قتل در اسمان | لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

خلاصه کتاب

افتاب گرم پاییزی روی باند فرودگاه بورژه پهن شده بود و مسافران یکی پس از دیگری از پله های هواپیمای مسافربری پرومتئوس بالا می رفتند. قرار بود هواپیما تا دقایقی بعد به مقصد کرویدن پرواز کند. «جین گری» از اخرین کسانی بود که سوار هواپیما شد و سرجایش روی صندلی شماره 16 قرار گرفت . بعضی از مسافران از در میانی که در مجاورت اشپزخانه کوچک هواپیما واقع شده بود، گذشته و پس از عبور از مقابل دستشویی ها به بخش جلویی هواپیما رفته بودند. اکثر آنان سر جایشان نشسته بودند. همهمه ای از آنسوی راهرو به گوش می رسید . در میان صداهای مختلف ، صدای نسبتا بلند و نازک زنی شنیده میشد . صورت جین کمی درهم رفت . زیرا به خوبی می دانست صاحب صدا از چه نوع ادمهاییست.

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد