهارتن مزاحمت ایجاد می کنند. اینجاست که آتوس، آرمیس، پورتوس و دارتانیان علیه دشمن مشترک، یعنی سربازان گارد کاردینال می جنگند و دارتانیان با از پا در آوردن چند نفر از سربازان نخستین بار شجاعت خودش را نشان می دهد.

از آن پس این چهارتن به چهار یار جدانشدنی تبدیل می شوند که همیشه شعار “یکی برای همه و همه برای یکی” را سر لوحه کارهایشان قرار می دهند. آرامیس که نام حقیقی اش “شوالیه اربله” است همیشه آرزوی کشیش شدن و پیوستن به کلیسا را در سر دارد و بین یک التهاب عاشقانه و در بر کردن جامه رهبانیت گیر کرده است. آتوس یا همان کنت دو لافر اصیل زاده ای است که پس از شکست در یک ماجرای عشقی و مشاهده خیانت همسر جوانش برای فرار از همه چیز روی به جنگاوری آورده است. پورتوس یا در اصل دووالون نیز اصیل زاده ای خوش قلب ، غول پیکر و خودنما است که بزرگترین آرزویش ازدواج با بیوه ای ثروتمند است. سه تفنگدار ماجراهای مختلفی را پشت سر میگذراند و از پس خطرهای زیادی جان سالم به در می برند. بازگشت همسر سابق آتوس به نام “مای لیدی” بعنوان زنی خطرناک و جاسوسه کاردینال ریشیلیو، عشق دارتانیان به زنی به نام مادام بوناسیو که جامه دار ملکه فرانسه است و مهم تر از همه رابطه عاشقانه بین آن دوطریش ملکه فرانسه و بوکین گام صدراعظم انگلستان خان های جدیدی را در داستان به وجود می آورد که از چهار سرباز ساده چهار قهرمان شکست ناپذیر و معروف می سازد. دارتانیان شجاعت واقعی خودش را در ماجرای بازگرداندن الماس های ملکه فرانسه از انگلستان نشان می دهد. ملکه فرانسه طی یکی از دیدارهای عاشقانه گردنبند خودش را به یادگاری به بوکین گام هدیه کرده است و بوکین گام گردنبند را به انگلستان برده است. از طرفی صدراعظم که همیشه با ملکه دشمنی دارد نقشه ای می چیند تا با استفاده از نبود این  گردنبند بهانه ای را برای پادشاه بوجود بیاورد و ملکه و بوکین گام را رسوا سازد. دارتانیان و دوستانش وقتی متوجه ماجرا می شوند که یک هفته تا جشنی باقی مانده است که در این جشن ملکه بایستی گردنبندش را به گردن داشته باشد. آنان همه خطرها را به جان می خرند تا گردنبند را به ملکه بازگردانند. آتوس، آرامیس و پورتوس در بین راه با نقشه کاردینال متوقف می شوند. اما دارتانیان …

 

معرفی کتاب

شاید شنیده باشید که به سه تا دوست جون جونی که از هم جدا نمی شوند، سه تفنگدار می گویند و خبر نداشته باشید که این اصطلاح از رمانی که الکساندر دوما نوشته گرفته شده است. دوما، نویسنده قرن نوزدهم فرانسه است که از بین آثارش “سه تفنگدار”، “کنت مونت کریستو” و “مردی در نقاب آهنین” شهرت زیادی دارند. جالب است که نویسنده ای با این شهرت هیچ علاقه ای به درس خواندن نداشته است و شیفته شکار و زندگی در طبیعت بوده است. او وقتی شانزده ساله بود، برای اولین بار نمایش نامه هملت اثر شکسپیر را تماشا کرد و بعد از آن، تنها آرزویش این بود که به پاریس برود و نمایش نامه نویس شود. زمانی که بزرگتر شد، سالها یک کارمند ساده بود و تنها در اوقات بیکاری می نوشت، تا سال ۱۸۴۴ که با نوعی داستان نویسی (داستان تاریخی) آشنا شد که او را ثروتمند و مشهور کرد. او در این داستان ها با ترکیب شخصیت های واقعی تاریخ فرانسه و شخصیت های ساخته خیال خود داستان های سرگرم کننده ای آفریده است.

رمان سه تفنگدار نمونه ای از این نوع است. این رمان قهرمانی‌ها و دلاوری‌های سه تن از تفنگداران لویی سیزدهم به نامهای آتوس، پورتوس، آرامیس و همچنین جوانی دلیر و باهوش به نام دارتانیان که بعداً در طول داستان عضو تفنگداران سلطنتی می‌شود را روایت می‌کند. این چهار نفر با هم پیمان دوستی بستند و در همه مهالک و مخاطرات با یکدیگر بودند. الکساندر دوما در این رمان اشخاص، زندگی و تاریخ قسمتی کوچک از تاریخ فرانسه را با مهارتی ویژه به خوانندگان نشان می‌دهد.

موفقیت دوما در به تصویر کشیدن دوران لویی سیزدهم و جو حاکم بر آن زمان انکارناپذیر است. الکساندر دوما، ما را به پشت دیوارهای قصر لویی سیزدهم می برد و آنجاست که به شیوه ای کاملا ماهرانه روحیات و افکار شخصیت های بزرگ تاریخی را به نمایش می گذارد. نکته جالب توجه آن است که در سه تفنگدار ما شخصیات سفید و سیاه یا خوب و بد نداریم. بطوری که خود دوما در بخشی از رمانش می نویسد: «ما قصد نداریم درس اخلاق بدهیم و هر شخصیتی خصوصیات خوب و بدی را همراه خود دارد. چنان چه خود دارتانیان هم گاهی برای پیشبرد اهدافش به حیله و ناجوانمردی متوسل می شود. یا ریشیلیو صدراعظم فرانسه را در سه تفنگدار می توان هم به عنوان وزیری خردمند و لایق نگریست و هم به عنوان فردی خونریز و مستبد.»

دوما در پی جنبش پردامنه ­ای که تاریخ جدید فرانسه را در آغاز قرن نوزدهم پدید آورده بود، نوع ادبی تازه ای آفرید. دوما، که بنیادگذار این نوع ادبی است، در این زمینه همچنان به عنوان سرمشق باقی ماند. برای خلق این نوع ادبی دورگه، نیروی حیاتی سرکش، قوه تخیل سرشار و قلم روان او ضرورت داشت. در بین دویست و پنجاه جلد رمان، خاطرات و سفرنامه­ های این نویسنده و آثار بی شمار اخلاف او، سه تفنگدار همچون شاهکاری بی همتا خودنمایی می کند و هنوز هم یکی از پرخواننده ترین کتاب های سراسر جهان است.

تفسیر داستان:

• مردم فرانسه که پس از شکست ناپلئون، آینده کشور را مبهم و متزلزل می‌دیدند، از کتاب سه تفنگدار که از گذشته‌های پرافتخار فرانسه سخن به میان می‌آورد و غرور جریحه‌دار شده آنان رانوازش می‌کرد، استقبال فراوان نمودند.

• کتاب سه نفنگدار یک داستان قهرمانی است و سراسر کتاب، از آغاز تا انتها، لبریز از سجایای عالی انسانی از قبیل رحم و مهربانی و دوستی و یاری و غمخواری است. بشر در تمام دورانها، انسانهای دلیر وشجاع و ضعیف نواز را ستایش می‌کرده است.

• یک دلیل مسلم دیگر موفقیت کتاب سه‌تفنگدار، نحوه بیان داستان و قلم شیرین و دلچسب دوما بود که وقتی خواننده شروع به خواندن می‌کرد دیگر قادر نبود آن را رها کند. دوما از جنبه وقایع نگری هم فنون مختلف به کار می‌برد. آن‌قدر توطئه از پس توطئه و حادثه از پس حادثه می‌آفرید که هرگز خواننده نمی‌توانست قیاس کند در چند صفحه بعد چه ماجراهایی به وقوع خواهد پیوست. در چهارچوب داستان هم نوعی “خدعه داستان نویسی” وجود داشت. کارینال ریشیلیو، مرد افسانه‌ای فرانسه، با پادشاه میانه‌ای نداشت و دشمنی‌ او، خود بهانه‌ای بود برای ایجاد توطئه. از طرفی فرانسه و انگلستان باهم دشمنی داشتند و این هم عذر دیگری بود برای اینکه دو قدرت بر ضد هم توطئه بچینند. در نتیجه داستان سه تفنگدار، مشحون از حادثه و توطئه است.

• در داستان سه تفنگدار، چهار قهرمان با خلق و مشرب متفاوت صحنه ساز وحادثه آفرینند؛ به همین سبب حوادث رنگ یکنواخت و کسل کننده‌ای به خود نمی‌گیرند.

آتوس، نمونه یک اشراف زاده فرانسوی است؛ با وقار و مودب وهوشمند است. بعضی مواقع سرد وبی‌احساس جلوه می‌کند، اما هر چه هست اینکه از بدی نمی‌تواند بآسانی چشم بپوشد و معتقد است بدکار را باید حتماً مجازات کرد.

پرتوس یک شوالیه قدرتمند است. زور بازوی او تالی وهمتا ندارد اما در رفتار “دهاتی” است و فاقد ظرافتهای یک اشراف‌زاده فرانسوی است. نوشته‌اند که دوما در میان قهرمان سه تفنگدار، او را بیش از همه دوست می‌داشته، شاید بدان سبب که پرتوس از حیث اندام و زور، شباهت زیادی به آفریننده خود داشته است. یک بار یاران دوما او را در حال نوشتن داستان گریان می‌بینند و سببش را از او می‌پرسند. دوما جواب می‌دهد: «من این مرد را از تمام وجود دوست می‌داشتم و حالا ناچارم او را بکشم … من باید جاودانه بر مزار او اشک بریزم …»

آرامیس یک شوالیه خداپرست است، اما در عین حال زودرنج و آتشین خوی است. احتیاط و متانت و کم حرفی و گذشت، از خلقیات اوست، ولی بسیاری موارد به خاطر خوی زود رنجی از میدان درمی‌رود و این نوع انسان از جمله انسانهایی است که به قول دوما در فرانسه بسیار دیده می‌شوند.

و آخرین فرد دارتاینان است؛ این جوانک اهل گاسکنی که سبک روح و سبک مغز و سبک‌بار است، مدام درحال جنبش و حرکت است. دلش می‌خواهد به همه یاری کند. اما در بسیاری از مواقع غرورش اسباب زحمت او می‌شود. عاشق پیشه و خیال پرداز نیز هست، و همین مشربش سبب می‌شود که خواننده سخت به طرفداری او برخیزد و او را دوست بدارد.

• همانطور که در داستان “روبینسون کروزو” ما دنبال فرایند علت و معلولی حوادث نیستیم، رمان سه تنفگدار نیز دقیقا در چنین بستری جریان دارد، یعنی وقوع حوادث بدون علت منطقی، این رمان ها از جمله رمانهای حادثه‌ای به شمار می‌روند. (Novel of Incident) روبینسون کروزو محصول دوران عقل گرایی و راسیونالیسم است؛ در این دوران قهرمانِ وقت کسی بود که معصومیت طبیعت را در خود باز می‌یافت. اما درعصر دوما تنها اجتماع منشهای گوناگون جوابگوی زندگی پر جوش و خروش و ماجراجویانه مردم فرانسه بود.

دنباله کتاب:

موفقیت سه تفنگدار چندان عاجل و کامل بود که دوما ناگزیر شد آن را پی گیرد. و این کار را تنها یک سال پس از انتشار سه تفنگدار با نگارش رمان بیست سال بعد انجام داد. این رمان همانطور که از نامش پیداست وقایع بیست سال پس از کتاب سه تفنگدار را پی می گیرد. دوما پس از آن کتاب ویکونت دو براژلون را به نگارش درآورد که به حوادث ده سال بعد از کتاب بیست سال بعد مربوط می شود، به عبارت دیگر حوادث سی سال بعد از ماجرای سه تفنگدار!

ترجمه کتاب:

این کتاب نخستین بار توسط محمد طاهر میرزا قاجار (محمد طاهر میرزا اسکندری) در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به فارسی ترجمه شد و بصورت چاپ سنگی منتشر شد. در سال‌های بعد ترجمه جدیدی از کتاب توسط ذبیح‌الله منصوری صورت گرفته‌است که مکرراً به طبع رسیده‌است. این ترجمه در ده مجلد منتشر شده‌ است.

 

اطلاعات کتاب

• کتاب سه تفنگدار ترجمه ای است از کتاب Les Trois Mousquetaires (به فارسی: سه تفنگدار) نوشته Alexandre Dumas که از مارس تا جولای ۱۸۴۴ به صورت دنباله دار در یکی از مجلات فرانسوی منتشر شد.

 

مجموعه کتابهای طلایی

کتاب های طلایی، مجموعه ای از کتابچه هایی کوچک بود که با زبانی بسیار ساده شده داستان های مشهور ادبیات کلاسیک غرب را برای کودکان بازگو می کرد. این کتاب ها توسط انتشارات امیر کبیر در طول سال های دهه ی ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ منتشر می شد. قیمت ارزان کتاب های “طلایی” و شهرت آثاری که معرفی می شدند این کتاب ها را در میان کودکان محبوب کرده بود. برای بسیاری از این کودکان خواندن کتاب های “طلایی” اولین تماس با ادبیات جهان بود.

آنها که دوران کودکی و نوجوانی‎شان مصادف بود با سالهای آغازین دهه چهل و یا دو دهه بعد از آن، کتابهای طلایی را به‎خوبی به یاد دارند و احتمالا خاطره دمخور بودن با این کتابهای دوست داشتنی و جذاب، حالا جزو یادبود‎های نوستالژیک آنها از روزگار کودکی‌شان به حساب می‎آید. کتابهایی که بالای جلد همه‎ی آنها نواری طلایی بود و طرح دایره‎ای که نام کتاب درآن حک می‎شد؛ صفحه آخر و پشت جلد آن نیز دو کودک در حال کتابخواندن داشت. دختربچه‎ای نشسته روی صندلی، دربالای صفحه و پسربچه‎ای نیز در پایین صفحه. کتاب را که ورق می‎زدی صفحه اول تصویر سه بچه بود که همیشه در حال آویختن پرده‎ای بودند! به مانند پرده سینما شاید، یکی‎شان دختر بچه‎‎ای بود که گوشه پرده را گرفته، و آنطرف تصویر هم دو پسر بودند، یکی دربالای نردبان و در حال محکم کردن پرده و دیگری هم همیشه نردبان را نگاه داشته بود. روی پرده اما هربار نام داستان تازه‎ای نقش می‎بست. این تصویر نقاشی شده، پرده‎ی اول همه‎ی کتابهای طلایی بود… و این شاید برای شما نیز تصویری آشنا باشد که آن را بارها در دوره کودکی دیده‎ و دوره کرده اید، اگر اینطور نیست حکایتش را بخوانید که خواندنی‎ست…

همنسلان ما که  کودکی و نوجوانی خود را در میانه دهه شصت گذرانده‎اند، یعنی در سال‎های جنگ و سپس موشک‎باران شهرها،  بسیاری تنگنا‎های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را از نزدیک تجربه کردند. روزگاری که نه از برنامه‎های سرگرم‎کننده در رسانه‎ها خبری بود، نه سینما‎ها دارای آن فیلم‎های متنوع سالهای پیش از انقلاب بودند و نه حتی نشریات حضوری پررنگ بروی پیشخوان دکه روزنامه فروشی‎ها داشتند. در این ایام بچه‎ها بودند و یک هفته نامه «کیهان بچه‎ها» که با وجود بی‎رمقی، مخاطبان فراوان داشت و یکسری کتابهای قصه برای کودکان و نوجوانان می نوشت، کتابهایی کهنه که نه به تنهایی توان پاسخگویی به نیاز بازار کتاب کودک را داشتند و نه از کیفیت قابل قبولی در متن، طراحی جلد و تصویرسازی‎های داخلی برخوردار بودند و نه حتی از کیفیت چاپ و کاغذ خوبی بهره می‎بردند.

درچنین اوضاع و احوالی دور از انتظار نبود که بسیاری از کودکان اهل کتاب، دمخور همان کتابهایی باشند که یکی دو دهه پیش از آن چاپ شده بودند و هنوز در دسترس. کتابهایی که در دست دوم فروشی‎ها به وفور یافت می‎شدند و تغییر و تحولات سالهای انقلاب و تخلیه انبار برخی کتابفروشیها یا ناشران هم در این زمینه بی‎تاثیر نبود و البته در بسیاری خانواده‎ها نیز هنوز این کتابها که خیلی از عمر آنها نمی‎گذشت، مستهلک نشده و دست به دست می‎شد. به این ترتیب و در این میان، همنسلان ما از این شانس برخوردار شدند که از بقایای کتابهایی که تولیدات یکی از طلاییترین دوران نشر کتاب کودک (و چه بسا کل حوزه نشر) در ایران بهرمند شوند. دورانی که با وجود همه پیشرفت‎های کنونی تکنولوژی چاپ هنوز به ندرت ناشرانی یافت می‎شوند که آثاری در سطح کیفی مشابه آن ارایه کنند. این سالها طلایی ثمره تلاش مردی به نام عبدالرحیم جعفری بود که در سال  ۱۳۲۸ انتشارات خود را پایه‎گذاری کرد و تکانی بزرگ به صنعت نشر ایران داد و از این سبب علاوه بر پیشرفت‎های این حوزه دین بزرگی برگردن فرهنگ، ادبیات و یا خوراک فرهیخته‎ترین مردم این دیار یعنی کتاب، دارد که پرداختن به آن مجالی دیگر را می طلبد.

جعفری در مدت سه دهه‎ای که «مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر» را در اختیار داشت، آن را به بزرگترین سازمان انتشاراتی کشور بدل ساخت که به چندین نشر زیر مجموعه تقسیم می‎شد: امیرکبیر، جیبی(فرانکلین)، پرستو، سیمرغ، کتابهای طلایی و…

اما در هیاهو و آشفتگی‎های سالهای آغازین انقلاب، به پاس همه ‎این خدمات، مؤسسه امیرکبیر مصادره شد تا با مدیریت دولتی، در طول سه دهه نزول تنها به سایه‎ای از آن امیرکبیر سابق بدل شود که  با وجود تلاش‎های برخی مدیران دلسوزتر، امکان دمیده شدن روحی تازه در کالبد این سازمان در حال احتضار وجود نداشته باشد. یادگارهای پرشمار این بزرگ مرد، با وجود اینکه سه دهه از زمان آخرین تولیدات او در حوزه نشر می‎گذرد، انقدر فراوان است که محال است به کتابخانه اهل فرهنگ و سواد این دیار قدم بگذارید و بخشی از ارزنده ترین کتابهای آن‎ها، حاصل دسترنج جعفری در آن سالها نباشد.

بگذریم همه این‎ها  گفته شد تا برسیم به سری کتابهای طلایی که در سالهای میانی دهه شصت، ته مانده آن از سالهای قبل، همدم ساعاتهایی طولانی در اوغات فراغت ما بودند. کتابهایی که با آنها قدم به دنیای رنگین قصه‎ها می‎گذاشتیم، همراه قهرمانانشان ماجراها و حوادث پر هیجان یا پند آموزی را شت سر می‎گذاشتیم. قصه‎هایی که هنوز رد آنها در ذهن و خاطر ما محو نشده‎اند و همچون خاطراتی شیرین از آنها سالها به یاد می‎آوریم، همچنان که چندین نسل پیش از ما نیز در این خاطرات سهیم بودند.

سری کتابهای طلایی از نظر سرو شکل، طراحی روی جلد، جذابیت‎های بسیاری برای بچه‎ها داشت، روی جلد اغلب این کتابها را نقاشی‎های رنگی بسیار زیبایی تشکیل می‎داد. در لابلای متن داستان نیز چند موقعیت به صورت نقاشی شده(سیاه و سفید)، چاپ شده بود که در محکم‎تر  شدن ارتباط خواننده‎ی کم سن و سال کتاب، با داستان و حال و هوای آن نقش تعیین کننده‎ای داشت، چرا که تجسمی عینی از شخصیت‎ها، فضا و مکان را نیز در اختیارش می‎گذاشت تا در طول داستان، آنها را بدین شمایل در ذهن مجسم کند. وجالب اینکه نگارنده پس از همه ی این سالها و با وجود دیدن فیلم دن‎کیشوت و یا خواندن کتاب آن، هنوز که هنوز است هروقت اسم دن‎کیشوت و دیگر شخصیت‎های این رمان را می‎شنوم، به همان شکل که در کتابهای طلایی نقاشی شده بود در ذهن مجسم می کنم.

انتخاب لگویی ثابت که در ذهن مخاطبان به سرعت جا افتاده و حک می‎شود، تنوع عناوین، جذابیت مضامین و البته چاپ بسیار خوب آن در آن زمان که حتی از بسیاری تولیدات امروزی نیز (با وجود تمام پیشرفت‎های تکنولوژیک) بهتر به نظر می‎رسد؛ این مجموعه را حاصل کاری به تمام معنا حرفه‎ای در زمان خود به نمایش می‎گذارد. رویکردی که حتی امروز نیز  به ندرت در میان ناشران شاهد آن هستیم. بی‎شک این حرفه‎ای‎گری در کار، کیفیت بالا تولیدات و پیشگام بودن در حوزه نشر؛ که در همه سازمانهای مرتبط به امیرکبیر شاهد بودیم حاصل بکارگرفتن چهره‎هایی مستعد و توانمند این حوزه از نویسندگان، مترجمان و حتی ویراستاران بود.

انتشار  یکسری کتابهای ترجمه‎ای برای کودکان و نوجوانان را که بعدا به علت نام ناشر آن  یعنی «سازمان کتابهای طلایی» وابسته به مؤسسه امیرکبیر، به کتابهای طلایی نیز معروف شد (البته استفاده از رنگ غالب طلایی در یونیفرم ثابت این کتابها نیز در این زمینه بی‎تاثیر نبود)، از ابتدای دهه چهل آغاز شد. اولین کتاب از این مجموعه «اردک سحر آمیز» نام داشت که مجموعه چهار داستان کوتاه بود ( گربه چکمه‎پوش، سفید برفی و هفت کوتوله و مارو لاک‎پشت) به سال ۱۳۴۲ منتشر شد. مترجم کتاب محمد رضا جعفری که بعدها ترجمه تعداد زیادی از این کتابها را بر عهده گرفت در مقدمه‎ای کوتاه اشاره به انتخاب این داستانها از میان داستانها و حکایت‎های خارجی کرده که بعید نیست نمونه‎های مابه در ادبیات فارسی هم داشته باشند. و در آخر نیز عنوان می‎کند که ترجمه‎اش تحت اللفظی نیست و سعی کرده مطابق ذوق بچه‎های ایرانی اندکی تغییر داده و ساده کند.

جالب اینکه روی جلد این کتابها، دریکی از اولین نمونه‎ها در حوزه نشر کتاب، هر کتاب دارای شماره ردیفی بود که این شماره‎ها و انتشار کتاب در قالب یک‎سری نقش تاثیرگذاری در خریداری و آرشیو کردن آنها  در میان مخاطبان آن سالها داشت. انتشار این کتابها که در نهایت به قریب هشتاد عنوان رسید تا نیمه دوم دهه چهل ادامه داشت و استقبال از نها باعث شد که تا میانه دهه پنجاه نیز مرتبا تجدید چاپ شوند. عناوین کتابها به گونه‎ای‎ست که در میان آنها هم آثاری برای مخاطبان کودک و هم مخاطبان نوجوان می‎توان یافت. تنوع این مجموعه به گونه‎ای‎ست که در آنها هم شاهد کتابهایی هستیم که حاصل ترجمه‎ و بازنویسی حکایت‎ها و داستان‎های کودکانه‎ هستند (پشه بینی دراز، گنجشک زبان بریده) و یا داستانهای اساطیری و فلکلوریک (اولیس و غول یک چشم، سندبادبحری، جک غول‎کش) و هم داستانهای نام آشنای نوجوانان که خاصه و ساده شده‎اند (هایدی، امیل و کاراگاهان،  شاهزاده و گدا) و یا آثار کلاسیک بزرگ ادبیات که آنها هم خلاصه و ساده شده‎اند (آیوانهو، دن کیشوت، دیوید کاپرفیلد) و نهایتا نمونه‎هایی انگشت‎شمار از فرهنگ و ادبیات خودمان (امیر ارسلان نامدار، ملا نصرالدین).

مترجمان مختلفی در این مجموعه همکاری داشتند که ناشر در این زمینه از برخی چهره‎های جوانی استفاده کرده بود که در سالهای بعد به نام‎هایی معتبر در حوزه ترجمه بدل شدند، نظیر “ابراهیم یونسی”، “ایرج قریب”، “حسن پستا”، “محمد رضا جعفری” و … هرچند که برخی از این مترجمان نیز ترجیح داده‎ بودند از نام مستعار استفاده کنند. مجموعه کتابهای طلایی دربرگیرنده آثاری بود اغلب جذاب، که بارها می‎شد آنها را خواند و درمیان آنها هر سن و هرسلیقه‎ای کتابهایی خورند خود می یافت. چه بسا بسیاری از بچه‎های این نسل‎ها ازطریق همین کتابها برای اولین بار با نام‎های برگ حوزه ادبیات آشنا شدند و اولین جرقه‎های میل اشتیاق آنان برای کتابخوانی زده شد. و جالب این که اکثریت قریب به اتفاق کتابهای طلایی از نثری بسیار پاکیزه برخوردارند، که در عین سادگی، نشان از تبحر مترجمان، نویسندگان و ویراستاران این مجموعه دارد. واقعیتی که در همه کارهای منتشر شده توسط امیرکبیر آن زمان می‎توان دید. چرا که این ناشر بود که برای اولین‎بار رویکردی حرفه‎ای به کیفیت ترجمه و به ویژه کار ویرایش از خود نشان داد.

شاید امروز نتوان به راحتی کتابهای طلایی را حتی در کهنه‎کتاب‎فروشان خیابان انقلاب پیدا کرد، اما خاطره‎ی شیرین و طلایی‎رنگ آن با ما که در دوره کودکی با آنها زندگی کردیم در اذهانمان باقی مانده. کتابهایی که هنوز وقتی انها را ورق می‎زنی کهنه نشده‎اند و چه بسا تازگی و طراوت آنها به مراتب بیش از بسیاری تولیدات کتاب کودک امروز احساس می‎شود.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های دیگر این مجموعه

کتاب های مشابه با این کتاب

برچسب ها

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.