دردناک ترین داستان عالم | لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

اطلاعات کتاب

مجموعه ۱۰ داستان کوتاه به قلم زنده یاد فتح‌الله بی‌نیاز .

خلاصه کتاب

بخشی از کتاب : در بچگى همراه پدر و مادرم براى دیدن یکى از قوم و خویش‏ها به بندرعباس رفتم. آنجا، روزى که هوا خوب بود، مرد خانواده، ما و زن و بچه‏اش را سوار قایق ماهیگیریاش کرد و به دریا برد. او ما را روى دریا گرداند و در همان حال از دریا حرف زد و گفت: «گاهى وقت‏ها اولِ دریا خوبه، ولى دورتر که می‏ریم خیلى بد و بی‏رحم می‏شه.» و گفت به‏ همین دلیل نمیشود به‏ هیچ دریایى، حتى بهترین‏شان، اطمینان کرد. حدود یک ساعت، همچنان‏که آرام آرام پارو می‏زد، از دریا حرف زد تا این‏که خسته شد و از پاروزدن دست کشید. زنش سفره‏اى روى پاهایش پهن کرد تا نان و سبزى و پنیر و خرمایى را که با خود آورده بود، بین همه تقسیم کند...

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد