دانلود کتاب سقوط 79 از پل اردمن | فروشگاه کتاب لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

سقوط ۷۹ از پل اردمن

دانلود کتاب سقوط ۷۹ از پل اردمن

  کتاب سقوط ۷۹ از پل اردمن

soghute 79

 

نام کتاب: سقوط ۷۹

نویسنده: پل اردمن

مترجم: حسین ابوترابیان

انتشارات: امیرکبیر

سال نشر: ۱۳۵۷

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۴۹۰ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۵٫۸۷ مگابایت

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۳۵۷ هجری شمسی (۱۹۷۹ میلادی)

مکان: ایران

دكتر “بيل هيچكاك” يك بانك دار امريكايی است كه در گذشته با موسسه ای واقع در “منلو پارك” همكاری داشته و جزو گروه انديشمندان آن بوده است و در زمينه مسائل اقتصاد بين المللی تحقيق می كرده است. وی توسط يكی از دوستانش كه جزو مشاوران وزير نفت حكومت عربستان سعودی است، به آنان معرفی می شود و به عنوان مستشار كل امور مالی آن كشور منصوب می گردد. وی در اندك مدتی موفق به سر و سامان دادن به وضعيت مالی سعودی ها می شود و جايگاهی در ميان تصميم گيران آن حكومت می يابد.

او (كه راوی و دانای كل رمان است) بلافاصله متوجه تقسيم بندی و تخاصم حاكمان عربستان می شود كه در يك طرف “ملك خالد”، “شاهزاده فهد” (وليعهد)، “عبدالعزيز” (وزير جنگ)، “شيخ زكی اليماني” (وزير نفت)، “القرشی” و … متكی بر گارد ملی عربستان و مستشاران آمريكايی اند و در طرف ديگر “شاهزاده عبدالله ” (وزير شيرين كردن آب دريا كه يك سمت تشريفاتی ست) و شش برادرش هستند كه تكيه بر كارگران يمنی و فلسطينی دارند كه در ضمن تعدادي از آنها را وارد ارتش كرده اند و با سرهنگ “معمر قذاقی” و رهبران عراق و الجزاير همكاری دارند .

دكتر هيچكاك همچنين متوجه تخاصم استراتژيك ايران و عربستان سعودی مي شود. شاه ایران ميل به افزايش سريع، ناگهانی و مداوم قيمت نفت برای تامين هزينه های بزرگترين ارتش بين اروپا و چين و طرح های عمرانی، صنعتی و متروی لوكس خود را دارد و هيأت حاكمه دومين كشور يعني سعودی ها اعتقاد به تثبيت و حتي كاهش قيت نفت دارند؛ زيرا كه هنوز نتوانسته اند برای خرج كردن ۲۵۰ ميليارد دلار مازاد درآمد نفتی خود راه حلی بيابند و از طرفي اعتقاد دارند كه مي بايست به اقتصاد ضعيف جهانی از اين راه كمك كرد و بالتمام زير پرچم آمريكا بروند.

دو كشور عمده توليد كننده نفت در خاورميانه و به تعبير يهوديان، “قلب زمين” در نهايت دو راه را بر می گزينند: شاه ايران و دستگاه امنيتی و وزير جنگ و فرمانده نيروي هوايی به سمت توليد “بمب اتم” با كمك دولتِ به ظاهر بی طرفِ سوييس و پدر بمب اتمی آن يعني “پروفسور هارتمن” می روند و سعودی های هم با نظر مستشاران آمريكايی خود و راوی داستان به سمت خارج نمودن كليه دارايی های خود از  نظام بانكی جهان و سرازير كردن آن به بانك های رو به ورشكستگیِ امريكایِ دهه هفتاد و انعقاد قراردادهای چند ساله فروش نفت با قيمت ثابت و منجمد با آمريكا در عوضِ خريد و تحويل تسليحات (به صورت خارج از نوبت كشورهای متقاضی خريد) برای رساندن توان تسليحاتی خود با ايران مي روند. حركت با سرعت افراطی در دو جهت و باندهای متضادی كه در نهايت جدالی پر هزينه برای دو كشور، منطقه و جهان را در بر دارد …

 

معرفی کتاب

اوایل سال ۱۹۷۷ میلادی (۱۳۵۵ هجری شمسی)  کتابی به نام The Crash of ’79 در آمریکا انتشار یافت که با استقبال عجیبی روبرو گردید و نسخه های آن، چنان سریع بفروش رفت که تعجب همگان را برانگیخت. این کتاب که هم اکنون ترجمه فارسی آن را تحت عنوان سقوط ۷۹ در پیش رو دارید، بعد از آن بسرعت در آمریکا و انگلستان تجدید چاپ شد و آنقدر مورد توجه قرار گرفت که تا نوامبر ۱۹۷۷ یعنی در کمتر از ۱۰ ماه به چاپ پانزدهم رسید و بیش از ۲ میلیون نسخه از آن بفروش رسید. بطوریکه تا مدتها در فهرست کتابهای پرفروش امریکا و انگلیس قرار داشت و مجله “تایم” آمریکا پس از ۲ ماه از این دوره، کتاب سقوط ۷۹ را بعنوان دومین کتاب پرفروش در لیست معروف کتابهای پرفروش هفته معرفی کرد.

مهمترین دلیل استقبال عجیب مردم از این کتاب، انتقادهای کوبنده ای است که که از نظام سرمایه داری غرب بعمل آورده و با دیدی روشن، همه مفاسد دنیای غرب را در قالب یک داستان تخیلی از پرده برون انداخته و حرص و خودخواهی و پول پرستیِ بانکداران، صاحبان صنایع، کمپانیهای نفتی و سیاستمداران مغرب زمین را به جهان نشان داده است؛ ولی نکته بسیار مهم دیگری که می تواند عامل اساسی توجه مردم به این کتاب باشد، وجود ایران بعنوان محل وقوع حوادث اصلی و حضور شاه ایران بصورت یکی از چهره های اصلی کتاب است. شايد جذاب ترين فراز “سقوط ۷۹″در آن سال ها اشاره صريح به سقوط محمدرضا شاه پهلوی، شاه قدر قدرتي است كه خود را مسلط به امور خاورميانه مي دانست و نه در مخيله او و نه در مخيله هيچ ايراني سقوطي آن چنان دهشتناك براي او در سال ۵۷ متصور نبود؛ اما در آناتي از جنسِ زمانِ ما، مسلما محورهايي ديگر از اين رمان براي ما برجسته مي شوند و در افق تاويل هاي ما قرار مي گيرند: رويارويي هاي خاورميانه، انرژي هاي اتمي اسلامي، لشكركشي ها و تباني ها براي تسلط بر شريان هاي نفتي و حل مسئله فلسطين و …

اما در این کتاب نویسنده با موذیگری خاصی، علاوه بر آنکه هدف اصلی خود در نوشتن این داستان، یعنی منزه جلوه دادن صهیونیسم را کاملا به نمایش گذاشته، ضمنا در قالب یک داستان تخیلی، ایران و عربستان را در یک جنگ اتمی درگیر کرده و با پیش کشیدن مسئله نفت و انرژی، سیستم بانک و سرمایه داری، و مناقشات اعراب و اسرائیل، داستانی آنچنان شیرین و جذاب آفریده که عده ای خوش خیال نیز حرفهای او را جدی گرفته و احتمالا تصور کرده اند که حوادث این کتاب در زمان خودش یعنی در مارس ۱۹۷۹ اتفاق خواهد افتاد.

سقوط ۷۹ از آن دست كتاب هايی ست كه به شدت به بازخوانیِ آنها نياز هست. ممكن است در نظر آورد كه اين رمان پركشش از اتاق های تدوين استراتژیِ جهانِ سرمايه داری به بيرون درز كرده است يا آنكه نكات فنی و علمی و آگاهی های منطقه ای و شناخت شناسی نسبت به افراد و سياست های دول كه در آن ذكر شده، حاصلِ كارِ مطالعاتیِ سرويس هایِ امنيتیِ غرب است كه اين ماده اوليه و خام با خيال پردازی های يك مولفِ محقق با استفاده و اتكا به روش های ژورناليستی صورت گرفته است. به هر حال آنچه پيش از هر چيز اين كتاب را پر جاذبه مي كند، پيش بيني شكست و سقوط شاه ايران در سال ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۷ هجری شمسی) و فروپاشی ايده تجديد حيات امپراطوری ساسانی توسط وی است. با آنكه از بين رفتن حكومت پهلوی در ۱۹۷۹ كاملا جلوه ای واقعی پيدا مي كند، اما قدر مسلم نحوه آن با رويداد تاريخي انقلاب فی نفسه بسيار متفاوت است.

ایران، عربستان سعودی و اسرائیل:

دو كشور عربستان سعودی و ايران، راسِ دو جريان بزرگ اسلامی يعني تسنن و تشيع هستند كه همواره طي تاريخ، تركيب جمعيتي اين دو جريان ۸۰ به ۲۰ بوده است . آمریکاییان به این دو كشور همچون دو قلعه مستحكم در برابر نفوذ، نشر و دست اندازی كمونيسم می نگرند. به گفته وزير نفت عربستان، تنها ضدِ خدا بودن كمونيسم براي مخالفت عربستان با کمونیسم كافی است و ايران هم توسط آمريكاييان تقويت و تجهيز شده تا هم درآمد نفتی سرشار آن مجددا به آمريكا (از طريق فروش سلاح، كالا و وجود مستشاران) برگردد و هم به نقطه ثباتی در آرامش بخشيدن به خليج فارس و خاورميانه بدل شود.

اما در تمام مواقع حدوث رمان، اين دو كشور بر اثر سياست های مخالف نفتی كه اساس حيات آنها و شاهرگ اقصاد جهانی است، به جدال و رقابت با هم می پردازند و از دشمن اصلی جهان اسلام يعني اسرائيل غافل می شوند. عنصر يهود، شبح وار در اين كتاب پرسه می زند و به مدد نفوذ در آمريكا و شخصيت های مرموز علمی و جنس های لطيفش از تهاجمات و آسيب ها مصون می ماند. اسرائيل ناظر بر زد و خورد خاورميانه اسلامی است و در اين ميان نه عربستانِ ضد يهود را با آنان كاری است و نه شاه ايران را كه به تعبير دكتر “بيل هيچكاك ” در ايران از احساسات ضد يهود خبری نيست و اين ايران بوده كه در جنگ اعراب و اسراييل با رساندن نفت و سوخت به يهوديان، آنان را از شكست حتمی نجات داده است.

با اين همه شاه ايران وقتي كه در ويلایِ “سن موريتس” با “اورسلا”، دختر يهودیِ “پروفسور هارتمن” (كه در شهر “رم” با “دكتر هيچكاك” آشنا شده و در ازای بيست هزار دلار يعنی بهای آزاد كردن دو يهودي شوروی و بردن آنها تا اسرائيل، خود را در  اختيار وی قرار داده و تا آخر رمان اين رابطه را با هيچكاك ادامه داده است) وارد بگو مگو و بحث می شود، در پاسخ به اهانت هایِ اورسلا به ساحت شاهانه و قدرت طلبی وی، او را “دخترك يهودی” خطاب می كند و بی التفات به اينكه “اورسلا ” دختر دانشمندی است كه در حال ساخت “بمب های اتمی” ايران است، می گويد:

«من شماها را خوب می شناسم، شما يهودی ها همه از يك قماش هستيد و كارتان هميشه ايجاد ناراحتی براي ديگران است. ولی مطمئن باشيد كه ديگر دوران شما به سررسيده و كاری از دستتان بر نمي آيد.»

راوی می خواهد اين طور بيان كند كه اين جملات از آنجا كه در اوج عصبانيت شاه ناشي از تحقير شدن وی توسط اورسلا است، به نيت باطنی شاه ايران نزديك است كه دل خوشی از اسرائيلی ها ندارد و اين گفته های ملوكانه با علم به آن است كه اورسلا بر روی پدرِ دانشمند خود نفوذ دارد و همانطور که پیشبینی می شود او پس از اين برخورد، همان شب از سن موريتس با خرمشهر (محل استقرار پدر و سايت هاي اتمي ايران) تماس مي گيرد و راپورت شاه را می دهد و گفته های او را درباره يهوديان نعل به نعل برای پدر تشريح می كند. اما پشت چهره و شخصيت ۶۲ ساله اين دانشمند سوييسی كه بسيار محتاطانه سعي مي كند از بحث های سياسي اجتناب ورزد و خود را غير سياسی نشان دهد، بدون شك اهداف غريبی نهفته است. او بیجهت اين سمت را در ايران نپذيرفته است. هارتمن، شوهر يك زن يهودی سوييسی است كه به دست آلمان ها می افتد و دچار مرارت مي شود، به همين سبب هارتمن از “نازی ها” و به طبع از “عرب ها” كه جايگزينِ نازي ها در تخاصم با اسراييل شده اند، متنفر است و حاضر می شود تا با كمك دوستِ دانشمندِ اسراييلی اش، “بن لوی ” شاه ايران را براي اتمی شدن و نابود كردن اعراب ياری رساند. وی در بحبوحه دلتنگي ها و ايراد گيری هاي دختر بوالهوسش در خرمشهر، جمله كليدی “اگر مادرت بود خوب مي فهميد” را تحويل اورسلا می دهد كه حاكی از نيت درونيش است.

هر چند كه در “سقوط ۷۹″، اورسلا صرفا نقشي “جنسي ـ عاطفي” با راوی (دکتر بیل هیچکاک) دارد؛ اما بدون آنكه راوی ذكر كند يا در وجود اين دختر ببيند، می شود حدس زد كه وی (با علائقِ مفرط قومی و نژادی اش) جاسوسه ای باشد كه سرويس های اطلاعاتیِ اسرائيل حتی بدون آنكه ردی در روايت برجا بگذارند، به سر راه تئوريسينِ اقتصادیِ عربستانی ها قرار داده اند تا در وی نفوذ نمايند. راوی هجمه و سخره بي رحمانه ای را به ايرانِ قدرت طلب، سعودی هایِ ناكاربلد و سيستم سرمايه داری غرب و حاكمان آن مي نمايد؛ اما كمترين انتقادها را متوجه  اسراييلی ها می كند و علیرغم آنكه بخش اعظم داستان در خاورميانه مي گذرد و يا مربوط به وقايع آن است، كمتر پای اسراييلی ها به وسط كشيده می شود.

پيشگويي هاي تاريخیِ داستان:

از آنجا كه اصولا “پروتكل های صهيون” ادعای نگاه بلند مدت و استراتژيك را دارند و وقايع پيشگويانه عجيبی در “سقوط ۷۹″ذكر می شود كه در روزگار ما به تحقق پيوسته اند، مي توان شائبه تاثيرگيری راوی از اين پروتكل ها و برنامه های يهود را نيز متصور شد. وقايعی كه پس از انتشار اين كتاب به صورت تاريخی محقق می شوند و به نوعی در كتاب ذكری از آنها (شايد با صورت متفاوت به ميان آمده است) چنين می باشد:

سقوط محمدرضا شاه پهلوی و نابودی ايده احياء عظمت امپراطوری ساسانی در سال ۱۹۷۹ میلادی

جنگ ايران و عراق با پشتيبانی آمريكا

اشغالِ كويت توسط عراق

نظارت سرسختانه آژانس بين المللی انرژی اتمی بر فعاليت های ايران از طريق حضور در اين كشور

اتمی شدن ايران 

درگيری های دو نظر عمده در اوپك مبنی بر افزايش يا تثبيت آن كه هم اكنون نيز در جريان است و ايده های دوم را همواره سعودی ها حامی بوده اند.

بلوكه كردن دارايی های كشورهای متخاصم و كسانی كه در جهت خلاف مصالح و منافع ملی ايالات متحده حركت مي كند؛ يعني عبارتِ “سی كوئستر شيپ” و قانون شماره ۸۷۷۵ كه شاه ايران از ضبط كردن مكالمه نخست وزير فرانسه و وزير دارايی آن كشور به آن پی مي برد و پس از آنكه پیجویِ معنای آن مي شود، مي فهمد كه آمريكايی ها برای جلوگيری كردن از خروج ناگهانی سرمايه و سپرده كشورهای مخالف خود قانونی به اين نام را پيش بينی كرده اند. او درگير جنگ و سپس فروپاشی می شود؛ اما خطری را كه حس كرده، بعد از فروپاشی در عالم واقع برای ايران بوجود می آيد؛ يعنی بلوكه كردن اموال ايران در بانک های آمريكا تا هم اكنون باقی است. موضوع بلوكه كردن پول ايران از اشارات مهم نهفته در اين متن است كه در آخر ماجرا و پس از گره گشايی ها از روايت به روی خواننده و مخاطب فهيم آشكارا چشمك مي زند.

بن مايه های مذهبی و خطر بنيادگرايی اسلامی و تروريسم؛ هرچند كه راوی با زبر دستی سعي دارد تا در روايت ايران و ايرانيان بالاخص حاكمانش نقش مليت را پررنگ كند و نيز در  توصيف سعودی ها فرهنگ بدوی و عشيره ای را بزرگ نمايي كند، اما  چند نشانه ظريف در متن از برقراری بن مايه های مذهبی در مقامات سطح بالای ايران و سعودی برجای می گذارد.

هر چند كه “القرشی” فرستاه سعودی ها براي جذب ” هيچكاك”، با وی همپياله می شود و شراب می نوشد؛ اما وزير نفت عربستان در سفرهای متعدد با راوی شراب نمي نوشد و همواره آنان را در اين آرزو باقي می گذارد بی آنكه اشاره ای به حرمت شراب نوشيدن كند. به طوري كه وی حتی در مجاورت روسای چهار كمپاني نفتی بزرگ دنيا كه از دوستان وی محسوب مي شوند، شراب نمی خورد و برای وی در يك رای گيری صوری دموكراتيك و با تبانی قبلي قهوه و چای مي آورند. يك جا نيز اشاره به نماز خواندن وی مي شود.

از طرفی ” فوزی تهراني”، ريس ساواک هم در مسافرت به سوييس برای جذب “هارتمن” و مذاكره با شركت “روش بولينگر” (كه در تمام دنيا به خاطر ساختن توربين، مولد، كارخانه برق و مخصوصا راكتورهای بزرگ اتمی شهرت فراوانی داشت) در شب ورود به هتل، ابتدا نمازش را می خواند و سپس برای استراحت وارد رختخواب مي شود. همان طور كه ملاحظه می كنيد ، تهرانی در “عمليات ساساني” كه  بسيار خطير است و البته به دليل وجود مطامع مادی و جنسی بسيار وسوسه كننده است به طوري كه او در اين سفر با شاهدی كه سكرتر رييس “روش بولينگر ” است وصل مي شود و بعدها او را براي شاه ايران در “سن موريتس” پيشكش مي كند، با اين همه پيش از خوابيدن نماز مي خواند. رييس يك گشتاپوی شخصی پرقدرت كه جزو برترين سرويس هاي امنيتی دنياست، رفتاري بسيار عجيب و باور نكردني دارد.

يا اينكه وقتی فرمانده نيروی هوايی با پروفسور هارتمن نقشه حمله اتمی به عربستان را مطرح می كند، از او می پرسد كه آيا به طور مثال می شود مكه را مورد هدف قرار داد بدون آنكه به اماكن مقدس آن صدمه ای وارد شود و پاسخ مثبت دريافت مي دارد. كه در هر يك از اين نشانه ها سعي روای را در وجود بن مايه های مذهبی ـ هرچند به صورت خفيف ـ در اين سه عنصر خطرناك ايرانی و سعودی نشان می دهد و اين بن مايه ها در جريان روايت پيوندی نامريی با قذافی پيدا مي كنند. به تعبيرِ کتاب:

«همان ديوانه ليبيايی كه فقط عاشق ترور و  وحشت در بين ملت ها بود و برايش از اين نظر مسيحی و عرب و يهودی هيچ فرقی نمی كرد.»

اين توصيف ها وقتی كامل مي شود كه ذكر می شود قذافی از مبارزان لبنان، ايرلند شمالی، مالت و پرتقال تجليل مي كند. به اين صورت كه وی پس از فاش شدن اتحاد نفتی عربستان و آمريكا با تشكيل فوری اجلاس “اوپك” در “طرابلس” خطاب به نمايندگان بقيه كشورهای توليد كننده نفت چنين عنوان می دارد:

«… سعودی ها با اينكه در حال حاضر خود را به صورت يكی از اقمار آمريكا در آورده اند، ولي مطمئنم كه هيچ يك از افراد ملت عربستان چنين ننگی را تحمل نخواهند كرد؛ زيرا اين برنامه فقط طبق خواسته چهار نفر از عوامل امپرياليسم آمريكا يعنی “خالد” و “فهد” و “يمانی” و  “عبدالعزيز” اجرا شده و مردم عربستان سعودی جز با فشار حكومت ، راضی به پذيرفتن آن نبوده اند و حكومت آمريكا هم كه با اين عمل خود به ديگر كشورهای عضو اوپك اعلان جنگ داده، بايد بداند كه محال است بتواند در اين جنگ پيروز شود و امپرياليسم در پشت هر نقابی كه خود را مخفی كند، بالاخره شناخته و نابود خواهد شد. ما علنا اين موضوع را در لبنان، ايرلند شمالي، پرتقال و مالت مشاهده كرده و توجه داشته ايم كه چگونه توده های خلق ، امريكايي های غاصب و عوامل مزدور آنها را سر به نيست كرده اند، و الان به شما می گويم كه اعضای هيات حاكمه عربستان هم در مرحله بعدی قرار داشته و كسانی هستند كه بايستی به آنها درس خوبی بدهيم. آنها به جامعه مقدس عرب خيانت كرده اند …»

سه نشانه پيش گفته و نطق قذافي بخوبي نشان دهنده امكان بوجود آمدن خطر “بنيادگرايي اسلامي” و پس از آن “تروريسم” توسط كشورهاي اسلامي است كه اين استدلال پس از حادثه ۱۱ سپتامبر بهانه امريكا براي لشكركشي به دو كشور اسلامي افعانستان و عراق و لانه كردن در خليج فارس، نبض تپنده ي جريان نفت دنياست. بهانه اي كه از آن جنگ با تروريسم در هر كجاي دنيا ولو به صورت پيشگيرانه، دكترين كنوني هيات حاكمه كاخ سفيد است.

 

اطلاعات کتاب

• کتاب سقوط ۷۹ ترجمه ای است از کتاب The Crash of ’79 (به فارسی: سقوط ۷۹) نوشته پل اردمن که نخستین بار سال ۱۹۷۷ در آمریکا منتشر شد.

 

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد