دانلود کتاب The Queen's Necklace از Alexandre Dumas | فروشگاه کتاب لی لی بوک


رایگان    پولی
سبد خرید (0)

The Queen’s Necklace از Alexandre Dumas

دانلود کتاب The Queen’s Necklace از Alexandre Dumas
  کتاب The Queen’s Necklace از Alexandre Dumas

 

نام کتاب: The Queen’s Necklace

نویسنده: Alexander Dumas

مجموعه: Classics Illustrated

انتشارات: Gilberton Company

سال نشر: ۱۹۶۱

زبان: انگلیسی

تعداد صفحات: ۵۲ صفحه

فرمت: JPEG

حجم: ۱۱٫۳ مگابایت

 

مقدمه

رسوایی تاریخی گردنبند ملکه در سال ۱۷۸۵ و در دربار لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه اتفاق افتاد. در مرکز این رسوایی گرانبهاترین گردنبند الماس در کل فرانسه و احتمالا جهان قرار داشت.

ماری آنتوانت ملکه فرانسه، دختر ماری ترزا امپراتریس اتریش از خیلی جهات یک دختر جوان شاد٬ که دلش می خواست خوشحال باشد. دوستانش را خیلی دوست داشت و به تاییدات الهی مقامش بعنوان ملکه فرانسه باور داشت. حالا اگر مهمانیهایش خرج زیادی بر می داشت خیلی مهم نبود. ولخرجیهای او برای ثروتمندترین پادشاهی اروپا می توانست اهمیتی نداشته باشد. اما فرانسه از جنگهای هفت ساله با ورشکستگی بیرون آمده بود و حالا داشت به ایالات متحده برای استقلال پیدا کردن از بریتانیا کمک می کرد. جنگ پر هزینه بود. ولخرجیهای ملکه و مهمانیهای پر زرق و برقش به چشم می آمدند. مردم فرانسه خسته از فساد دستگاه اداری٬ حرص ممیزان مالیاتی و استبداد اشراف خیلی زود به ملکه لقب خانم ورشکست کننده را دادند. ولی سلطنت هنوز در فرانسه شانس داشت. لویی شانزدهم در تصمیم گیری بسیار کند و حتی بی اراده می توانست باشد ولی اهل کشتن نبود. تا آنکه ماجرای گردنبند ملکه پیش آمد.

گردنبند ملکه یک گردنبند الماس نشان بسیار زیبا و گرانقیمت ساخته جواهرسازان معروف بومر و بوسانک بود که در ابتدا آنرا به درخواست لویی پانزدهم و بعنوان هدیه ای برای معشوقه اش، مادام دوپاری ساخته بودند. ساخت گردنبند، چند سال وقت و هزینه زیادی از جواهرسازان گرفت. لویی پانزدهم در طی این چند سال و قبل از تکمیل ساخت گردنبند از دنیا رفت و جانشینش لویی شانزدهم، مادام دوپاری را از دربار اخراج کرد. بومر و بوسانک پس از تکمیل گردنبند، آنرا به لویی شانزدهم پیشنهاد می کنند، با این امید که لویی آنرا برای ملکه خود، ماری آنتوانت بپسندد. لویی شانزدهم گردنبند را بعنوان هدیه تولد اولین فرزندشان برای ملکه خریداری کرد، ولی ملکه آنرا نپذیرفت تا هزینه اش را که ۲ میلیون لیره تخمین زده شده بود، برای تجهیز یک کشتی جنگی پرداخت شود. با اینحال بومر و بوسانک که گردنبند را ساخته بودند، نومید نشدند و باز آنرا برای فروش به ملکه عرضه کردند. ملکه باز رد کرد. در اینجا یکی از آن شخصیتهای جالب تاریخ که کلاهبردار و شارلاتان هم بود، وارد صحنه شد: کنتس ژان دو لاموت، همسر افسری به نام نیکولاس دو لاموت که ادعا می کرد نواده هنری دوم و از خاندان سلطنتی والوا است. او در مارس ۱۷۸۵ معشوقه کاردینال روهان شد که اسقفی بود قدرت طلب و مشتاق پست وزارت و البته تا حدودی دلداده ماری آنتوانت. او که اخیرا به خاطر پراکندن شایعاتی پیرامون روابط تیره ماری آنتوانت و مادرش، ماری ترزا مورد بی مهری ماری آنتوانت قرار گرفته بود، سخت در جستجوی راهی برای بدست آوردن دل ملکه و ورود دوباره به دربار بود.

دو لاموت ادعا می کرد که ندیمه ملکه شده است و واسطه ارسال نامه های عاشقانه روهان به ماری آنتوانت شد. لحن ملکه در جواب نامه ها گرم و صمیمی شد و کاردینال متقاعد شد که ملکه عاشق او شده است. او از دو لاموت خواست تا یک ملاقاتِ شبانه محرمانه با ملکه برای وی ترتیب دهد.این ملاقات در ماه آگوست ۱۷۸۴ انجام شد و کاردینال با زنی که فکر می کرد ملکه ماری آنتوانت است در باغ کاخ ورسای ملاقات کرد؛ اما این زن در واقع فاحشه ای بود به نام نیکول که دو لاموت او را به علت شباهتش به ملکه به ملاقات کاردینال فرستاده بود. کاردینال در این ملاقات شاخه گل رزی را به ملکه قلابی (نیکول) می دهد و ملکه قلابی نیز به او قول می دهد که تمام اختلافات گذشته را فراموش کند.

آوازه دو لاموت به عنوان ندیمه ملکه در همه جا پیچید و به گوش بومر و بوسانکِ جواهرفروش نیز رسید. در اواخر سال ۱۷۸۴ آنان که از فروش گردنبند حتی به خانواده های سلطنتی و اشراف خارج از فرانسه نیز ناامید شده بودند، از دولاموت برای فروش گردنبند به ملکه کمک خواستند. دولاموت نیز به کاردینال روهان که می خواست با کمک ملکه وزیر بشود اشاره کرد که این فرصت خوبیست و او می تواند گردنبند را برای ملکه بخرد. و البته روح ماری آنتوانت هم از این ماجراها خبر نداشت. دولاموت هیچ سمتی در دربار ملکه نداشت و نامه های روهان را با کمک یک هجانویس فاسد فرانسوی به نام رنو دو ویلت، با امضای ملکه فرانسه جعل می کرد و جواب می داد. دو لاموت به این بهانه مبالغ هنگفتی از روهان قرض می کرد تا در کارهای خیریه ملکه خرج شود و البته این مبالغ به دولاموت کمک می کرد تا زندگی خود را تغییر دهد و عضو طبقه ممتاز جامعه بشود. مردمی که از دربار خبر نداشتند باور کرده بودند که دولاموت ندیمه ملکه و یک اشرافزاده واقعیست.

جعل ادامه پیدا کرد و ماجرای گردنبند شروع شد. اینبار فرصت طلایی نصیب دو لاموت شد و او با جعل نامه ای دیگر با امضای ملکه فرانسه، از کاردینال روهان خواست تا گردنبند را به صورت اقساط برای او خریداری کند. کاردینال روهان که باور کرده بود از طرف ملکه مامور خرید گردنبند شده است، با جواهرفروش تماس گرفت و به شرط خرید به اقساط با نامه ای که باور داشت از ملکه است گردنبند را تحویل گرفت. آنرا به خانه دو لاموت برد و تحویل مردی داد که فکر می کرد پیشخدمت ملکه است؛ ولی در واقع شوهر و همدست دولاموت بود. گردنبند بلافاصله به لندن فرستاده شد و تکه تکه شد تا به فروش برسد. وقتی زمان قسط اول رسید جواهر فروشان سراغ ملکه رفتند که تازه متوجه ماجرا شدند.

کاردینال روهان بازداشت و به زندان باستیل انتقال داده شد و مورد بازجویی قرار گرفت، در طول راه او فرستاده ای فرستاد و تمام اوراقش را نابود کرد. دادگاه کاردینال را قربانی کلاهبرداری دانست و تبرئه کرد. سه روز بعد از دستگیری کاردینال، دو لاموت هم دستگیر شد. او نیز در طی این سه روز تمام اوراق و نامه هایش را نابود کرده بود. دادگاه او را به شلاق و حبس ابد در زندان فاحشه ها در سالپتریر محکوم کرد و روی هر دو بازویش حرف V (اول کلمه فرانسوی Voleuse به معنای دزد) داغ زده شد؛ ولی بعد از چند ماه در حالی که خود را به شکل یک پسر درآورده بود، از زندان فرار کرد. شوهرش نیز که در سرقت و فروش گردنبند دخیل بود، به صورت غیر حضوری محاکمه و به کار اجباری محکوم گردید. نیکول و رنو دو ویلت نیز دستگیر شدند. رنو دو ویلت پس از اینکه اعتراف کرد نامه ها را با امضای جعلی ملکه فرانسه برای کاردینال روهان می نوشت، تبعید شد.

در ماجرای سرقت گردنبند ملکه، یک نفر دیگر نیز توسط پلیس فرانسه دستگیر شد: فراماسونر برجسته ای به نام کنت کاگلیسترو. هر چند نقش کنت کاگلیسترو در ماجرای گردنبند ملکه مورد تردید و در پرده ای از ابهام بود، او به اعدام محکوم شد که بعدها حکمش به حبس ابد تخفیف یافت. یکی از نویسندگان معتقد است که کاگلیسترو قربانی توطئه ای بود برای قوت بخشیدن به تبلیغاتی که فراماسونرها را بعنوان طراحان اصلی انقلاب فرانسه و براندازی سلطنت مطلقه در کل اروپا معرفی می کرد.

هر چند هیچ مدرکی دال بر شرکت ماری آنتوانت در رسوایی گردنبند ملکه وجود نداشت و همه مورخان نیز رای بر بیگناهی او در این ماجرا می دهند، اما آنچه که مردم فرانسه باور کردند این نبود. آنها اعتقاد داشتند که ملکه برای ارضای علاقه اش به الماس از دولاموت استفاده کرده است تا سرجواهرفروش را کلاه بگذارد. از دید مردم فرانسه، ماجرای گردنبند همه شایعات را درباره ملکه تایید کرد که او زنیست هوسباز و خیانتکار به شوهر و دوستانش با علایق و غرایز غیرانسانی. خیلی زود ماری آنتوانت سمبل همه چیزهایی شد که مردم فرانسه درباره سلطنت بد می دانستند. انقلاب فرانسه دو سال بعد شروع شد و انقلابیون هفت سال بعد از رسوایی گردنبند، حکم به اعدام ماری آنتوانت با گیوتین دادند.

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۷۸۵-۱۷۸۴ میلادی

مکان: فرانسه (شهر پاریس)

“ژوزف بالسامو” که از سوی اعضای ارشد فراماسونری، مامور آزادی فرانسه شده بود، دوباره بعد از ده سال بازگشته است تا با هویت جدید خود، “کنت کاگلیسترو” عملیاتی دیگر را برای براندازی تاج و تخت خاندان سلطنتی بوربون ها طراحی کند و برای او هیچ گزینه ای بهتر از رسوا سازی “ماری آنتوانت”، ملکه فرانسه نیست. او در اقدامی پیش بینی شده ابتدا به جلسه انرژی درمانیِ دکتر “مسمر”، طبیب اتریشی می رود؛ چرا که می داند “ماری آنتوانت” نیز به آنجا خواهد آمد. برحسب اتفاق زنی به نام “نیکول” نیز در آنجا حضور دارد که شباهت زیادی به ماری آنتوانت دارد. ژوزف بالسامو بعد از پیدا کردن آدرس او، در طی یک ملاقات حضوری از وی می خواهد که در ازای دریافت مقدار زیادی پول، برای مدتی نقش معشوقه او (بالسامو) را بازی کند. هرچند در ابتدا نیکول راضی نیست؛ ولی بالاخره بالسامو با زبان چرب و نرم خود موفق می شود که نیکول را راضی به این کار کند. اولین جایی که بالسامو می خواهد معشوقه خود را ببرد، سالن رقص بالماسکه معروف فرانسه است. جایی که بسیاری از نجیب زادگان نیز حضور دارند و اینها همان کسانی خواهند بود که بعدا در دربار لویی شانزدهم سوگند خواهند خورد که ملکه ماری آنتوانت را (در واقع نیکول را که شباهت زیادی به او داشته) با مردی غریبه در سالن رقص مشاهده کرده اند.

از طرفی تنها کسی که که از هویت واقعی نیکول و شباهت ظاهری او با ماری آنتوانت آگاه است زنی است به نام ” کنتس ژان دو لاموت”، یکی از بازماندگان خاندان سلطنتی پیشین فرانسه، خاندان “والوا”. زنی باهوش ولی در دام فقر که در پی مقام اشراف زادگی و موقعیت ورود به دربار خاندان سلطنتی وقت فرانسه، “بوربون” است. در این میان آشنایی دو لاموت با اسقفی قدرتمند به نام “کاردینال روهان” باعث می شود که او اهداف خود را نزدیکتر و قابل دسترس تر حس کند. کاردینال روهان مورد بی مهری ملکه قرار گرفته و سخت در پی جلب توجه ملکه و ورود دوباره به دربار است. دولاموت و کاردینال روهان هر دو هدف مشترکی دارند و پیش آمدن موضوع گردنبند دو میلیون لیره ای “بومر” و “بوسانک” که لویی شانزدهم بعنوان هدیه برای ماری آنتوانت خریده بود، فرصتی طلایی را برای اجرای نقشه شان در اختیار آن دو می گذارد. با توجه به اوضاع بحرانی اقتصادی در فرانسه، ملکه این گردنبند را نمی پذیرد تا پولش برای تجهیز یک کشتی جنگی پرداخت شود. دو لاموت که به داخل کاخ ورسای و دربار لویی شانزدهم نفوذ کرده است، با آگاهی از علاقه شدید ملکه ماری آنتوانت به گردنبند، تصمیم می گیرد کاردینال را متقاعد کند تا گردنبند را به صورت قسطی بخرد و آنرا بعنوان هدیه به ملکه تقدیم کند تا بتواند توجه دوباره او را جلب کند. کاردیینال که کورکورانه در عشق ملکه گرفتار شده است، گردنبند را طی قراردادی به صورت قسطی خریداری می کند و از طریق دو لاموت به ماری آنتوانت می رساند. این کار کاردینال، ملکه را تحت تاثیر قرار می دهد؛ اما او به شرطی گردنبند را قبول می کند که اقساط آنرا خود به عهده بگیرد. قسط اول گردنبند به مبلغ ۲۵۰ هزار لیره توسط ملکه و از طریق دو لاموت پرداخت می شود. اما به علت شرایط بد اقتصادی فرانسه و رد شدن اعتبار پانصد هزار لیره ایِ درخواستیِ ملکه توسط شاه، مار آنتوانت از خرید گردنبند پشیمان شده و آنرا به دو لاموت می دهد و از او می خواهد گردنبند را به بومر و بوسانک بازگرداند و بعلت اجتناب از رسوایی حتی از دریافت پولی که بعنوان قسط اول داده بود، صرفنظر می کند. دو لاموت گردنبند را از ملکه می گیرد تا به جواهرفروشان برساند، اما بعد از اینکه به خانه می رود با دیدن زیبایی خیره کننده گردنبند، فکری دیگر به ذهنش می رسد، فکری که مسیر تاریخ فرانسه را عوض می کند …

 

معرفی کتاب

کتاب The Queen’s Necklace (به فارسی: گردنبند ملکه) یکی دیگر از رمانهای تاریخی و جذاب الکساندر دوما پیرامون تاریخ فرانسه می باشد. الکساندر دوما در این کتاب وقایع اواخر دوران سلطنت لویی شانزدهم را با اشاره ای به ماجرای تاریخی گردنبند ملکه که به وقوع انقلاب فرانسه و سرنوشت شوم ماری آنتوانت و لویی شانزدهم سرعت بخشید، توصیف می کند.

در اين رمان تاریخی و جذاب، دختري بنام نيكول كه خوانندگان كتابِ “ژزف بالسامو” بخوبي با شخصيت و روحيات وی آشنا مي‌باشند، ناخواسته وارد ماجرايی مي‌شود كه اولين تكان اساسي را بر پيكره امپراطوری فرانسه و كاخ نشينان “ورساي” وارد مي‌آورد. شباهت ظاهری اين دختر با ملكه وقت فرانسه، ماری آنتوانت به حدي زياد است كه حتي عاشقان سينه چاك ملكه و نزدیکترین دوستان او را نيز به اشتباه مي‌اندازد و فراماسونری به نام ژوزف بالسامو كه نام خود را به كنت كاگليسترو تغيير داده است، از این شباهت برای روکردن روابط فاسد ماری آنتوانت، ملکه دربار فرانسه استفاده می کند و باعث ایجاد تنفر عمومی نسبت به دربار لویی شانزدهم می گردد.

این کتاب در مجموعه غرش طوفان (جلد اول و دوم) با ترجمه شیوای ذبیح الله منصوری به فارسی ترجمه شده است.

مقایسه رمان “گردنبند ملکه” با واقعه تاریخی “گردنبند ملکه”:

در کتاب دوما همه حوادث دقیقا مشابه با واقعه تاریخی گردنبند ملکه نیست و فقط برداشتی آزاد از آن صورت گرفته است. یکی از تفاوت های عمده این واقعه تاریخی و رمان دوما این است که در واقعه تاریخی گردنبند، ماری آنتوانت از خرید گردنبند به نام خود هیچ اطلاعی ندارد و این دولاموت است که با شیادی کاردینال را قانع می کند که با درخواست ملکه، مامور خرید گردنبند شده است؛ اما در رمان دوما ماری آنتوانت از خرید گردنبند کاملا اطلاع دارد و حتی قسط اول آنرا نیز از اعتبارات خود می پردازد. همچنین در آن حادثه تاریخی نقش کنت کاگلیسترو در پرده ای از ابهام باقی ماند و حتی از طرف بسیاری مورد تردید واقع شد؛ اما در رمان دوما نقش او در قسمت های مختلف ماجرا (وارد کردن نیکول به ماجرا، پس گرفتن دو میلیون لیره قرض خود از کاردینال روهان در موقعیت حساسی که کاردینال می خواست با آن پول قسط های گردنبند ملکه را بپردازد و …) بوضوح شرح داده می شود.

 

اطلاعات کتاب

• کتاب The Queen’s Necklace ترجمه ای است از کتاب Le Collier de la Reine (به فارسی: گردنبند ملکه) نوشته Alexandre Dumas که نخستین بار در طی سالهای ۱۸۴۹ و ۱۸۵۰ به صورت سریالی در مجله ای به نام

La Presse در فرانسه منتشر می شد.

 

کتاب‌های مرتبط

دیدگاه خود را وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌ها

دیدگاهی وجود ندارد