دانلود کتاب یک شب خلوت از میکی اسپیلین - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

جمعه , ۳۱ شهریور , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

دانلود کتاب یک شب خلوت از میکی اسپیلین
  کتاب یک شب خلوت از میکی اسپیلین

%db%8c%da%a9-%d8%b4%d8%a8-%d8%ae%d9%84%d9%88%d8%aa

 

نام کتاب: یک شب خلوت

نویسنده: میکی اسپیلین

مترجم: گیورگیس آقاسی

انتشارات: خزر

سال نشر: ۱۳۳۵

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۲۱۸ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۴٫۷۶ مگابایت

 

مقدمه

فرانک موریسن اسپلین (میکی اسپلین) بچه محله بروکلین آمریکا بود، متولد نهم مارس ۱۹۱۸؛ فرزند کاترین و جان ژوزف (که در یک بار امریکایی ایرلندی به عنوان فروشنده کار می‎کرد). اسپلین در نیوجرسی و بروکلین بزرگ شد، دوران دبیرستان خود را در بروکلین در حالی که در اوج افسردگی بود، به پایان رساند. پیش از آن که در کالجی در کانزاس (جایی که در آنجا در مسابقات فوتبال و شنا شرکت می‎کرد)، ثبت نام کند. دست به کارهای عجیب و غریبی می‎زد و در شغل‎هایی همچون نگهبانی یا نجات غریقی مشغول به کارشد. اسپلین هیچگاه از کالج فارغ‎التحصیل نشد. او در سال ۱۹۴۰ کاری موقت در یک فروشگاه در نیویورک پیدا کرد، ایام کریسمس بود و این فروششگاه احتیاج به چند فروشنده برای این ایام داشت. در این فروشگاه بود که بایک جوان دیگر که او نیز متولد بروکلین بود آشنا شد. او میکی را به برادرش «ری گیل» که ویراستار بود معرفی کرد. آنها به یک نفر احتیاج داشتند که برای تصاویر کمیک استریپ ها متن بنویسد. میکی به صورت امتحانی در این کار شرکت کرد و نتیجه آن نیز بسیار رضایت بخش بود و نشان داد که از عهده انجام این کار برمی آید. با این حال اسپلین کار را نیمه کره رها کرد و به نیروی هوایی ارتش انگلیس پیوست و به عنوان مربی پرواز در می‎سی‎سی‎پی مشغول به کار شد و جایی که با اولین همسرش مری آن پرین آشنا شد.

جنگ که به پایان رسید این زوج به بروکلین بازگشتند، قطعه زمینی خریدند تا خانه‎‎ی رویایی خود را در آن بسازند. میکی در این محل چادری علم کرد و پشت ماشین تایپش نشست. هنوز مدت زیادی از بازگشت او به بروکلین نگذشته بود که او دوباره با برادران گیل ملاقات کرد. او ایده جدید برای نوشتن یک‎سری کمیک استریپ را در ذهن پرورش داده‎ بود و نام شخصیت اصلی آن را نیز مایک خطر گذاشته بود. ایده ای که در همان آغاز راه در فروش شکست خورد. از همین رو میکی دنیای کیک استریپ را رها کرد و تصمیم گرفت رمانی جنایی پلیسی بنویسد. او با استفاده از تجربیات زندگی خشن در بروکلین و خلق شخصیت مایک هامر در طول سه‎هفته رمانی باعنوان «من، هیت منصفه» نوشت و به کمک ری گیل منتشر کرد. این رمان به سرعت به فروش رسید و درهای موفقیت را به روی او گشود. اسپلین در طول پنج سال، شش رمان دیگر با استفاده از شخصیت مایک هامر  که همگی انها پرفروش بودند: طپانچه من سریع است، یک شب خلوت، شکارچیان دختر، بوسه مرگبار و… از جمله این رمانها بودند.

در اوابل دهه پنجاه که در اوج شهرت بود و به لحاظ مالی نیز در رفاه به سر می برد به همراه همسرش ماری آن و چهار فرزندش (دو پسرو دو دختر) به مکانی خلوت در یواحل کارولینای جنوبی رفت، جایی که تا مدتها تنها سرگرمی او ضربه زدن به ماشین تایپش و نوشتن رمانهای تازه بود. برخلاف نویسندگی، اسپلین در زندگی خصوصی چندان موفق نبود، او سه بار ازدواج کرد. بار دوم در سال ۱۹۶۴ با هنرپیشه‎ای به نام سری مارینو ازدواج کرد که تصاویر از او نیز روی جلد یکی از رمانهایش منتشر شده. ازدواج دوم او نیز با شکست روبه‎رو شد و سرانجام میکی با جنی راجرز جانسون ازدواج کرد که تا پایان زندگی در کنار او بود.

میکی در۱۷ جولای ۲۰۰۶ در خانه خودش در کارولینای جنوبی از دنیا رفت، در حالی که با همسرش سوم خود زندگی می‎کرد و چهار فرزند نیز داشت و شاید در این زمان مهمترین دلخوشی او انتشار ۲۰۰ میلیون نسخه از نوشته‎هایش و خشنود و راضی نگه داشتن مخاطبانش بود. اسپیلین آثارش را به سرعت می نوشت اما ذهن حادثه پردازش از آنها آثاری جذاب می ساخت که خوانندگان با علاقه منتظر انتشارشان بودند. “من برای پول می نویسم!” این جوابی بود که اسپلین صادقانه وقتی از او درباره دلایل داستان نویسی اش پرسیدند جواب داد.

اسپلین هیچگاه در نوشته‎هایش سراغ مسائل جدی نرفت، نهایت کاری که می‎کرد، جنبه عامه‎پسندانه داشت، بدون تردید می‎توان گفت او برای پول می نوشت و البته خود او نیز ادعایی جز این نداشت و بارها به این مسئله اذعان کرد. اسپلین نویسنده‎ای صاحب سبکی هنرمندانه و بزرگ نبود، نثر او ساده و صرح بود که اغلب با پرده‎دری و خشونت آمیخته می‎شد و این نکته‎ای بود که در آن زمان در هیچ یک از آثار پلیسی بدین شکل مورد استفاده قرار نگرفته بود و البته وجود سانسور اخلاقی نیز در این زمینه بی‎تاثیر نبود، چنان که بعدها وقتی در دهه هفتاد پرداختن به این موضوعات تا حد بسیار زیادی آزاد شد، داستانهای او دیگر از این جنبه جذابیت چندانی برای خوانندگان نداشتند.

شخصیت مایک هامر:

قهرمان اصلی معروف‎ترین کتابهای اسپیلین، کارآگاهی خشن، انتقام‎جو، ذاتا محبوب زنان و تا حدی زنباره (!) به نام مایک هامر بود که خلق این شخصیت مهمترین ویژگی این رمانها  به حساب می‎آید. مایک هامر چشم نیویورک است و هر موردی از جرم و جنایت که اتفاق می‎افتد به ماجرایی انتقام‎جویانه برای او بدل می‎شود. مایک هامر به قانون اعتقاد چندانی نداشته و قانون تنها آن زمان برایش محترم است که خودش آن را برای اجرای  عدالت مورد نظرش اعمال کند. با این حال با پلیس به عنوان نیروی قانون سر ستیز ندارد و چه بسا گاه به آنها کمک کرده و در مواقعی هم از ایشان  کمک می‎گرفت؛ البته بیشتر برای کسب اطلاعات در مسیر داستان (توسط دوستش پات جانبرز، رییس اداره آگاهی نیویورک). یک منشی زیبا به نام ولدا نیز داشت که عشق همیشگی او محسوب می‎شد، هرچند که او اغلب در مسیر تحقیقات خود با زنان بسیاری روبه‎رو می‎شد که دست رد به سینه هیچکدام نمی‎زد.

در میانه دهه هفتاد، وقتی سه دهه از آغاز به کار میکی اسپلین گذشته بود، هنوز آنقدر مشهور بود که از او برای حضور در یک آگهی‎های تبلیغاتی یک شرکت آبجو فروشی دعوت شد و به مدت دو دهه او همچنان سوژه این آگهی‎های تبلیغاتی بود. همچنین در اواسط دهه هشتاد و اواخر دهه نود دو مرتبه سریال‎هایی براساس شخصیت مایک هامر ساخته شدند که با استقبال تماشاگران روبه رو شده و هربار تا دو سه سال نمایش آنها ادامه یافت .

اگر چه آثاری که اسپلین در روزگار پیری نوشت، متوانست موفقیت کارهای دوره جوانی اش را تکرار کند، با این حال اما تا سالهای پایانی عمر به نوشتن ادامه داد و پس از مرگش نیز چند اثر نیمه کاره باقی مانده از او، توسط یکی از دوستانش کامل شده و به چاپ رسید و در سالهای اخیر نیز هرکدام از آثارش که در بازار کتاب در دسترس نبوده مجددا منتشر شده‎اند . شاید مجلس سنا و کلیسا در امریکا کتابهای او را محکوم کرده باشند، اما مردم به شدت از انها استقبال کرده‎ و به یک معنا انها را بلعیده اند.

اگر ماندگاری را یکی از مهمترین نشانه‎های موفقیت و اهمیت یک اثر یا نویسنده بدانیم، باید گفت که میکی اسپلین و مایک هامر به نامهایی ماندگار در این ژانر برای مخاطبان خاص‎شان (عامه مردم) بدل شده‎اند. شهرتی که در قیاس با دیگر نویسندگان هم ردیف خود از جنبه دوام و  وسعت (در دیگر کشورها) قابل توجه است. کم نبوده‎اند نویسندگان مشهوری که آثاری به مراتب بهتر از او می‎نوشتند اما امروز چهره هایی کاملا فراموش شده‎اند.

اسپلین به سرعت به جایگاه نویسنده پرفروش ترین کتابهای پلیسی جنایی زمان خود دست یافت و هامر هم به یک کاراگاه خصوصی محبوب و چند رسانه‎ای بدل شد که نه تنها در رمان‎های اسپلین که در رادیو، تلوزیون و روزنامه‎های کمیک استریپ حضور داشت و حتی چند دهه بعد در دو سریال پرمخاطب تلوزیونی ظاهر شد.

مایک هامر شخصیت اصلی ۱۳ رمان میکی اسپلین بود، که اولین بار در من، هیئت منصفه (در ایران ترجمه شده با عنوان: من عادل هستم توسط گیوگیرس آقاسی) در سال ۱۹۴۷ بود و آخرین آن، در سال ۱۹۹۶ با رمان کوچه عقبی بود. البته میکی اسپلین چند رمان نیمه تمام نیز داشت که بعد از مرگش توسط یکی از دوستان نزدیک او کامل شد .

شهرت آثار اسپلین و البته مایک هامر بدان‎جا رسیده بود که خود او را نیز به ستاره‎ای رسانه‎ای بدل کرده بود. چنان که نه تنها برای بازی در یکی ار اقتباس‎های سینمایی از آثار با  عنوان شکارچیان دختر، خود او در نقش مایک هامر ظاهر شد و یا به مدت دو دهه تصویر او برای تبلیغ نوعی از آبجو بکار گرفته می‎شد. البته حضور او در جلوی دوربین در دهه‎های بعد زمانی که به سن پیری هم رسیده بود ادامه داشت و او در چند اثر سینمایی حضور یافت و یکی ازآنها نیز به نقش خودش (میکی اسپلین) ظاهر شد!

میکی اسپلین در میانه دهه پنجاه، زمانی که زندگی مرفهی از طریق حق‎التالیف آثارش و همچنین حق اقتباس سینمایی داستانهایش داشت، برای چند سالی نوشتن را کنار گذاشت، اما در اواسط دهه شصت دوباره به نوشتن روی آورد. داستانهای او در این دهه متاثر از حال و هوای حاکم بر دوران جنگ سرد، دستمایه‎ای جاسوسی داشت و شخصتی تازه نیز به نام تایگر مان جایگزین مایک هامر شد، اما این جاسوس کارکشته و فوق‎العاده که به نوعی نسخه امریکایی جیمز باند بود، هیچ گاه نتوانست از شهرت مایک هامر برخوردار شده و رقیبی برای جیمز باند محسوب شود و او در سایه نام مایک هامر ماند تا میکی اسپلین را همواره به ‎عنوان خالق مایک هامر بشناسند. دانگرون مکی در کتاب The erection set»– ۱۹۷۲» و ماکو هوکر در آخرین رمان او، «چیزی آن پایین وجود دارد» – ۲۰۰۳ از دیگر شخصیت های محوری در آثار او بودند که امروز فراموش شده به شمار می‎آیند.

داستانهای میکی اسپلین بارها و بارها دستمایه ساخت فیلم و حتی سریال تلوریونی بوده، از دهه پنجاه تا دهه نود که آخرین سری موفق تلوزیونی با استفاده از این کاراکتر ساخته شد، اما ظاهرا دوباره اهالی سینما به فکر این افتاده‎اند که به سراغ مایک هامر بروند. مسئولان کمپانی برادران وارنر می‌گویند قصد دارند ماجراجویی‌های مایک هامر را تبدیل به یک مجموعه فیلم سینمایی دنباله‌دار کنند. هنوز مشخص نیست این کمپانی کدام یک از کتاب‌های میکی اسپلین نویسنده را به عنوان اولین فیلم مایک هامری خود جلوی دوربین خواهد بود. این کمپانی هم‌اکنون در جست‌وجوی بازیگر جوانی است که ایفای نقش مایک هامر را در جلوی دوربین به او بسپارد. گفته می‌شود مسئولان کمپانی برادران وارنر در این رابطه با چند بازیگر صحبت و مذاکراتی هم کرده‌اند ولی در این رابطه هنوز اسمی منتشر نشده است. وراث میکی اسپلین گفته‌اند باید نظارت کامل بر تولید نسخه سینمایی قصه‌های این نویسنده قدیمی را داشته باشند. این در حالی است که کمپانی برادران وارنر گفته همزمان با تولید مجموعه فیلم مایک هامر، قصد احیا و دوباره‌سازی کاراکتر اصلی آن را دارد. این کمپانی توضیحی درباره زمان شروع کار فیلم‌برداری فیلم اکشن و پلیسی جدید خود نداده است. کار نگارش فیلم‌نامه قسمت اول تا یک ماه دیگر آغاز می‌شود و نویسنده فیلم‌نامه فیلم هنوز انتخاب نشده است.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.