دانلود کتاب دوازده خان هرکول | لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

خلاصه کتاب

اسباب و اثاثه اپارتمان هركول پوارو ، جديد و امروزي بود . همه چيز از تميزي می درخشيد . صندلی هاي راحتي با وجود چارگوش بودن و نداشتن انحنا ، كاملا راحت بودند . هركول پوارو با دقت بر روي يكي از اين صندلی ها نشسته بود . در مقابلش دكتر برتون بر روي صندلی ديگر لميده بود و با لذت یکی از نوشیدنی های پوآرو را مزه مزه می کرد . هیچ نظم و ترتیبی در ظاهر دکتر برتون دیده نمی شد. او چاق و نامنظم بود و پیشانی اش در زیر موهای سفید، بسیار قرمز به نظر می رسید. قهقه خنده اش مانند صدای سوت بود و عادت داشت چیزهای اطرافش را پر از خاکستر تنباکو کند. تلاش های پوآرو نیز با محاصره کردن او با جاسیگاری به نتیجه ای نرسیده بود. دکتر برتون پرسید: "چرا هرکول؟" "منظورتان اسم تعمید من است؟" "این که نمی تواند اسم تعمید باشد. کاملا غیرمسیحی و مشرکانه است. ولی چرا؟ خیلی دلم میخواهد بدانم. تخیلات پدر؟ خواسته مادر؟ دلایل خانوادگی؟ اگر درست یادم باشد - اخیرا ذهنم خوب کار نمی کند - شما برادری هم به اسم آشیل داشتید. مگر نه؟"...

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

پاسخی بگذارید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد