دانلود کتاب ایراندخت از بهنام ناصح - لی لی بوک | مرجع دانلود کتاب

دوشنبه , ۲۹ آبان , ۱۳۹۶
رمان و داستان

لی لی بوک | دانلود کتاب,دانلود رایگان کتاب


کانال تلگرام لی لی بوک

سایت آوانامه

دانلود کتاب ایراندخت از بهنام ناصح
  کتاب ایراندخت از بهنام ناصح



نام کتاب: ایراندخت

نویسنده: بهنام ناصح

انتشارات: آموت

سال نشر: ۱۳۸۹

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۲۰۷ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۲٫۱۹ مگابایت

 

خلاصه داستان

زمان: ۶۲۵ میلادی

مکان: ایران باستان (شهر جِی)

 زمانه ایران، پُرآشوب است. از يك‌سو تهمت مزدكي بودن سايه‌اي سنگين بر جامعه ساساني انداخته است و از سوي ديگر گسترش دين مسيحيت كه امپراتوري روم (رقيب ساسانيان) به آن دامن مي‌زد، تهديدي براي آرامش دولت ساساني به‌شمار مي‌رفت.

روزبه جوانی ایرانی است که با پدرش گُشتاسب و عمه‌اش زندگی می‌کند. پدر از مُغ‌های بلند مرتبه‌ی حکومتی است و نگهبان آتشکده. پدر روزی به مردد بودن او در آیین زرتشتی, شک می‌برد و بعد در می‌یابد که او در جلسات دین مسیحیت شرکت کرده و صفحاتی از انجیل را نیز در خانه نگهداری می‌کند. این آغاز دربدری‌های روزبه است و سفر‌های او به شام و اورشلیم. در این میان، ایراندخت دختر سبدبافي از طبقه فرودستِ جامعه در آتشکده لحظه‌ای کوتاه با روزبه روبرو شده و یک دل نه صد دل عاشق او گشته، اما فغان که جرئت بروز احساس ندارد …

 

معرفی کتاب

بهنام ناصح در رمان ایراندخت همراه با روایت داستانی عاشقانه در دوران ساسانیان، جزییاتی از وقایع اجتماعی و سیاسی ایرانِ آن روزها را نیز توصیف می‌کند. ماجراهای کتاب در اواخر دوران ساساني مي‌گذرد. قهرمانان اصلي اين داستان روزبه و ايراندخت يكي در سوداي يافتن حقيقت و ديگري در انتظار معشوق، سفري را در بيرون و درون خود آغاز مي‌كنند كه سرانجام به تحول شخصيتي در آنها مي‌انجامد. ایراندخت بر اساس برخی وقایع و شخصیت های اواخر دوران ساسانی با بیانی امروزی نوشته شده است و به نقد حکومت دینی و استبدای زمان ساسانی و همچنین حاکمان دینی مسیحیت می پردازد.

ایراندخت اولین رمان بهنام ناصح است و موفقیت این رمان سکوی پرشی است برای این روزنامه نگار جوان. اين رمان جايزه ادبي گام اول را به خود اختصاص داده و در جايزه كتاب فصل نيز شايسته تقدير شده است. اين اثر همچنين نامزد جايزه كتاب سال حبيب غني‌پور نيز گشته است.

خط سیر داستان:

اوج دوران حکومت ساساني در زمان “خسرو پرويز” بوده و درست از همين ايام است که زوال آن هم آغاز مي‌شود. ما در اين رمان و با چنان بستري، با دختري به نام ايراندخت روبه‌رو هستيم که در نظام طبقاتي آن ايام، از طبقه پايين‌دست و پيشه‌ور جامعه است که دل به روزبه مي‌بندد که از طبقه‌ي روحانيون و مغان (طبقه‌ي بالاتر) است. در عين حال، داستان روزبه را داريم که دل‌زده از رياکاري‌هاي حاکمان روزگار و بي‌عدالتي‌هاي آشکار، در فکر و سوداي ديگري به‌جز آيين زردشت (که به انحراف کشيده شده است) و جست‌وجوي حقيقت و افق‌هاي تازه است. او ابتدا با آيين مسيحيت آشنا مي‌شود و در شرايطي که در آن عصر، انديشه‌هاي تازه برتابيده نمي‌شود، روزبه به سوي شام و پس از آن، اورشليم هجرت مي‌کند. در فصل دوم کتاب، روزبه در کليسا و زير نظر پدر پطرس به مدت سه سال تعليم مي‌بيند و به جمع‌آوري اعانه براي کليسا مشغول مي‌شود تا اين‌که مي‌فهمد، تمام اين پول‌ها و اعانه‌ها در عوض رسيدن به نيازمندان، به کيسه‌ي خود پدر روحاني مي‌رود. اين‌بار هم دل‌زده از آييني که به آن دلبسته بود، سر به بيابان مي‌گذارد. در فصل سوم کتاب روزبه به توصيه‌ي پدر فيليپس، کشيشي که نقطه‌ي مقابل پدر پطرس است، به عموريه مي‌رود و در آنجا با پيرمردي پارسا آشنا مي‌شود که او را به سمت سرزمين سنگ‌هاي سياه و درختان خرما هدايت مي‌کند و نشانه‌هاي فردي را مي‌دهد که همان پيامبر اسلام (ص) است.

زبان داستان:

زبان رمان ساده ترین و دم دست ترین شکل زبان امروزی است و چیزی از لغات و اصطلاحات پیچیده یک زبان آرکائیک در آن دیده نمی شود. بافت زبانی که نویسنده برای بیان روایتش انتخاب کرده است نشان می دهد نویسنده چندان به زبان تاریخی مسلط نیست و نمی تواند خواننده را به فضای کهن و تاریخی روایتش بکشاند و از همین رو زبان امروزی را انتخاب کرده است. نویسنده به دم دستی ترین اطلاعات ذهن خود قناعت می کند و برای بیان احساسات شخصیت ها صرفا به گفتن و بیان  آنها اکتفا کرده و قادر نیست وجهی از احساسات شخصیت ها را به تصویر بکشد. ساختار برخی جملات کتاب به نظر اشتباه می آید و با زبان سلیس فارسی مطابقت ندارد. مثل این جمله ” می دانست جسمش دیگر زجر نمی کشد و شاید دیگر تمام اجزای بدنش در جسم پرندگانی بود که گاه بر بالای سرش پرواز می کردند و روحش آزادتر از جسمش شاید در آن لحظه نظاره اش می کرد” یا این جمله ” اگر چه در دهه دوم عمر خود بود پیرمرد از این بابت نگرانی نداشت چون تا آن زمان فکر می کرد در آتشکده کنار خود جایش خواهد داد اما پدران ، خوب می دانند که همیشه نمی توان کاخ آرزوهایشان را بر پی های سست فرزندانشان بنا کنند پس حال که آن طور که می خواست نشده بود باید فکری دیگر می کرد” و کم نیست از این دست جملات که با حشو زواید و به دور از ساختار درست زبان فارسی در کتاب می توان دیده. با این حال روایت دقیقا به دلیل ساده بودنش خواننده عام را به سمت خود می کشاند و او را قانع می کند.

موفقیت کتاب:

شاید دلیل مهمی که بتوان برای موفقیت این رمان در نظر گرفت خود روایت داستان است. ماجرای مردی که خود از پیروان دین زرتشت است و پنهانی به دین مسیحیت گرایش پیدا کرده، چندی خادم کلیسایی می شود و با آگاه شدن بر این موضوع که اعانه های جمع شده به جیب خادمان کلیسا می رود و خرج مردم و فقرا نمی شود، از آن دین نیز روی گردان شده، توسط پیری به دشت های سوزان عربستان هدایت و آنجا خود به نوعی سلمان فارسی شده نزد پیامبر اسلام می رود و به دین اسلام گرویده، آرام می گیرد. ایراندخت دختری است که به روزبه، قهرمان اصلی داستان عاشق است و به نوعی راهنمای درونی او محسوب می شود.

 

امکان دانلود وجود ندارد

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

کتاب های مشابه با این کتاب

تاریخ ایران باستان در ادبیات داستانی

دین و مذهب در ادبیات داستانی

ارسال دیدگاه جدید

3 نظر ارسال شده
  1. بهنام ناصح گفت:

    سلام
    با توجه به این که این کتاب بدون اجازه نویسنده و ناشر به صورت اینترنتی در اختیار عموم قرار گرفته، تضییع حقوق مادی نویسنده محسوب می‌شود و مستوجب پیگرد قانونی است. از این‌رو خواهشمندم پیش از آن که به صورت قانونی اقدام شود آن را حذف فرمایید.
    با تشکر
    بهنام ناصح

    • با سلام خدمت شما دوست عزیز. ممنون از اطلاع رسانیتون. لینک دانلود حذف شد. از تمامی کاربران سایت خواستاریم جهت حمایت از نویسنده و ناشر محترم، اصلِ کتاب را خریداری فرمایند.

  2. Saeed گفت:

    کتاب جالبی نبود و کاملا حوصله سر بر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.