دانلود کتاب خانوم از مسعود بهنود | لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

خانوم از مسعود بهنود

دانلود کتاب خانوم از مسعود بهنود
  کتاب خانوم از مسعود بهنود

Khanum

نام کتاب: خانوم

نویسنده: مسعود بهنود

انتشارات: علم

سال نشر: ۱۳۸۶

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۶۳۷ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۴٫۲ مگابایت

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۳۶۴-۱۲۷۸ هجری شمسی

مکان: ایران

“خانوم”، نوه دختری “مظفرالدین شاه” از ابتدای زندگی زیر تعلیمات خاله ناتنی و بزرگتر خود، “نزهت السلطنه” تبدیل به شاهزاده ای متفکر و به دور از خلقیات و عادات دیگر شاهزاده ها شد. مظفر الدین شاه بعد از امضای مشروطیت از دنیا می رود و بعد از او “محمدعلی شاه” به سلطنت می رسد. بعد از چند سال سلطنت و بعد از قیام های مشروطه خواهان، محمد علی شاه به همراه خانواده به باغ ادسا در روسیه فرار می کند.

مادرِ خانوم به خاطر همسر بی کفایتی که داشت، نگران سلامتی خانوم بود و او را به همراه برادرش به روسیه می فرستد. بعد از مهاجرت آنها به روسیه، احمد شاه به تخت سلطنت می نشیند؛ اما بعد از چند سال رضاخان پهلوی جای او را در ایران می گیرد و خانوم که معشوقه احمدشاه بوده، بعد از سالها در بیمارستانی در پاریس با او روبرو شده و شاهد مرگ او می شود. خانوم بعد از سالها زندگی در پاریس و روسیه و ترکیه (عثمانی) و در گیرودار جنگ جهانی دوم با یک مرد آلمانی ازدواج می کند. اما سرنوشت باعث جدایی این دو به دست سربازان آلمانی می شود و بار دیگر خانوم به ایران برمی گردد …

 

معرفی کتاب

خانوم نوشته مسعود بهنود داستانیست از سرگذشت خانوم، زنی از خاندان قاجار، نوه مظفرالدین شاه و خواهرزاده محمدعلی شاه. زنی که حالا دیگر زیر یک سنگ سیاه در وسط گورستان بزرگ تهران، گورستان امامزاده عبدالله خفته است و بر آن سنگ نوشته اند: «خانوم متولد: چهارم فروردین ۱۲۷۸- مرگ: چهارم آذر ۱۳۶۴»

خانوم زنی که در کودکی توسط خاله اش با دنیایی خارج از دنیای خاله زنکی زنان آن دوره آشنا می شود، کتاب می خواند، زبان می آموزد و هنرمند می شود، سپس خاله اش را از دست می دهد و برای فرار از دست اولین دیو زندگیش یعنی پدرش، همراه با کاروان محمد علی شاه به شوروی می گریزد. آواره می شود، انقلاب مشروطه ایران، انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷، فرار شاهان و خانواده شاهنشاهی ایران، روسیه و مصر، حرکت آتاتورک و به ریاست جمهوری رسیدن او، جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، ملی شدن صنعت نفت کشورمان به دست دکتر مصدق را به چشم می بیند.

خط سیر داستان:

خانوم، نوه دختری مظفرالدين شاه است و تنها فرزند پدر و مادرش. دوران کودکی او برابر است با حوادث اواخر دوران قاجار و خلع محمدعلی شاه و احمدشاه از سلطنت ایران. پدر او یک خان های مستبد و عیاش است که خانوم خاطره خوشی از او ندارد و مادر او زنی سر به راه و آرام که گرچه از شوهر و ظلم او به ستوه آمده؛ اما زندگی خود را با آرامش ادامه می دهد.

خانوم در ایام کودکی تحت تأثیر خاله کوچک خود، نزهت که دختری باسواد و روشنفکر است، از مسائل مملکت و محدودیتهای زنان آگاهی یافته و نزهت را راهنمای خود قرار داده است. در این میان که خانوم نامزد احمد میرزا ولیعهد است؛ اوضاع مملکت به هم ریخته، محمدعلی شاه از سلطنت خلع شده و قصد فرار دارد.

پدر خانوم به دنبال خواستگاری از نزهت و شنیدن جواب رد از او به خاطر انتقام گرفتن از وی، او و خانوم را مورد تجاوز قرار می دهد. این حادثه خودکشی نزهت را به دنبال دارد و در پی آن مادر خانوم برای اینکه او را برای همیشه از دسترس خان (پدر خانوم) دور بدارد، او را به خانواده سلطنتی می سپارد که با خود به ادسا ببرند و ملکه ایران حفاظت از او را به عهده می گیرد.

خانوم طی سال های متمادی خارج از ایران در ادسا یا بادکوبه تحت حمایت این خانواده زندگی می کند و سرانجام در بادکوبه به همسری شاهزاده ای ترک به نام “سعید پاشا” در می آید. اما این شاهزاده که علاقه ای به خانوم ندارد، در مقابل اعتماد او تمام اموالش را گرفته و تنها و سرگردان در فرانسه رهایش می کند. خانوم پس از طی مراحلی دوباره با خانواده سلطنتی همراه می شود.

سرانجام خانوم با فردی آلمانی به نام میشل ازدواج می کند و صاحب دختری به نام مریم می شود؛ اما خوشبختی او دیری نمی پاید؛ زیرا در جریان اشغال فرانسه توسط آلمان و اختلافاتی که بین دو کشور ایجاد می شود، خبر خودکشی شوهرش به او می رسد. خانوم به همراه دخترش مدتی در آلمان زندگی کرده، سپس به ایران باز می گردند. او هنوز به عنوان نوه مظفرالدين شاه، مقرری دارد و با دخترش در خانه ای بزرگ در شمال شهر تهران زندگی می کند.

پانزده سال پس از شنیدن خبر مرگ میشل، او که در زندان به سر می برده، بازمی گردد و خانوم را پیدا می کند. او به شدت الکلی و بیمار است، زندگی اش دیری دوام نمی آورد. پس از مرگ میشل خانوم همراه مریم به آمریکا می رود تا مریم درسش را بخواند. مریم در آنجا ازدواج می کند و صاحب دختری به نام ناناز می شود.

هنگام پیروزی انقلاب خانوم با دختر و نوه اش به ایران می آید و سال های آخر عمرش را در ایران به سر می برد. ناناز (نوه خانوم) پس از مرگ وی به آمریکا رفته، تحصیل می کند و در ردیف معروفترین خبرنگاران بین المللی قرار می گیرد و دنیا را با گزارش هایش تسخیر می کند. مریم نیز در حادثه یازدهم سپتامبر هنگامی که در یکی از برج های دوقلو در دفتر کار خود مشغول کار است کشته می شود و ناناز با همسر و دختری که نام خانوم را بر او گذاشته همچنان به زندگی و کار خود ادامه می دهد.

 

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

پاسخی بگذارید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد