دانلود کتاب پاجوش | لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

خلاصه کتاب

زمان: قرن بیستم میلادی

مکان: ایران

"عبدل" در گوشه ای و سگ در گوشه ای دیگر زباله ها را می کاویدند. پشمهای سگ روی گرده اش ریخته بود. دنده هایش از زیر پوست پیدا بود. عبدل هم لاغر و کثیف بود. انگار ماه ها دست و صورتش را نشسته بود. کت کهنه ای که دکمه هایش افتاده بود به تن داشت. کتش تا روی زانوهایش کشیده می شد و او را پیرتر نشان می داد. چوبی در دست نداشت. با نوک پا، زباله ها را به هم می زد. هرچند گاه خم می شد و چیزی را بر می داشت و به دقت دید می زد. بعد نومید و افسرده نگاهش متوجه جاهای دیگر می شد ...

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

پاسخی بگذارید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد