دانلود کتاب مجمع الجزایر گولاگ (جلد اول) از الکساندر سولژنیتسین | فروشگاه کتاب لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

مجمع الجزایر گولاگ (جلد اول) از الکساندر سولژنیتسین

دانلود کتاب مجمع الجزایر گولاگ (جلد اول) از الکساندر سولژنیتسین
  کتاب مجمع الجزایر گولاگ (جلد اول) از الکساندر سولژنیتسین

Majmaoljazaiere Gulaggo2

 

نام کتاب: مجمع الجزایر گولاگ (جلد اول)

نویسنده: الکساندر سولژنیتسین

مترجم: عبدالله توکل

انتشارات: سروش

سال نشر: ۱۳۶۶

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۷۹۷ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۲۳٫۲ مگابایت

 

مقدمه

Gulag camp 1

گولاگ مخفف اصطلاح روسی Glavnoye upravlyeniye ispravityel’no-trudovih lagyeryey i koloniy است که به انگلیسی Chief Administration of Corrective Labor Camps and Colonies ترجمه شده و به فارسی تقریبا به معنی ریاست اداره اردوگاه‌ و مجتمع‌های کار تائدیبی می‌باشد.

اردوگاه هاي کارِ اجباري موسوم به گولاگ در اتحاد جماهير شوروي سابق بعد از انقلاب سال ۱۹۱۷ به وجود آمدند و در اوايل دهه ۳۰ ميلادي گسترش يافتند. این اردوگاه ها در بدترين شرايط آب و هوايي بنا شده بودند. ولادیمیر لنین، رهبر انقلاب بلشویکی سال ۱۹۱۷ در روسیه، با قلم خودش ماده ۵۸ قانون مجازات عمومی را تدوین کرد که براساس آن گولاگ استالینی پایه ریزی شد. مرزهاي گولاگ از قطب شمال تا شرق سيبري – يعني دور افتاده ترين مناطق اتحاد جماهير شوروي از قبيل سرزمين سردسير و يخبندان سيبري، استپ هاي قزاقستان و بيابان هاي ترکمنستان – کشيده شده بود.

Gulag camp 2

بعد از به قدرت رسيدن ژوزف استالين تقريباً سه چهارم افسران و تمام مقام هاي بالا رتبه کمونيست و همراهان لنين به جرم خيانت اعدام شدند و بعضي ها با يک درجه تخفيف براي کار اجباري به اردوگاه گولاگ فرستاده شده و حتي خانواده هاي آنها هم زنداني شدند. اگرچه زنداني ها براي مقاصد مختلف اقتصادي به اين اردوگاه ها فرستاده مي شدند؛ اما به دليل ضعف جسماني شان و همين طور شرايط بد آب و هوايي و کمبود آب و غذا و در نتيجه مرگ بسياري از آنها، کار کردن اين تبعيدي ها هيچ سودي به حال اقتصاد شوروي سابق نداشت.

مسئولان اردوگاه گولاگ از اين زنداني ها ۱۴ ساعت در بدترين شرايط آب و هوايي بيگاري مي کشيدند. تعدادي از آنها مجبور بودند با تبر درخت ها را قطع کنند و در سرماي طاقت فرسا يخ هاي زمين را بشکنند و گودال حفر کنند. تعدادي ديگر هم در بدترين شرايط کاري به معادن فرستاده مي شدند و بايد با دست خالي زغال سنگ و مس استخراج مي کردند. بيشتر اين زنداني ها به دليل تنفس گرد و غبار داخل معادن دچار بيماري هاي سخت ريوي مي شدند و نه تنها به آنها رسيدگي نمي شد، بلکه غذاي کافي هم به اين تبعيدي ها داده نمي شد. از نظر مقامات روسي، اين زنداني ها داراي کمترين ارزش بودند و سرنوشت کارگراني که از گرسنگي، سرما و کار سخت جان مي دادند، براي آنها مهم نبود و پس از مرگ يک يا چند نفر از آنها، فوراً نيروهاي جديد تازه نفس که سرنوشتي شوم مثل بقيه تبعيدي ها داشتند جايگزينشان مي شدند.

بين پروژه هاي اقتصادي اي که اتحاد جماهير شوروي با استفاده از کارگران گولاگ ساخت و آنها را عملي کرد، اسم کانال درياي بالتيک به چشم مي خورد که بين سال هاي ۱۹۳۱ و ۱۹۳۳ ساخته شد؛ کانال درياي بالتيک در حقيقت اولين پروژه اين اردوگاه کار اجباري به شمار مي رود. براي ساختن اين کانال ۲۲۶ کيلومتري از ۱۰۰ هزار زنداني استفاده مي شد. براي حفر اين کانال طولاني کمترين تجهيزات ممکن مثل بيل و کلنگ و چرخ دستي ساده در اختيار زنداني ها قرار داده شد و ۲۰ ماه طول کشيد تا آنها با همين وسايل ابتدايي توانستند کانال بالتيک را بسازند. نکته جالب اينجاست که بعد از پايان حفر اين کانال، سران اتحاد جماهير شوروي و ايالت متحده آمريکا بدون کوچک ترين توجهي به زير پا گذاشتن حقوق انساني پايان اين پروژه را جشن گرفتند؛درحالي که کانال بالتيک قتلگاه زنداني هاي بي شماري بود که در حال ساخت آن جان خود را از دست داده بودند.

کوليما از ديگر مکان هايي بود که زندانيان اردوگاه گولاگ با شنيدن نام آن لرزه بر اندامشان مي افتاد. کوليما به سردترين نقطه کره زمين مشهور است و سرماي هوا در آنجا به اندازه اي است که يک ضرب المثل قديمي که اتفاقاً بين زنداني ها هم رواج زيادي پيدا کرده بود اين بود: «در کوليما ۱۲ ماه از سال زمستان است و باقي تابستان!»

براي رسيدن به کوليما کارگران مجبور بودند ابتدا با قطار سفر کنند تا به ساحل اقيانوس آرام برسند و ماه ها در آنجا انتظار بکشند تا يخ ها آب شوند. بعد از آب شدن يخ ها، کارگران سوارکشتي مي شدند تا به ژاپن و از آنجا رودخانه کوليما و بعد به مقصد نهايي خود- يعني معدن طلاي کوليما- برسند. شرايط کار در اين معدن آن قدر سخت و طاقت فرسا بود که کمتر کسي مي توانست از آن جان سالم به در ببرد.

آمار ساکنان گولاگ:

Gulag camp 3

از سال ۱۹۲۹ میلادی تا ۱۹۵۳ حدود ۱۴ میلیون مردم روسیه محکوم به کار اجباری شدند که بعدها نیز حدود ۶ الی ۷ میلیون اضافه شد. ساکنان سالیانه این اردوگاه‌ها بین ۵۱۰٬۳۰۷ (سال ۱۹۳۴ میلادی) تا ۱٬۷۲۷٬۹۷۰ (سال ۱۹۵۳ میلادی) متغیر بوده است. اکثر این افراد در اصل بی‌گناه بودند یا خطایی جزیی داشتند. در آن زمان هر مخالفتی با حزب سرخ حاکمه، حکم اعدام را داشت. گاه توطئه خبرچینی علیه افراد یا اخبار غلط همسایه‌ها یا حتی غیبت غیر موجه از کار یا خطای جزیی آماری در شمارش اجناس یا گفتن یک جک ضد کمونیسم، حکم اعزام به گولاگ را داشت.

افشای وجود گولاگ:

در شب ۲۴ فوریه سال ۱۹۵۶ میلادی، درجلسه کنگره بیستم حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، خروشچف در یک سخنرانی محرمانه در یک گزارش چهار ساعته جنایات استالین را آشکارا محکوم نمود و وجود گولاگ‌ها را مایه شرم و نهایت بی رحمی خواند. بعد از آن، آزادی و رجوع بازماندگان گولاگ‌ها به جامعه و موقعیت قبلی مهیا شد.

عملیات های عمرانی گولاگ:

• ساخت کانال دریای سفید-بالتیک سال ۱۹۳۳-۱۹۳۱

• جاده و راهسازی در باتلاق‌های تایگا و سیبری بطول ۲۰۰۰ کیلومتر

• استخراج معادن ذغال سنگ و اورانیوم

• راه آهن سراسری اتحاد شوروی

• مترو مسکو

• پناهگاه‌های زیرزمینی

• تاسیس و راه اندازی کالخوزها (مزارع شوراها)

ادبیات داستانی گولاگ:

گولاگ در دنیای ادبیات نیز راه خود را پیدا کرده است. تنی چند از نویسندگان پیرامون گولاگ آثار باارزشی خلق کرده اند که برای آشنایی خوانندگان با فضای مخوف و سیستم بیرحمِ این اردوگاه ها بسیار مفید است.

یکی از معروفترین این نویسندگان که چندین اثر با این موضوعیت به رشته تحریر درآورده است، الکساندر سولژنیتسین است. کتاب یک روز در زندگی ایوان دنیسوویچ نوشته این نویسنده بزرگ روس، برای اولین بار در سال ۱۹۶۲، جزییات نظام اردوگاهی در شوروی سابق را افشا کرد. سولژنیتسین با انتشار خاطرات دوران اقامت پنج ساله اش در اردوگاه کار اجباری کاراگاندا پرده از یک راز تقریبا ۵۰ ساله برداشت. بنا به گفته سولژنیتسین در فاصله سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۵۳ بین چهل تا پنجاه میلیون نفر از اهالی شوروی در گولاگ های این کشور زندانی بودند که اکثریت آنها نیز جان خود را از دست دادند. کتاب دیگر سولژنیتسین با عنوان مجمع الجزایر گولاگ در سال ۱۹۷۳ در فرانسه منتشر شد و نام گولاگ را در غرب بر سرِ زبان ها انداخت.

از دیگر آثار مشهور ادبی در این زمینه می توان به کتاب فرار از سیبری نوشته یوزف مارتین باوئر، نویسنده آلمانی اشاره کرد. این کتاب در سال ۱۹۵۵ در آلمان منتشر گردید و به یکی از کتابهای پر فروش تبدیل شد. تابحال ۱۲ میلیون نسخه از آن فروش رفته و به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شده است. کتاب براساس داستان واقعی شخصی به نام “کرنلیوس رُست” نوشته شده است که به منظور شناسایی نشدن توسط سازمان KGB (کا.گ.ب-کمیته امنیت دولتی اتحاد جماهیر شوروی سابق) از اسم مستعار “کلمنز فارل” استفاده کرده بود.

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۹۵۶-۱۹۱۸ میلادی
مکان: روسیه
مردم چگونه به این مجمع الجزایرِ پشت پرده می روند؟ در هر ساعتی وسیله حمل و نقلی از هواپیما و قطار گرفته تا کشتی، به سویش به راه می افتد. اما هیچیک از این وسایل حمل و نقل، لوحه ای ندارد که خبر از مقصد بدهدو کارکنان گیشه های بلیط فروشی یا کارکنان دوایر و دستگاههای مسافرت و سیاحت درون مرزی، در صورتی که بلیطی به مقصد آنجا بخواهید گرفتار تعجب می شوند؛ زیرا که نه از مجموعه این جزایر خبری دارند و نه چیزی درباره یکی از جزایر بیشمار این مجمع الجزایر می دانند …

 

معرفی کتاب

مجمع الجزایر گولاگ مجموعه تحقیقاتی هنری- تاریخی الکساندر سولژنیتسین، نویسنده روسی برنده جایزه نوبل درباره رژِیم سرکوب کننده شوروی در سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۵۶ می‌باشد. او این کتاب سه جلدی را براساس شواهد عینی، تحقیقات مستند درجه اول و همچنین از خاطراتی که خود در زندان های گولاگ داشت، خلق کرد. انتشار این کتاب باعث آشنایی دنیای غرب با سیستم مخوف گولاگ گردید. او کتاب خود را به تمام جانباختگان اردوگاه های کار اجباری روسیه تقدیم کرد:

«تقدیم به آنان که چندان زنده نماندند که این حکایتها را بازگویند. و باشد که از سر تقصیر من که همه چیز را ندیدم، همه چیز را به خاطر نسپردم، همه را به فراست درنیافتم، درگذرند. سالها، به اکراه از نشر این کتاب که کار نوشتنش اختمام یافته بود، خودداری کردم. تکلیف در برابر آنان که هنوز در قید حیات بودند، از تکلیفی که در قبال مردگان به گردن داشتم، سبق می‌برد. اما امروز که به هر حال، دستگاه امنیت کشور کتاب را ضبط کرده است، دیگر جز اینکه بی‌درنگ در مقام انتشارش برآیم هیچ راهی ندارم.»

سولژنیستین، مخالف همیشگی استالین و استالینیسم، طبق بند ۱۰ و ۱۲ ماده ۵۸  قانون مجازات در شوروی سابق، با عنوان “تشویش افكار عمومی”، سال های سال توی اردوگاه های كار اجباری سیبری، گذراند و بعد از آن را در تبعید به سر برد و سال ها به این ترتیب گذشت و رسید به مرحله ای كه باید بابت آثار بی بدیلش، نوبل ادبیات می گرفت. جایزه ای كه بی شك، برای شاهكارش، كم ترین حساب می شود. او در این كتاب تقریبا هشتصد صفحه ای، به خوبی وضعیت روسیه را در دوره ی جنگ دوّم جهانی بیان می كند و آن گاه نحوه ی گرفتاری خودش را بیان می كند و می گوید چگونه در حالی كه یك افسر ارتش درجبهه ی جنگ بوده، فقط و فقط به خاطر یك نامه نگاری ساده به دوستش و چند جمله ای راجب استالین، درجه هایش،‌ اسلحه ی كمری اش و نشان هایش را گرفته و او را به زندانی كه شروع كننده دوران همواره سختی و آوارگی اش در زندان های متعدّد بوده، رهنمون می شوند.

سولژنیستین، برای بیان ویژگی های زندان های استالینی، شرایط سخت زندانی ها، اردوگاه های كار، سرما و … از خاطرات خودش، استفاده می كند و آن چه را بر سرش رفته و زجر و دردهایش را به ریز و‌ مفصّل می نویسد. و اطّلاعات خوبی دارد. مثال های خوبی می زند. بر فرض وقتی راجب نوع محكومیت ها و نوع حكمی كه برای زندانی نگون بخت صادر می شود، می نویسد، از نمونه های عینی جامعه استفاده می كند و اسم و مشخّصات آن ها را دقیق و گویا، بیان می كند. او در یكی از تلخ ترین جمله های كتاب، این گونه می گوید:

«در این جا ما همه نمی میریم؛ امّا تغییر می كنیم.»

تحریر و انتشار کتاب:

سولژنیستین، مجمع الجزایر گولاگ را بین سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۶۸ نوشت. کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۷۳ و در فرانسه (به خاطر محتوای ضد کمونیستی آن) منتشر شد. سپس به صورت مخفی و از طریق انتشارات زیرزمینی در روسیه نمایان گردید و دست به دست گشت تا اینکه در سال ۱۹۸۹ در مجله ادبی Novy Mir منتشر شد.

عنوان کتاب:

عنوان اصلی کتاب Архипелаг ГУЛАГ است. کلمه روسی Архипелаг در انگلیسی معادل archipelago و در فارسی به معنای مجمع الجزایر است. کلمه مجمع الجزایر درواقع سیستم کار اجباری را که در سرتاسر روسیه گسترده شده بود، همچون زنجیره ای از جزایر در نظر می گیرد که تنها برای کسانی آشناست که ناخواسته مجبور به بازدید از آنجا شده باشند.

 

اطلاعات کتاب

کتاب مجمع الجزایر گولاگ ترجمه ای است از کتاب Архипелаг ГУЛАГ (به فارسی: مجمع الجزایر گولاگ) نوشته الکساندر سولژنیتسین که نخستین بار سال ۱۹۷۳ توسط انتشارات Éditions du Seuil در فرانسه منتشر شد.

 

مجموعه مجمع الجزایر گولاگ

مجموعه مجمع الجزایر گولاگ در هفت بخش و سه جلد نگاشته شده است. جلد اول شامل بخش اول و دوم، جلد دوم شامل بخش سه و چهار و جلد سوم شامل بخشهای پنج، شش و هفت می باشد.

این مجموعه که اسناد و مدارک و شواهد آن به دستور شخص خروشچف برای تدوین تاریخ حکومت شوراها و ره‌آوردهای جانگداز و نکبت‌بار کمونیسم برای ملت روس و ملل دیگر روسیه گردآوری شده است، اکنون به همه زبانها برگردانده شده است و در همه کشورهای جهان ـ جز کشورهایی که در چنگ کمونیسم گرفتار هستند ـ انتشار یافته است و روی‌همرفته، یادنامه میلیونها انسانی است که رنج بردند و طعمه مرگ شدند. گزارشی است که از گرداب خشم و طعنه و ترحم سرچشمه گرفته است.

جلد اول مجمع‌الجزایر گولاگ ما را در دهلیز جهنم، در آستانه جهنم رها می‌کند. سولژنیتسین در جلد دوم ما را به اعماق جهنم و به بازداشتگاه‌های مرگ می‌برد (که خود، پس از بازداشتش در سال ۱۹۴۵، مدت هشت سال در آن به سر برده است) و شرح “کشتار از طریق کار” یا “کشتار به وسیله کار” می پردازد، توضیح آنکه اکثر مردمی که بازداشت می‌شوند برای آن به زندانها و بازداشتگاههای مجمع‌الجزایر گولاگ فرستاده می‌شوند که حکومت شوراها به کارگران بی‌مزد و بی‌مواجب احتیاج دارد. شکنجه‌ها بدین گونه آغاز می‌شود و همین انسانها هستند که به جای اسب به گاریها و به جای سگ به درشکه‌های برفی بسته می‌شوند تا بار ببرند و بار بیاورند. سولژنیتسین، در اینجا تاریخچه مجمع‌الجزایر را با تفصیل بسیار ـ از آغاز تا پایان ـ شرح می‌دهد، از زندگی روزانه زندانیان، از زنان زندانی و سرنوشت بسیار تلخ این زنان، و از ملتی به نام زک‌ها (Zeks) (زندانیان) حرف می‌زند و آنگاه شاهد عروج مذهبی و روحانی خود سولژنیتسین می‌شویم.

در جلد دوم مجمع‌الجزایر گولاگ به قلب تاریخ و جغرافیای مجمع‌الجزایر می‌رویم، شاهد سر بر آوردن مجمع‌الجزایر از دریا، شاهد تحکیم و تولیدمثل و تکثیر آن در سطح کشوری می‌شویم که سرانجام خودش به نوعی حومه بیکران بازداشتگاهها و اردوگاه‌هایی تبدیل می‌شود و در اینجا، با کشوری آشنا می‌شویم که در سایه کار کشتارگونه، ملت تازه‌ای به نام ملت بردگان، زندگی می‌کند و کم‌کم آغشته رسوم و اخلاق و اصطلاحهای این بردگان (زندانیان) می‌شود.

جلد دوم مجمع‌الجزایر گولاگ، “فرهنگ” بازداشتگاههای مرگ است که دهها سال در میان دهها میلیون بومی مجمع‌الجزایر پابرجا مانده است، مجمع‌الجزایری که برای خودش آیینها و قاعده‌ها و قانونها و روایتها و طبقه‌ها و سلسله‌مراتبی دارد ـ و این بومیان مجمع‌الجزایر، همان زک‌ها هستند، قومی که در تاریخ منحصر به فرد است، و یگانه قومی است که به سرعت نابود می‌شود و با همان سرعت هم تکثر می‌یابد و تولید مثل می‌کند، زیرا امواج پیاپی بازداشتهای فشرده و “گروهی” به سوی مجمع‌الجزایر روان هستند. برای انسانی که از این مهلکه جسته است و می‌خواهد به تنهایی به توصیف چنین دهشتهایی بپردازد، اتمام چنین کاری محال است؛ اما با این همه، سولژنیتسین به دنبال حرفهایش چنین می‌گوید:

«برای آنکه بدانیم دریا چه مزه‌ای دارد، به جرعه‌ای بیش احتیاج نیست.»

جلد سوم مجمع‌الجزایر، جلد آخرین اثری است که چون بنای فناناپذیری به یاد میلیونها قربانی استبداد در اتحاد شوروی برافراشته شده است. سولژنیتسین در اینجا به بررسی واپسین دوره فرمانروایی استالین و فرمانروایی جانشینانش می‌پردازد. یک ربع قرن پس از آنکه انقلاب، زندانهای با اعمال شاقه را از میان برد، این زندانها و بازداشتگاه‌ها چگونه از نو پدید آمدند و چه شد که به زودی با بازداشتگاههای ویژه‌ای که به سیاسیها اختصاص داشتند و هر زندانی ، در آن، مثل بازداشتگاههای نازیها، برای خودش نمره داشت، در آمیختند و یکی شدند. و این کارها درست دو سه سال پس از دادگاه نورنبرگ انجام گرفت، در صورتی که بشریت آه از دل بر می‌آورد و چنین می‌گفت: «چنین چیزی هرگز دیگر پدید نخواهد آمد!» و امروز مورخ مارکسیستی که می‌خواهد مسئولیت سرنوشت قربانیان را به گردن قربانیان بیندازد، این سوال را به میان می‌آورد: «چرا هیچ مقاومتی نشان ندادید؟». سولژنیتسین در اینجا فرصت را غنیمت می‌شمارد و با شرح تاریخچه خارق‌العاده فرارها، اعتصابها و شورشها و عصیانهای سرشار از حماسه‌ای که در تاریخ بازداشتگاههای شوروی در دوره پس از جنگ، روی داده است و تاکنون هیچ کسی از آن خبر نداشته است، به این سوال جواب می‌دهد.

در جلد سوم مسئله دیگری هم به میان می‌آید: آیا مرگ استالین به عمر گولاگ پایان داد؟ سولژنیتسین جواب می‌دهد که مطلقا چنین چیزی نیست و نظام بازداشتگاهها بسی سخت‌تر شده و خشونت بس بیشتری پیدا کرده است و آن تبعید درون مرزی که در جریان تصفیه گولاگ‌ها گریبان ۱۵ میلیون دهقان را گرفت، و بعد گریبان ملیتهایی را گرفت و همه‌شان را به دیار نیستی فرستاد، اکنون روش معمول و تعمیم یافته‌ای برای از سر باز کردن و دور کردن عناصر ناسازگار شده است . سولژنیتسین می‌گوید که بسیاری از قهرمانهای بی‌نام و نشانی که در این کتاب هستند و هنوز نمرده‌اند، همچنان در بازداشتگاههای مجمع‌الجزایر به سر می‌برند.

خلاصه، مجموعه مجمع‌الجزایر گولاگ شرح یکی از دهشت‌بارترین جنایتهایی است که تاکنون در تاریخ جهان، علیه بشریت صورت گرفته است و گزارش کاملی از تاریخ و نحوه کار و وسعت دستگاهی است که نامش بازداشتگاه مرگ است. و نکته دیگری که در این کتاب به چشم می‌خورد این است که مجمع‌الجزایر گولاگ از لحاظ مذهبی آغشته به ایمان عمیقی است، و ناگفته نماند که سولژنیتسین راه ایمان آوردن به خدا را در زندان از یک دانشجوی جوان دانشگاه مسکو یاد می‌گیرد.

اهمیت مجمع‌الجزایر گولاگ از حدود “قضیه” شوروی فراتر می‌رود. انسان بی‌سلاح در پیکار نابرابری که با قدرت زمینی و تجاوزپیشه و نیرنگ‌باز آغاز کرده است، در خلال قرنها، در هیچ گوشه‌ای از روی زمین مدافعی روشن‌بین‌تر و نیرومندتر و حلال‌زاده‌تر از سولژنیتسین پیدا نمی‌کند و این حلال‌زادگی و شرعیت، زاده دو چیزی است که هیچ یک از بدگویان جیره‌خوار و نابینای او نمی‌تواند انکار کند: یکی عذابی که دیده است و دیگر نبوغی که دارد.

مجمع‌الجزایر گولاگ که سولژنیتسین اسمش را پژوهش ادبی گذاشته است، درباره گمراهیها و انحرافهای تبهکارانه قرن بیستم و ایدئولوژیهای استبدادی‌اش، حقیقتی را باز می‌گوید که در نظر اول ناگفتنی و تشریح‌ناپذیر به نظر می‌آید. برای اینکه مجمع‌الجزایر به هیچ وجه داستان نیست، زاده تخیل نیست، اثر هنری تازه‌ای است که شکل و قالب تازه‌ای دارد. بی‌گمان، مجموعه اسناد و مدارک، مجموعه “نقل قول”های رسمی و مجموعه “شهادتها” است. و سلسله‌ای از خاطره‌های خود نویسنده است. و همین اسناد و مدارک و همین قولها و شهادتها است که مواد اولیه این کتاب را به وجود می‌آورد.

به نظر سولژنیتسین، “بدی” از همان آغاز حکومت شوراها، از اصل حکومت یک حزبی، از اصل استقرار یک حزب نیرومند و مطلق‌العنان سرچشمه می‌گیرد که پایانش استقرار قدرت پلیسی است. “بدی” از همان ایدئولوژی مارکسیسم و به زبان دیگر، از فطرت و ماهیت و همه آن ایدئولوژیها و جهان‌بینی‌ها سرچشمه می‌گیرد که جانشین وجدان اخلاقی و معنوی و روحانی فرد می‌شوند و اجازه بدی کردن به مردم می‌دهند و در عین حال به مردم اطمینان می‌دهند که در راه نیکی گام برمی‌دارند.

 

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد