دانلود کتاب کوروش کبیر ذوالقرنین از ابوالکلام آزاد - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

دوشنبه , ۱ مرداد , ۱۳۹۷
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک
سایت

دانلود کتاب کوروش کبیر ذوالقرنین از ابوالکلام آزاد
  کتاب کوروش کبیر ذوالقرنین از ابوالکلام آزاد

%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b0%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%82%d8%b1%d9%86%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%da%86%d8%a7%d9%be%db%8c

 

نام کتاب: کوروش کبیر ذوالقرنین

نویسنده: ابوالکلام آزاد

مترجم: باستانی پاریزی

انتشارات: کورش

سال نشر: ۱۳۴۲

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۳۲۷ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۲۱٫۷ مگابایت

 

مقدمه

کوروش کبیر یا کوروش بزرگ، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده ای از آسیا حکومت می کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده ای که همیشه پادشاه بوده است» معرفی می کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته است و به جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته اند و گزارش داده اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه های سیاسی داشته است و هدفش این بوده که از بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس ها آشتی دهد و اصولاً رابطه ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می دانند.

دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده اند، بیشتر شبیه افسانه است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می کند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر می داند. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می شده است.

کوروش ابتدا علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه تَ گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ ها در تاریخ ثبت نشده است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد. استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.

هرودوت گزارش می دهد که کوروش در جنگ با ماساگتها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می کند، دو لوح و سند گلی یافت شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده است.

 

معرفی کتاب

کتاب کوروش کبیر ذوالقرنین، از جمله آثار معروف و بیاد ماندنی دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی است که علاوه بر ترجمه متن کتاب “ذوالقرنین یا کوروش کبیر” نوشته مولانا ابوالکلام آزاد (۱۸۸۸ ـ ۱۹۵۸) دانشمند مسلمان هندی، مترجم خود نیز مقدمه ای مفصل و مبسوط (در حدود ۱۶۰ صفحه) بر آن نگاشته اند، مقدمه ای که گاه ما را به موضوع نزدیک تر و در برخی مواقع از موضوع اصلی منحرف می کند و به بحث هایی بی ارتباط با رأی واضع نظریه کوروش کبیر، ذوالقرنین می کشاند، همچون نسبت ناهید پرستی به کوروش که تنها با ظن و گمان مطرح می کند و هیچ دلیلی بر آن نمی آورد، ضمن آن که معلوم نیست که پرستش آناهیتا به عنوان یک کیش مستقل در دوره ای مطرح بوده باشد، بلکه در ضمن آیین های ایرانی، احترام و بزرگداشت آناهیتا، سرچشمه مینوی آب ها هم انجام می گرفته است.
آن گونه که دکتر باستانی پاریزی می آورد، ترجمه بحث مولانا ابوالکلام آزاد را از روی بخشی از تفسیر قرآن وی که به زبان عربی در مجله ثقافه الهند منتشر شده بود، انجام می دهد. محیی الدین احمد ابوالکلام آزاد، وزیر سابق فرهنگ هندوستان در یک بحث محققانه برای نخستین بار ثابت می کند که مراد از ذوالقرنین مذکور در قرآن کریم (سوره کهف آیات ۸۳ به بعد)، همان کوروش بزرگ پارسی، شاهنشاه ایرانی است.

در ضمن مباحث فراوان کتاب، بخش های زیادی نیز به بیان اندیشه های قرآنی این دانشمند هندی اختصاص داشت، و از جمله بحث او در باب ذی القرنین. دکتر عبدالمنعم النمر پیش از آوردن متن کامل مقاله ابوالکلام آزاد، در حدود ۲۵ صفحه به تحلیل این نظریه می پردازد، آراء مفسرین و مورخین را در این باب می آورد و سپس خلاصه ای از مطالب ابوالکلام را یادآور می شود و دلائل و شواهد او را قانع کننده می داند. در حالی که آقای باستانی پاریزی می نویسد:

« هیچکدام از کشورهای عربی و اصولاً فرهنگ عرب به نظر ابوالکلام آزاد اعتنایی نکرد، زیرا این یک پادشاه ایرانی و به هر حال یک ایرانی بود که در قرآن جای پایی می یافت و این نکته ای است که هیچ عربی آن را بر نمی تابد و روشن است که بیان دکتر باستانی پاریزی با انتشار این کتاب که سال ها پیش در کشور مصر منتشر شده و نویسنده مصری رأی ابوالکلام را قانع کننده می داند، نقض می شود.

در ادامه دکتر عبدالمنعم النمر، آزاد را صاحب رأی اول در این که کوروش، همان ذوالقرنین است می داند. این خطا را مرحوم علامه طباطبایی (تفسیر المیزان، ج۲۶، ص ۳۰۴) و دکتر باستانی پاریزی مرتکب می شوند که “سر سید احمد خان هندی”، بنیان گذار دانشگاه علیگر هندوستان را مبدع این نظریه دانسته اند.

دکتر عبدالمنعم النمر سپس می نویسد: مدیر مجله ثقافه الهند در شماره ژوئن سال ۱۹۵۱ میلادی، در پی وصول کتابی از ایران در مطلبی به اثبات این امر می پردازد، که مولانا ابوالکلام آزاد به تنهایی موفق به کشف شخصیت ذی القرنین شده و پیش از وی کسی این رأی را مطرح نکرده است.

“ثقافه الهند” کتابی به زبان فارسی با نام “ذوالقرنین یأجوج و مأجوج” که در شهر تبریز چاپ شده، دریافت کرد، که در حاشیه صفحه اخیر آن چنین آمده است: «حضرت آقای غلام رضا سعیدی در مجموعه انتشارات تبلیغ اسلام نوشت مولوی محمد علی هندی در تفسیر قرآن خود به زبان انگلیسی تصریح کرده که مراد از ذوالقرنین، “کورش کبیر” است و همچنین آقای محمد تقی گیلانی به ما خبر داد که حکیم مشهور هند سر سید احمد خان، نیز همین رأی را داشت. و مجله ی ثقافه الهند نیز مقاله ای را به قلم علامه استاد کبیر مولانا أبوالکلام آزاد وزیر آموزش (التعلیم) دولت بزرگ هند، منتشر نمود که فصل الخطاب در این مسأله است و در آن مقاله اثبات کرد که ذوالقرنین، کوروش است. سزاوار است که پژوهشگران و دانشمندان به این مقاله کاملاً تحقیقی مراجعه فرمایند.»

مدیر مجله پس از نقل این مطلب، به نقد آن می پردازد و ضمن اظهار شگفتی از این مطلب می نویسد لابد کسانی که این مطلب را ذکر نموده اند، هیچگاه تألیفات این دو نویسنده را ندیده اند و تنها از سر گمان و تخمین محض این سخن را ابراز داشته اند و واضح است، که گمان هیچوقت انسان ها را در شناخت حقیقت یاری نمی دهد.

سر سید احمد خان در رساله ای که در این مسأله با نام “ازاله الغین عن قصه ذی القرنین” نگاشت و هم در تفسیر قرآن خود (در ذیل آیات ۸۳ به بعد سوره کهف) بسیار کوشید که ثابت می کند مقصود از ذوالقرنین مذکور در قرآن، امپراتور چین، شین هوانگ تی است که دیوار بزرگ چین را در قرن سوم پیش از میلاد بنا نهاد… در حالی که دیوار چین با اوصاف سد یأجوج و مأجوج، که در قرآن یاد شده، به هیچ وجه سازگاری ندارد، ضمن آن که عقل نمی پذیرد که قریش و یهود حجاز درباره پادشاهی از پادشاهان چین، از پیامبر اسلام (ص) پرسش نموده باشند. حاصل آنکه در هیچ کجای تفسیر مرحوم سید احمد خان نام کوروش یافت نمی شود. همچنین به تفسیر انگلیسی مولوی محمد علی رجوع کریم، اما مشاهده کردیم که او راه بیضاوی و امام فخر رازی را در این مسأله پیموده، و اعتراف کرد که دیوار دربند همان سد یأجوج و مأجوج است، که جغرافی دانان عرب آن را “باب الابواب” نام نهاده اند. سپس مولوی محمد علی بنای آن را به امپراتور داریوش بزرگ نسبت داد و نتیجه گرفت، که داریوش همان ذوالقرنین است. در حالی که دیوار در بند با اوصاف سد یأجوج و مأجوج مذکور در قرآن ناسازگار است و نسبت ساخت این دیوار به داریوش ریشه ای در تاریخ ندارد.

 


اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نسخه های دیگر این کتاب

کتاب های مشابه با این کتاب

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.