دانلود کتاب دن آرام جلد چهارم | لی لی بوک رمان و داستان دانلود کتاب دن آرام جلد چهارم


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

دن آرام جلد چهارم

نام کتاب : دن آرام (جلد چهارم)

نویسنده : میخائیل شولوخف

مترجم : احمد شاملو

انتشارات : مازیار

زبان : فارسی

فرمت : PDF

حجم : ۱۰٫۶MB

صفحات : ۵۶۷

برای حفظ حق کپی‌رایت، این کتاب بدون لینک دانلود قرار داده‌شده‌است. لطفا اگر قصد فروش کتاب‌های خود در لی‌لی‌بوک را دارید، از طریق فرم تماس با ما با ما در ارتباط باشید.

معرفی کتاب

دُنِ آرام، رمانی چهار جلدی اثر میخائیل شولوخف است که شاهکار وی محسوب می‌شود و نوشتن آن از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ (تقریباً ۱۲ سال) به درازا کشید و جایزه نوبل ادبیات را برایش به ارمغان آورد. دن آرام، تصویری است همه‌ جانبه از زندگی قزاق‌ها در زمان صلح، سال‌های سرنوشت‌ساز جنگ اول جهانی، انقلاب 1914 اکتبر روسیه و یک جنگ داخلی تلخ. حماسه شولوخوف همچون «جنگ و صلح» تولستوی تلفیقی است از خصوصیات رمان‌های خانوادگی-اجتماعی و تاریخی. نویسنده حوادث رمان را عمدتاً بر محور تجسم خانواده یک قزاق به نام "مولوخوف" متمرکز می‌سازد که پسر کوچکش "گریگوری"، قهرمان نخست آن است. گریگوری شخصیتی دوست‌داشتنی، شجاع، جنگاور و خستگی‌ناپذیر است که در تمام رویدادهای بزرگ تاریخی حاضر شده است. در جستجوی عدالت، گاهی با سرخ‌ها ارتباط برقرار می‌کند و گاهی به سراغ سفیدها می‌رود. (سرخ لقب کمونیست‌ها و سفید عنوان طرفداران امپراتوری است). تجربیات سیاسی و نظامی گریگوری که به خاطر حوادث و مشکلات جنگ اول جهانی و انقلاب روسیه به دست آورده در پس داستان عشق شورانگیز و غم‌انگیز وی رنگ می‌بازند. دن آرام، لبریز از حوادث ناگوار و برجسته‌ای است که بر اثر رویارویی‌های شخصی یا اجتماعی-سیاسی پیش می‌آیند. خیانت در عشق، مرگ خشونت‌بار، دهشت، وحشت و عذاب همراه با آرامشی حماسی، مجسم می‌شوند. در رمان دن آرام، بیش از 2000 مورد تشبیه ادبی به کار رفته است که سه برابر تشبیه‌های به کار رفته در "جنگ و صلح" تولستوی است. یک چهارم این تشبیه‌ها از زبان شخصیت‌های رمان بیان می‌شود که خود دلیلی است بر رنگارنگ بودن زبان قزاق‌ها. صفت‌ها و استعاره‌های به کار رفته در دن آرام بومی و پرتنوعند. بیش از 3000 واژه در وصف بیش از صد رنگ مختلف به کار برده شده است. خواننده این رمان از جند جهت بسیار خوشوقت است. اول اینکه با خواندن این کتاب، می توان با مردمان برهه‌ای از تاریخ (سال‌های اولیه قرن 20) روسیه زندگی کند. دوم با قلم روان شولوخف به لذتی ادبی رسید. دن آرام، اثر عمیقی است که از نظر حقیقت عینی انسان را دچار حیرت می‌سازد.

"ماکسیم گورکی" بنیان گذار ادبیات شوروی برای این اثر شولوخف ارزش بسیار قائل شد. گورکی چنین گفته بود:

«این رمان را فقط با جنگ و صلح اثر تولستوی می‌توان سنجید.»

"لوناچارسکی" نیز درباره‌ این رمان چنین نوشته بود:

«رمان دن آرام شولوخف که هنوز به پایان نرسیده، اثری است موثر و تصویری است از زندگانی مردم و از نظر هنری بهترین پدیده در تاریخ ادبیات روس می‌باشد.»

در طول حکومت هشتاد ساله ی شوروی، دن آرام مهم ترین رمانی است که یک بلشویک نوشته است. هنگامی که آخرین جلد این رمان منتشر شد اهالی مسکو، شبانه جلوی کتاب فروشی ها صف کشیدند و در آن دوران میخائیل شولوخوف به قهرمان ملی شوروی تبدیل شده بود. اهمیت این رمان آن قدر بود که "ماکسیم گورکی"، دن آرام را تنها با "جنگ و صلح" قابل مقایسه می دانست. دن آرام علاوه بر این که در داخل شوروی مورد استقبال قرار گرفت؛ برای نویسنده اش نیز جایزه نوبل ادبیات را به ارمغان آورد. با این که شولوخوف از نویسندگان مطرح  و ذی نفوذ در شوروی بود. نقد نویسان رسمی کمونیست به شدت علیه سرانجام کتاب موضع گرفتند و نوشتند : گریگوری (قهرمان رمان) باید به بلوغ می رسید و سرانجام به راه راست می آمد. شولوخوف زیر بار نرفت و به خواست آن ها تن نداد. بخش هایی از این رمان مورد پسند استالین قرار نگرفت و موجب شد که این رمان سانسور شود. کمونیست بودن شولوخوف موجب نشد که او دست از رئالیسم بکشد و همین نکته موجب شد که خوانندگان غربی و غیر کمونیست این رمان را اثری در نقد بلشویک ها بدانند. سولژنیتسین شایعه کرد که شولوخوف این رمان را ننوشته بلکه دست نوشته های یک نویسنده ی گمنام قزاق را دزیده است. این ادعا بعدها با بررسی دسته نوشته های شولوخوف رد شد.

چکیده و تحلیل دن آرام: شولوخف نخستین قزاقی بود که به ادبیات روس راه یافت. در اوان جوانی، در جنگ جهانی اول و جنگ داخلی شرکت کرد. او نخستین دفتر دن آرام را طی دوران نپ به چاپ رساند. با اینکه منتقدان نسبت به آن نظر مساعد داشتند، موفقیتی نسبی کسب کرد. عینی گرایی و سادگی آن خوانندگانی را که بیشتر به ادبیات جانب دار و بی پروا گرایش دارند چندان جذب نمی کند. سپس دن آرام با جا افتادن رئالیسم سوسیالیستی در نوع خود سرمشق شمرده شد، لیکن محاسن این رمان آن را، مستقل از تمام مکاتب ادبی، در ردیف آثار بزرگ قرار می دهد: این اثر حماسه و تراژدی یک ملت و بهترین فرزندان اوست، حماسه ای با صبغه ای عالی و مایه ی غنایی دراماتیک و بینش عینی گرایانه نسبت به تاریخ، با بیان کرامت انسانی و مردانه و عشق میهن، و تاریخ یک عصر با مردمانش، و در عین حال اثری حاصل تجربه ی زندگی نویسنده. عده ای دن آرام را با جنگ و صلح قابل قیاس شمرده اند. در حقیقت، شولوخف در ساخت رمان خود از تولستوی الهام گرفته است و در آن، مانند وی، آدمهای حقیقی و وهمی را در هم آمیخته است. هر چند وی، بر خلاف تولستوی، از اظهار نظرهای فیلسوفانه درباره ی انسان و معنای تاریخ پرهیز می کند، به عنوان یک انسان به مسائل اساسی سرنوشت بشری، چون عدالت و شرف و حقیقت، پاسخ می گوید. کیفیت تألیفی این رمان را انتقاد کرده اند، زیرا فراوانی آدمهای ذی نقش در خوانهای داستان و حواشی دارای اهمیت درجه ی دوم را، نشانه ی فقدان وحدت و یکپارچگی دانسته اند. شولوخوف، گذاری دارد از نگرش به توده ها به سوی سرنوشت این یا آن فرد، از نبرد به توصیف زندگی صحرایی یا صحنه ی عشقی. جریان روایت داستان تابع قهرمان اصلی است. دن آرام، همچون آثار بزرگ دیگر شولوخوف، «زمین نوآباد» و «سرنوشت انسان»، با ذکر «سوابق» و تبارنامه ی چهره های داستانی آغاز می گردد. این مدخل جزو اصل داستان به معنای اخص آن نیست. عمل و حادثه در آن کم است، در عوض، توصیف دقیق قوم شناسانه ی افراد و مکان ها: دهکده ی قزاقی، «خوترها» املاک بزرگ قزاق ها در آن دیده می شود. زمین داران خشن و دلیر هنوز بدوی و جنگجویند. در همه چیز مقهور غرایز و شهوات خویش، یعنی تجمل پرستی و انتقال خونین اند. از این غره اند که تزار به آنان استقلال داده است. شولوخوف قشرهای مختلف اجتماعی «استانیستا»، یعنی دهکده ی قزاقی، خانواده های بزرگ، ملخوف ها، آستاخوف ها، کورچونوف ها. صحنه های زندگی روزمره، زندگی در صحرا، ماهیگیری در رودخانه ی دن، جشن های عروسی، اعیاد و رقصها، سنتها و پیش داوریهای ریشه دوانیده را به ما نشان می دهد.

• بخش اول، ما را وارد فاجعه ی زندگی دو موجود جوان می سازد، گریگوری ملخوف و آکسینیا آستاخووا، همسر استپان آستاخوف. آکسینیا، که موجودی است زورمند و آزاد، به ضد کیفیت سبعانه و احمقانه ی سنت های تقریباً قرون وسطایی، که زنان قزاق اسیر آنان اند، طغیان می کند. در مقابل او، شوهری است ضعیف و مطیع، که ابتدا کوشید تا به همسرش نزدیکی جوید، ولی سپس به سنتهای قادر مطلق گردن می نهد. صورت نوعی آکسینیا در ادبیات روس جا افتاده است. وی، که زنی است متهور، زیبا و مغرور، برای دفاع از حق برخورداری از عشق و خوشبختی آماده ی هر کاری هست، شوهرش به سربازی رفته و او تسلیم عشق گناه آلود می شود و به کام شهوت فرو می رود.

• در بخش دوم، نزاعهای خانوادگی به جدالهای تاریخی و توفانهای داخلی به توفانهای انقلابی دامنه گستر می شود.

• در بخش سوم در نخستین صحنه، جنگ جهانی اول آغاز می شود و قزاق ها از محدوده ی زادبوم خود خارج شده اند. نویسنده دو چهره ی جنگ را به ما می نمایاند: یکی چهره ی غیر انسانی و دیگری چهره ی قهرمانی آن. سپس دو انقلاب، انقلاب فوریه و انقلاب کبیر اکتبر روی می دهند. به موازات رویدادها درمقیاس ملی، رویدادهای زندگی خانوادگی و محلی وصف میشوند. در اینجا نیز تغییرات بزرگ را، که بازتاب تغییرات تاریخی اند، شاهدیم. • در بخش چهارم، رمان همان آهنگ تاریخ را اختیار می کند. این، سرآغاز تراژدی قزاقی است؛ قزاق ها، که قومی جداگانه و نوعی طبقه ی اجتماعی اند، به چه جانبی رو خواهند نمود؟ جوان ها به سوی آینده و انقلاب روی خواهند نمود؟ جوان ها به سوی آینده و انقلاب رو می کنند. سالخوردگان به گرد آتامان ضدانقلابی صف می بندند. خانواده ها دوباره تقسیم می شوند.

• در بخش پنجم، شاهد تشکیل جبهه ی جدایی خواه مرتجعی تحت حمایت آلمانی ها هستیم.دولت حاکم دن را، روس های سفید(ضد انقلابی)، که به سمت قفقاز عقب نشینی می کنند، از سویی و روس های سرخ (انقلابی) از سوی دیگر در میان گرفته اند. نبرد بین جدایی خواهان و کمونیست ها ادامه دارد. توده ی مردم قزاق با اعتماد کمونیست های مسکو را پذیرا می شوند. ولی جدایی خواهان روس های سفید را به یاری می-طلبند و ناحیه ی دن و انده ثانی می شود و ترور ضد انقلابی بر آن حاکم است و استقلال قزاق واژه ای توخالی است. قزاق ها باید در عملیات تهاجمی به مسکو شرکت کنند، ولی تا ورق بر می گردد عقب گرد می کنند.

• در بخش ششم، گریگوری را در جستجوی «حقیقت» قزاقی می یابیم؛ او وجدانش را به بازجویی می کشد. هر دو طرف، مرتکب جنایت می شوند و در هر دو طرف نیز قهرمانهایی هست: مرگ پودتکلوف و لیخاچف، رهبران کمونیست، و همچنین مرگ پیوتر، برادر گریگوری، را که بر روس های سفید پیوسته است شاهدیم. در دو بخش آخرین رمان، گریگوری را می-بینیم که رهبری جنگ چریکی نومیدانه ای به ضد سرخ ها را اختیار کرده است، ولی او در نزد سفیدها(ضدانقلابی ها) نیز خود را غریبه احساس می کند و تنها می ماند. گریگوری زنده می ماند و به دست سرنوشت در هم شکسته می-شود. به دهکده ی زادگاهی خود باز می گردد تا خود را تسلیم عدالت نوبنیاد کند.

منتقدان دن آرام را «حماسه ای تراژیک» خوانده اند، تراژدی یک زوج، یک قوم، یک عصر؛ ولی حماسه ی مردی مغرور، با شهامت و در جستجوی مطلق. نویسنده نه تنها به عنوان داور، بلکه همچنین به عنوان بازیگر همواره در اثرش  حضور دارد. وقایع را تحلیل می کند، منازعات و فعل و انفعال های نیروهای اجتماعی و تاریخی را توضیح می دهد. وی علاقه و ستایش عمیقی نسبت به قهرمانان خویش احساس می کند. این انسان دوستی شولوخف، دردناک ترین لحظات سرتاسر اثر را با نوعی صفا و روشنی متمایز می سازد.

اطلاعات کتاب

• دن آرام، ترجمه اثری چهار جلدی است با عنوان روسی تیخیی دُن (به فارسی: دُن آرام)  نوشته میخائیل شولوخف که سه جلد اول آنرا از سال 1925 تا سال 1932 نوشت و از سوی انتشارات مجله روسی Oktyabr در بین سالهای 1928 تا 1932 منتشر شد و جلد چهارم آن نیز در سال 1940 به پایان رسید. ترجمه انگلیسی سه جلد اول آن اولین بار به صورت کتابی، تحت عنوان And Quiet Flows the Don (به فارسی: دُن همچنان آرام جریان دارد) در سال 1934 منتشر شد. • رمان دن آرام، "جایزه استالین" را در سال ۱۹۴۱ برد و نویسنده کتاب نیز در سال ۱۹۶۵ برنده "جایزه نوبل ادبیات" شد. • این حماسه ی دوهزار صفحه ای، به بیش از 52 زبان ترجمه شده است. • از این رمان تاکنون سه ترجمه به فارسی منتشر شده‌ است. ترجمه اول را "محمود اعتمادزاده به‌آذین" انجام داد، سپس "علی‌رضا بیگدلی خمسه" آن را ترجمه کرد و در سال‌های اخیر نیز ترجمه دیگری توسط "احمد شاملو" صورت گرفت. شاملو از روی ترجمه فرانسوی آنتوان وی‌تز، این رمان را به فارسی برگردانده‌ است. "ایرج کابلی" در مقابله با نسخه روسی، با شاملو همکاری داشته‌ است.

خلاصه کتاب

زمان: 1912 میلادی

مکان: روسیه، حوالی رودخانه دُن

خانواده ملخوف، اولاد "پروکوفی ملخوف" هستند که از جنگ‌های عثمانی، زنی ترک بنام مورا به خانه آورده بود. گریگوری، دومین پسر و آخرین پسر خانواده‌ است. او دلباختهٔ زن همسایه به نام آکسیانا می‌شود. آکسیانا که از شوهر تندخو و بدرفتار خود «استپان آستاخوف» بیزار است، متقابلا به گریگوری دل می‌بازد و با او رابطه برقرار می‌کند. وقتی پدر گریگوری به رابطهٔ نامشروع این دو پی می‌برد به اجبار گریگوری را به ازدواج با دختری پاکدامن به نام «ناتالیا» وا می‌دارد. ولی گریگوری دل در گرو عشق آکسیانا دارد و با زن قانونی خود به سردی برخورد می‌کند. آنگاه وقت آن می‌رسد که گریگوری کار در مزرعه را رها کند و به خدمت نیروهای نظامی روسیه اعزام شود. او می‌رود و خیلی زود جنگ جهانی اول شروع می‌شود. او در جنگ به مناسبت شجاعتش صلیب سن ژرژ می‌گیرد و به استواری و افسری می‌رسد. با پیروزی اولیه نیروهای شورشی و ارتش سفید. ژنرال‌های سفید گریگوری را به مناسبت سواد کمش از فرماندهی لشکر (ژنرالی – بدون درجه) به ستوانی (درجه‌ای که قبلا داشت) تنزل می‌دهند و گریگوری می‌پذیرد. اما چندی بعد به صف بلشویک‌ها می‌پیوندد و در نبردی با آنها همقطار می‌گردد. انقلاب بلشویک فرا می‌رسد و سربازان در دو دسته سفیدها و سرخها با هم مبارزه می‌کنند و به کشتن یکدیگر مبادرت می‌ورزند. حوادث موافق نیروهای شورشی و ارتش سفید نیست. آنها در برابر کمونیست‌ها شکست می‌خورند و عقب می‌نشینند و فرماندهانشان می‌گریزند. گریگوری وقتی می‌بیند سفیدها و سرخها چگونه اسیران یکدیگر را که هموطن هستند می‌کشند، دلزده و دلخسته عزم خانه و کاشانه می‌کند.

گریگوری به خانه می‌آید در حالی که پدرش، مادرش، برادرش، زن برادرش، پدرزنش و همسر قانونی اش را در طول داستان از دست داده‌ است. او امیدوار است که باز سر زمین برود و زندگی آرامی را به دور از جنگ و ویرانی و آدمکشی آغاز کند. اما غافل از اینکه همولایتی و دوست سابقش: «میخائیل کاشه ووی» که از ابتدا به سرخها پیوسته و هوادار متعصب و سرسخت کمونسیت‌ها شده بود و خواهر او را نیز به زنی گرفته و در منزل آنها ساکن شده بود، قصد دارد او را به این خاطر که ضد انقلابی است دستگیر و از بین ببرد ...

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

پاسخی بگذارید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد