دانلود کتاب کا.گ.ب از یوگنیا آلباتس | فروشگاه کتاب لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

کا.گ.ب از یوگنیا آلباتس

دانلود کتاب کا.گ.ب از یوگنیا آلباتس
 کتاب کا.گ.ب از یوگنیا آلباتس

کا.گ.ب

نام کتاب: کا.گ.ب – پلیس مخفی و سلطه آن بر گذشته، حال و آینده روسیه

نویسنده: یوگنیا آلباتس

مترجم: مهدی پرتوی

انتشارات: ققنوس

سال نشر: ۱۳۷۹

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۴۲۳ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۲٫۱ مگابایت

 

مقدمه

KGB (کا.گ.ب) مخفف عبارت Komitet Gosudarstvennoy Bezopasnosti به معنای کمیته­ امنیتی کشور است. ریشه اولیه این سازمان با نام “اوخرانا” (Okhrana) به ۱۸۸۰ هنگامی که تزار روسیه، الکساندر دوم آن را با هدف نفوذ در میان احزاب مخالف حکومت ایجاد کرد، باز می­گردد. همین نفوذ باعث گردید که هر گونه اقدامی از سوی این گروه‌ها براحتی سرکوب و کنترل گردد. در سال ۱۹۱۶ وقتی مقامات دولتی روسیه خبر از وقوع یک انقلاب به نیکلاس دوم دادند، او به دلیل اعتماد بسیار زیادش به قدرت و نفوذ اوخرانا، این موضوع را جدی نگرفت.

سازمانی با هدف مشابه، بعد از انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷، با عنوان “چکا” (Cheka) با هدف تحکیم حکومت لنین ایجاد شد. چکا در سال ۱۹۱۸ در طی جنگ‌های داخلی روسیه موقتا تعطیل شد و بار دیگر در سال ۱۹۲۲ تحت عنوان “دفتر مدیریت سیاسی کشور” (GPU) جهت سرکوب مخالفین استالین تاسیس شد. استالین در سال ۱۹۳۴ نام آن را به “کمیساریای خلق برای امور داخلی” (GUGB) تغییر داده و به آن قدرت بی‌مثالی بخشید، چرا که اعتقاد داشت نباید زیر نظر حزب فعالیت کند. او از این سازمان بعنوان اهرم قدرتمند سرکوب مخالفانش طی ۳۰ سال حکومت خود استفاده کرد. پلیس مخفی وحشتناک‌ترین نامی بود که مردم روسیه در طی دوران حکومت استالین به گوششان خورد. طی دوره‌­های مختلف تا قبل از مرگ استالین، این سازمان نام­‌های مختلفی به خود گرفت:

GUGB در سال ۱۹۴۱

  NKGB در سال ۱۹۴۳

  MGB در سال ۱۹۴۶

•  MVD در سال ۱۹۵۳

پس از مرگ استالین، در سال ۱۹۵۳ MVD تصمیم گرفت که رویکرد خشن خود را کنار بگذارد و با رویکردی جدید در مارس ۱۹۵۴ به KGB تغییر نام داد. تا قبل از تبدیل شدن به KGB، این سازمان با استفاده از ایجاد وحشت در جامعه و به ره­بری از ایده ­آلیسم برای جذب جاسوس در خارج از کشور، اداره می­‌شد. اعمال مدرنیزه و اصلاحات در KGB در زمان ریاست “یوری آندروپوف” طی سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۲ صورت گرفت. او بعدها به ریاست حزب کمونیسم رسید. در آگوست ۱۹۹۱، “ولادیمیر کریوچکوف”، رئیس وقت سازمان طرح یک کودتای نافرجام علیه دولت “گورباچف” را به دست گرفت. این می­توانست شروع یک پایان برای KGB باشد. این عمل و دیگر فعالیت­‌ها نظیر نفوذ در کلیسای ارتدوکس با اعتراض عمومی مبنی بر اعمال اصلاحات در KGB روبرو شد. با ظهور “بوریس یلتسین” بر مسند قدرت، وی این سازمان را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به ۵ آژانس تحت نظر دو بخش تقسیم کرد که هر کدام وظایف محوله خود را انجام می­دادند. در نتیجه در ۶ نوامبر ۱۹۹۱، KGB رسما بعنوان یک سازمان واحد از دایره وجود خارج گردید.

KGB در اصل یک سرویس نظامی بود؛ درست همانند ارتش شوروی. در اسناد طبقه­‌بندی شده این سازمان می‌­توان ماموریت‌­های آن را یافت:

مدیریت اطلاعات برون مرزی

ضد اطلاعات

فعالیت­‌های تحقیقاتی و عملیاتی

حفاظت از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی

حفاظت از رهبری کمیته مرکزی کمونیست و دولت شوروی

مدیریت مناسبات دولت در کنار مبارزه با ناسیونالیسم و کلیه فعالیت‌های ضد نظام شوروی 

حذف سازمان­‌های معاند حکومت

KGB یک نام کلی برای فعالیت‌های سرویس اطلاعات شوروی سابق، پلیس مخفی آن کشور و آژانس اطلاعاتی (جاسوسی) شوروی بود که با پیوستن MKVD سازمان اطلاعات داخلی شوروی به MVD سازمان اطلاعات وزارت کشور شوروی به سال ۱۹۵۴ تاسیس شد در فاصله سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۹۱ (زمان سقوط شوروی) فعالیت داشت. بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، KGB در ظاهر جای خود را به FSB (سرویس ضد جاسوسی روسیه) داد، به و به دو بخش تقسیم شد:

سرویس امنیتی فدرال 

سرویس اطلاعات برون مرزی دولت روسیه

منتقدان عقیده دارند که این تغییر تنها در نام این سرویس است و این سازمان همچنان به فعالیتهای پشت پرده خود ادامه می‌­دهد. در حال حاضر سرویس اطلاعات داخل روسیه به اختصار FSB و سرویس خارجی آن SVR نامیده می­‌شود. روسيه سابقه بسيار قدرتمندي در امر جاسوسي دارد و تاريخ جاسوسي در اين كشور به دوران حكومت سزارها (تزارها) بر اين سرزمين بازمي‌گردد. با اين حال بعد از سقوط اتحاد جماهير شوروي، KGB که يك سازمان جاسوسي قدرتمند با اختيارات نامحدود بود به سازمان‌هاي كوچك‌تري با اختيارات بسيار محدود تقسيم شد. اما اين محدوديت‌ها مدت زيادي به طول نيانجاميد و از زماني كه ولاديمير پوتين – يكي از اعضاي سابق KGB – سكان قدرت را در روسيه به دست گرفت، سرويس اطلاعات جاسوسي خارجي (SVR) توانست بسياري از اختيارات و اقتدار سابق سازمان‌­هاي جاسوسي را به دست آورد.

بعد از آمريكا، انگليس دومين كشوري است كه به شدت نگران ميزان فعاليت‌­هاي جاسوسان روسي در اين كشور است. مقامات امنيتي انگليس بر اين باورند كه ميزان فعاليت‌هاي جاسوسي روسيه عليه انگليس همچنان در سطح دوران جنگ سرد قرار دارد. در همين خصوص “جاناتان اوانس” مدير سازمان ضدجاسوسي انگليس با اشاره به صرف هزينه­‌هاي كلان و نيروهاي فراوان براي مقابله با جاسوس‌­هاي روسي تاكيد كرده كه هزينه‌­هاي صرف شده در اين زمينه به همان اندازه‌­ای است كه براي مقابله با القاعده به كار گرفته مي‌شود.

“اسنودن” نامی که این روزها حاشیه­ هایی برای دو دولت آمریکا و روسیه رقم زده است و دوباره ماجرای جاسوسی‌های روسیه را بر سر زبان‌ها انداخته است. اگر به تاریخ جاسوسی در روسیه نگاه کنیم درخواهیم یافت ماجرای اسنودن برای بار اول نیست که اتفاق افتاده است و در طول تاریخ جاسوسان زیادی از غرب و آمریکا به سمت روسیه سرازیر شده ­اند. به گفته­ سپهبد “ایان پاسه‌­پا” –معاون اسبق سرویس امنیتی رومانی- که ارتباط بسیار نزدیکی با سران سازمان­‌های اطلاعاتی روسیه داشته است، KGB هم اکنون به ازای هر ۴۲۸ نفر از مردم روسیه، یک مامور اطلاعاتی دارد. او معتقد است که در زمان اتحاد جماهیر شوروی، این سازمان یک دولت در دولت اصلی بود. اما حالا دیگر خودش تبدیل به دولت اصلی شده است.

دوران استالینی KGB: اوج وحشت

با به قدرت رسیدن حکومت بلشویک­‌ها در ۱۹۱۷، لنین، “فلیکس ادموندوویچ زرژینسکی” (Dzerzhinsky) را به سمت ریاست “چکا” گمارد. او تا زمان مرگ خود در سال ۱۹۲۶ یعنی پس از مرگ لنین و بخشی از حکومت استالین، در این سمت باقی بود. پس از وی، “ویاچسلاو منژینسکی” (Vyacheslav Menzhinsky) توسط استالین منصوب گردید. در دوران ریاست او، وی موظف گردید که نظم بشدت در میان مردم حاکم گردد. در این دوران، استالین دارایی ۱۴ میلیون نفر از مردم روسیه را در فهرست مزارع جمعی وارد کرد. منژینسکی مامور شد که با هدف صادرات، نان و غلات را از فهرست مزارع جمعی حذف نماید و بدین ترتیب با بوجود آمدن قحطی بزرگ، ۵ میلیون نفر از گرسنگی مردند.

اما منژینسکی در سال ۱۹۳۴ بطرز مشکوکی مرد. بعدها، “گنریخ یاگودا”، جانشین وی در جریان بازجویی‌­اش اعتراف کرد که وی منژینسکی را به طمع تصاحب منصبش با سم به قتل رسانده است. از آنجا که یاگودا یک داروساز متبحر بود و علاقه بسیاری به پیشرفت‌های عملی داشت، در دوران وی، پیشرفت‌های بسیاری در زمینه‌­های علمی در روسیه حاصل شد. وی علاقه بسیاری به انجام آزمایشات انسانی بر روی محکومین جنایی داشت. پس از مدتی در پی تردید استالین نسبت به مرگ منژینسکی – یار و همدم قدیمی‌­اش – او بازداشت شده و تحت بازجویی اعتراف به قتل منژینسکی کرده و در نتیجه در سال ۱۹۳۶ اعدام گردید.

در سال ۱۹۳۶، یکی از جنایتکارترین رهبران KGB، با نام “نیکلای یژوف” (Nikolai Yezhov) بر منصب نشست. وحشت و ترس در دوران وی به بالاترین حد خود در شوروی رسید. لقب او در رسانه‌­های غربی و در میان مردم روسیه به “ماشین آدمکشی” و “خارپشت آهنین” معروف گردید. فقط برای نمونه، او ۳ هزار نفر از عوامل خود را طی سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ اعدام کرد. و بعد هم با خشم گرفتن بر “لاورنتی بریا” (Lavrenti Beria) – معاون خود- دستور دستگیری وی را صادر کرد. اما عملیات دستگیری بریا از طریق یکی از عوامل KGB به وی لو رفت و او سریعا خود را به مسکو رساند و با استالین دیدار کرد. طی دیدار خصوصی با استالین، او میزان وفاداری خود در معاونت گرجستان به حزب کمونیست و استالین را اذعان داشت و مواردی را در مورد یژوف ابراز کرد که ترس از بقدرت رسیدن و یا بروز کودتا از سوی یژوف را در استالین برانگیخت. لذا، استالین دستور دستگیری و اعدام وی در سال ۱۹۳۸ را صادر کرد.

بریا در سال ۱۹۳۸ به سمت ریاست NKVD منصوب گردید. او، سازمان را گسترش داد و بازوی امنیتی آن NKGB را آنقدر تقویت کرد که در سال ۱۹۴۱ تبدیل به یک سازمان مستقل شد. این سازمان مسئولیت تامین امنیت داخلی، فعالیت‌های ضد جاسوسی، نگهبانی از مرزها، مدیریت اردوگاه‌های کار، و انجام عملیات‌های چریکی و زیرزمینی علیه آلمانی­‌ها در طی جنگ جهانی دوم را بر عهده داشت. مردی که ریاست NKGB را عهده­‌دار بود، “وسه وُلوُد مرکولوف” (Vsevolod Merkulov) نام داشت. میزان وفاداری او به بریا بسیار زیاد بود و وی را در جریان ریز فعالیت‌های سازمان قرار می­‌داد. در سال ۱۹۵۰، مرکولوف جای خود را به “ویکتور آباکوموف” (Viktor Abakumov) داد که هیچ تعهدی به بریا از خود نشان نمی­‌داد. بریا نیز استالین را متقاعد کرد که با نسبت دادن اتهام به آباکوموف مبنی بر طرح توطئه علیه وی، او را محاکمه و اعدام کند و اینچنین شد که وی در سال ۱۹۵۱ به جوخه­‌های آتش سپرده گردید.

با مرگ استالین در سال ۱۹۵۳ که در حلقه­ بسیار خصوصی سیستم امنیتی شوروی با نام “کُبا” (Koba) خوانده می­شد، بریا بی­‌خبر از خوابی که “نیکیتا خروشچف” (Nikita Khrushchev) برای وی دیده است، تصمیم گرفت که قدرت را بدست گیرد. اما خروشچف با همکاری چند تن از مقامات عالی ارتش روسیه، کودتا کرده و بریا را دستگیر و در همان سال اعدام کرد. پس از به قدرت رسیدن خروشچف، این سازمان در مارس ۱۹۵۴ با ریاست “ایوان سروف” (Ivan Serov) همین نامی که امروز دارد را بر خود گرفت: “KGB”.

قصه تلخ مرگ پسر استالین

“یاکوف جوگاشویلی” (Yakov Dzhugashvili)، پسر استالین از همسر اولش در جولای ۱۹۴۱ در حالیکه رهبری یک عراده تانک را بر عهده داشت، توسط نیروهای نازی دستگیر شد. وی در طی آوریل تا ژوئن ۱۹۴۲ در اردوگاه “هوملزبورگ” نگهداری شد و سپس در مارس ۱۹۴۳ به اردوگاه “ساچسن‌هاوزن” منتقل گردید.

طبق اسناد محرمانه فاش شده در سال ۲۰۰۶ سازمان KGB مرگ او در تاریخ ۱۶ جولای ۱۹۴۵ به اینصورت بوده که در اردوگاه در حال قدم زدن بوده است که یکی از نگهبانان به او فرمان بازگشت به اتاقش را می­‌دهد، اما وی با سرپیچی به طرف حصارها می­‌آید. سرباز فرمان ایست می‌دهد و او فریاد می­زند “شلیک کن!”. سرباز هم گلوله­‌ای به سر او شلیک می­‌کند. گفتنی است که یاکوف پیش از این هم میل به مردن داشته! و چند سال قبل، پس از ممانعت پدرش از ازدواج او با دختری که دوست داشت، اقدام به خودکشی با اسلحه می­‌کند. معروف است که استالین در مورد خودکشی وی گفته بود “حتی عرضه­ نداشته درست شلیک کند که بمیرد”. او یک بار هم در مورد یاکوف اینچنین گفته بود: “یاشا مثل ولگردها و قلدرها رفتار می­‌کند. دیگر نمی­‌خواهم او را ببینم”.

طبق اسناد، نازی­‌ها خواستار تبادل او با ژنرال “فردریش پالوس” (Friedrich Paulus) بودند که قبلا در “نبرد استالینگراد” توسط روس­‌ها دستگیر شده بود. اما استالین با بیان جمله­‌ای بسیار مشهور قید پسر خود را زده و پیشنهاد آلمان‌ها را نمی­‌پذیرد: “من یک ژنرال را با یک ستوان عوض نمی­‌کنم”.

روش عملیاتی

در سال ۱۹۸۳، این سازمان از نظر مجله تایمز بعنوان قویترین سازمان جمع­‌آوری اطلاعات در جهان شناخته شد. KGB به هر روش قانونی و غیرقانونی، اقدام به جاسوسی در کشورهای هدف کرده و اطلاعات بدست آمده را به سفارت خود در آن کشور انتقال می­‌دهد. در صورتیکه مامور تابع روش قانونی دستگیر شود، از “مصونیت دیپلماتیک” استفاده کرده و آزاد می­‌شود. اما این مصونیت برای مامورین غیرقانونی وجود ندارد. در اویل تاسیس این سازمان، رؤسا بیشتر بر روی مامورین غیرقانونی تمرکز می­‌کردند؛ چرا که آنها خیلی بهتر از مامورین قانونی در مناطق هدف نفوذ می­‌کردند.

KGB، از ابتدا ۴ شکل جاسوسی را در دستور کار خود قرار داد: سیاسی، اقتصادی، استراتژیک-نظامی، و ارائه اطلاعات منحرف‌کننده. این اشکال جاسوسی با توسل بر فعالیت­‌های امنیتی و ضد اطلاعاتی، اشاعه اطلاعات منحرف­‌کننده­ علمی-تکنولوژیکی و حمایت قانونی از جاسوسان صورت می‌­گیرد. این سازمان، دارای دو دسته جاسوس است: قانونی و غیرقانونی. جاسوسان قانونی در سفارت­‌های روسیه در سرتاسر جهان اقامت داشته و از مصونیت سیاسی و امنیتی برخوردارند. جاسوسان غیرقانونی معمولا از عوامل اجیر شده­ برون مرزی بوده؛ ماموریت­‌هایشان فارغ از ماموریت‌­های تجاری و دیپلماتیک است؛ برای هیچکس قابل شناسایی و رویت نیستند؛ و در صورت دستگیری، مصونیت سیاسی ندارند.

ساختار سازمان

در ساختار ریاست این سازمان، یک نفر رییس کل و ۴ تا ۶ نفر هم معاون وجود دارد که از این تعداد ۲ نفر آنها معاون اول هستند. KGB مستقیما تحت نظر یک دفتر سیاسی که رییس سازمان را انتخاب کرده­ است، اداره می­‌شود. شعبات منطقه­‌ای سازمان هر کدام مدیر بخش خود را دارد. هیئت اصلی تصمیم­‌گیرنده سازمان، شامل رییس، معاونین، و روسای هیئت مدیره است. در تمامی تاسیسات دفاعی روسیه، KGB دارای دفتر است. همچنین در تمامی شرکت‌های بزرگ روسیه، دارای شبکه گسترده­‌ای است. این سازمان با گماردن یک یا چند نفر از ماموران خود در هر سازمان بزرگ، احساسات سیاسی را شناخته و اقدامات بعدی را انجام می­‌دهد. بخاطر طبیعت بسیار مخفی­کارانه KGB، هنوز اطلاع دقیق از تعداد پرسنل آن در دست نیست. برخی برآوردها تعداد عوامل آن در سال ۱۹۷۳ را ۴۹۰ هزار نفر و در سال ۱۹۸۶، ۷۰۰ هزار نفر تخمین زده­‌اند. مقدار دقیق بودجه این سازمان هنوز معلوم نیست.

اطلاعات و ضد اطلاعات

در سال ۱۹۷۲، فضای مصالحه بین روسیه و کشورهای شرق اروپا ایجاد گردید. همین امر باعث شد تا پای مامورین اطلاعات روسیه به آمریکا و سایر کشوهای غربی باز شود. آنها در هیئت بازرگان، تاجر، روزنامه نگار، دانشمند و دانشجو وارد این کشورها می‌شدند. نسبت شهروندان روس که در آمریکا اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می­‌کنند بین ۳۰ تا ۴۰ درصد و بیش از ۵۰ درصد در کشورهای جهان سومی است. این بدان معناست که بسیاری از روس­‌های ساکن کشورهای دیگر که مامور اطلاعاتی نیستند، عملا توسط KGB برای مامور‌یت‌­های اطلاعاتی گمارده می­‌شوند.

استخدام

KGB برای تامین نیرو، به سراغ نوابغ دانشگاهی می‌­رود که معمولا بر یک تا ۴ زبان مسلط هستند. حقوق بالا، ارتقائات نظامی، دسترسی به ارز خارجه، و زندگی در خارج از کشور به آنها پیشنهاد می‌­شود. سپس نیروهای جذب شده را در مدرسه عالی اطلاعات در مسکو آموزش می­‌دهند. دوره­‌های آموزشی شامل کد شناسی، استفاده از اسلحه، عملیات خرابکاری، مطالعه کامل تاریخ و اقتصاد بر اساس مارکسیست-لنینیست، علم نظری، تاریخچه کامل حزب کمونیست شوروی، حقوق، و زبان­‌های خارجه می­‌شود.

تکنولوژی در KGB

به گفته­ آرکادی شوچنکو، مامور سابق اطلاعاتی روسیه KGB مسئول اصلی سیاستگذاری خارجه در کاخ کرملین است. سوالات مورد نیاز برای پاسخ از کرملین به سازمان ارسال شده و سپس سیاستگذاری اعمال می­‌گردد. مامورین سازمان، علاوه بر اطلاعات خارجه، بر تکنولوژی پیشرفته غربی هم متمرکز هستند و اطلاعات کامل در مورد تکنولوژی‌های نظامی غرب از طریق سازمان در قالب اسناد یا هارد دیسک در اختیار کمیسیون صنعتی-نظامی هیئت رییسه شورای وزرا قرار می­‌دهد. این کمیسیون هم وظیفه هماهنگی سامانه تسلیحاتی روسیه و دستیابی به آخرین تکنولوژی غربی را بر عهده دارد. این کمیسیون، پس از این مرحله، حوزه شرایط کار را در میان KGB و دیگر سازمان‌های اطلاعاتی روسیه مشخص می­‌کند. همانطور که پیشتر اشاره شد، دوره آندروپوف، دوره­ رنسانس KGB بود. او معتقد به جاسوسی الکترونیک بود. به همین منظور، وی از تجهیزات ارتباطاتی و ماهواره برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده کرد. هم اکنون KGB، سه ماهواره برای جمع­‌آوری اطلاعات پرتاب کرده است. همچنین جمع‌آوری اطلاعات نظامی توسط معاونت خارجه اطلاعات نظامی ستاد کل نیروهای مسلح روسیه (GRU) انجام می‌­پذیرد.

 

معرفی کتاب

یوگنیا آلباتس‌ در این‌ تحقیق‌ مسحور کننده‌، این‌ افسانه‌ را که‌ کا.گ‌.ب‌ همراه‌ با فروپاشی‌ شوروی‌ از بین‌ رفته‌، باطل‌ می‌سازد و با استفاده‌ از گنجینه‌ای‌ از اسناد منتشر نشده پرونده‌های‌ مخفی‌ کا.گ‌.ب‌ و مصاحبه‌های‌ بی‌نظیر، سیر تحول‌ و تطور کا.گ‌.ب‌ را به‌ گسترده‌ترین‌ نیروی‌ پلیس‌ مخفی‌ جهان‌ به‌ ثبت‌ می‌رساند. او نشان‌ می‌دهد که‌ کا.گ‌.ب‌ چگونه‌ در تمام‌ ساختارهای‌ جامعة‌ مدنی‌ و تمام‌ وجوه‌ زندگی‌ روزمره‌ نفوذ می‌کرد، و چطور با وجود انحلال‌ رسمی‌ آن‌ در روسیه‌ جدید “دموکراتیک‌”، نیرومندتر از همیشه‌، خود را از ابزار قدرت‌ دولتی‌ به‌ یک‌ قدرت‌ دولتی‌ مستقل‌ متحول‌ کرده‌ است‌. یوگنیا آلباتس‌ یکی‌ از نام‌آورترین‌ روزنامه‌نگاران‌ روسیه‌ است‌. مقالات‌ او در اخبار مسکو و نیوزویک‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. در ایزوستیا ستون‌ ثابتی‌ در اختیار اوست‌ و تاکنون‌ چندین‌ فیلم‌ مستند تلویزیونی‌ ساخته‌ است‌.

بروک‌ کلارک‌ (فایننشال‌ تایمز):

«بسیار کم‌ هستند کسانی‌ که‌ بتوانند با اصالت‌ و صلاحیت‌ در باره کا.گ‌.ب‌ بنویسند. یوگنیا آلباتس‌ یکی‌ از آن‌هاست‌. این کتابی‌ است‌ که‌ هر کس‌ بخواهد پویش‌ تاریخ‌ اخیر روسیه‌ و شاید آینده آن‌ را بشناسد، باید آن‌ را بخواند.»

دیوید رمنیک‌ (نویسنده “مقبره لنین‌”):

«شایسته‌ است‌ به‌ نظریه جدید او ـ که‌ کا.گ‌.ب‌ هنوز هم‌ زنده‌ و فعال‌ است‌ ـ به‌ وسیع‌ترین‌ نحو ممکن‌ گوش‌ فرا داد.»

 

امکان دانلود وجود ندارد

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد