ما می مانیم | لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

برای حفظ حق کپی‌رایت، این کتاب بدون لینک دانلود قرار داده‌شده‌است. لطفا اگر قصد فروش کتاب‌های خود در لی‌لی‌بوک را دارید، از طریق فرم تماس با ما با ما در ارتباط باشید.

معرفی کتاب

ما ی مانیم م‍ج‍م‍وع‍ه‌ م‍ق‍الات‌ ده‍ه‌ ه‍ف‍ت‍اد مسعود بهنود نویسنده ، روزنامه‌نگار و فیلمساز ایرانی است . وی کارش را به عنوان روزنامه‌نگار از سال ۱۳۴۲ شروع کرد و آثاری در زمینه سیاست و تاریخ معاصر ایران نگاشته‌است. بهنود به‌عنوان یک روزنامه‌نگار در روزنامه‌های متفاوتی از جمله ایندگان و تهران مصور کار کرده‌است . او بیش از بیست روزنامه و مجله را بنیان نهاده‌است ، که هیچ یک از انها در حال حاضر منتشر نمی‌شوند . ازجمله فیلم‌های او می‌توان به حضور او به عنوان بازیگر و نویسنده در فیلم خانه عنکبوت اشاره کرد. بهنود در سال ۲۰۰۲ به بریتانیا مهاجرت کرد. او دو فرزند با نام‌های بامداد بهنود و نیما بهنود - که طراح لباس‌های ایرانی است - دارد. او از سال ۱۳۸۱ تاکنون در لندن زندگی می‌کند. و پس از راه اندازی شبکه تلوزیونی بی بی سی بخش فارسی با این شبکه مشغول همکاری است. پیش از این ، از صاحب این قلم دو مجموعه مقاله دیگر نیز منتشر شده، یکی دو حرف (1368) و دیگری حرف دیگر (1370) این یکی نیز در ابتدا مقرر بود که با عنوان حرف آسان انتشار یابد. اما آن مجموعه که آماده شده بود چندی در انتظار ماند. وقتی دوباره به صرافت گرداوری و چاپ آن افتادم، این بار نام مجموعه را ازادی گذاشتم . چرا که در بازنگری کشف کردم که در تمام مقالات - چه سیاسی و تاریخی، چه درباره ایران یا جهان و حتی در بیوگرافی ها و گزارش گونه ها – یک کلمه تکرار می شود: آزادی. اما این مجموعه هم دو سالی به دوران ماقبل دوم خرداد در قفسه های وزارت ارشاد اسلامی در انتظار صدور مجوز ماند و رخصت نیافت. این بار وقتی بعد از دوم خرداد 1376 به سراغ این مجموعه رفتم و مقالات تازه را بر آن افزودم، نامی دیگر خود به خود برگزیده شد ما می مانیم. چرا؟ انگار در مقاله ای با عنوان ما می مانیم که در همین مجموعه آمده، نویسنده دارد پاسخ صدها سئوالی را می دهد که به لحن ها و با کلمات متفاوت از او شده است. یکی می پرسد «چرا نرفتی؟» دیگری که « چرا برگشتی؟ » و ان یکی که «با این همه ناسزا چرا مانده ای ؟» و این سخنی است که بارها در این نزدیک بیست سال با خود به خود گفته ام «ما می مانیم» و هر چه زمان گذشته، بر این گفته مطمئن تر شده ام که « این جا خانه ماست به دعوت کسی نیامده ایم تا به عتابش برویم ...»

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد